ورود روحانیت به عرصه سیاسی و نوشته شدن ناکامی‌ها به پای دین

  • نشان کردن
؟
متن کاربر

پرسش

با توجه به این‌که معمولاً عملکردها با ضعف‌ها و کاستی‌هایی روبروست، آیا تشکیل حکومت دینی و ورود روحانیت به عرصه سیاسی، موجب نمی‌شود ناکامی‌ها و ضعف‌ها به حساب دین گذاشته شود؟ بهتر نبود که روحانیت به این عرصه وارد نمی‌شدند و حکومت دینی تشکیل نمی‌شد؟

پاسخ کارشناسی

پاسخ

با توجه به جامعیت احکام اسلام و ابعاد سیاسی اجتماعی آن با کدام دلیل منطقی و مجوّز دینی از ترس نوشته شدن ناکامی‌ها به پای دین، بخش عمده و مهمی از احکام و آموزه‌های دین در عرصه سیاسی و اجتماعی را می‌توان کنار گذاشت و در عین حال مدعی دینداری بود؟ آیا آنچه پس از کنار گذاشتن این بخش از احکام اسلام باقی خواهد ماند، تمام دین است یا تنها بخشی از آن؟ آیا دغدغه و احساس مسئولیت این افراد نسبت به دین، از خدا و امامان معصوم: بیشتر است که در عصر غیبت مردم را به حال خود رها نکرده و برای اداره جامعه اسلامی برنامه مشخصی ارایه نموده‌اند؟ مگر نه آن‌که فلسفه وجودی دین، هدایت انسان‌هاست و بشر دارای جنبه­های مادی، معنوی، فردی و اجتماعی است که ایجاب می‌کند دین به عنوان برنامه الهی، تمام این ابعاد را در برگرفته و مورد توجه قرار دهد و از هیچ عرصه‌ای فروگذار ننماید؟ چه این­که در این صورت، رسالت هدایت دین، ناقص خواهد ماند.

بر این اساس، چگونه می‌توان پذیرفت دین اسلام (که ادعای جامعیت و خاتمیت دارد) حکومت و حاکمیت که اساسی­ترین نقش در هدایت انسان‌ها را دارد، مورد توجه قرار نداده باشد یا این امر مهم را به خود مردم بسپارد تا با وجود جهل و نادانی آنان و تأثیر پذیری از امیال نفسانی به هر که بخواهند بسپارند؟

نتیجه چنین تفکری، جز حکم به فقدان جامعیت دین و کاستی در هدایت آن و رها نمودن انسان‌ها در بخش اساسی زندگی آنان خواهد بود؟ آیا تردیدی در زمانمند نبودن و باطل نشدن احکام اسلام وجود دارد؟ اگر چنین است، چگونه می‌توان این بخش از احکام اسلام را نادیده گرفت؟!

حفظ دين در معناي جامع آن نه صرف بخشي از رفتار فردي، بدون وجود حاكميت ديني امكان پذير نبوده و با توجه به تهاجم تفكر سكولار نسبت به دين و ارزش‌هاي ديني، نمي­توان ادعاي حفظ دين و اعتقادات ديني را داشت.

دغدغه نسبت به حفظ دین و دینداری در جای خود، کاملاً بجا و حساسیتی بسیار ارزشمند است، اما اگر بر اساس چنین دغدغه­ای، حاکمیت دینی را در عصر غیبت کنار بگذاریم، با توجه به تلاش دشمنان دین برای به کارگیری تفکر و خواسته‌های خود، چیزی از دین باقی خواهد ماند؟ در صورت صرف نظر کردن از حاکمیت دین، می‌توان مدعی دینداری کامل بود و به دین ضربه نخواهد خورد؟ آیا دغدغه­مندی نسبت به دین، ایجاب می‌کند به نفی حکومت دینی معتقد شویم؟

نگرانی نسبت به نوشته شدن ناکامی‌ها به پای دین و دست برداشتن از حاکمیت دین برای حفظ آن، مانند افتادن در چاه از ترس لغزش در چاله یا پاک کردن صورت مسأله به جای پاسخ است.

ضرورت حضور روحانيون در عرصه سياست با توجه به شناخت كاركردها و وظايف نهاد روحانيت  از يك سو و درك صحيح از دين و جنبه‌های گوناگون آن از سوي ديگر و شناخت ماهيت سياست اسلامي و رابطه آن با دين به خوبي آشكار مي گردد.

روحانيت به عنوان نهادي كه متولّي دين و حافظ احكام و ارزشهاي اسلامي است بايد نسبت به تمام جنبه‌های دين توجه داشته باشد و مباني، اصول و ديدگاه­هاي دين را در تمامي حوزه‌هاي آن روشن نمايد. بر اين اساس، اين انتظار كه روحانيون نسبت به برخي از ابعاد دين بي­توجه باشند و در آن عرصه حضور نداشته باشند، بي­جا و غير منطقي است.

بنابراين، اگر پذيرفتيم روحانيت نهادي است كه متولّي دين و عهده­دار تبيين آموزه‌ها و معارف اسلامي و حافظ احكام شريعت اسلامي است، نیز اگر باور داشتيم كه دين اسلام از جامعيت برخوردار بوده و به  ابعاد مختلف زندگي انسان توجه داشته و سعادت مادي و معنوي بشر را هدف قرار داده، چنان‌که اگر دانستيم سياست اسلامي بر اصول و پايه مباني و آموزه‌هاي دين استوار است و بر مدار دين مي چرخد، بايد پذيراي حضور روحانيت به عنوان نهادي كه وظيفه تبيين آموزه‌ها و معارف دين را در گستره آن بر عهده دارد و كارشناس و متخصص آن محسوب مي‌گردد، در اين عرصه باشيم. چگونه مي‌توان پذيرفت كه دين در عرصه امور سياسي و اجتماعي حضور داشته باشد ولي روحانيت به عنوان راهنمايان و حافظان شريعت  و كارشناسان علوم ديني از آن به دور بوده و حضور نداشته باشند؟

همان­گونه كه پيوند و ارتباط دين و روحانيت به عنوان حافظان و مبلّغان آن ناگسستني و غير قابل انكار است، پيوند روحانيت با سياست نيز به همين ميزان ناگسستني و غير قابل انكار است. جداانگاري روحانيت از عرصه سياست ناشي از نگاهي مغرضانه و از روي عناد نسبت به اين نهاد است يا از سر كوته‌بيني و نگاه سطحي به مسائل و گستره دين!

ممكن است عملكرد شمار اندکی از روحانيون به ويژه آن دسته از روحانيوني كه در مسئوليت‌هاي مختلف حضور داشته و عملكرد آنها در معرض ديد مردم است، در كنار برخي بزرگنمايي‌ها، شايعه‌سازي‌ها، تبليغات منفي و حجم گسترده تخريب‌هاي ناجوانمردانۀ رسانه‌هاي وابسته به دشمنان و بدخواهان، در تغيير نگاه برخي از افراد نسبت به روحانيت و دينداري آنان تأثيرگذار بوده، اما اصل اعتماد و اعتبار حوزه و روحانيون در ميان توده مردم باقي است و روحانيون  همواره جزو افراد و مجموعه‌هايي هستند كه مورد اعتماد و مرجع مردم در مشكلات و مسائل مختلف هستند. فاصله گرفتن بخشي از مردم از برخي روحانيت الزاماً به معناي فاصله گرفتن از دين نيست. بلكه بر عكس عدم هماهنگي برخي رفتارها و عملكردهاي اين شمار اندک با آموزه‌هاي ديني، موجب فاصله گرفتن مردم از برخي روحانيون شده كه اين خود نشان از معيار بودن ارزش‌هاي اسلامي و هماهنگی افراد با آن است.

در واکاوی نوشته شدن مشکلات و ناکامی‌ها به پای دین در نظام جمهوری اسلامی با دو نگاه مواجه هستیم: یک نگاه متأثر از خطای شناختی و ادارکی مشکلات را متوجه دین نموده که این مسأله ریشه در عوامل متعددی دارد که از جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:

1. تمرکز بر مشکلات و کاستی­ها و نادیده گرفتن دستاوردها و اقدامات انجام شده و به اصطلاح نگاه کردن به نیمه خالی لیوان و قضاوت بر اساس آن، همچنین گسترش مشکلات در یک بخش و حوزه به سایر حوزه‌ها و مجموعه کشور؛ بدیهی است هرگونه قضاوت و ارزیابی منصفانه و واقعی‌بینانه از وضع کشور در گرو توجه به مجموعه نقاط مثبت و منفی، بدون بزرگنمایی مشکلات و یا نادیده گرفتن دستاوردها و اقدامات انجام گرفته شده است.

مشكلات كشور به ويژه مشكلات اقتصادي قابل انكار نيست، اما تمركز بر مشكلات و ارايه تصويري سياه از وضع كشور و ناديده گرفتن اقدامات انجام شده و خدمات و دستاوردهاي نظام در عرصه‌هاي مختلف، منصفانه نيست. مگر تنها كشور ما با مشكلات اقتصادي و فقر روبروست؟! امروز كشورهاي مدعي پيشرفت و توسعه با مشكلات فراوانی روبرو هستند كه عامدانه از سوي رسانه‌ها سانسور مي شود تا چهره‌اي رؤيايي از اين كشور در ذهن مردم ترسيم شود. بله همان‌گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند:

«ضعف­هايي هم داشته‌ايم كه كم نبوده...كه اين مربوط به مديريّت­هاي ما است، مربوط به حركت عمومي نظام اسلامي نيست. ما هرجا يك مديريّت انقلابيِ فعّالِ پُرتحرّك داشتيم، كار پيش رفته است؛ هرجا مديريّت­هاي ضعيف، بي‌حال، نااميد، غيرانقلابي و بي‌تحرّك داشتيم، كارها يا متوقّف مانده است، يا انحراف پيدا كرده است. اين مسئله‌اي است كه وجود دارد؛ يك اشكالي و يك ضعفي است كه وجود دارد؛ بايد مديرانمان ان‌شاءالله پُرانگيزه‌تر باشند، كارآمدتر باشند، تلاش بيشتري را انجام بدهند، و به حول و قوّه‌ الهي همين‌جور هم خواهد شد. من به‌طور قاطع عرض مي كنم كه اگر مديريّت در بخش­هاي مختلف كشور، متديّن باشد، انقلابي باشد و كارآمد باشد، همه‌ مشكلات كشور حل خواهد شد؛ ما مشكل غيرقابل حلّي در كشور نداريم.»[1]

مشكلات كشور و وضع نابسامان اقتصادي و معيشتي كشور ناشي از برخي ضعف مديريت‌ها و عملكردهاي نادرست بوده و ارتباطي با دين و اصل نظام ندارد. آيا در كشور به همه آموزه‌ها و تعاليم اسلامي عمل شده و عملكردها مطابق دين بوده كه مشكلات به وجود آمده را به حساب دين بگذاريم؟ علاوه بر اين‌كه در كنار مشكلات و كاستي‌ها، شاهد پيشرفت‌ها و دستاوردهاي فراواني در كشور در عرصه‌هاي مختلف بوده‌ايم كه به خوبي گوياي ظرفيت مناسب براي تحقق پيشرفت و حل مشكلات در اين زمينه است. چطور مشكلات را به حساب دين مي‌گذاريم و از كنار پيشرفت‌ها و اقدامات صورت گرفته به سادگي مي­گذريم؟ مگر دولت‌ها برگزیدۀ خود مردم نيستند، اگر به دليل انتخاب خود و برخي عملكردها دچار چنين وضعی شده­ايم، بايد آن را به حساب دين بگذاريم.؟

2. افزایش انتظارات و توقعات نسبت به نظام: افزايش سطح انتظارات از نظام جمهوري اسلامي موجب شده با وجود دستاوردهاي نظام در عرصه‌هاي گوناگون، مشكلات و كاستي­ها قابل پذيرش نباشد و نظام جمهوري اسلامي با آرمان‌ها و اهداف ترسيم شده، مقايسه شود و به موانع و مشکلات تحقق آن توجه نشود.

«افزايش گرايش جامعه به سمت ارزش‌هاي والاي اسلامي ــ حداقل در سطح انتظارات و توقعات – كه خود يكي از برترين و ارزنده ترين آثار فرهنگي انقلاب اسلامي است، موجب شده كه به طور ناخود آگاه شاخص‌ها و ملاك‌هاي اندازه­گيري فضايل و ارزش‌هاي جامعه ما براي همه حساس­تر و ريزترشده باشد و خود به خود و ناخودآگاه، اندك ناهنجاري ارزشي جامعه در وضع فعلي بسيار برجسته­تر به چشم آيد و مورد نقادي قرار گيرد.»[2]

کسی ادعا نکرده و نمی‌کند که آنچه در کشور ما انجام شده به طور کامل مطابق اسلام است. بلکه جمهوری اسلامی در مسیر اسلامی شدن و حاکمیت اسلام گام برداشته اما تا رسيدن به نقطه آرماني که تحقق عملی و کامل اسلام است، فاصله زيادي وجود دارد و حضرت امام در وصيت نامه الهي سياسي خودشان فرمودند:

«اينجانب هيچ­گاه نگفته و نمي­گويم که امروز در اين جمهوري به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل مي شود و اشخاصي از روي جهالت و عقده و بي­انضباطي برخلاف مقررات اسلام عمل نمي­کنند لکن عرض مي­کنم که قوه مقننه و قضائيه و اجرائيه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامي کردن اين کشور مي­کنند و ملت ده‌ها ميليوني نيز طرفدار و مددکار آنان هستند».[3]

مقام معظم رهبري نيز فرمودند:

«ما هميشه مي­گوييم، بارها گفتيم كه ما نتوانستيم خواسته‌هاى اسلام را به‌ طور كامل تحقّق ببخشيم، اين قطعى است؛ امّا ما راه زيادى در اين زمينه طى كرديم. ما نتوانستيم عدالت اجتماعى را به‌ طور كامل در اين كشور به ‌وجود بياوريم امّا خيلى از راه را جلو آمديم. نبايد اين­ها نديده گرفته بشود. يك‌ روزى همه‌ ثروت اين كشور صرف تعدادى خانواده‌هاى اشرافى و احياناً سرريز آن به چند شهر بزرگ مي­رسيد؛ امروز اقصى‌ نقاط كشور برخوردار از خيرات اين كشورند. اين حركت عظيم، حركت به سمت عدالت اجتماعى، حركت به سمت اخلاق اسلامى. حالا مي­شنويم گاهى اوقات راجع به اخلاق حرف زده مي­شود، انتقاد مي­كنند؛ بله؛ با آن اخلاق اسلامى مطلوب، امروز ما فاصله داريم، در اين شكّى نيست؛ امّا ما خيلى پيش رفتيم، راه زيادى را ملّت ايران طى كردند، اينها را نديده نگيرند... بله، البتّه راه طولانى‌اى در پيش داريم؛ ما به آرمان­هايمان هنوز نرسيده‌ايم؛ آرمان­هاى اسلامى خيلى بالاتر از اين حرف­ها است.»[4]

3. توجه نکردن به منشأ مشکلات و کاستی­ها؛ برخی بدون در نظر گرفتن ریشه مشکلات در کشور و توجه به این­که بخش عمده­ای از مشکلات و کاستی­ها به عملکرد مسئولان و ضعف‌های مدیریت و برنامه ریزی و مانند آن بازمی‌گردد و بدون توجه به نقش مردم در انتخاب این افراد برای عهده­دار شدن مسئولیت‌ها، همه مشکلات و ناکامی‌ها را متوجه دین و نظام دینی و روحانیت می‌کنند که به دور از منطق است.

کسی منکر برخی مشکلات، ضعف‌ها، مفاسد و آسیب‌ها در کشور نیست، اما مشکلات ناشی از اصل نظام و مبانی و اهداف آن بوده که بدبینی مردم را نسبت به دین به دنبال داشته باشد، یا مشکلات و آسیب‌ها به عملکرد مسئولان و انتخاب مردم بازمی‌گردد؟ درست است که تحقق جامعه اسلامی از اهداف حکومت دینی است، اما  در تحقق این اهداف، صرف تشکیل حکومت دینی کافی نبوده و باید شرایط و زمینه‌های تحقق این اهداف فراهم گردد و موانع و آسیب‌های فراروی آن برطرف گردد. این­گونه نیست که حکومت دینی تحت هر وضعی و با وجود موانع بتواند به اهداف مورد نظر خود دست یابد و وظایف خود را به طور کامل انجام دهد.

دستیابی حکومت دینی به اهداف ترسیم شده خویش، از یک سو نیازمند همراهی و مشارکت مردم با حکومت دینی و انجام مسئولیت‌ها توسط مردم و از سوی دیگر در گرو وجود مسئولانی دغدغه­مند و معتقد به مبانی حکومت اسلامی و در تراز آن است. اگر مردم در انتخاب مسئولان به معیارهای اساسی و شایستگی‌ها توجه لازم نداشته باشند و مسئولانی که توسط مردم انتخاب می‌شوند، از باورمندی لازم نسبت به حکومت دینی و توانایی تحقق اهداف و انجام مسئولیت‌ها، برخوردار نباشند، نمی‌توان انتظار تحقق اهداف را داشت.

مسئولانی که چشم به الگوهای غیر دینی داشته و دلبسته به آن هستند، چگونه می‌توانند اهداف حکومت دینی را تحقق ببخشند؟! اتفاقاً مشکلات اقتصادی و فرهنگی کشور ما ناشی از تفکری است که در اکثر برهه‌ها در کشور حاکم بوده و برای فرهنگ و تحقق عدالت ارزش چندانی قائل نبوده، باورمندی لازم نسبت به الگوی اسلامی پیشرفت نداشته، به دنبال نسخه­برداری از الگوی لیبرال توسعه بوده، چشم امید به بیرون کشور دوخته و از ظرفیت‌ها و امکانات داخلی کشور غافل شده است. آیا نتیجه انتخاب‌ها و عملکردهای نادرست را باید به حساب اصل نظام گذاشت؟ آیا در کشور ما به همه آموزه‌ها و تعالیم اسلام در همه عرصه‌ها به طور کامل عمل شده که کاستی­ها و ناکامی‌ها را به پای دین و نظام گذاشت و نسبت به دین بدبین شد؟

4. تأثیرپذیری از تلاش‌های خبیثانه دشمنان و معاندان با سوءاستفاده از فضای مجازی و رسانه در ترسیم چهره­ای نامناسب از وضعیت کشور برای ایجاد یأس و ناامیدی و القای ناکارآمدی نظام دینی نیز از عوامل نوشته شدن ناکامی‌ها به پای دین است. در اذهان بخشی از افراد جامعه متأثر از رسانه‌های دشمن، تصویری سیاه و مأیوس­کننده از کشور، و وضعی رؤیایی از کشورهای غربی نقش بسته است. در حالی که مشکلات تنها به کشور ما اختصاص نداشته و کشورهای مدعی توسعه نیز با انبوهی از مشکلات و بحران‌ها روبرو هستند که عامدانه از سوی رسانه‌ها پنهان نگاه داشته می‌شود.

این نگاه با بر طرف شدن زمینه‌های خطای شناختی و کسب آگاهی و شناخت، اصلاح خواهد شد و چالشی برای نظام محسوب نمی‌شود.

نگاه دیگر، نگاهی است که برخی عملکردهای نظام جمهوری اسلامی را با توجه به دینی بودن نظام، زمینه­ساز نوشته شدن مشکلات و ناکامی‌ها به پای دین می‌داند. این نگاه به واقعیات جامعه توجه داشته و همچون نگاه نخست، گرفتار خطای شناختی نیست و با اصلاح عملکردها و برطرف نمودن مشکلات و جبران ناکامی‌ها در عمل این نگاه تصحیح خواهد شد.

در سایه نظام جمهوری اسلامی شاهد تبلور حاکمیت دینی بوده­ایم و مشکلات و ناکامی‌ها در کشور، مشکلات غیر قابل حلی نیست که نشان از ناکارآمدی دین داشته باشد و به پای دین نوشته شود.

با وجود برخي ريزش‌ها در عرصه دينداري كه عوامل مختلفي در آن تأثير گذار است، شاهد رويش‌هاي فراواني در زمينه دينداري هستيم و حضور مردم به ويژه نسل جوان در مراسم مذهبي و عزاداري‌ها و هيأت‌ها و زيارت مشاهد مشرفه و حضور در تشييع پيكر مراجع عظام و شهدا و تشييع با شكوه و خيره كننده سردار شهيد حاج قاسم سليماني و پياده روي عظيم و اعجاب انگيز اربعين وگروههاي جهادي و صحنه‌هاي دفاع از نظام نشان از زنده بودن ارزش‌هاي ديني در جامعه دارد.

 


[1]. بيانات مقام معظم رهبري در حرم مطهر رضوي، 1/1/1396.

[2]. ذوعلم، انقلاب و ارزش­ها، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1379، ص209.

[3]. موسوی خميني، سید روح الله، وصيتنامه الهي ـ سياسي، قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1380، ص22.

[4]. بيانات در ديدار مردم قم به مناسبت سالروز قيام نوزدهم دي، 17/10/1393.

اطلاعات مطلب

تاریخ انتشار
15 اردیبهشت 04
بازدید
۱۳۹
گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.