روحانيت و حوزه در مقابله با تهاجم فرهنگي و جنگ نرم امروز ايران چه مسئولیتی بر عهده دارند؟
نقش روحانيت و حوزه در مقابله با جنگ نرم

«حوادث و رويدادهايی چون رنسانس و نوزايی و جنبش اصلاح دينی و جريان روشنانديشی و عقلگرايی و انقلاب صنعتی (که از قرن چهاردهم در غرب آغاز شد) با وجود آثار و نتايج سودمند آن در زمينه تأمين رفاه و آسايش مردم و ايجاد تحولات فکری و فرهنگی و تکامل زندگی اجتماعی انسانها موجب بروز بحرانها و نارسايیهايی نيز در عرصههای مختلف زندگی انسانی از جهت معرفتی، روانی، اخلاقی، اجتماعی و سياسی شده است. امروز بشر در بُعد معرفتی دچار تحيَر علمی و نسبيتگرايي و عدم ثبات در آرا و عقايد است و در بُعد روانی، دچار ترديد علمی، افسردگی و اضطراب، فقدان آرامش و اطمينان خاطر و از خود بيگانگی و به تعبيری بیخويشتنی است و از جهت اخلاقی نيز گرفتار انحرافات خصلتی گسترده و به لحاظ خانوادگی دچار از هم پاشيدگی داخلی و از نظر اجتماعی و سياسی، گرفتار مسائلی چون هرج و مرج بينالمللی و مانند آن است.»
پرسش
پاسخ
روحانیت به عنوان مروجان فرهنگ اسلامی و ارزشهای دینی و پاسداران شریعت اسلامی، نقش محوری و مهمی در مقابله با تهاجم فرهنگ و جنگ نرم دشمنان نظام دارند که به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
1. روشنگری و تبلیغ آموزهها و فرهنگ اسلامی
از مهمترین وظایف و مسئولیتهای اساسی روحانیت که از فلسفه وجودی آن سرچشمه میگیرد، تبیین و تبلیغ و نشر معارف و ارزشهای دینی و آشنا کردن افراد با فرهنگ ناب اسلامی است که این امر عامل مهمی در مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان است زیرا اگر افراد جامعه به ویژه جوانان با فرهنگ ناب اسلامی به خوبی آشنا شوند، از تأثیرهای فرهنگ غربی درامان خواهند ماند و در برابر القائات دشمنان واکسینه خواهند شد.
بخشی از تأثیرات فرهنگ غربی در میان مردم و جوانان به دلیل ناآشنایی با فرهنگ اسلامی و بیخبری از داشتههای خود است و یکی از مهمترین وظایف و مسئولیتهای روحانیون، آگاهسازی مردم و جوانان با فرهنگ دینی و ریشه دواندن آن در میان آنان است. برای تحقق این امر لازم است همکاری و هماهنگی مناسبی میان حوزه و روحانیت با وزارت آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامی و رسانه ملی صورت بگیرد تا از این ظرفیت بسیار بزرگ برای راسخ کردن پایههای باورها وفرهنگ دینی در میان جوانان استفاده شود. برای تأثیرگذاری و نفوذ بیشتر، لازم است از همه ظرفیتهای تبلیغی و قالبهای هنری استفاده شود. وظیفه دولت و نهادهای فرهنگی از جمله روحانیت در دفاع از فرهنگ اسلامی، ترویج روزآمد و تکنولوژیک ارزشهاست.
2. آشکار نمودن چهره واقعی فرهنگ غربی
در کنار تبیین و تبلیغ آموزهها و فرهنگ دینی، باید ماهیت فرهنگ غربی و اهداف آنان به خوبی برای افراد جامعه و جوانان ترسیم گردد تا آنان فریب زرق و برق ظاهری فرهنگ غرب و جلوههای فریبنده آن را نخورند و چهره حقیقی آن را بشناسند. به عبارت دیگر در کنار ترسیم زیباییهای فرهنگ دینی، باید زشتیها و آلودگیهای فرهنگ و تمدن غربی برای مردم روشن گردد و این وظیفه روحانیون است که نقاب از چهره بزک کرده غرب و مظاهر فریبنده آن کنار زده و ماهیت واقعی آن را به افراد جامعه بشناسانند.
جوانان باید بدانند که امروز تمدن مادی غرب با وجود پیشرفت و توسعه و تکنولوژی مادی، به دلیل کنار گذاردن دین، اخلاق و معنویت با بحرانهای گوناگون روحی، اخلاقی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی دست به گریبان است و امروز شاهد افزایش فساد و جرم و جنایت و مشکلات روحی و روانی و... در این کشورها هستیم. فرهنگ غرب هر چند در جنبههای علمی و فناوری پیشرفتهایی را به دست آورده، اما به دلیل نگاه تک بُعدی و مادی به انسان، این پیشرفتها، پسرفت در اخلاق و معنویت را به همراه داشته، به دلیل نبود اخلاق و معنویت در تمدن مادی غرب، این فرهنگ از انسان غربی یک حیوان متمدن ساخته نه یک انسان:
«حوادث و رويدادهايی چون رنسانس و نوزايی و جنبش اصلاح دينی و جريان روشنانديشی و عقلگرايی و انقلاب صنعتی (که از قرن چهاردهم در غرب آغاز شد) با وجود آثار و نتايج سودمند آن در زمينه تأمين رفاه و آسايش مردم و ايجاد تحولات فکری و فرهنگی و تکامل زندگی اجتماعی انسانها موجب بروز بحرانها و نارسايیهايی نيز در عرصههای مختلف زندگی انسانی از جهت معرفتی، روانی، اخلاقی، اجتماعی و سياسی شده است. امروز بشر در بُعد معرفتی دچار تحيَر علمی و نسبيتگرايي و عدم ثبات در آرا و عقايد است و در بُعد روانی، دچار ترديد علمی، افسردگی و اضطراب، فقدان آرامش و اطمينان خاطر و از خود بيگانگی و به تعبيری بیخويشتنی است و از جهت اخلاقی نيز گرفتار انحرافات خصلتی گسترده و به لحاظ خانوادگی دچار از هم پاشيدگی داخلی و از نظر اجتماعی و سياسی، گرفتار مسائلی چون هرج و مرج بينالمللی و مانند آن است.»[1]
3. مقابله با شبهات و افکار انحرافی
نظام سلطه که با پیروزی انقلاب اسلامی و فرهنگ ناب اسلامی، فرهنگ خود را با چالش جدی روبرو میدید، در آغاز تلاش کرد با تحمیل جنگ و تحریم و فشارهای بینالمللی و تبلیغات منفی، با نظام جمهوری اسلامی و فرهنگ دینی رویارویی نماید، اما با ناموفق بودن این تلاشها، تخریب فرهنگ و باورهای دینی افراد به ویژه جوانان را در دستور کار خود قرار دادند و با استفاده از وسایل ارتباطی در قالب تهاجم فرهنگی و جنگ نرم به دنبال سست کردن ریشه باورها و فرهنگ اسلامی برآمدند. حجم گسترده این تلاشها و در نظر گرفتن بودجههای کلان برای این منظور، گویای عمق دشمنی آنان با نظام جمهوری اسلامی و فرهنگ دینی است. در چنین وضعی روحانیون به عنوان حافظان دین و پاسداران فرهنگ اسلامی و دژهای استوار اسلام[2] و فرهنگ آن، وظیفه و مسئولیت خطیری بر عهده داشته و در صف مقدم این مبارزه قرار دارند.
حضرت امام فرمودند:
«تردیدی نیست که حوزههای علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع، مهمترین پایگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجرویها بودهاند » [3]
4. تلاش برای فرهنگسازی
رویارویی با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان، علاوه بر آشنا کردن با معارف اسلامی و فرهنگ دینی و تبیین چهره فرهنگ غربی، نیازمند فرهنگ سازی در این زمینه و آشنا نمودن افراد و خانوادهها و ایجاد وضع و زمینههایی است که نفوذ و تأثیرات تهاجم فرهنگی را کاهش بدهد. در کنار معارف دینی در میان افراد جامعه، لازم است زندگی افراد به ویژه جوانان به گونهای هدایت و جهتگیری بشود که زمینههای کمتری برای گرایش به فرهنگ غربی پیدا کنند. فرهنگسازی در زمینه حجاب و پوشش در میان بانوان و هشدار خطرات و آسیبهای وسایل ارتباطی امروزی و سوءاستفاده از فضای مجازی اینترنت و تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی نیز ارایه راهکارهایی برای ترویج ازدواجهای آسان و هدایت نیکوکاران و سرمایهها برای ایجاد اشتغال و مسکن جوانان و... از جمله اقداماتی است که روحانیت و حوزه با همکاری رسانه ملی و دولت میتوانند در زمینه مقابله با تهاجم فرهنگ غرب و از بین بردن زمینههای گرایش افراد به فرهنگ غربی انجام دهند.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۱۴۱
نقش روحانيت و حوزه در مقابله با جنگ نرم
- نشان کردن
پرسش
روحانيت و حوزه در مقابله با تهاجم فرهنگي و جنگ نرم امروز ايران چه مسئولیتی بر عهده دارند؟
پاسخ
روحانیت به عنوان مروجان فرهنگ اسلامی و ارزشهای دینی و پاسداران شریعت اسلامی، نقش محوری و مهمی در مقابله با تهاجم فرهنگ و جنگ نرم دشمنان نظام دارند که به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
1. روشنگری و تبلیغ آموزهها و فرهنگ اسلامی
از مهمترین وظایف و مسئولیتهای اساسی روحانیت که از فلسفه وجودی آن سرچشمه میگیرد، تبیین و تبلیغ و نشر معارف و ارزشهای دینی و آشنا کردن افراد با فرهنگ ناب اسلامی است که این امر عامل مهمی در مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان است زیرا اگر افراد جامعه به ویژه جوانان با فرهنگ ناب اسلامی به خوبی آشنا شوند، از تأثیرهای فرهنگ غربی درامان خواهند ماند و در برابر القائات دشمنان واکسینه خواهند شد.
بخشی از تأثیرات فرهنگ غربی در میان مردم و جوانان به دلیل ناآشنایی با فرهنگ اسلامی و بیخبری از داشتههای خود است و یکی از مهمترین وظایف و مسئولیتهای روحانیون، آگاهسازی مردم و جوانان با فرهنگ دینی و ریشه دواندن آن در میان آنان است. برای تحقق این امر لازم است همکاری و هماهنگی مناسبی میان حوزه و روحانیت با وزارت آموزش و پرورش و فرهنگ و ارشاد اسلامی و رسانه ملی صورت بگیرد تا از این ظرفیت بسیار بزرگ برای راسخ کردن پایههای باورها وفرهنگ دینی در میان جوانان استفاده شود. برای تأثیرگذاری و نفوذ بیشتر، لازم است از همه ظرفیتهای تبلیغی و قالبهای هنری استفاده شود. وظیفه دولت و نهادهای فرهنگی از جمله روحانیت در دفاع از فرهنگ اسلامی، ترویج روزآمد و تکنولوژیک ارزشهاست.
2. آشکار نمودن چهره واقعی فرهنگ غربی
در کنار تبیین و تبلیغ آموزهها و فرهنگ دینی، باید ماهیت فرهنگ غربی و اهداف آنان به خوبی برای افراد جامعه و جوانان ترسیم گردد تا آنان فریب زرق و برق ظاهری فرهنگ غرب و جلوههای فریبنده آن را نخورند و چهره حقیقی آن را بشناسند. به عبارت دیگر در کنار ترسیم زیباییهای فرهنگ دینی، باید زشتیها و آلودگیهای فرهنگ و تمدن غربی برای مردم روشن گردد و این وظیفه روحانیون است که نقاب از چهره بزک کرده غرب و مظاهر فریبنده آن کنار زده و ماهیت واقعی آن را به افراد جامعه بشناسانند.
جوانان باید بدانند که امروز تمدن مادی غرب با وجود پیشرفت و توسعه و تکنولوژی مادی، به دلیل کنار گذاردن دین، اخلاق و معنویت با بحرانهای گوناگون روحی، اخلاقی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی دست به گریبان است و امروز شاهد افزایش فساد و جرم و جنایت و مشکلات روحی و روانی و... در این کشورها هستیم. فرهنگ غرب هر چند در جنبههای علمی و فناوری پیشرفتهایی را به دست آورده، اما به دلیل نگاه تک بُعدی و مادی به انسان، این پیشرفتها، پسرفت در اخلاق و معنویت را به همراه داشته، به دلیل نبود اخلاق و معنویت در تمدن مادی غرب، این فرهنگ از انسان غربی یک حیوان متمدن ساخته نه یک انسان:
«حوادث و رويدادهايی چون رنسانس و نوزايی و جنبش اصلاح دينی و جريان روشنانديشی و عقلگرايی و انقلاب صنعتی (که از قرن چهاردهم در غرب آغاز شد) با وجود آثار و نتايج سودمند آن در زمينه تأمين رفاه و آسايش مردم و ايجاد تحولات فکری و فرهنگی و تکامل زندگی اجتماعی انسانها موجب بروز بحرانها و نارسايیهايی نيز در عرصههای مختلف زندگی انسانی از جهت معرفتی، روانی، اخلاقی، اجتماعی و سياسی شده است. امروز بشر در بُعد معرفتی دچار تحيَر علمی و نسبيتگرايي و عدم ثبات در آرا و عقايد است و در بُعد روانی، دچار ترديد علمی، افسردگی و اضطراب، فقدان آرامش و اطمينان خاطر و از خود بيگانگی و به تعبيری بیخويشتنی است و از جهت اخلاقی نيز گرفتار انحرافات خصلتی گسترده و به لحاظ خانوادگی دچار از هم پاشيدگی داخلی و از نظر اجتماعی و سياسی، گرفتار مسائلی چون هرج و مرج بينالمللی و مانند آن است.»[1]
3. مقابله با شبهات و افکار انحرافی
نظام سلطه که با پیروزی انقلاب اسلامی و فرهنگ ناب اسلامی، فرهنگ خود را با چالش جدی روبرو میدید، در آغاز تلاش کرد با تحمیل جنگ و تحریم و فشارهای بینالمللی و تبلیغات منفی، با نظام جمهوری اسلامی و فرهنگ دینی رویارویی نماید، اما با ناموفق بودن این تلاشها، تخریب فرهنگ و باورهای دینی افراد به ویژه جوانان را در دستور کار خود قرار دادند و با استفاده از وسایل ارتباطی در قالب تهاجم فرهنگی و جنگ نرم به دنبال سست کردن ریشه باورها و فرهنگ اسلامی برآمدند. حجم گسترده این تلاشها و در نظر گرفتن بودجههای کلان برای این منظور، گویای عمق دشمنی آنان با نظام جمهوری اسلامی و فرهنگ دینی است. در چنین وضعی روحانیون به عنوان حافظان دین و پاسداران فرهنگ اسلامی و دژهای استوار اسلام[2] و فرهنگ آن، وظیفه و مسئولیت خطیری بر عهده داشته و در صف مقدم این مبارزه قرار دارند.
حضرت امام فرمودند:
«تردیدی نیست که حوزههای علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع، مهمترین پایگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجرویها بودهاند » [3]
4. تلاش برای فرهنگسازی
رویارویی با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان، علاوه بر آشنا کردن با معارف اسلامی و فرهنگ دینی و تبیین چهره فرهنگ غربی، نیازمند فرهنگ سازی در این زمینه و آشنا نمودن افراد و خانوادهها و ایجاد وضع و زمینههایی است که نفوذ و تأثیرات تهاجم فرهنگی را کاهش بدهد. در کنار معارف دینی در میان افراد جامعه، لازم است زندگی افراد به ویژه جوانان به گونهای هدایت و جهتگیری بشود که زمینههای کمتری برای گرایش به فرهنگ غربی پیدا کنند. فرهنگسازی در زمینه حجاب و پوشش در میان بانوان و هشدار خطرات و آسیبهای وسایل ارتباطی امروزی و سوءاستفاده از فضای مجازی اینترنت و تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی نیز ارایه راهکارهایی برای ترویج ازدواجهای آسان و هدایت نیکوکاران و سرمایهها برای ایجاد اشتغال و مسکن جوانان و... از جمله اقداماتی است که روحانیت و حوزه با همکاری رسانه ملی و دولت میتوانند در زمینه مقابله با تهاجم فرهنگ غرب و از بین بردن زمینههای گرایش افراد به فرهنگ غربی انجام دهند.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۱۴۱
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.