نقشآفرينی سياسی با زهد و تقوای عارفانه علما متضاد نيست؟
ناسازگاری زهد و تقوا با سیاست

اگر تقوا توجه به دستورات و فرامین خدا است، با توجه به ابعاد سیاسی اجتماعی اسلام و دستورات آن تقوا نمیتواند بدون نقشآفرینی در عرصه سیاسی اجتماعی محقق شود و در کنار تقوای فردی، تقوای اجتماعی و سیاسی نیز لازم است. زهد نیز دلبسته نبودن به دنیا و مادیات است که این روحیه ممکن است در افرادی که در عرصه سیاست هم حضور ندارند، وجود داشته باشد، اما حضور در عرصه سیاسی به معنای دلبستگی به دنیا نخواهد بود و میتوان در عین فعالیت سیاسی، دارای زهد و پرهیزگاری بود. البته با توجه به آسیبهایی که در این عرصه وجود دارد، توجه ویژه نسبت به تقوا و زهد بسیار لازم است.
پرسش
پاسخ
اين ذهنيت میتواند ريشه در افکار و انگارههايی داشته باشد که به طور تاريخی در برخی جوامع از جمله جامعه ما حاکم بوده و آن عبارت است از بدبينی به امر سياست، نيز نگاه حداقلگرايانه به دين که آن را به امر عبادی خلاصه میکند و گويا جامعيتی برای دين اسلام قائل نيست و امور غيرعبادی انسان را به دين مربوط نمیداند و عرصه دينداری و تديّن را به حداقلی از امور که عبارت از عبادت و سلوک اخلاقی و عرفانی باشد خلاصه میکند! اين نگاه و ذهنيت، نسبت به امور اجتماعی و سياسی دغدغه نداشته و بسياری از نصوص و آموزههاي دين درباره اين امور را ناديده میانگارد! اين نگاه بدون توجه به دستورات دينی که درباره امور سياسی اجتماعی آمده، به دليل سختی راه و مسائل پيش روی در عرصه سياسی اجتماعی، صورت مسأله را پاک میکند و از ورود در اين عرصه از حيات انسان (که سعادت او وابسته به گام نهادن در آن است) چشمپوشی مینماید. اين ذهنيت برآمده از نگاه حداقلی به دين است که بسياری از نصوص و آموزههای دين را معطل گذارده و ناگزير به حاکميت سکولار تن درمیدهد.
سیاست اسلامی که با دیانت و اخلاق پیوند داشته و از هر گونه فریب و دروغ و... دور است، همان مشیای که انبیا و ائمه اطهار: در طول حیات خود داشتند و در کنار زهد و تقوا در متن مسایل سیاسی بودند.
اگر تقوا توجه به دستورات و فرامین خدا است، با توجه به ابعاد سیاسی اجتماعی اسلام و دستورات آن تقوا نمیتواند بدون نقشآفرینی در عرصه سیاسی اجتماعی محقق شود و در کنار تقوای فردی، تقوای اجتماعی و سیاسی نیز لازم است. زهد نیز دلبسته نبودن به دنیا و مادیات است که این روحیه ممکن است در افرادی که در عرصه سیاست هم حضور ندارند، وجود داشته باشد، اما حضور در عرصه سیاسی به معنای دلبستگی به دنیا نخواهد بود و میتوان در عین فعالیت سیاسی، دارای زهد و پرهیزگاری بود. البته با توجه به آسیبهایی که در این عرصه وجود دارد، توجه ویژه نسبت به تقوا و زهد بسیار لازم است.
کم نبودهاند عالمان دینی که در عین زهد و پیراستگی به وظایف و مسئولیتهای سیاسی اجتماعی خود عمل کردهاند. آیتالله مدرس با آن سادهزیستی و زهد مثال زدنی در متن سیاست حضور داشت. آیت الله کاشانی در کانون فعالیتهای سیاسی بود، در عین حال در کمال سادگی زندگی میکرد. در عصر خودمان زندگی ساده و بیآلایش حضرت امام و مقام معظم رهبری جلوه و نمونه روشنی از سیاست اسلامی را به نمایش گذاشت که در عین التزام به موازین اسلامی و زهد و سادهزیستی در متن تحولات سیاسی نقشآفرینی کرده و جهان معاصر را دگرگون کردند.
بنابراین، نقشآفرينی سياسی نه تنها در تضاد با زهد و تقوا نيست بلکه فرد پارسا بايد تکليف دينی خود را داشته باشد و بر حسب ملاکهای دينی و به تکليف دينی خويش عمل کند. اگر تکليف دينی است که نقش آفرينی در عرصههای سياسی داشته باشد، بايد به آنچه که تکليف است، با رعایت زهد و تقوا عمل نمايد.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۱۴۳
ناسازگاری زهد و تقوا با سیاست
- نشان کردن
پرسش
نقشآفرينی سياسی با زهد و تقوای عارفانه علما متضاد نيست؟
پاسخ
اين ذهنيت میتواند ريشه در افکار و انگارههايی داشته باشد که به طور تاريخی در برخی جوامع از جمله جامعه ما حاکم بوده و آن عبارت است از بدبينی به امر سياست، نيز نگاه حداقلگرايانه به دين که آن را به امر عبادی خلاصه میکند و گويا جامعيتی برای دين اسلام قائل نيست و امور غيرعبادی انسان را به دين مربوط نمیداند و عرصه دينداری و تديّن را به حداقلی از امور که عبارت از عبادت و سلوک اخلاقی و عرفانی باشد خلاصه میکند! اين نگاه و ذهنيت، نسبت به امور اجتماعی و سياسی دغدغه نداشته و بسياری از نصوص و آموزههاي دين درباره اين امور را ناديده میانگارد! اين نگاه بدون توجه به دستورات دينی که درباره امور سياسی اجتماعی آمده، به دليل سختی راه و مسائل پيش روی در عرصه سياسی اجتماعی، صورت مسأله را پاک میکند و از ورود در اين عرصه از حيات انسان (که سعادت او وابسته به گام نهادن در آن است) چشمپوشی مینماید. اين ذهنيت برآمده از نگاه حداقلی به دين است که بسياری از نصوص و آموزههای دين را معطل گذارده و ناگزير به حاکميت سکولار تن درمیدهد.
سیاست اسلامی که با دیانت و اخلاق پیوند داشته و از هر گونه فریب و دروغ و... دور است، همان مشیای که انبیا و ائمه اطهار: در طول حیات خود داشتند و در کنار زهد و تقوا در متن مسایل سیاسی بودند.
اگر تقوا توجه به دستورات و فرامین خدا است، با توجه به ابعاد سیاسی اجتماعی اسلام و دستورات آن تقوا نمیتواند بدون نقشآفرینی در عرصه سیاسی اجتماعی محقق شود و در کنار تقوای فردی، تقوای اجتماعی و سیاسی نیز لازم است. زهد نیز دلبسته نبودن به دنیا و مادیات است که این روحیه ممکن است در افرادی که در عرصه سیاست هم حضور ندارند، وجود داشته باشد، اما حضور در عرصه سیاسی به معنای دلبستگی به دنیا نخواهد بود و میتوان در عین فعالیت سیاسی، دارای زهد و پرهیزگاری بود. البته با توجه به آسیبهایی که در این عرصه وجود دارد، توجه ویژه نسبت به تقوا و زهد بسیار لازم است.
کم نبودهاند عالمان دینی که در عین زهد و پیراستگی به وظایف و مسئولیتهای سیاسی اجتماعی خود عمل کردهاند. آیتالله مدرس با آن سادهزیستی و زهد مثال زدنی در متن سیاست حضور داشت. آیت الله کاشانی در کانون فعالیتهای سیاسی بود، در عین حال در کمال سادگی زندگی میکرد. در عصر خودمان زندگی ساده و بیآلایش حضرت امام و مقام معظم رهبری جلوه و نمونه روشنی از سیاست اسلامی را به نمایش گذاشت که در عین التزام به موازین اسلامی و زهد و سادهزیستی در متن تحولات سیاسی نقشآفرینی کرده و جهان معاصر را دگرگون کردند.
بنابراین، نقشآفرينی سياسی نه تنها در تضاد با زهد و تقوا نيست بلکه فرد پارسا بايد تکليف دينی خود را داشته باشد و بر حسب ملاکهای دينی و به تکليف دينی خويش عمل کند. اگر تکليف دينی است که نقش آفرينی در عرصههای سياسی داشته باشد، بايد به آنچه که تکليف است، با رعایت زهد و تقوا عمل نمايد.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۱۴۳
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.