روحانیون در قبال نظام اسلامی چه وظایف و مسئولیتهایی را بر عهده دارند؟
مسئولیت روحانیت در قبال نظام اسلامی

از راهکارهای لازم برای تعامل میان حوزه و روحانیت، ایجاد سازو کارهای لازم برای نقشآفرینی حوزه در بخشهای مختلف علمی و پژوهشی و ارائه خدمات و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز است. روشن است بدون وجود چنین سازوکاری در عمل تعامل حوزه و نظام اسلامی با مشکلات و موانعی روبرو خواهد بود. ازاینرو وظیفه نظام اسلامی است که سازوکارهای لازم را برای بهرهگیری از توان علمی و عملی حوزه و روحانیت را فراهم نماید و ظرفیت جذب خدمات حوزه را در دستگاه خود را در نظر بگیرند و جایگاه آن را مشخص نمایند.
پرسش
پاسخ
حوزه و روحانیت همواره جایگاه ویژه و نقش غیر قابل انکاری در تاریخ کشور داشته که با پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی حکومت دینی، این جایگاه و نقش، نمود بیشتری پیدا کرده و مسئولیت ورسالت سنگینتری را بر عهده آنان گذارده است.
مهمترین وظایف و مسئولیتهای روحانیت در قبال نظام اسلامی عبارتند از:
1. تبیین و تبلیغ آموزهها و ارزشهای اسلامی:
از اصلیترین وظایف و مسئولیتهای حوزه و روحانیت که از فلسفه وجودی آن سرچشمه میگیرد، تبیین، تبلیغ و نشر معارف اسلامی است.
روشن است با زمینه و وضع مناسبی که در سایه برپایی نظام اسلامی ایجاد میگردد، این مسئولیت اهمیت بیشتری پیدا مینماید و همگرایی و همسویی نظام اسلامی و روحانیت در گسترش معارف دینی و ارزشهای اسلامی، ایجاب میکند نهاد روحانیت به عنوان کارشناس مسائل دینی، بیشترین توجه و اهتمام را نسبت به این وظیفه خطیر داشته باشد.
حوزه به عنوان کانون فکری نظام باید در جهت روشنگری و گسترش معارف دینی و ریشهدار کردن اصول و ارزشهای دینی و انقلابی گام بردارد و در این راه باید سه اصل حکمت، موعظه و استدلال نیکو را سرلوحه کار خویش قرار دهد و بر اساس دستور خدا به پیامبر اسلام عمل نماید که فرمود:
«ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ؛[1] با حکمت و اندرز نيکو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن.»
مجموعه این برخوردها موجب میشود افراد جامعه با تفاوتهای فکری، شخصیتی با ارزشها و اصول دینی آشنا شوند و این مسأله نقش بسیاری در جامعهپذیری و پیشبرد اهداف اسلامی خواهد داشت.
2. حفظ، تقویت و تعمیق ایمان و هویت اسلامی و انقلابی جامعه :
دشمنان انقلاب اسلامی که از شکل گیری و تداوم نظام اسلامی ضربههای فراوانی خورده و به چالش کشیده شدن موجودیت خویش را توسط نظام اسلامی مشاهده کردهاند، از تمام تلاش و توان خویش برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی استفاده نموده و در این راستا پس از آنکه در تهاجم نظامی و فشارهای اقتصادی و اعمال تحریمهای شدید علیه نظام اسلامی ناکام ماندند، تلاش خویش را برای نااستوار ساختن بنیان نظام اسلامی یعنی هویت اسلامی و انقلابی مردم و تضعیف ایمان و باورهای دینی افراد جامعه به کار بستند و در قالب تهاجم فرهنگی و جنگ نرم تلاش میکنند هویت اسلامی و انقلابی و باورهای دینی افراد جامعه به ویژه نسل جوان را از بین ببرند و بدین وسیله پشتوانه نظام اسلامی را متزلزل نمایند. «ادوارد شرلی» نظریهپرداز آمریکایی معتقد است :
«کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاستهای ایران، از بین بردن خصوصیات انقلابی ایران است و باید عقاید انقلاب را از درون تهی کرد»[2].
«دیوید کیو» از مسئولان سازمان سیا میگوید:
«مهمترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم.»[3]
در چنین وضعی، حوزه و روحانیت به عنوان پشتوانه بزرگ نظام اسلامی باید در برابر تهاجم همه جانبه علیه نظام اسلامی و انقلاب، ایستادگی کرده و هویت اسلامی و انقلابی مردم را حفظ و تقویت نماید و روحیه دینداری را در میان آنان تعمیق بخشد تا دشمنان را در این راه ناکام گذارد.
بدون تردید اگر افراد جامعه به ویژه جوانان فرهنگ ناب و غنی اسلام را بشناسند و باورهای دینی در عمق وجودشان نفوذ کند، این گوهر ارزشمند را قدر دانسته و تأثیرات فرهنگ بیگانه در آنها خنثی خواهد شد.
3. پشتیبانی فکری و نظری از نظام اسلامی:
با شکل گیری نظام اسلامی و برپایی حکومت دینی، ضرورت تبیین دیدگاه اسلام در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روابط بینالملل و... بیشتر احساس میگردد و این رسالت و مسئولیت مهم بر دوش روحانیت و حوزههای علمیه است که بر اساس مبانی و آموزههای دینی دیدگاه اسلام را در حوزههای مختلف ترسیم نمایند و به نیازهای نظام در تبیین دیدگاههای اسلامی در بخشهای مختلف همت بگمارند. زیرا بدون تبیین صحیح دیدگاه اسلام در حوزههای مختلف و نظریهپردازی مبتنی بر دین در مورد مسايل مختلف، تحقق همهجانبه نظام اسلامی امکان پذیر نخواهد بود. در حقیقت روحانیت و حوزه علمیه پشتوانه فکری و نظری نظام هستند و منبع تغذیه کننده مبانی فکری و نظری نظام اسلامی محسوب میگردند.
4. مقابله با شبههافکنیهای دشمنان و جریانهای انحرافی:
یکی از وظایف و مسئولیتهای روحانیت به عنوان کارشناسان دین، پاسداری از حریم ارزشهای دینی در برابر هجوم شبهات و شبههافکنیهای دشمنان به منظور ضربه زدن به اعتقادات و باورهای دینی مردم به ویژه نسل جوان است.
یکی از حربههای دشمنان اسلام و ابزارهایی که همواره برای ضربه زدن به اسلام از آن بهره گرفتهاند، تلاش برای انحراف در افکار و باورهای دینی از راه القای شبهات است. ازآنرو که پشتوانه و سرمایه یک مسلمان اعتقاد و باورهای اوست، تضعیف و تخریب آن، به منزله ویرانی بنیان و هویت اوست و روحانیت به عنوان پاسبانان دین و فرهنگ اسلامی و دژهای استوار اسلام،[4] وظیفه و مسئولیت خطیری بر عهده داشته و در صف اوّل مبارزه قرار دارند.
از حربههای دشمنان برای ضربه زدن به اسلام و رویارویی با آن، ترسیم جریانهای انحرافی به منظور انحراف افکار مسلمانان و مشوش نمودن مسیر روشن اسلام اصیل است. ازاینرو شاهد شکلگیری جریانهای انحرافی و ساختگی زیادی در عصر حاضر هستیم، از جریانهای اسلامگرای انحرافی مانند اسلام صوفیمآبانه، برداشتهای روشنفکرانه از اسلام و ترسیم سکولاریسم اسلامی، پروتستانیسم اسلامی و... گرفته تا اسلام امریکایی و اسلام متحجر طالبان و القاعده، نیز عرفانهای نوظهور و کاذب و... در این میان روحانیون به عنوان پاسبانان حریم دین باید در برابر جریانهای انحرافی ایستادگی کنند و ضمن آشکار نمودن چهره و ماهیت افکار و بنیانهای جریانهای انحرافی و به چالش کشیدن آن، چهره زیبای اسلام ناب را ترسیم نمایند تا ابرهای تیره، رخسار نورانی دین را نپوشانند.
امروز روحانیت و حوزه بسیار استوار در برابر هجوم تمامی شبهات ایستاده و با تکیه بر منطق قوی و مستحکم اسلام و باور به حقانیت و جامعیت دین پاسخگوی همه شبههافکنیهاست. فعالیت مراکز مختلف پاسخگویی به سؤالات و شبهات دینی و حضور فعال روحانیت در این عرصه نمونه ای از این تلاشهاست و این خود مسئولیت و وظیفه بزرگی است که روحانیون در قبال اسلام و نظام اسلامی بر عهده دارند. اگر روحانیت و تلاش و مجاهدت آنان نبود، معلوم نبود که شبهات بنیانافکن چگونه باورهای دینی مردم به ویژه جوانان را ویران مینمودند! در عین حال که نیاز به توجه بیشتر و برنامه ریزی و انسجام مناسب در این زمینه هست.
5. مقابله با خطر نفوذ افکار انحرافی:
یکی از تهدیدهای که حوزه و روحانیت را تهدید میکند، نفوذ افکار و اندیشههای انحرافی است که میتواند به بدنه حوزه و روحانیت آسیب وارد نماید که از مهمترین آنها تحجّر و کنار کشیدن خود از نقشآفرینی در کشور و تفکر سکولار بودن حوزه و کنار کشیدن خود از تحولات جهانی و کشور است. حوزه و روحانیت باید تهدیدها را به خوبی بشناسند و از آن جلوگیری کنند تا بتوانند بالندگی و کارآمدی خود را حفظ نمایند.
6. دفاع و پشتیبانی عملی از نظام و نقش آفرینی در تحولات کشور:
یکی از وظایف مهم حوزه و روحانیت دفاع و پشتیبانی عملی از نظام اسلامی و نقشآفرینی در تحولات کشور است. این دفاع و پشتیبانی برخاسته از اسلامی بودن نظام و تلاش برای برپایی احکام اسلامی است که حوزه را در مسیر تلاش برای برپایی آن و همکاری با نظام و حمایت از آن در ادامه حرکت آن فرامیخواند.
حفظ و صیانت از حکومت دینی، یک وظیفه شرعی و الهی است و همانگونه که عالمان دینی وظیفه داشتند پیش از پیروزی انقلاب در برپایی حکومت اسلامی بکوشند و تلاش و مجاهدت نمایند، پس از پیروزی نیز وظیفه دارند در حمایت و پشتیبانی از آن از هیچ کوششی فروگذار نکنند و در تحولات کشور نقشآفرینی نموده و هدایتگر باشند. ازآنرو که دین هم علت مُحْدِثه (به وجودآورنده) انقلاب و حکومت اسلامی محسوب میگردد و هم علت مبقیه (تداومبخش) آن، پس این توقع که عالمان دینی و شریعتمداران پس از ایجاد حکومت، کنار روند و آن را به دست دیگران سپارند تا هرچه میخواهند بر سر نظام بیاورند، توقع بیجایی است و نباید با این اهرم، عالمان دینی از صحنه کنار بروند.
7. پاسداشت حق انقلاب اسلامی:
روحانیون و حوزه علمیه باید قدردان نعمت انقلاب و فداکاریهای امام در احیای دین و ارزشهای اسلامی و احیای حوزههای علمیه باشند. انقلاب اسلامی و امام حق بزرگی بر روحانیت و حوزههای علمیه دارند و دستیابی به چنین جایگاهی، مرهون انقلاب و مجاهدتهای امام راحل است که روحانیون و حوزههای علمیه باید قدردان این نعمت بزرگ بوده و در حفظ و حراست از آن همت بگمارند.
روشن است که حمایت روحانیون از نظام اسلامی بی قید و شرط نبوده و محدود به حرکت نظام بر اساس مبانی و ارزشهای اسلامی است. وظیفه پاسدارای از دین و احکام اسلامی، ایجاب میکند روحانیت نسبت به هرگونه انحراف و کجروی موضعگیری کرده و در جهت اصلاح و برطرف نمودن آن، به عنوان ناصح دلسوز نصیحت و ارشاد نماید.
8. ظلمستیزی و مبارزه با بیعدالتی:
یکی از وظایف مهم حوزه و روحانیت رویارویی با بیعدالتی در جامعه و ظلم ستیزی است. در اهمیت این مسأله همین بس که حضرت علی7 یکی از دلایل پذیرش حکومت را چنین تبیین فرمودند:
«و ما اخذ الله علی العلماء ان لایقارّوا علی کظّه ظالم ولاسغب مظلوم؛[5] وآن عهد و پيمانی که خداوند از علما گرفته که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند.»
9. مردمی بودن و حضور میدانی در عرصه خدمات اجتماعی:
حوزه و روحانیت بنا بر فلسفه وجودی خود نمیتواند از مردم جدا باشد و باید در کنار ملت و پشتیبان و تکیهگاه مردمان باشد و جایگاه تاریخی خود را حفظ و تقویت نماید. نظام اسلامی نیازمند حضور، مشارکت و ایستادگی مردم است و حوزه و روحانیت باید در این عرصه پیشگام باشد و مردم را هدایت نماید. جلوههایی از همراهی مردمی حوزه و روحانیون را در حضور در گروههای جهادی، امدادرسانی در سیل برخی استانها و مقابله با بیماری کرونا شاهد بودهایم که بازخورد بسیار مثبتی داشت و خنثیکننده بسیاری از تبلیغات منفی بود.
مقام معظم رهبری فرمودند:
«مردمی بودن و درد آنها را احساس کردن و برای آنها دل سوزاندن و کار کردن و به دشمنانشان نزدیک نشدن، خصوصیتی است که هیچ فرقهای از فِرَق روحانی در عالم، آن را نداشته است و الآن هم ندارد. اگر این خصوصیت نبود، اطمینان مردم به روحانیت جلب نمیشد که به خیابانها بیایند و آنطور جان خود را در راه آرمانهای این انقلاب در معرض خطر قرار بدهند. این، خصوصیات مثبت روحانیت است؛ اینها را به شدّت حفظ کنیم.»[6]
«حضور طلاب در خدمات رسانی به مردم، مدرسهسازی، بیمارستانسازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصهها، نیروهای مردمی را نیز به صحنه میآورد و منشأ خدمات خواهد شد.»[7]
10. کسب آگاهیهای لازم و آگاهی بخشی به مردم :
حوزه و روحانیت به عنوان کانون آگاهیبخشی و بصیرت، همواره نقش مهمی در تحولات سیاسی اجتماعی داشته، بدیهی است آگاهیبخشی، در گرو کسب آگاهیهای لازم در عرصههای مختلف است. آگاهی نسبت به مسایل و جریانات روز موجب میشود روحانیت دچار لغزش نگردد و فریب جریانهای فکری وسیاسی مختلف را نخورد همانگونه که امام صادق7 فرمودند :
«العالم بزمانه لا تهجمُ علیه اللوابسُ؛ کسی که آشنا به زمان خویش باشد، مورد هجوم لغزشها قرار نمیگیرد.»[8]
ازآنرو که مهمترین رکن یک نظام (که در شکلگیری و تداوم آن نقش بسیار مهمی دارد) آگاهی و بصیرت افراد جامعه است، مسئولیت مهمی در این خصوص بر عهده حوزه و روحانیت میباشد و روحانیون ابتدا باید ضمن کسب آگاهی و بصیرت لازم در مسائل سیاسی و اجتماعی، مردم را آگاه نموده و بصیرت و بینش سیاسی مردم را رشد بخشند.
11. حفظ زیّ و شأن حوزه و روحانیت:
حفظ زیّ و شأن حوزه و روحانیت و پرهیز از گرایش به دنیا و دور شدن از زندگی ساده و بیآلایش از ضرورتهای حوزه و روحانیت است.
مقام معظم رهبری فرمودند:
«امروز اگر روحانیت از زیّ خود خارج بشود و قدرتطلبی و قدرتنمایی و سوء استفاده بکند و اگر عملی از او سر بزند که حاکی از ضعف تقوا و ورعی باشد که مردم در او سراغ کردند و به او اعتماد دارند، هر کدام از اینها لطمهاش غیرقابل جبران است. از این جهت هم، امروز وضع ما روحانیون استثنایی است؛ یعنی با دوره قبل از انقلاب فرق میکند. البته، در دوره قبل از انقلاب هم، اگر از یک روحانی کاری سر میزد، ضایعه بود و به همهی روحانیت سرایت میکرد؛ اما امروز چون نظام، نظام اسلامی است و روحانیون مظهر اسلام هستند، ضایعه فقط متوجه جمعی از روحانیون - یا حتّی جمع روحانیت - نمیشود؛ بلکه ضایعه متوجه اسلام میشود و به این زودی هم قابل جبران نخواهد بود.در این زمینه، امام بزرگوارمان خیلی توصیههای آموزنده کردند. باید حفظ زیّ روحانیت و همان رابطههای قدیمی و معمولی با مردم و همان اعمال و حرکاتی که انتزاع تقوا و ورع و ایمان و پایبندی شدید به دین از آن میشد و اجتناب از هر چیزی که این اصل را مخدوش بکند، مورد تأکید و توجه قرار بگیرد.»[9]
12. حفظ اتحاد و انسجام درونی حوزه و روحانیت:
حوزه و روحانیت برای انجام مسئولیتها و وظایف خویش باید یکپارچگی و انسجام درونی خویش را حفظ کنند و وحدت و یکپارچگی را به جامعه تزریق نمایند.
13. حفظ و تقویت وحدت ملی و اعتماد مردم به نظام اسلامی:
روحانیت و حوزه به عنوان یک گروه مرجع اجتماعی مهم که در ساخت و جهت دهی باورها، ارزشها و هنجارهای عمومی نقش اثرگذاری دارند با توجه به موضع حمایتی و مدافعانه و در عین حال منصفانه و منتقدانه نسبت به کلیت نظام اسلامی و تلاشهای انجام شده، پاسدار اعتماد مردمی به نظام و حافظ ثبات انقلاب میباشند و به دلیل تکیه روحانیت بر دین به عنوان عامل وحدت بخش و ترویج روح همدلی مؤمنانه سهم به سزایی در از میان برداشتن اختلافها و فرو نشاندن آتش درگیریها و کشمکشها داشته و حافظ وحدت ملی به شمار میآیند.
14. تعامل با نظام اسلامی
مهمترین راهکارهای همکاری و تعامل حوزه و روحانیت با نظام اسلامی را میتوان در این موارد برشمرد.
أ) استحکام اندیشه همکاری با نظام اسلامی دورن حوزه
برای دستیابی به تعامل مناسب حوزه وروحانیت با نظام اسلامی باید ابتدا در ساحت اندیشه و فکر، ضرورت و جایگاه همکاری تبیین گردد و حوزه علمیه باید دغدغه لازم را در این راستا ایجاد کند و بستر مناسب برای آن را فراهم نماید. حوزه و روحانیت باید نظام اسلامی را از خود دانسته و خود را نسبت به حمایت و پشتیبانی نظری و عملی آن متعهد و مسئول بدانند و در راستای برطرف کردن نیازهای آن گام بردارند.
ب) ایجاد و تقویت انسجام لازم در ساختار حوزههای علمیه
تعامل حوزه و روحانیت با نظام، نیازمند مشخص بودن سطح تشکیلاتی حوزههای علمیه و ایجاد ساختارهای منسجم میان آنهاست. زیرا با ترسیم ساختارهایی حوزه و مشخص شدن جایگاه مراکز علمی، پژوهشی، فرهنگی و تبلیغی وابسته به روحانیت، دستگاههای مختلف نظام در زمینههای گوناگون میتوانند نیازهای خود را با تعامل با حوزه برطرف سازند.
به نظر میرسد تشکیل یک شورای هماهنگی فراگیر میان حوزههای علمیه داخل و خارج از کشور و تعیین جایگاه تشکیلاتی حوزههای علمیه و انسجام بخشیدن به ساختار آنها به گونهای که هم نسبت آنها را با یکدیگر و هم سطح آنها را نسبت به دستگاههای نظام، روشن سازد، گام اساسی در دستیابی به تعامل بایسته میان حوزه و ورحانیت و نظام اسلامی خواهد بود.
ج) تدوین نظام جامع آموزش حوزههای علمیه
یکی از راهکارهای لازم وضروری تعامل حوزه و روحانیت و نظام اسلامی، فراهم شدن آموزشهای لازم در بخشهای مختلف در حوزههای علمیه و تربیت نیروهای مناسب و کارآمد در این راستا است که برطرف کننده نیازهای روز امروز و فردای کشور باشد. این امر در گرو تدوین نظام جامع آموزشهای حوزههای علمیه و ترسیم اهداف کلی و راهبردی حوزه بر اساس و متناسب با نیازها و ضرورتهای روز میباشد. تا هنگامی که چنین نظام جامعی تدوین نشده باشد، زمینه و شرایط لازم برای تعامل مناسب میان حوزه و نظام اسلامی فراهم نخواهد شد.
د) هماهنگی نظام آموزشی حوزه با انتظارهای علمی، فرهنگی واجتماعی نظام
یکی از راهکارهای تعامل حوزه وروحانیت هماهنگی و همپوشی نظام آموزشی حوزه با انتظارها و نیازهای نظام در بخشهای مختلف است .هرچه همخوانی و هماهنگی نظام آموزشی حوزه با نیازها و انتظارهای نظام در بخشهای مختلف بیشتر باشد، سطح عمیقتری از مناسبات و تعامل میان حوزه و نظام اسلامی برقرار خواهد شد. در این راستا میتوان دورههای آموزشی و پژوهشی تخصصی در مباحث و عرصههای گوناگون مورد نیاز نظام را از فقه سیاسی، فقه اقتصادی و... گرفته تا دورههای فرهنگی کاربردی مانند مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی، هنر و ارتباطات رسانهای و... برگزار نمود که این آموزشها حلقه پیوند دانش آموختگان رشتههای تخصصی حوزه به کارهای مستقیم علمی، تبلیغی و اجتماعی باشند. همچنین بدین منظور میتوان کارگاههایی را در راستای کارورزی پژوهشی، فرهنگی، تبلیغی، طراحی و... برگزار نمود و از تلاشهای تجربی در این زمینهها پشتیبانی و حمایت مناسب را به عمل آورد.
در مقابل از مهمترین سازوکارهای نظام اسلامی در تعامل با حوزه و روحانیت نیز میتوان به این موارد اشاره نمود:
أ) تثبیت مرجعیت حوزه در عرصه علوم و آموزههای اسلامی
لازمه دستیابی به پیشرفت در هر عرصه بهرهمندی از کارشناسان و متخصصان زبده آن بخش است. عرصه علوم و معارف اسلامی نیز از این امر مستثنی نبوده و حوزه به عنوان مرجع محوری علوم دینی و آموزههای اسلامی در این بخش باید در کانون توجه قرار بگیرد و نظام اسلامی لازم است سازوکارها و زمینههای مناسب را در این راستا به کار گیرد.
تشکیل شورای عالی علوم و معارف اسلامی و کمیسیونهای پیوسته از سوی حوزههای علمیه و تعیین آن به عنوان مرجع رسمی در این زمینه به منظور نظارت بر تمامی تلاشها و تکاپوهای اسلامی کشور مدلی مناسب به نظر میرسد.
ب) ایجاد سازوکار لازم برای نقشآفرینی حوزه
از راهکارهای لازم برای تعامل میان حوزه و روحانیت، ایجاد سازو کارهای لازم برای نقشآفرینی حوزه در بخشهای مختلف علمی و پژوهشی و ارائه خدمات و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز است. روشن است بدون وجود چنین سازوکاری در عمل تعامل حوزه و نظام اسلامی با مشکلات و موانعی روبرو خواهد بود. ازاینرو وظیفه نظام اسلامی است که سازوکارهای لازم را برای بهرهگیری از توان علمی و عملی حوزه و روحانیت را فراهم نماید و ظرفیت جذب خدمات حوزه را در دستگاه خود را در نظر بگیرند و جایگاه آن را مشخص نمایند.
ج) نهادینه شدن حضور حوزه در تصمیمسازیهای علمی و فرهنگی
ترسیم جایگاه بایسته حوزه و روحانیت در مراکز علمی و فرهنگی کشور و برنامهریزیها و تصمیمگیریهای کلان در این بخشها برای رسیدن به تعامل بایسته میان حوزه و روحانیت و نظام اسلامی لازم و ضروری است.
نهادینه کردن حضور روحانیون در نهادها و دستگاههای علمی و فرهنگی کشور از جمله وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شایسته است.
[1]. سوره نحل، آیه 125.
[2]. نفوذ و استحاله، تهران: معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در قرارگاه ثارالله، 1378، ص96.
[3]. نگارش، حمید، هویت دینی و انقطاع فرهنگی، تهران: نمایندگی ولی فقیه در سپاه، 1380، ص184.
[4]. امام کاظم7 فرمودند: «لانّ المؤمنین الفقهاء حصون الاسلام کحصن سور المدینه لها؛ مؤمنان فقیه دژهای اسلامند مانند دژهای اطراف شهر.» (کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، پیشین، ج1، ص38).
[5]. نهج البلاغه ، خطبه 3.
[6]. بیانات در دیدار با علما، مدرّسان، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم و مدارس علمیه تهران، 2/12/1368.
[7]. بیانات در دیدار طلاب، مدیران و مدرسان حوزههای علمیه استان تهران؛ 25/2/1395.
[8]. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، پیشین، ج1، ص26.
[9]. بیانات در دیدار جمعى از علما و روحانیّون سراسر کشور در آستانه ماه محرّم، 11/5/1368.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۹۵
مسئولیت روحانیت در قبال نظام اسلامی
- نشان کردن
پرسش
روحانیون در قبال نظام اسلامی چه وظایف و مسئولیتهایی را بر عهده دارند؟
پاسخ
حوزه و روحانیت همواره جایگاه ویژه و نقش غیر قابل انکاری در تاریخ کشور داشته که با پیروزی انقلاب اسلامی و برپایی حکومت دینی، این جایگاه و نقش، نمود بیشتری پیدا کرده و مسئولیت ورسالت سنگینتری را بر عهده آنان گذارده است.
مهمترین وظایف و مسئولیتهای روحانیت در قبال نظام اسلامی عبارتند از:
1. تبیین و تبلیغ آموزهها و ارزشهای اسلامی:
از اصلیترین وظایف و مسئولیتهای حوزه و روحانیت که از فلسفه وجودی آن سرچشمه میگیرد، تبیین، تبلیغ و نشر معارف اسلامی است.
روشن است با زمینه و وضع مناسبی که در سایه برپایی نظام اسلامی ایجاد میگردد، این مسئولیت اهمیت بیشتری پیدا مینماید و همگرایی و همسویی نظام اسلامی و روحانیت در گسترش معارف دینی و ارزشهای اسلامی، ایجاب میکند نهاد روحانیت به عنوان کارشناس مسائل دینی، بیشترین توجه و اهتمام را نسبت به این وظیفه خطیر داشته باشد.
حوزه به عنوان کانون فکری نظام باید در جهت روشنگری و گسترش معارف دینی و ریشهدار کردن اصول و ارزشهای دینی و انقلابی گام بردارد و در این راه باید سه اصل حکمت، موعظه و استدلال نیکو را سرلوحه کار خویش قرار دهد و بر اساس دستور خدا به پیامبر اسلام عمل نماید که فرمود:
«ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ؛[1] با حکمت و اندرز نيکو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن.»
مجموعه این برخوردها موجب میشود افراد جامعه با تفاوتهای فکری، شخصیتی با ارزشها و اصول دینی آشنا شوند و این مسأله نقش بسیاری در جامعهپذیری و پیشبرد اهداف اسلامی خواهد داشت.
2. حفظ، تقویت و تعمیق ایمان و هویت اسلامی و انقلابی جامعه :
دشمنان انقلاب اسلامی که از شکل گیری و تداوم نظام اسلامی ضربههای فراوانی خورده و به چالش کشیده شدن موجودیت خویش را توسط نظام اسلامی مشاهده کردهاند، از تمام تلاش و توان خویش برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی استفاده نموده و در این راستا پس از آنکه در تهاجم نظامی و فشارهای اقتصادی و اعمال تحریمهای شدید علیه نظام اسلامی ناکام ماندند، تلاش خویش را برای نااستوار ساختن بنیان نظام اسلامی یعنی هویت اسلامی و انقلابی مردم و تضعیف ایمان و باورهای دینی افراد جامعه به کار بستند و در قالب تهاجم فرهنگی و جنگ نرم تلاش میکنند هویت اسلامی و انقلابی و باورهای دینی افراد جامعه به ویژه نسل جوان را از بین ببرند و بدین وسیله پشتوانه نظام اسلامی را متزلزل نمایند. «ادوارد شرلی» نظریهپرداز آمریکایی معتقد است :
«کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاستهای ایران، از بین بردن خصوصیات انقلابی ایران است و باید عقاید انقلاب را از درون تهی کرد»[2].
«دیوید کیو» از مسئولان سازمان سیا میگوید:
«مهمترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم.»[3]
در چنین وضعی، حوزه و روحانیت به عنوان پشتوانه بزرگ نظام اسلامی باید در برابر تهاجم همه جانبه علیه نظام اسلامی و انقلاب، ایستادگی کرده و هویت اسلامی و انقلابی مردم را حفظ و تقویت نماید و روحیه دینداری را در میان آنان تعمیق بخشد تا دشمنان را در این راه ناکام گذارد.
بدون تردید اگر افراد جامعه به ویژه جوانان فرهنگ ناب و غنی اسلام را بشناسند و باورهای دینی در عمق وجودشان نفوذ کند، این گوهر ارزشمند را قدر دانسته و تأثیرات فرهنگ بیگانه در آنها خنثی خواهد شد.
3. پشتیبانی فکری و نظری از نظام اسلامی:
با شکل گیری نظام اسلامی و برپایی حکومت دینی، ضرورت تبیین دیدگاه اسلام در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روابط بینالملل و... بیشتر احساس میگردد و این رسالت و مسئولیت مهم بر دوش روحانیت و حوزههای علمیه است که بر اساس مبانی و آموزههای دینی دیدگاه اسلام را در حوزههای مختلف ترسیم نمایند و به نیازهای نظام در تبیین دیدگاههای اسلامی در بخشهای مختلف همت بگمارند. زیرا بدون تبیین صحیح دیدگاه اسلام در حوزههای مختلف و نظریهپردازی مبتنی بر دین در مورد مسايل مختلف، تحقق همهجانبه نظام اسلامی امکان پذیر نخواهد بود. در حقیقت روحانیت و حوزه علمیه پشتوانه فکری و نظری نظام هستند و منبع تغذیه کننده مبانی فکری و نظری نظام اسلامی محسوب میگردند.
4. مقابله با شبههافکنیهای دشمنان و جریانهای انحرافی:
یکی از وظایف و مسئولیتهای روحانیت به عنوان کارشناسان دین، پاسداری از حریم ارزشهای دینی در برابر هجوم شبهات و شبههافکنیهای دشمنان به منظور ضربه زدن به اعتقادات و باورهای دینی مردم به ویژه نسل جوان است.
یکی از حربههای دشمنان اسلام و ابزارهایی که همواره برای ضربه زدن به اسلام از آن بهره گرفتهاند، تلاش برای انحراف در افکار و باورهای دینی از راه القای شبهات است. ازآنرو که پشتوانه و سرمایه یک مسلمان اعتقاد و باورهای اوست، تضعیف و تخریب آن، به منزله ویرانی بنیان و هویت اوست و روحانیت به عنوان پاسبانان دین و فرهنگ اسلامی و دژهای استوار اسلام،[4] وظیفه و مسئولیت خطیری بر عهده داشته و در صف اوّل مبارزه قرار دارند.
از حربههای دشمنان برای ضربه زدن به اسلام و رویارویی با آن، ترسیم جریانهای انحرافی به منظور انحراف افکار مسلمانان و مشوش نمودن مسیر روشن اسلام اصیل است. ازاینرو شاهد شکلگیری جریانهای انحرافی و ساختگی زیادی در عصر حاضر هستیم، از جریانهای اسلامگرای انحرافی مانند اسلام صوفیمآبانه، برداشتهای روشنفکرانه از اسلام و ترسیم سکولاریسم اسلامی، پروتستانیسم اسلامی و... گرفته تا اسلام امریکایی و اسلام متحجر طالبان و القاعده، نیز عرفانهای نوظهور و کاذب و... در این میان روحانیون به عنوان پاسبانان حریم دین باید در برابر جریانهای انحرافی ایستادگی کنند و ضمن آشکار نمودن چهره و ماهیت افکار و بنیانهای جریانهای انحرافی و به چالش کشیدن آن، چهره زیبای اسلام ناب را ترسیم نمایند تا ابرهای تیره، رخسار نورانی دین را نپوشانند.
امروز روحانیت و حوزه بسیار استوار در برابر هجوم تمامی شبهات ایستاده و با تکیه بر منطق قوی و مستحکم اسلام و باور به حقانیت و جامعیت دین پاسخگوی همه شبههافکنیهاست. فعالیت مراکز مختلف پاسخگویی به سؤالات و شبهات دینی و حضور فعال روحانیت در این عرصه نمونه ای از این تلاشهاست و این خود مسئولیت و وظیفه بزرگی است که روحانیون در قبال اسلام و نظام اسلامی بر عهده دارند. اگر روحانیت و تلاش و مجاهدت آنان نبود، معلوم نبود که شبهات بنیانافکن چگونه باورهای دینی مردم به ویژه جوانان را ویران مینمودند! در عین حال که نیاز به توجه بیشتر و برنامه ریزی و انسجام مناسب در این زمینه هست.
5. مقابله با خطر نفوذ افکار انحرافی:
یکی از تهدیدهای که حوزه و روحانیت را تهدید میکند، نفوذ افکار و اندیشههای انحرافی است که میتواند به بدنه حوزه و روحانیت آسیب وارد نماید که از مهمترین آنها تحجّر و کنار کشیدن خود از نقشآفرینی در کشور و تفکر سکولار بودن حوزه و کنار کشیدن خود از تحولات جهانی و کشور است. حوزه و روحانیت باید تهدیدها را به خوبی بشناسند و از آن جلوگیری کنند تا بتوانند بالندگی و کارآمدی خود را حفظ نمایند.
6. دفاع و پشتیبانی عملی از نظام و نقش آفرینی در تحولات کشور:
یکی از وظایف مهم حوزه و روحانیت دفاع و پشتیبانی عملی از نظام اسلامی و نقشآفرینی در تحولات کشور است. این دفاع و پشتیبانی برخاسته از اسلامی بودن نظام و تلاش برای برپایی احکام اسلامی است که حوزه را در مسیر تلاش برای برپایی آن و همکاری با نظام و حمایت از آن در ادامه حرکت آن فرامیخواند.
حفظ و صیانت از حکومت دینی، یک وظیفه شرعی و الهی است و همانگونه که عالمان دینی وظیفه داشتند پیش از پیروزی انقلاب در برپایی حکومت اسلامی بکوشند و تلاش و مجاهدت نمایند، پس از پیروزی نیز وظیفه دارند در حمایت و پشتیبانی از آن از هیچ کوششی فروگذار نکنند و در تحولات کشور نقشآفرینی نموده و هدایتگر باشند. ازآنرو که دین هم علت مُحْدِثه (به وجودآورنده) انقلاب و حکومت اسلامی محسوب میگردد و هم علت مبقیه (تداومبخش) آن، پس این توقع که عالمان دینی و شریعتمداران پس از ایجاد حکومت، کنار روند و آن را به دست دیگران سپارند تا هرچه میخواهند بر سر نظام بیاورند، توقع بیجایی است و نباید با این اهرم، عالمان دینی از صحنه کنار بروند.
7. پاسداشت حق انقلاب اسلامی:
روحانیون و حوزه علمیه باید قدردان نعمت انقلاب و فداکاریهای امام در احیای دین و ارزشهای اسلامی و احیای حوزههای علمیه باشند. انقلاب اسلامی و امام حق بزرگی بر روحانیت و حوزههای علمیه دارند و دستیابی به چنین جایگاهی، مرهون انقلاب و مجاهدتهای امام راحل است که روحانیون و حوزههای علمیه باید قدردان این نعمت بزرگ بوده و در حفظ و حراست از آن همت بگمارند.
روشن است که حمایت روحانیون از نظام اسلامی بی قید و شرط نبوده و محدود به حرکت نظام بر اساس مبانی و ارزشهای اسلامی است. وظیفه پاسدارای از دین و احکام اسلامی، ایجاب میکند روحانیت نسبت به هرگونه انحراف و کجروی موضعگیری کرده و در جهت اصلاح و برطرف نمودن آن، به عنوان ناصح دلسوز نصیحت و ارشاد نماید.
8. ظلمستیزی و مبارزه با بیعدالتی:
یکی از وظایف مهم حوزه و روحانیت رویارویی با بیعدالتی در جامعه و ظلم ستیزی است. در اهمیت این مسأله همین بس که حضرت علی7 یکی از دلایل پذیرش حکومت را چنین تبیین فرمودند:
«و ما اخذ الله علی العلماء ان لایقارّوا علی کظّه ظالم ولاسغب مظلوم؛[5] وآن عهد و پيمانی که خداوند از علما گرفته که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند.»
9. مردمی بودن و حضور میدانی در عرصه خدمات اجتماعی:
حوزه و روحانیت بنا بر فلسفه وجودی خود نمیتواند از مردم جدا باشد و باید در کنار ملت و پشتیبان و تکیهگاه مردمان باشد و جایگاه تاریخی خود را حفظ و تقویت نماید. نظام اسلامی نیازمند حضور، مشارکت و ایستادگی مردم است و حوزه و روحانیت باید در این عرصه پیشگام باشد و مردم را هدایت نماید. جلوههایی از همراهی مردمی حوزه و روحانیون را در حضور در گروههای جهادی، امدادرسانی در سیل برخی استانها و مقابله با بیماری کرونا شاهد بودهایم که بازخورد بسیار مثبتی داشت و خنثیکننده بسیاری از تبلیغات منفی بود.
مقام معظم رهبری فرمودند:
«مردمی بودن و درد آنها را احساس کردن و برای آنها دل سوزاندن و کار کردن و به دشمنانشان نزدیک نشدن، خصوصیتی است که هیچ فرقهای از فِرَق روحانی در عالم، آن را نداشته است و الآن هم ندارد. اگر این خصوصیت نبود، اطمینان مردم به روحانیت جلب نمیشد که به خیابانها بیایند و آنطور جان خود را در راه آرمانهای این انقلاب در معرض خطر قرار بدهند. این، خصوصیات مثبت روحانیت است؛ اینها را به شدّت حفظ کنیم.»[6]
«حضور طلاب در خدمات رسانی به مردم، مدرسهسازی، بیمارستانسازی، کمک به مردم هنگام حوادث و دیگر عرصهها، نیروهای مردمی را نیز به صحنه میآورد و منشأ خدمات خواهد شد.»[7]
10. کسب آگاهیهای لازم و آگاهی بخشی به مردم :
حوزه و روحانیت به عنوان کانون آگاهیبخشی و بصیرت، همواره نقش مهمی در تحولات سیاسی اجتماعی داشته، بدیهی است آگاهیبخشی، در گرو کسب آگاهیهای لازم در عرصههای مختلف است. آگاهی نسبت به مسایل و جریانات روز موجب میشود روحانیت دچار لغزش نگردد و فریب جریانهای فکری وسیاسی مختلف را نخورد همانگونه که امام صادق7 فرمودند :
«العالم بزمانه لا تهجمُ علیه اللوابسُ؛ کسی که آشنا به زمان خویش باشد، مورد هجوم لغزشها قرار نمیگیرد.»[8]
ازآنرو که مهمترین رکن یک نظام (که در شکلگیری و تداوم آن نقش بسیار مهمی دارد) آگاهی و بصیرت افراد جامعه است، مسئولیت مهمی در این خصوص بر عهده حوزه و روحانیت میباشد و روحانیون ابتدا باید ضمن کسب آگاهی و بصیرت لازم در مسائل سیاسی و اجتماعی، مردم را آگاه نموده و بصیرت و بینش سیاسی مردم را رشد بخشند.
11. حفظ زیّ و شأن حوزه و روحانیت:
حفظ زیّ و شأن حوزه و روحانیت و پرهیز از گرایش به دنیا و دور شدن از زندگی ساده و بیآلایش از ضرورتهای حوزه و روحانیت است.
مقام معظم رهبری فرمودند:
«امروز اگر روحانیت از زیّ خود خارج بشود و قدرتطلبی و قدرتنمایی و سوء استفاده بکند و اگر عملی از او سر بزند که حاکی از ضعف تقوا و ورعی باشد که مردم در او سراغ کردند و به او اعتماد دارند، هر کدام از اینها لطمهاش غیرقابل جبران است. از این جهت هم، امروز وضع ما روحانیون استثنایی است؛ یعنی با دوره قبل از انقلاب فرق میکند. البته، در دوره قبل از انقلاب هم، اگر از یک روحانی کاری سر میزد، ضایعه بود و به همهی روحانیت سرایت میکرد؛ اما امروز چون نظام، نظام اسلامی است و روحانیون مظهر اسلام هستند، ضایعه فقط متوجه جمعی از روحانیون - یا حتّی جمع روحانیت - نمیشود؛ بلکه ضایعه متوجه اسلام میشود و به این زودی هم قابل جبران نخواهد بود.در این زمینه، امام بزرگوارمان خیلی توصیههای آموزنده کردند. باید حفظ زیّ روحانیت و همان رابطههای قدیمی و معمولی با مردم و همان اعمال و حرکاتی که انتزاع تقوا و ورع و ایمان و پایبندی شدید به دین از آن میشد و اجتناب از هر چیزی که این اصل را مخدوش بکند، مورد تأکید و توجه قرار بگیرد.»[9]
12. حفظ اتحاد و انسجام درونی حوزه و روحانیت:
حوزه و روحانیت برای انجام مسئولیتها و وظایف خویش باید یکپارچگی و انسجام درونی خویش را حفظ کنند و وحدت و یکپارچگی را به جامعه تزریق نمایند.
13. حفظ و تقویت وحدت ملی و اعتماد مردم به نظام اسلامی:
روحانیت و حوزه به عنوان یک گروه مرجع اجتماعی مهم که در ساخت و جهت دهی باورها، ارزشها و هنجارهای عمومی نقش اثرگذاری دارند با توجه به موضع حمایتی و مدافعانه و در عین حال منصفانه و منتقدانه نسبت به کلیت نظام اسلامی و تلاشهای انجام شده، پاسدار اعتماد مردمی به نظام و حافظ ثبات انقلاب میباشند و به دلیل تکیه روحانیت بر دین به عنوان عامل وحدت بخش و ترویج روح همدلی مؤمنانه سهم به سزایی در از میان برداشتن اختلافها و فرو نشاندن آتش درگیریها و کشمکشها داشته و حافظ وحدت ملی به شمار میآیند.
14. تعامل با نظام اسلامی
مهمترین راهکارهای همکاری و تعامل حوزه و روحانیت با نظام اسلامی را میتوان در این موارد برشمرد.
أ) استحکام اندیشه همکاری با نظام اسلامی دورن حوزه
برای دستیابی به تعامل مناسب حوزه وروحانیت با نظام اسلامی باید ابتدا در ساحت اندیشه و فکر، ضرورت و جایگاه همکاری تبیین گردد و حوزه علمیه باید دغدغه لازم را در این راستا ایجاد کند و بستر مناسب برای آن را فراهم نماید. حوزه و روحانیت باید نظام اسلامی را از خود دانسته و خود را نسبت به حمایت و پشتیبانی نظری و عملی آن متعهد و مسئول بدانند و در راستای برطرف کردن نیازهای آن گام بردارند.
ب) ایجاد و تقویت انسجام لازم در ساختار حوزههای علمیه
تعامل حوزه و روحانیت با نظام، نیازمند مشخص بودن سطح تشکیلاتی حوزههای علمیه و ایجاد ساختارهای منسجم میان آنهاست. زیرا با ترسیم ساختارهایی حوزه و مشخص شدن جایگاه مراکز علمی، پژوهشی، فرهنگی و تبلیغی وابسته به روحانیت، دستگاههای مختلف نظام در زمینههای گوناگون میتوانند نیازهای خود را با تعامل با حوزه برطرف سازند.
به نظر میرسد تشکیل یک شورای هماهنگی فراگیر میان حوزههای علمیه داخل و خارج از کشور و تعیین جایگاه تشکیلاتی حوزههای علمیه و انسجام بخشیدن به ساختار آنها به گونهای که هم نسبت آنها را با یکدیگر و هم سطح آنها را نسبت به دستگاههای نظام، روشن سازد، گام اساسی در دستیابی به تعامل بایسته میان حوزه و ورحانیت و نظام اسلامی خواهد بود.
ج) تدوین نظام جامع آموزش حوزههای علمیه
یکی از راهکارهای لازم وضروری تعامل حوزه و روحانیت و نظام اسلامی، فراهم شدن آموزشهای لازم در بخشهای مختلف در حوزههای علمیه و تربیت نیروهای مناسب و کارآمد در این راستا است که برطرف کننده نیازهای روز امروز و فردای کشور باشد. این امر در گرو تدوین نظام جامع آموزشهای حوزههای علمیه و ترسیم اهداف کلی و راهبردی حوزه بر اساس و متناسب با نیازها و ضرورتهای روز میباشد. تا هنگامی که چنین نظام جامعی تدوین نشده باشد، زمینه و شرایط لازم برای تعامل مناسب میان حوزه و نظام اسلامی فراهم نخواهد شد.
د) هماهنگی نظام آموزشی حوزه با انتظارهای علمی، فرهنگی واجتماعی نظام
یکی از راهکارهای تعامل حوزه وروحانیت هماهنگی و همپوشی نظام آموزشی حوزه با انتظارها و نیازهای نظام در بخشهای مختلف است .هرچه همخوانی و هماهنگی نظام آموزشی حوزه با نیازها و انتظارهای نظام در بخشهای مختلف بیشتر باشد، سطح عمیقتری از مناسبات و تعامل میان حوزه و نظام اسلامی برقرار خواهد شد. در این راستا میتوان دورههای آموزشی و پژوهشی تخصصی در مباحث و عرصههای گوناگون مورد نیاز نظام را از فقه سیاسی، فقه اقتصادی و... گرفته تا دورههای فرهنگی کاربردی مانند مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی، هنر و ارتباطات رسانهای و... برگزار نمود که این آموزشها حلقه پیوند دانش آموختگان رشتههای تخصصی حوزه به کارهای مستقیم علمی، تبلیغی و اجتماعی باشند. همچنین بدین منظور میتوان کارگاههایی را در راستای کارورزی پژوهشی، فرهنگی، تبلیغی، طراحی و... برگزار نمود و از تلاشهای تجربی در این زمینهها پشتیبانی و حمایت مناسب را به عمل آورد.
در مقابل از مهمترین سازوکارهای نظام اسلامی در تعامل با حوزه و روحانیت نیز میتوان به این موارد اشاره نمود:
أ) تثبیت مرجعیت حوزه در عرصه علوم و آموزههای اسلامی
لازمه دستیابی به پیشرفت در هر عرصه بهرهمندی از کارشناسان و متخصصان زبده آن بخش است. عرصه علوم و معارف اسلامی نیز از این امر مستثنی نبوده و حوزه به عنوان مرجع محوری علوم دینی و آموزههای اسلامی در این بخش باید در کانون توجه قرار بگیرد و نظام اسلامی لازم است سازوکارها و زمینههای مناسب را در این راستا به کار گیرد.
تشکیل شورای عالی علوم و معارف اسلامی و کمیسیونهای پیوسته از سوی حوزههای علمیه و تعیین آن به عنوان مرجع رسمی در این زمینه به منظور نظارت بر تمامی تلاشها و تکاپوهای اسلامی کشور مدلی مناسب به نظر میرسد.
ب) ایجاد سازوکار لازم برای نقشآفرینی حوزه
از راهکارهای لازم برای تعامل میان حوزه و روحانیت، ایجاد سازو کارهای لازم برای نقشآفرینی حوزه در بخشهای مختلف علمی و پژوهشی و ارائه خدمات و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز است. روشن است بدون وجود چنین سازوکاری در عمل تعامل حوزه و نظام اسلامی با مشکلات و موانعی روبرو خواهد بود. ازاینرو وظیفه نظام اسلامی است که سازوکارهای لازم را برای بهرهگیری از توان علمی و عملی حوزه و روحانیت را فراهم نماید و ظرفیت جذب خدمات حوزه را در دستگاه خود را در نظر بگیرند و جایگاه آن را مشخص نمایند.
ج) نهادینه شدن حضور حوزه در تصمیمسازیهای علمی و فرهنگی
ترسیم جایگاه بایسته حوزه و روحانیت در مراکز علمی و فرهنگی کشور و برنامهریزیها و تصمیمگیریهای کلان در این بخشها برای رسیدن به تعامل بایسته میان حوزه و روحانیت و نظام اسلامی لازم و ضروری است.
نهادینه کردن حضور روحانیون در نهادها و دستگاههای علمی و فرهنگی کشور از جمله وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شایسته است.
[1]. سوره نحل، آیه 125.
[2]. نفوذ و استحاله، تهران: معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در قرارگاه ثارالله، 1378، ص96.
[3]. نگارش، حمید، هویت دینی و انقطاع فرهنگی، تهران: نمایندگی ولی فقیه در سپاه، 1380، ص184.
[4]. امام کاظم7 فرمودند: «لانّ المؤمنین الفقهاء حصون الاسلام کحصن سور المدینه لها؛ مؤمنان فقیه دژهای اسلامند مانند دژهای اطراف شهر.» (کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، پیشین، ج1، ص38).
[5]. نهج البلاغه ، خطبه 3.
[6]. بیانات در دیدار با علما، مدرّسان، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم و مدارس علمیه تهران، 2/12/1368.
[7]. بیانات در دیدار طلاب، مدیران و مدرسان حوزههای علمیه استان تهران؛ 25/2/1395.
[8]. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، پیشین، ج1، ص26.
[9]. بیانات در دیدار جمعى از علما و روحانیّون سراسر کشور در آستانه ماه محرّم، 11/5/1368.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۹۵
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.