تاريخ مي گويد شما هميشه دشمن تكنولوژي، علوم جدید و توسعه بودهايد، مگر شما نبوديد با شناسنامه و برق و... مخالفت كرديد؟
عدم مخالفت روحانیت با فناوری و دستاوردهای جدید

«كسانی كه تنعّم و رفاه را آرمان خود ساخته بودند و از بهبودهایی كه بر اثر پیشرفت و ترقّی حاصل گشته، برخوردارند، آیا خوشبختتر از ابنای بشر در روزگاران پیشین هستند؟ امروزه وسایل ارتباطی سریعتر و امكانات بیشتری وجود دارند، ولی عدم تعادل و نابسامانی و احساس نیاز بیشتر، او را در معرض خطر فقدان قرار داده و امنیت او هر چه بیشتر در معرض تهدید قرار گرفته است؛ زیرا هدف تمدن جدید، جز افزایش نیازمندیهای تصنّعی، بهرهگیری جنون آمیز از امكانات، مواهب طبیعی و لذت طلبی و ارضای هرچه بیشتر و غوطهور ساختن انسان در زندگی ماشینی چیز دیگری نیست.»
پرسش
پاسخ
1. اگر امروز غرب مدعی تمدن و پیشرفت است، مسلمانان در پرتو آموزههای اسلام، سالیان طولانی برخوردار از پیشرفت و تمدن بودهاند و غرب پیشرفت خود را وامدار اسلام است.
پیشینه و کارنامه درخشان تمدن اسلامی سندی روشن بر توانمندی و ظرفیت علمی و کارنامه عملی اسلام در ترسیم پیشرفت و توسعه است. اشاره به نمونههایی از اعترافات اندیشوران غربی به تمدن اسلامی و وامداری غرب از آن در این زمینه کافی است. ویل دورانت در تاریخ تمدن مینویسد:
«اسلام طى پنج قرن، از سال 81 تا 597 ه. ق (700 تا 1200م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، تصفیه اخلاق و رفتار، سطح زندگانى، وضع قوانین منصفانه انسانى و تساهل دینى، ادبیات، دانشورى، علم، طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود... اسلام در جهان مسیحى نفوذ گوناگون و بسیار داشت. اروپاى مسیحى غذاها، شربتها، دارو، درمان، اسلحه، استفاده از نشانهاى مخصوص خانوادگى، سلیقه و انگیزه هنرى، ابزارها و فنون صنعت و تجارت و قوانین و راههاى دریایى را از اسلام فرا گرفت و غالباً لغات آن را نیز از مسلمانان اقتباس کرد... علماى اسلامی، ریاضیات، طبیعیات، شیمى، ستارهشناسی و پزشکی یونان را حفظ کردند و به کمال رسانیدند و این میراث یونانی را که بسیار غنىتر شده بود، به اروپا انتقال دادند. پزشکان اسلامی پانصد سال تمام علمدار طب در جهان بودند.. ابنسینا و ابنرشد از نظر فلاسفه مدرسی اروپا که این دو را در مرجعیت بعد از یونانیان قرار میدادند، انوار شرق بودند... این نفوذ اسلامى [از راه] بازرگانى و جنگهاى صلیبى، ترجمه هزاران کتاب از عربى به لاتینى و مسافرتهاى دانشورانى از قبیل ژربر، مایکل اسکات... به اسپانیاى مسلمان [انجام گرفت]».[1]
مونتگمری وات میگوید :
«ما اروپاییها مدیون بودن فرهنگمان را به اسلام نادیده میگیریم. ما اغلب اوقات گستره و اهمیت تأثیر اسلام را بر میراث فرهنگی مان دست کم میگیریم و بعضی اوقات حتی از آن به کلی چشم پوشی میکنیم... امروزه بر ما اروپاییان غربی است که برداشت غلط خودمان را اصلاح کنیم و بر دینمان نسبت به جهان اسلام و عرب اعتراف نماییم.»[2]
زیگرید هونکه مینویسد:
«تمدن اسلامی که به وسیله مسلمانان آغاز شد، نه تنها میراث یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد، بلکه آنان پایه گذار شیمی آزمایشی، فیزیک، جبر، علم حساب به مفهوم امروزی و مثلثات فضایی، زمین شناسی و جامعه شناسی هستند. تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گرانبها و اختراعاتی در همه بخشهای علوم تجربی (که اکثر آنها را بعدها نویسندگان اروپایی دزدانه به حساب خودشان گذاشتند) به مغرب زمین هدیه کرده است، ولی شاید گرانبهاترین آنها اسلوب تحقیقات علم طبیعی باشد که این پیش قدمی مسلمانان بود که جای پا را برای اروپا باز کرد و منجر به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل آن گردیدند.»[3]
بنابراین، اسلام و علمای آشنای با مکتب اسلام را نمیتوان مخالف پیشرفت و توسعه قلمداد کرد.اسلام و علمای راستین با اصل توسعه و پیشرفت و دستاوردهای بشری مخالف نبوده و نیستند. آموزههای اسلام، تأکید و تشویق ویژه نسبت به علم و دانش، اهمیت تفکر و اندیشهورزی، سفارش به کار و تلاش و استواری کارها دارد و زمینهساز رشد و پیشرفت مسلمانان و پایهگذاری تمدنی درخشان گردید.
2. آنچه اسلام و علما با آن مخالف هستند، مبانی و تفکر حاکم بر تمدن غربی است که با نگاه تک بعدی و مادی خود به انسان، ارزشهای اخلاقی و معنوی بشر را به فراموشی سپردهاند و آدمی را در گرداب بحرانهای متعددی گرفتار کردهاند که حوزههای مختلف زندگی بشر امروز را متأثر ساخته است. گستره بحرانها از ساحت معرفت و اندیشه گرفته تا نگاه به انسان و ابعاد اخلاقی، سیاسی و اجتماعی او سایه افکنده و زرق و برق پیشرفت مادی و فناوری نتوانسته سایه سنگین افول ارزشهای معنوی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را پنهان دارد و در پس پیشرفت مادی، پسرفت در معنویت، ارزشها و انسانیت را به ارمغان آورده است.
رنه گنون در مورد پیامدها و بن بستهای تمدن جدید مینویسد:
«كسانی كه تنعّم و رفاه را آرمان خود ساخته بودند و از بهبودهایی كه بر اثر پیشرفت و ترقّی حاصل گشته، برخوردارند، آیا خوشبختتر از ابنای بشر در روزگاران پیشین هستند؟ امروزه وسایل ارتباطی سریعتر و امكانات بیشتری وجود دارند، ولی عدم تعادل و نابسامانی و احساس نیاز بیشتر، او را در معرض خطر فقدان قرار داده و امنیت او هر چه بیشتر در معرض تهدید قرار گرفته است؛ زیرا هدف تمدن جدید، جز افزایش نیازمندیهای تصنّعی، بهرهگیری جنون آمیز از امكانات، مواهب طبیعی و لذت طلبی و ارضای هرچه بیشتر و غوطهور ساختن انسان در زندگی ماشینی چیز دیگری نیست.»[4]
از این رو، مخالفت برخی از علما با بعضی از مظاهر تمدن به اصل آنها مربوط نبوده، بلکه به فرهنگی ناپسند بازمیگردد که همراه خود داشته و تأثیرات ویرانگری که بر فرهنگ مردم دارند. مخالفت علما با سینما، تئاتر، رادیو، تلویزیون و... در این راستا صورت میگرفت. از این جهت مسأله تنها استفاده از فناوری نیست، بلکه فرهنگی است که با تکنولوژی منتقل میشود. زیرا فناوری از ارزشهای خود جدا نیست و با ورود تکنولوژی، فرهنگ آن نیز وارد زندگی میشود و این موجب فاصله گرفتن از فرهنگ اسلامی خواهد شد.
اصل این واکنشها صرف نظر از برخی واکنشهای نامناسب، نشان دهنده هوشیاری علماست که نمیخواهند چشم و گوش بسته و بدون بررسی جنبههای مختلف یک موضوع، صرفاً به دلیل تقلید از دیگران، آن را بپذیرند، بلکه نسبت به ابعاد گوناگون آن درنگ و توجه میکنند. روش علما در برخورد با مظاهر تمدن نه تعصب کورکورانه و پذیرش دربست آن بوده و نه تعصب جاهلانه در رد مطلق آن، بلکه نگاه واقع بینانه به آن و پذیرش جنبههای مثبت است.
3. در میان روحانیون، برخی افراد در برخورد با بعضی از مظاهر تمدن، واکنشهای جمودگرایانه داشتهاند. جریانهای مخالف روحانیت تلاش میکنند با استناد به آن و گسترش این نگاه به همه روحانیون، جامعه روحانیت را مخالف تمدن و پیشرفت معرفی نمایند، اما چنین نگاهی، نگاه موردی بوده نه نگاه غالب جامعه روحانیت، از این رو نباید به عنوان نگاه جامع علما و روحانیت تلقی گردد.
4. در تاریخ کشورمان کم نیستند علمای بزرگی که دغدغه پیشرفت کشور را داشتهاند. بزرگترین حامیان استقلال و رویارویی با وابستگی به بیگانگان، علما بودهاند.
نخستین شرکت ایرانی برای مقابله با نفوذ اقتصادی و سیاسی بیگانگان توسط آیتالله «محمدتقی نجفی اصفهانی» مشهور به «آقا نجفی اصفهانی» در دوره قاجار تشکیل شد تا جایی که روزنامه ثریا (از نشریات تأثیرگذار در نهضت مشروطه) در این باره نوشت:
«رؤسای روحانی ملت ایران، معنی وطن و ترقی آن را شناخته و درصدد رسیدن به آن برآمدهاند. اگر نام مبارک آقا نجفی مدظلهالعالی را سرآغاز تاریخ ترقی ایران قرار دهیم، شایسته و سزاست».[5]
تلاش بیوقفه مرحوم آیتالله کاشانی برای ملی کردن صنعت نفت در تاریخ کشور از یاد و خاطر مردم پاک نخواهد شد.
نقش بیبدیل حضرت امام و رهبری در تأکید بر استقلال کشور و دمیدن روحیه خودباوری در جامعه و نسل جوان و توجه ویژه به رشد علمی و ارتقای توان علمی کشور و دستیابی به قلههای علم و فناوری قابل انکار نیست.
به راستی اگر تلاش و مجاهدت این علما و بزرگان نبود، امروز خبری از پیشرفت و توسعه در کشور نبود که با بی انصافی نقش آنان نادیده گرفته شود و مخالف فناوری و توسعه قلمداد شوند.
[1]. ویل، دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران، (عصر ایمان، بخش اوّل)، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى،1373، ج4، ص434-432.
[2]. وات، مونتگمری، ت، تأثیر اسلام در اروپا، ترجمه یقوب آژند، تهران: مولی، 1361، ص10 ، 148.
[3] . صرفی، محمدتقی، تمدن اسلامی از زبان بیگانگان، تهران: دفتر نشر برگزیده، 1374، ص106.
[4]. گنون، رنه، بحران دنیای متجدد، ترجمه ضیاءالدین دهشیری، تهران: امیركبیر، 1372، ص144.
[5]. https://www.farsnews.ir/news/14010322000829.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۱۵۳
عدم مخالفت روحانیت با فناوری و دستاوردهای جدید
- نشان کردن
پرسش
تاريخ مي گويد شما هميشه دشمن تكنولوژي، علوم جدید و توسعه بودهايد، مگر شما نبوديد با شناسنامه و برق و... مخالفت كرديد؟
پاسخ
1. اگر امروز غرب مدعی تمدن و پیشرفت است، مسلمانان در پرتو آموزههای اسلام، سالیان طولانی برخوردار از پیشرفت و تمدن بودهاند و غرب پیشرفت خود را وامدار اسلام است.
پیشینه و کارنامه درخشان تمدن اسلامی سندی روشن بر توانمندی و ظرفیت علمی و کارنامه عملی اسلام در ترسیم پیشرفت و توسعه است. اشاره به نمونههایی از اعترافات اندیشوران غربی به تمدن اسلامی و وامداری غرب از آن در این زمینه کافی است. ویل دورانت در تاریخ تمدن مینویسد:
«اسلام طى پنج قرن، از سال 81 تا 597 ه. ق (700 تا 1200م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، تصفیه اخلاق و رفتار، سطح زندگانى، وضع قوانین منصفانه انسانى و تساهل دینى، ادبیات، دانشورى، علم، طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود... اسلام در جهان مسیحى نفوذ گوناگون و بسیار داشت. اروپاى مسیحى غذاها، شربتها، دارو، درمان، اسلحه، استفاده از نشانهاى مخصوص خانوادگى، سلیقه و انگیزه هنرى، ابزارها و فنون صنعت و تجارت و قوانین و راههاى دریایى را از اسلام فرا گرفت و غالباً لغات آن را نیز از مسلمانان اقتباس کرد... علماى اسلامی، ریاضیات، طبیعیات، شیمى، ستارهشناسی و پزشکی یونان را حفظ کردند و به کمال رسانیدند و این میراث یونانی را که بسیار غنىتر شده بود، به اروپا انتقال دادند. پزشکان اسلامی پانصد سال تمام علمدار طب در جهان بودند.. ابنسینا و ابنرشد از نظر فلاسفه مدرسی اروپا که این دو را در مرجعیت بعد از یونانیان قرار میدادند، انوار شرق بودند... این نفوذ اسلامى [از راه] بازرگانى و جنگهاى صلیبى، ترجمه هزاران کتاب از عربى به لاتینى و مسافرتهاى دانشورانى از قبیل ژربر، مایکل اسکات... به اسپانیاى مسلمان [انجام گرفت]».[1]
مونتگمری وات میگوید :
«ما اروپاییها مدیون بودن فرهنگمان را به اسلام نادیده میگیریم. ما اغلب اوقات گستره و اهمیت تأثیر اسلام را بر میراث فرهنگی مان دست کم میگیریم و بعضی اوقات حتی از آن به کلی چشم پوشی میکنیم... امروزه بر ما اروپاییان غربی است که برداشت غلط خودمان را اصلاح کنیم و بر دینمان نسبت به جهان اسلام و عرب اعتراف نماییم.»[2]
زیگرید هونکه مینویسد:
«تمدن اسلامی که به وسیله مسلمانان آغاز شد، نه تنها میراث یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد، بلکه آنان پایه گذار شیمی آزمایشی، فیزیک، جبر، علم حساب به مفهوم امروزی و مثلثات فضایی، زمین شناسی و جامعه شناسی هستند. تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گرانبها و اختراعاتی در همه بخشهای علوم تجربی (که اکثر آنها را بعدها نویسندگان اروپایی دزدانه به حساب خودشان گذاشتند) به مغرب زمین هدیه کرده است، ولی شاید گرانبهاترین آنها اسلوب تحقیقات علم طبیعی باشد که این پیش قدمی مسلمانان بود که جای پا را برای اروپا باز کرد و منجر به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل آن گردیدند.»[3]
بنابراین، اسلام و علمای آشنای با مکتب اسلام را نمیتوان مخالف پیشرفت و توسعه قلمداد کرد.اسلام و علمای راستین با اصل توسعه و پیشرفت و دستاوردهای بشری مخالف نبوده و نیستند. آموزههای اسلام، تأکید و تشویق ویژه نسبت به علم و دانش، اهمیت تفکر و اندیشهورزی، سفارش به کار و تلاش و استواری کارها دارد و زمینهساز رشد و پیشرفت مسلمانان و پایهگذاری تمدنی درخشان گردید.
2. آنچه اسلام و علما با آن مخالف هستند، مبانی و تفکر حاکم بر تمدن غربی است که با نگاه تک بعدی و مادی خود به انسان، ارزشهای اخلاقی و معنوی بشر را به فراموشی سپردهاند و آدمی را در گرداب بحرانهای متعددی گرفتار کردهاند که حوزههای مختلف زندگی بشر امروز را متأثر ساخته است. گستره بحرانها از ساحت معرفت و اندیشه گرفته تا نگاه به انسان و ابعاد اخلاقی، سیاسی و اجتماعی او سایه افکنده و زرق و برق پیشرفت مادی و فناوری نتوانسته سایه سنگین افول ارزشهای معنوی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی را پنهان دارد و در پس پیشرفت مادی، پسرفت در معنویت، ارزشها و انسانیت را به ارمغان آورده است.
رنه گنون در مورد پیامدها و بن بستهای تمدن جدید مینویسد:
«كسانی كه تنعّم و رفاه را آرمان خود ساخته بودند و از بهبودهایی كه بر اثر پیشرفت و ترقّی حاصل گشته، برخوردارند، آیا خوشبختتر از ابنای بشر در روزگاران پیشین هستند؟ امروزه وسایل ارتباطی سریعتر و امكانات بیشتری وجود دارند، ولی عدم تعادل و نابسامانی و احساس نیاز بیشتر، او را در معرض خطر فقدان قرار داده و امنیت او هر چه بیشتر در معرض تهدید قرار گرفته است؛ زیرا هدف تمدن جدید، جز افزایش نیازمندیهای تصنّعی، بهرهگیری جنون آمیز از امكانات، مواهب طبیعی و لذت طلبی و ارضای هرچه بیشتر و غوطهور ساختن انسان در زندگی ماشینی چیز دیگری نیست.»[4]
از این رو، مخالفت برخی از علما با بعضی از مظاهر تمدن به اصل آنها مربوط نبوده، بلکه به فرهنگی ناپسند بازمیگردد که همراه خود داشته و تأثیرات ویرانگری که بر فرهنگ مردم دارند. مخالفت علما با سینما، تئاتر، رادیو، تلویزیون و... در این راستا صورت میگرفت. از این جهت مسأله تنها استفاده از فناوری نیست، بلکه فرهنگی است که با تکنولوژی منتقل میشود. زیرا فناوری از ارزشهای خود جدا نیست و با ورود تکنولوژی، فرهنگ آن نیز وارد زندگی میشود و این موجب فاصله گرفتن از فرهنگ اسلامی خواهد شد.
اصل این واکنشها صرف نظر از برخی واکنشهای نامناسب، نشان دهنده هوشیاری علماست که نمیخواهند چشم و گوش بسته و بدون بررسی جنبههای مختلف یک موضوع، صرفاً به دلیل تقلید از دیگران، آن را بپذیرند، بلکه نسبت به ابعاد گوناگون آن درنگ و توجه میکنند. روش علما در برخورد با مظاهر تمدن نه تعصب کورکورانه و پذیرش دربست آن بوده و نه تعصب جاهلانه در رد مطلق آن، بلکه نگاه واقع بینانه به آن و پذیرش جنبههای مثبت است.
3. در میان روحانیون، برخی افراد در برخورد با بعضی از مظاهر تمدن، واکنشهای جمودگرایانه داشتهاند. جریانهای مخالف روحانیت تلاش میکنند با استناد به آن و گسترش این نگاه به همه روحانیون، جامعه روحانیت را مخالف تمدن و پیشرفت معرفی نمایند، اما چنین نگاهی، نگاه موردی بوده نه نگاه غالب جامعه روحانیت، از این رو نباید به عنوان نگاه جامع علما و روحانیت تلقی گردد.
4. در تاریخ کشورمان کم نیستند علمای بزرگی که دغدغه پیشرفت کشور را داشتهاند. بزرگترین حامیان استقلال و رویارویی با وابستگی به بیگانگان، علما بودهاند.
نخستین شرکت ایرانی برای مقابله با نفوذ اقتصادی و سیاسی بیگانگان توسط آیتالله «محمدتقی نجفی اصفهانی» مشهور به «آقا نجفی اصفهانی» در دوره قاجار تشکیل شد تا جایی که روزنامه ثریا (از نشریات تأثیرگذار در نهضت مشروطه) در این باره نوشت:
«رؤسای روحانی ملت ایران، معنی وطن و ترقی آن را شناخته و درصدد رسیدن به آن برآمدهاند. اگر نام مبارک آقا نجفی مدظلهالعالی را سرآغاز تاریخ ترقی ایران قرار دهیم، شایسته و سزاست».[5]
تلاش بیوقفه مرحوم آیتالله کاشانی برای ملی کردن صنعت نفت در تاریخ کشور از یاد و خاطر مردم پاک نخواهد شد.
نقش بیبدیل حضرت امام و رهبری در تأکید بر استقلال کشور و دمیدن روحیه خودباوری در جامعه و نسل جوان و توجه ویژه به رشد علمی و ارتقای توان علمی کشور و دستیابی به قلههای علم و فناوری قابل انکار نیست.
به راستی اگر تلاش و مجاهدت این علما و بزرگان نبود، امروز خبری از پیشرفت و توسعه در کشور نبود که با بی انصافی نقش آنان نادیده گرفته شود و مخالف فناوری و توسعه قلمداد شوند.
[1]. ویل، دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران، (عصر ایمان، بخش اوّل)، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى،1373، ج4، ص434-432.
[2]. وات، مونتگمری، ت، تأثیر اسلام در اروپا، ترجمه یقوب آژند، تهران: مولی، 1361، ص10 ، 148.
[3] . صرفی، محمدتقی، تمدن اسلامی از زبان بیگانگان، تهران: دفتر نشر برگزیده، 1374، ص106.
[4]. گنون، رنه، بحران دنیای متجدد، ترجمه ضیاءالدین دهشیری، تهران: امیركبیر، 1372، ص144.
[5]. https://www.farsnews.ir/news/14010322000829.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۱۵۳
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.