ارتباط با حکومت و در دست گرفتن زمام برخی امور در حکومت، وارد شدن در دنیا و پیروی از سلطان و تبدیل شدن روحانی به عالم حکومتی و درباری نیست؟ چه تفاوتی میان «عالم درباری» و «عالم حکومتی طرفدار نظریه ولایت فقیه» وجود دارد؟
عالم اصیل و عالم حکومتی

«خواجه نصير كه رفت در دنبال هلاكو و امثال آنها لكن نه براى اين¬كه وزارت بكند، نه براى اينكه براى خودش يك چيزى درست كند، او رفت آنجا براى اينكه آنها را مهار كند؛ و آن قدرى كه قدرت داشته باشد، خدمت بكند به عالم اسلام و خدمت به الوهيت بكند و امثال او، مثل محقق ثانى، مثل مرحوم مجلسى... مرحوم مجلسى كه در دستگاه صفويه بود، صفويه را آخوند كرد؛ نه خودش را صفويه كرد! آنها را كشاند توى مدرسه و توى علم و توى دانش و اينها- تا آن اندازهاى كه البته توانستند.... الآن هم ما اگر بتوانيم [همين وظيفه را داريم].»
پرسش
پاسخ
تفاوت میان عالم درباری و حکومتی و عالم اصیل در هدف و نوع برخورد آنها با حکومت بر اساس آموزههای دینی و وظایف و مسئولیت اجتماعی آنان است و نباید به صرف نقش آفرینی علما در مسائل سیاسی و اجتماعی آنان را به درباری بودن متهم کرد.
مهمترین تفاوتها و شاخصههایی که علمای درباری و علمای اصیل را جدا میکند، میتوان در این موارد برشمرد:
1. ماهیت حکومت
عالم درباری بدون توجه به ماهیت حکم و ظالمانه و غیر مشروع بودن آن، به همکاری و همراهی با حکومت میپردازد، اما همکاری عالم اصیل با حکومت، منوط به مشروعیت و عادلانه بودن حکومت است. وقتی سخن از «دربار» به میان میآید، این اصطلاح اشاره به حکومتهایی دارد که از منظر شرع مقدس اسلام، فاقد مشروعیت میباشند و در فرهنگ دینی از آنها به «طاغوت» یاد میشود، چرا که جایگاهی را غصب کردهاند که طبق بینش دینی در اصل، متعلق به پروردگار بوده و او به هر کسی که اراده کند آن را اعطا میکند، در نتیجه هر حکومتی که بدون اذن الهی برپا شود، صاحب آن حکومت، در برابر اراده الهی طغیان کرده و طاغوت شمرده میشود و خدا فرمان داده انسانها باید از اطاعت طاغوت پرهیز کنند[1].
علمای غیردرباری با حکومتهای ستمگر همکاری نداشته و اگر در پارهای موارد شاهد همکاری برخی از علما با حاکمان زمان خویش هستیم، برای کاستن از ظلم و حل مشکلات مردم، انجام امر به معروف و نهی از منکر، اقامه حدود و برپایی تکالیف شرعی به اندازه ممکن بوده چنآنکه حضرت امام در این زمینه فرمودند:
«خواجه نصير كه رفت در دنبال هلاكو و امثال آنها لكن نه براى اينكه وزارت بكند، نه براى اينكه براى خودش يك چيزى درست كند، او رفت آنجا براى اينكه آنها را مهار كند؛ و آن قدرى كه قدرت داشته باشد، خدمت بكند به عالم اسلام و خدمت به الوهيت بكند و امثال او، مثل محقق ثانى، مثل مرحوم مجلسى... مرحوم مجلسى كه در دستگاه صفويه بود، صفويه را آخوند كرد؛ نه خودش را صفويه كرد! آنها را كشاند توى مدرسه و توى علم و توى دانش و اينها- تا آن اندازهاى كه البته توانستند.... الآن هم ما اگر بتوانيم [همين وظيفه را داريم].»[2]
با برپایی حکومت اسلامی و تحقق حاکمیت دینی علما بر اساس وظیفه و مسئولیت دینی خود باید با چنین حکومتی همکاری داشته و از بستر فراهم شده برای ترویج دین و ارزشهای دینی بهره بگیرند.
2. هدف از همکاری
هدف آخوند درباری، کسب منافع شخصی است، ولی عالم اصیل، به دنبال اهدافی است که جنبه شخصی ندارد همچون اعتلای دین مبین اسلام، دستیابی به اهداف عالی جهان اسلام، اجرای احکام اسلامی، برپایی حدود، انجام امر به معروف و نهی از منکر، خدمت به مصالح اسلام و مسلمانان، پیشگیری از ظلم و...
عالم درباری به قدرت سیاسی و حکومت به چشم طعمه و ابزار کسب قدرت و برتری دنیوی نگاه میکند ولی از منظر علمای اصیل، حکومت، نه یک هدف بلکه ابزاری برای رسیدن به اهدافی والاتر است. چنانکه امیرالمومنین7 آن را بیارزشتر از کفش پینهزده میدانست مگر اینکه به واسطه حکومت حقی را اقامه و یا باطلی را دفع کند[3]. حضرت امام در این زمینه فرمودند:
«روحانيونى كه در حوزههاى علميه بودهاند و بزرگ شدهاند در آنجا، اينها با مجاهدات مىتوانند از آن محل خارج بشوند و در جاهاى ديگر خدمت كنند... تكليف شرعى است كه امروز وارد بشوند در اين مسائل؛ نه اينكه مقام پيش آنها مطرح است. آنها سى سال، چهل سال در حوزهها با آن وضع حوزهها گذراندهاند و عادت كردهاند در آن محلها تشريف داشته باشند و به حسب تربيتى كه در آنجا شدهاند و در محيط آنجا بودهاند، وضعشان اين طور است كه به حسب طبيعت اين طور نيست كه آنها دنبال اين باشند كه يك مقامى باشد، دنبال خدمت هستند.»[4]
3. ظلمستیزی و عدالتخواهی
عالم درباری به دلیل ارتباط منفعت محورانه با دربار و دستگاه حکومت، توجیه گر ظلم و ستمهای دستگاه حکومتی است، ولی روحانی اصیل و متعهد، با هدف ظلم ستیزی و برپایی عدل و داد، وارد دستگاه حکومت شده و یا از آن حمایت به عمل میآورد و به همین دلیل، انسانی است آزاده و عدالت طلب که هر کجا احساس کند حقی پایمال میشود، فریاد بر میآورد و از حق دفاع میکند، چنانکه در طول تاریخ همواره اینگونه بوده و در هر حرکت ضد ظلمی شاهد رهبری روحانیت اصیل هستیم.
ظلمستیزی و دفاع از حق، اختصاص به حکومتهای طاغوتی نداشته و هر جا ظلم و ناحقی اتفاق بیفتد هرچند در حکومت اسلامی، روحانی اصیل بر اساس وظیفه اسلامی خود را در برابر آن مسئول میداند.
4. برخورد با صاحبان ثروت و قدرت
عالمان درباری به دنبال ارتباطگیری با سرمایهداران و صاحبان قدرت و ثروت برای تأمین منافع خویش هستند و منافع آنان را بر منافع مردم و احکام و دستورات دین ترجیح داده و توجیهگر اقدامات آنان هستند. اما عالم اصیل هرگز نه با سرمایهسالاران و صاحبان زر و زور داخلی و نه با قدرتهای جهانی و نظام سلطه، سر سازگاری ندارد. حضرت امام فرمودند:
«علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایهداران و پولپرستان و خوانین نرفتهاند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کردهاند.... روحانیت متعهد، به خون سرمایهداران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت.»[5]
5. سیره و منش روحانیت
روحانیت اصیل هرچند وارد حکومت شود اما از سیره و منش اصیل روحانیت و زهد و سادهزیستی و مردمی بودن فاصله نمیگیرد، بر خلاف عالم درباری که به اشرافی گری و تجملپرستی روی آورده و از سیره علما و روحانیت فاصله میگیرد. همانگونه که حضرت امام فرمودند:
«با زهد و تقوا و رياضت درس خواندهاند و پس از كسب مقامات علمى و معنوى نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستى و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگى كردهاند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفتهاند.»[6]
[1]. «أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَي الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَکكْ فُرُوا بِهِ؛ مگر آن کسانی را که خیال میکنند به کتاب تو و کتابهای پیشین ایمان دارند نمیبینی که میخواهند محاکمه را نزد طاغوتی برند، با اینکه به آنها امر شده است به طاغوت کفر بورزند.» ( نساء/60).
[2]. صحيفه امام، ج8، ص 437.
[3]. نهجالبلاغه، خطبه 33.
[4]. صحیفه امام، ج17، ص 227.
[5]. همان، ج21، ص276.
[6]. همان.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۱۰۳
عالم اصیل و عالم حکومتی
- نشان کردن
پرسش
ارتباط با حکومت و در دست گرفتن زمام برخی امور در حکومت، وارد شدن در دنیا و پیروی از سلطان و تبدیل شدن روحانی به عالم حکومتی و درباری نیست؟ چه تفاوتی میان «عالم درباری» و «عالم حکومتی طرفدار نظریه ولایت فقیه» وجود دارد؟
پاسخ
تفاوت میان عالم درباری و حکومتی و عالم اصیل در هدف و نوع برخورد آنها با حکومت بر اساس آموزههای دینی و وظایف و مسئولیت اجتماعی آنان است و نباید به صرف نقش آفرینی علما در مسائل سیاسی و اجتماعی آنان را به درباری بودن متهم کرد.
مهمترین تفاوتها و شاخصههایی که علمای درباری و علمای اصیل را جدا میکند، میتوان در این موارد برشمرد:
1. ماهیت حکومت
عالم درباری بدون توجه به ماهیت حکم و ظالمانه و غیر مشروع بودن آن، به همکاری و همراهی با حکومت میپردازد، اما همکاری عالم اصیل با حکومت، منوط به مشروعیت و عادلانه بودن حکومت است. وقتی سخن از «دربار» به میان میآید، این اصطلاح اشاره به حکومتهایی دارد که از منظر شرع مقدس اسلام، فاقد مشروعیت میباشند و در فرهنگ دینی از آنها به «طاغوت» یاد میشود، چرا که جایگاهی را غصب کردهاند که طبق بینش دینی در اصل، متعلق به پروردگار بوده و او به هر کسی که اراده کند آن را اعطا میکند، در نتیجه هر حکومتی که بدون اذن الهی برپا شود، صاحب آن حکومت، در برابر اراده الهی طغیان کرده و طاغوت شمرده میشود و خدا فرمان داده انسانها باید از اطاعت طاغوت پرهیز کنند[1].
علمای غیردرباری با حکومتهای ستمگر همکاری نداشته و اگر در پارهای موارد شاهد همکاری برخی از علما با حاکمان زمان خویش هستیم، برای کاستن از ظلم و حل مشکلات مردم، انجام امر به معروف و نهی از منکر، اقامه حدود و برپایی تکالیف شرعی به اندازه ممکن بوده چنآنکه حضرت امام در این زمینه فرمودند:
«خواجه نصير كه رفت در دنبال هلاكو و امثال آنها لكن نه براى اينكه وزارت بكند، نه براى اينكه براى خودش يك چيزى درست كند، او رفت آنجا براى اينكه آنها را مهار كند؛ و آن قدرى كه قدرت داشته باشد، خدمت بكند به عالم اسلام و خدمت به الوهيت بكند و امثال او، مثل محقق ثانى، مثل مرحوم مجلسى... مرحوم مجلسى كه در دستگاه صفويه بود، صفويه را آخوند كرد؛ نه خودش را صفويه كرد! آنها را كشاند توى مدرسه و توى علم و توى دانش و اينها- تا آن اندازهاى كه البته توانستند.... الآن هم ما اگر بتوانيم [همين وظيفه را داريم].»[2]
با برپایی حکومت اسلامی و تحقق حاکمیت دینی علما بر اساس وظیفه و مسئولیت دینی خود باید با چنین حکومتی همکاری داشته و از بستر فراهم شده برای ترویج دین و ارزشهای دینی بهره بگیرند.
2. هدف از همکاری
هدف آخوند درباری، کسب منافع شخصی است، ولی عالم اصیل، به دنبال اهدافی است که جنبه شخصی ندارد همچون اعتلای دین مبین اسلام، دستیابی به اهداف عالی جهان اسلام، اجرای احکام اسلامی، برپایی حدود، انجام امر به معروف و نهی از منکر، خدمت به مصالح اسلام و مسلمانان، پیشگیری از ظلم و...
عالم درباری به قدرت سیاسی و حکومت به چشم طعمه و ابزار کسب قدرت و برتری دنیوی نگاه میکند ولی از منظر علمای اصیل، حکومت، نه یک هدف بلکه ابزاری برای رسیدن به اهدافی والاتر است. چنانکه امیرالمومنین7 آن را بیارزشتر از کفش پینهزده میدانست مگر اینکه به واسطه حکومت حقی را اقامه و یا باطلی را دفع کند[3]. حضرت امام در این زمینه فرمودند:
«روحانيونى كه در حوزههاى علميه بودهاند و بزرگ شدهاند در آنجا، اينها با مجاهدات مىتوانند از آن محل خارج بشوند و در جاهاى ديگر خدمت كنند... تكليف شرعى است كه امروز وارد بشوند در اين مسائل؛ نه اينكه مقام پيش آنها مطرح است. آنها سى سال، چهل سال در حوزهها با آن وضع حوزهها گذراندهاند و عادت كردهاند در آن محلها تشريف داشته باشند و به حسب تربيتى كه در آنجا شدهاند و در محيط آنجا بودهاند، وضعشان اين طور است كه به حسب طبيعت اين طور نيست كه آنها دنبال اين باشند كه يك مقامى باشد، دنبال خدمت هستند.»[4]
3. ظلمستیزی و عدالتخواهی
عالم درباری به دلیل ارتباط منفعت محورانه با دربار و دستگاه حکومت، توجیه گر ظلم و ستمهای دستگاه حکومتی است، ولی روحانی اصیل و متعهد، با هدف ظلم ستیزی و برپایی عدل و داد، وارد دستگاه حکومت شده و یا از آن حمایت به عمل میآورد و به همین دلیل، انسانی است آزاده و عدالت طلب که هر کجا احساس کند حقی پایمال میشود، فریاد بر میآورد و از حق دفاع میکند، چنانکه در طول تاریخ همواره اینگونه بوده و در هر حرکت ضد ظلمی شاهد رهبری روحانیت اصیل هستیم.
ظلمستیزی و دفاع از حق، اختصاص به حکومتهای طاغوتی نداشته و هر جا ظلم و ناحقی اتفاق بیفتد هرچند در حکومت اسلامی، روحانی اصیل بر اساس وظیفه اسلامی خود را در برابر آن مسئول میداند.
4. برخورد با صاحبان ثروت و قدرت
عالمان درباری به دنبال ارتباطگیری با سرمایهداران و صاحبان قدرت و ثروت برای تأمین منافع خویش هستند و منافع آنان را بر منافع مردم و احکام و دستورات دین ترجیح داده و توجیهگر اقدامات آنان هستند. اما عالم اصیل هرگز نه با سرمایهسالاران و صاحبان زر و زور داخلی و نه با قدرتهای جهانی و نظام سلطه، سر سازگاری ندارد. حضرت امام فرمودند:
«علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایهداران و پولپرستان و خوانین نرفتهاند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کردهاند.... روحانیت متعهد، به خون سرمایهداران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت.»[5]
5. سیره و منش روحانیت
روحانیت اصیل هرچند وارد حکومت شود اما از سیره و منش اصیل روحانیت و زهد و سادهزیستی و مردمی بودن فاصله نمیگیرد، بر خلاف عالم درباری که به اشرافی گری و تجملپرستی روی آورده و از سیره علما و روحانیت فاصله میگیرد. همانگونه که حضرت امام فرمودند:
«با زهد و تقوا و رياضت درس خواندهاند و پس از كسب مقامات علمى و معنوى نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستى و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگى كردهاند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفتهاند.»[6]
[1]. «أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُريدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَي الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَکكْ فُرُوا بِهِ؛ مگر آن کسانی را که خیال میکنند به کتاب تو و کتابهای پیشین ایمان دارند نمیبینی که میخواهند محاکمه را نزد طاغوتی برند، با اینکه به آنها امر شده است به طاغوت کفر بورزند.» ( نساء/60).
[2]. صحيفه امام، ج8، ص 437.
[3]. نهجالبلاغه، خطبه 33.
[4]. صحیفه امام، ج17، ص 227.
[5]. همان، ج21، ص276.
[6]. همان.
اطلاعات مطلب
- تاریخ انتشار
- 15 اردیبهشت 04
- بازدید
- ۱۰۳
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.