نوگرايي ديني در ترازوي نقد و بررسي

  • نشان کردن
؟
متن کاربر

پرسش

نوگرايي ديني در ترازوي نقد و بررسي

پاسخ کارشناسی

پاسخ

نقد عالمانه

از قرآن شريف و «سيرة علمي و عملي» معصومين ـ عليهم السّلام ـ به دست مي آيد كه نقد و بررسي بايد خدا محور «اُدع الي سبيل ربّك[1]» قرآن محور،[2] برهان محور[3] و... باشد و به دنبال آن توليد علم[4] تكامل و تعالي جامعة انساني را به همراه داشته با اين نگاه، نقد و بررسي هم چون «خون در بدن» براي جامعه بشري حياتي و سرنوشت ساز است.

نقد و بررسي علاوه بر معيارهاي فوق، بايد همراه با طرح و پيشنهاد و ارائة راهكارهاي علمي و عملي باشد. يك گفتار و نوشتار سرانگشتي و يا دور از برهان را نمي توان به حساب نقد و بررسي آورد.

نماز مومن قبول است

1. برخی در دین شبه­ و نقدی بیان نموده­اند که: در بعضی از کتابهای دینی آمده است: «اگر هر گناهي و جرمي انسان مرتكب شود با دو ركعت نماز مستحب خاص بخشوده مي شود. » و با این حکم در برابر احكام نجاتبخش قرآن ايستادگي ايجاد شده؛ توسعه و ترويج جرايم با آسودگي خاطر انجام مي گيرد. هر دزد و قاتل و رشوه خوار و حرام خواري اگر با دو ركعت نماز بخشوده شود هرج و مرج غريبي مجوز مي يابد.»

جواب: تكه گزيني و به تعبير قرآن شريف «عضه عضه»[5] كردن مطالب در عرصة نقد و بررسي درست نيست و نوعي تحريف معنوي را به همراه دارد. تا صدر و ذيل يك نوشتار، گفتار، فضاي حاكم در آن، لحن گفتار و نوشتار و... روشن نباشد، نمي توان به نگرش واقع بينانه دست يافت. اولاً چنين روايتي وجود ندارد. اگر هم چنين روايتي وجود داشته باشد و از نظر سند و دلالت درست باشد، بايد ديد صحيفة مورد نظر درصدد بيان چه مطالبي بوده است و چه هدفي را دنبال مي كرده و... . صرف گزينش يك نكته، از يك صحيفه، آن هم به اسم روايت و بدون ارائه سند و سپس حمله به آن، نه از نظر اخلاقي پسنديده است و نه از اسلوب علمي برخوردار است و نه كاربردي و راه گشا است.

از منظر روايات و آيات، نمازهاي واجب هم اگر داراي آثار و روح نباشند و «تنهي عن الفحشا والمنكر[6]» ننمياند، نداي «واي بر نمازگزاران»[7] به همراه دارد، تا چه رسد به نمازهاي مستحبي بي روح و بدون آثار. اگر نمازهاي مستحبي مورد تشويق قرار گرفته است، با حفظ ساير شرايط است. نمازهاي واجبي بايد حفظ شود و اقامه گردد. اگر فردي، دچار لغزش هايي بوده است. پشيمان و منقلب گردد و به توبة نصوح[8] دست يابد، حق الناس را جبران نمايد... در يك چنين فضاي معنوي، دو ركعت نماز مستحبي، مي تواند همانند نمازهاي واجب، زمينة «معراج مؤمن» را فراهم سازد و هم چون «حرّ بن يزيد رياحي» از همة قيد و بندهاي نفساني و بيروني آزاد گردد و براي هميشه از گناه و جرم فاصله بگيرد. به هر حال،‌مستحبات در اسلام به منزلة اضافه كاري است و با حفظ شرايط، مورد قبول قرار مي گيرد. بنابراين نمي توان بدون سند، يك چنين مطلبي را به روايت نسبت داد و از آن تشويق به جرم و گناه را برداشت كرد. بلي ممكن است صحيفة مورد نظر، در بيان و تبيين آن، مطالب را مبهم و ناتمام گذاشته است. وگرنه مطلب هم چون روز براي اهل اطلاع و كارشناس ديني روشن است و كسي قايل به چنين مطلبي نيست.

ائمه ستون خیمه اسلام

2. برخی شبهه­ای وارد کرده­اند که :« در برخي صحيفه هاي چاپ جديد از قول امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل مي شود : «ما قرآن، ما نماز، ما روزه، ما حج هستيم» اين گونه رواياتِ شرك آميز، افتراي بزرگ به امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ و بزرگان و اسوه هاي دين است.»

جواب: اين روايات، دال بر شرك آميز بودن آنها و افتراء نسبت به ائمه رسيده اند. البته يك سري روايات جعلي، ساختگي و اسرائيليات وارد روايات معصومين ـ عليهم السّلام ـ شده و كار فهم روايات را مشكل ساخته است. از اين جهت، براي فهم روايات بايد به اصول و قواعد روي آورد و اين تنها از يك كارشناس و اهل فن كاركشته ساخته است. در فهم روايات نمی­توان به راحتی يك حديث را ردّ و نقد نمود و نه مي توان آن را قبول نمود، مگر با دليل و طبق اصول و قواعد «علم رجال» و «علم درايه» كه يكي به راوي شناسي و سندشناسي مي پردازد و ديگري به حديث شناسي و معناشناسي.

حديث مورد اشاره هم از جهت سند حديث درست است و هم از نظر دلالت و معناي حديث حدیث قابل قبولی است. اتفاقاً حديث مورد نظر نه تنها شرك آميز و افتراي به ائمه ـ عليهم السّلام ـ نيست، بلكه از معناي بسيار بلندي هم برخوردار است. در بسياري از روايات، شبيه اين روايت نيز آمده است. در روايات ديگري از معصومين ـ عليهم السّلام ـ آمده است «ما اسماء الحسني،[9]ما حرم الله،[10] ما صراط مستقيم[11] و ما... هستيم.» آيا اين همه روايات صحيح السند و الدلالة شرك آميز و افتراآميز است؟! آيا وقتي معصومين ـ عليهم السّلام ـ در سيرة علمي خود نماز را «قربان كلّ تقيّ»[12] مي دانند، در سيرة عملي خود مجسمة نماز و روح نماز نيستند؟ بالاتر از اين حديث نيز وارد شده است كه امام علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: ما «قرآن ناطق»[13] هستيم. همچنين مگر حج بدون ولايت معنا پيدا مي كند؟ ولايت، مجسمه و روح حج[14] هست. امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: «تمام نماز، تمام روزه، تمام زكات و تمام حج، لقاء‌ امام»[15] و اعلام وفاداري و فداكاري با امام است. آيا اين روايات شرك آميز و افترا آفرين است؟شرك يعني شريك قايل شدن براي ذات باري تعالي. در صورتي كه روايات وارده در اين راستا اوج عرفان معصومين ـ عليهم السّلام ـ را با خدا و اوج نزديكي و قرب آنها را به واجبات الهي مي رساند و قرب و عبوديت را شرك نمي گويند. به هر حال، آن چه به اختصار قابل بيان است اين است كه: حديث مورد نظر نه تنها شرك آميز و افترا آفرين نيست. بلكه از معاني بسيار بلندي نيز برخوردار است كه جز اهل فن و كارشناسان ديني نمي توانند بر بلنداي آن دست يابند.

علمای پرتلاش و خالص

3. در سؤالي مطرح شده كه: «چه مصداق هايي را مي توان به عنوان نماد تحجرگرايي ديني در جامعة‌ايراني معاصر نام برد؟» سوال کننده جواب داده که: «سكوت و بي تحركي برخي علما در پاسخ به نيازهاي جامعه...»

جواب: اولاً از كجا معلوم است كه علماء در مقابل نابهنجاري و نيازهاي انديشكي جامعه، ساكت و بي تحرك هستند؟ اين همه سايت ها و مراكز تحقيقاتي و شبهه شناسي و پاسخ به شبهات، زير نظر حوزه و علماء در حال فعاليت هستند. در ثاني سكوت و بي تحركي چه ارتباطي به تحجرگرايي و اخباري گري دارد؟ به نظر مي رسد، طرح اين گونه بحث ها، شايسته نباشد. چون نه علمي است و نه كاربردي و كارگشا...

رسالة عمليه يك كتاب فني است و در واقع خلاصه اي از قرآن شريف و سيرة علمي و عملي معصومين ـ عليهم السّلام ـ است كه با عقل برهاني مورد مداقّه كارشناسان دين قرار گرفته است از اين جهت رسالت خاص و اصطلاحات خاص خود را به همراه دارد و هم چون همة علوم ديگر، فرهنگ نامة خاص خود را به همراه دارد. اصطلاحاتي شبيه مستحبات، احتياط مستحب، احتياط واجب، حرام، حلال، مكروه، مباح و... هر كدام بار فقهي خودش را به همراه دارد. به عنوان مثال در حقوق جزا و فقه، عنوان «قصاص» بار معنايي خودش را دارد و با اصطلاح «كشتن»، «قتل» و حتي با تعبير «مقابله به مثل» نمي توان بار معنايي «قصاص» را فهماند. بنابراين رسالة عمليه را نمي توان داستاني اش كرد و با كتاب هاي معمولي غير علمي فرق دارد. اگر رسالة عمليه اصطلاحات و فرهنگ خود را به همراه دارد از اين جهت هر ساله در سراسر كشور به مناسبت هاي متعدد همانند ماه رمضان، از ناحية كارشناسان و مبلغان، هم چون كتاب هاي درسي مورد تدريس قرار مي گيرد و هيچ ابهامي باقي نمي ماند. آن چه باقي مي ماند، عمل به آن است كه اين هم وظيفة شخصي خود مكلفان است. با اين بيان، تازه اگر رسالة عمليه اي خوب ويراستاري نشده باشد چه ارتباطي به تحجرگرايي ديني دارد؟ مگر رسالة حضرت امام خميني (ره)، پر از اصطلاحات فقهي نيست آيا مي شود به امام نسبت تحجرگرايي داد؟! كتاب علمي در هر رشته از علوم را نمي توان از اصطلاحات آن رشته تهي كرد. بلي ممكن است بشود عبارت آن را روان تر كرد و كار ويراستاري بهتري روي آن انجام داد ولي به هر حال اين كار ويراستار است. پس با اين حرف ها، نبايد به قضاوت تندي دست زد و به عنوان نوگرايي، همه چيز و همه كس را به تحجرگرايي نسبت داد... آيا نبايد تقصيرها را تقسيم كرد؟

جایگاه زکات در دین

4. شبهه دیگر اینکه: «در عصر بانك هاي جهاني و سرمايه هاي ميلياردي، هم چنان (زكات) به كشمش، گاو، گوسفند، طلا و نقره تعلق مي گيرد...»

جواب: آنچه در اين عرصه قابل نقد و بررسي است اين است كه: اولا اقتصاد اسلامي نمي تواند از بانك هاي جهاني الگو بگيرد. چون اگر چنين باشد،‌بسياري از حرام هاي مسلم الهي، از جمله ربا را بايد حلال بدانيم، در صورتي كه ربا حرام مسلم است و آيات[16] و روايات[17] زيادي پيرامون حرمت ربا وارد شده است. در ثاني،‌مشكل اقتصادي جامعه و عدم پرداخت خمس و زكات به اين نيست كه تعداد چيزهايي كه خمس و زكات بدان ها تعلق مي گيرد، محصور و محدود است، بلكه مشكل آن است كه مردم در معرفت ديني و باورهاي ديني ضعيف هستند و برخي در اين جهت به «قاروني»[18] فكر مي كنند و اين، نياز به كار فكري و مذهبي دارد. سوم اين كه اسلام عزيز در كنار زكات و خمس، مردم را به «انفاق»[19] «قرض الحسنه»[20] صدقات و خيرات تشويق كرده است و ماليات و جزيه را هم امضاء كرده است. كه هر كدام از اين امور دامنة گسترده اي دارند و بخشي عظيمي از مشكلات اقتصادي را متوجه خود مي كنند. چهارم اين كه: خود اقسام و اقلام مورد تعلق زكات چيز كمي نيست و هر كدام از اين اقسام، دامنة‌بسيار گسترده اي دارند و «گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو،‌گوسفند»[21] چيز كمي نيستند و اگر درست و به جا پرداخت شوند،‌بخش عظيمي از مشكلات معيشتي مردم را تأمين مي كنند. باضافه آن كه برخي از علما سرماية كسب و كار و تجارت را به عنوان احتياط لازم و يا مستحب[22] زير چتر زكات آوردند و در كنار آن، اسلام عزيز به زكات هاي مستحبي اقلام ديگر محصولات همانند برنج نيز تشويق نموده است. به هر تقدير فقه اسلامي بر اساس معيارهاي خاص خود پيش مي رود و بر گرد دليل عقلي و نقلي و اصول مي چرخد. نمي توان تحت عنوان نوگرايي، از اصول و ادله، دست برداشت. چون فقه براي عموم است و بايد كاربردي و آسان باشد و راه چاره به توسعه و سرايت دادن دامنة زكات واجب نيست پس مشكل در عدم شناخت و نبود باورهاي درست است و به دنبال آن در اجراي آن تدبير نشده است نه در توسعه و عدم توسعة اقلام مورد نظر زكات هاي واجب...

رمی جمرات

5. شبهه دیگر این مسئله بیان شده است که: «سكوت ديگري كه از سوي علماي مسلمان جهان و كنفرانس اسلامي بايد درهم شكسته شود، موضوع به واقع حياتي و در عين حال پر مخاطرة «رمي جمرات» در انجام مناسك حج است. اين سنت كه در قرآن هم ذكري از آن به ميان نيامده...»

جواب: رمي جمرات يكي از واجبات حج و يكي از واجبات «مني» است[23] و با شرائط خاص خودش انجام می­گیرد و هر مقلدي بايد از مرجع تقليد خودش تقليد نمايد. اين كه دستور «رمي جمرات» در قرآن شريف نيامده است، دليل نمي شود از آن دست بکشیم. چنانکه اصل وجوب حج در قرآن شريف بيان شده و بسياري دستورات عملي حج از روايات به دست مي آيد و ادلة روايي بر آن حكم مي كند. درست است که مشكل در رمی جمرات فضا است نه مشكل فتوا و فقها. بلي به صورت طبيعي، وقتي جمعيت چند ميليوني بخواهند در يك تنگه و دامنة كوهي، آن هم در يك زمان محدود، يك عمل واجبي را با يك نظم و شرايط خاصي انجام دهند، مشكلاتي هم پيش مي آيد... كه براي حل اين مشكل، دولت مردان مربوطه و سردمداران امور حج، بايد تدابيري بينديشند و در گسترش فضاي آن تلاش نمايند. اين غير از آن است كه ما از آن به تحجرگرايي ديني ياد كنيم و مشكل فضا و طبيعي را به مراجع تقليد نسبت دهيم. مراجع تقليد بر اساس اصول و قواعد فقهي فتوا مي دهند و كار كارشناسي مي كنند و امر رمي جمرات هم كه يكي از واجبات حج و يكي از واجبات مني است، بايد در سرزمين مني، انجام شود و نمي توان به صرف وجود مشكلات ، از اين امر واجب صرف نظر كرد، اگر فضاي آنجا، نامناسب و محدود است و يا جوابگوي جمعيت چند ميليوني حج نيست، دولت مردان آن خطه و يا با كمك دولت مردان ديگر بايد مشكل فضاي آنجا را حل نمايند و براي آن چاره اي اساسي بينديشند كما اين كه براي برخي از مشكلات آن چاره اي انديشيده شده است. اين كار دولت مردان و مهندسان است پس هر كسي بايد كار كارشناسي خود را انجام دهد. كار كارشناسي ديني مربوط به مراجع است و كار كارشناسي گسترش يك منطقة جغرافيايي مال مهندسان و دولت مردان بنابراين از يك امر طبيعي و مشكل فضاي يك منطقة جغرافيايي،

اگر بنابر نوانديشي است، انديشة نوگرايي هم بايد همراه با حفظ اصول و قواعد و حفظ مباني و منابع ديني باشد. در غير اين صورت هر آن خطر تحريف و بدعت گذاري در دين، يك انديشمند و كارشناس ديني را تهديد مي كند و خطر دام تحريف در دين، به مراتب شكنده تر از تحجرگرايي است. اگر حضرت امام خميني (ره) زمان و مكان را در اجتهاد دخالت مي دهند و فقه شيعه را پويا مي دانند، به «فقه جواهري» نيز سفارش مي نمايند و محور پويايي فقه را فقه جواهري مي دانند.

 

[1] . سورة نمل: 16 / 125.

[2] . نهج البلاغه، خطبة 133.

[3] . سورة بقره: 2/ 111.

[4] . غررالحكم، ج 1، بيروت: ح 9، ص 152.

[5] . سورة حجر: 15/91.

[6] . سورة عنكبوت: 29/45.

[7] . سورة ماعون: 107/4.

[8] . سورة تحريم: 66/8.

[9] . الكافي،‌ج 1، باب النوادر، ص 143.

[10] . همان، باب آن الائمه معدن العلم، ص 221.

[11] . بحار، ج 24،‌باب انّهم ـ عليه السّلام ـ السبيل، ص 65.

[12] . نهج البلاغه، حكمت 131.

[13] . نهج البلاغه، خطبة 133.

[14] . جوادي آملي، عبدالله، «صهباي حج».

[15] . وسايل، ج 10، ص 254.

[16] . سورة بقره، 2/ 275 ـ 276.

[17] . وسايل، ج 12، ابواب ربا، صص 422 ـ 456.

[18] . سورة قصص:‌28 / 82 ـ 86.

[19] . بقره: 2/ 195.

[20] . سورة حديد: 57/11 و 18.

[21] . توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 113.

[22] . همان.

[23] . موسوي خميني (ره) ، روح الله، «مناسك حج»، تهران: نشر آثار امام، ششم، بي تا، ص 335.

اطلاعات مطلب

تاریخ انتشار
13 امرداد 01
بازدید
۲۹
گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.