رمل و کهانت را با توجه به آیات و روایات تبیین نمایید.

  • نشان کردن
؟
متن کاربر

پرسش

رمل و کهانت را با توجه به آیات و روایات تبیین نمایید.

پاسخ کارشناسی

پاسخ

اشاره:

با اينکه ريشه هاي حوادث آينده در زمان حال و گذشته وجود دارد، هيچ کس نتوانسته، دقيقا از حوادث آينده پرده بردارد، و علي رغم آن که انسان هميشه خواسته است، از حوادث باخبر شود، و در اين راه کوشش هاي فراوان کرده هيچ گاه وسيله مطمئن براي کنار زدن پرده هاي ضخيمي که ميان او و آينده است، به دست نياورده. اين علاقه شديد انسان، نسبت به آگاهي بر حوادث آينده، هميشه در طول تاريخ، بازار کاهنان، رمالان، بلکه فالگيران و طالع بينان را گرم ساخته، و آنها نيز با ترديد هاي خاص خود، از اين عطش سوزاني که مردم داشتند، نهايت استفاده را (سوء استفاده) بردند. و به بيان يک سلسله کلي گويي هايي با عبارات مبهم، که هر کسي مي تواند، آن را به آساني بر مقصود خود تطبيق دهد، مردم را سرگرم کرده، و منافعي را از اين طريق کسب نموده اند. البته خلط کهانت با اخبار از غیب از طریق اتصال به وحی صحیح نیست.[1]

کهانت در لغة به معنی پيش گويي و غيب گويي آمده است[2] و اصطلاحا: عملي است که سبب مي شود، بعضي از جنّيان، شخص کاهن را اطاعت کنند، از اين جهت که براي او اخباري را بياورند، و اين عمل نزديک به سحر است.[3] به تعبير ديگر، کاهن، کسي است که، صاحب رأيي از طائفه جنّ به او امور مخفي را خبر مي دهد مثلا فلان مال دزديده شده کجاست، يا از آن کيست، يا گمشده کجاست ـ يا او را نسبت به امور آينده خبر دهد از انواع پيشگوئي ها، و به اتفاق جميع فقها حرام است، بنابراين طبق نظر فقها، ياد گرفتن کهانت و ياد دادن آن به ديگري، رفتن کسي نزد شخص کاهن براي عمل به سحرش، حرام است.

کهانت در آينه آيات و روايات

مسئله کهانت از مسائلی است که آیات و روایات نسبت به آن سکوت نکرده و به طور صریح نسبت به آن موضوع گرفته­اند که در زیر به برخی ادله اشاره می­شود.

«وَلَا بِقَوْلِ کاهِنٍ قَلِيلًا مَا تَذَکرُونَ.[4]» در اين آيه کاهن بودن قرآن و رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ انکار شده است. قرآن غيب گويي افراد را نفي کرده، و اجازه برخي موارد را به افراد خاصي داده است که قطعا کاهنان شامل آن افراد نيستند.

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است؛ اربعة لا يدخلون الجنة: الکاهن و المنافق و مدمن الخمر و القتات و هو النمام

چهار گروه وارد بهشت نمي شوند: شخصي کاهن (پيشگو)، منافق، شخصی که شراب مي خورد، شخص سخن چين.

 

علومي که از خارق عادت بحث مي کند، بسيار است: از آن جمله:

1. سيميا که در چگونگي ضميمه کردن قواي ارادي با قواي مخصوص مادي، براي انجام تصرفات عجيب و غريب در موجودات طبيعي بحث مي کند. يکي از شعب آن، چشم بندي است، که به وسيله تصرف در قوه خيال بيننده آثار عجيبي به نظرش مجسم مي شود. (اين قسم از واضح ترين اقسام سحر است).

2. ليميا يا علم تسخير است؛ که از کيفيت تأثير قواي ارادي به وسيله ارتباط با ارواح قوي عالم بالا، مانند تسخير جنّ و استمداد از او، به عنوان کسي که با کواکب آسماني در ارتباط است.

3. هيميا يا طلسمات، که از کيفيت ترکيب و انضمام قواي عالم بالا با موجودات عالم پائين، براي انجام تأثيرات غريبه بحث مي کند.

4. ريميا يا شعبده بازي، که درباره چگونگي استفاده از قواي مادي و خواص موجودات، براي وانمود کردن آثار خارق العاده اي به حس، صحبت مي کند، به اين علوم، علم اعداد و اوفاق و نيز علم خفية (به نوعي در تعريف علم رمل نيز آمده) که درباره چگونگي تغيير و تکسير (کم کردن) حروف، اسم چيزي که مورد نظر است و استخراج نام هاي ملائکه، شياطين موکل بر آنها از آن، و دعا کردن با وردهايي که از اين نام ها تشکيل يافته، براي وصول به آن هدف، صحبت مي کند، اضافه مي شوند.[5]

طبق اين دسته بندي رمل علم خفيه به حساب مي آيد. و طبق تعريفي ديگر در رابطه با رمل؛ آن را نوعي و قسمي از تنجيم (علم نجوم شناسي) معرفي مي کند که بر اسرار حروف بنا شده و به واسطه آن خبر از آينده داده مي شود، (نوعي پيش گويي به حساب مي آيد) و در ادامه تعريف اضافه مي کنند که؛ براي اين علم افرادي بودند که در جهت يادگيري آن قيام کردند، ولي امروزه وقتي به ماهيت اين علم پي بردند، از باب اينکه بر چهار چوب مشخص و مبتني بر اصول و مباني و قواعد معين استوار نيست بلکه بر يک سلسله قواعد و براهين غير عقلي تکيه زده لذا قابل اعتناء نبوده، و از طرفي هم، جهت شرعي نيز بر تأييدات آن وارد نشده و تمام ادله اي که کهانت را رد مي کند، «رمل» را نيز شامل مي شود.

نتيجه: در رابطه با کهانت، با توجه به نص صريح آيات و روايات نسبت به آن، این علم جزو علوم حرام است. و رمل نيز، حجت شرعي بر تأييد و يا نفي آن نداريم، تنها گريزگاه ما در اين ميان عمل فقهاء (اکثريت آنان) مي باشد، که در رابطه با رمل و علوم غريبه ديگر، توصيه به فرا نگرفتن اين علوم کرده­اند. بنابراين نگاه کلي آيات به همراه شأن نزول آن و روايات نسبت به کهانت، نفي آن است، و نسبت به رمل ناظر به سکوت آيات و روايات در اين زمينه هست. البته هر چند آيات قرآن غيب گوئي را نفي کرده اما دلیل عقلی نسبت به افراد خاص براي مقابله با منحرفان اذن داده است.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1ـ جامع الاحاديث الشيعه، معزي ملايري شيخ اسماعيل، موسسه واصف، قم، 1378ش، ج23، ص301.

2ـ دائرة المعارف القرن العشرين، وجدي محمد فريد، دارالمعرفه، بيروت، 1971م، ج4، ص514.

 

[1]. مکارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1377ش، ج8، ص276.

[2]. بندر ريگي، محمد، منجد الطلاب، قم، انتشارات فروردين، 1374ش، تک جلدي؛ سفينة البحار، همان.

[3]. سيد عبدالحسين، دستغيب، گناهان کبيره، قم، انتشارات اسلامي، 1376ش، ج2، ص85.

[4]. حاقه / 42.

[5]. سيد عبدالحسين، دستغيب، گناهان کبيره، قم، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامي، 1376ش، ج2، ص85.

اطلاعات مطلب

تاریخ انتشار
13 امرداد 01
بازدید
۳۳۸
گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.

رمل و کهانت را با توجه به آیات و روایات تبیین نمایید. | پایگاه پاسخ به شبهات