مقدمه:
در سالهای اخیر، برخی جریانهای وهابی در فضای مجازی شبههای را تکرار میکنند: «شیعه برای شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) حتی یک روایت صحیح هم ندارد!» و گاه برای تبلیغ بیشتر، جایزهای هم تعیین میکنند. این ادعا از دو زاویه پاسخ میگیرد: پاسخ نقضی (نشان دادن تناقض و بیپایگی ادعا) و پاسخ حلی (اثبات مطلب با روش علمی). آنچه در پی میآید، بر اساس منابع شیعه و اهل سنت، نشان میدهد این شبهه از چند جهت سست و بیاساس است.
بخش اول: پاسخ نقضی؛ ادعا را از درون نقض میکنیم
۱. نقض روشی: برای واقعه تاریخی، «تکسند صحیح» ملاک نیست
شبههکننده میگوید: «یک روایت صحیح السند بیاورید.» اما این خواسته، خلاف روش عقلا و مورخان است. برای اثبات یک واقعه تاریخی، واقعهای که قرنها نقل شده، ملاک اصلی تواتر و استفاضه است، نه یافتن یک سند صحیح برای هر جزء. اگر چنین باشد، بسیاری از مسلمات تاریخی — حتی در تاریخ صدر اسلام — قابل اثبات نخواهد بود. علامه مجلسی در «مرآة العقول» (ج۵، ص۵۶) تصریح میکند که شهادت حضرت فاطمه (س) «من المتواترات» است. آیتالله خویی نیز در پاسخ به پرسشی درباره شکستن پهلوی حضرت، میگوید: «ذلک مشهور معروف» (مشهور و معروف است). بنابراین، درخواست تکسند صحیح برای واقعهای متواتر، از نظر روشی بیپایه است.
۲. نقض مبنایی: خود اهل سنت در تاریخ و فضائل به روایت ضعیف عمل میکنند
اگر اشکال شود که «روایات شیعه ضعیفاند»، باید گفت اهل سنت خودشان در غیر احکام و عقاید — یعنی در تاریخ، فضائل و مغازی — به روایت ضعیف عمل میکنند. نووی در «المجموع» (ج۵، ص۶۲) مینویسد: «أهل العلم متفقون علی العمل بالضعیف فی غیر الأحکام وأصول العقائد». ابن مفلح مقدسی نیز در «الآداب الشرعیة» (ج۲، ص۲۸۵) همین مبنا را نقل میکند. پس اگر قرار باشد روایت ضعیف در تاریخ مقبول باشد، ایراد گرفتن به شیعه در همین زمینه، تناقض آشکار است.
۳. نقض مصداقی: منابع اهل سنت خودشان ماجرا را نقل کردهاند
شبههکننده گویا تصور میکند این ماجرا فقط در منابع شیعه است. در حالی که منابع اهل سنت نیز آن را آوردهاند:
- شهرستانی در «الملل والنحل» (ج۱، ص۵۷) از «نظام» نقل میکند: «إن عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتی ألقت الجنین من بطنها، وکان یصیح: احرقوا دارها بمن فیها...»
- ذهبی در «سیر أعلام النبلاء» (ج۱۵، ص۵۷۶) از ابن ابی دارم نقل میکند: «أن عمر رفس فاطمة حتی أسقطت محسنا».
- جوینی در «فرائد السمطین» (ج۲، ص۳۶) عبارت «فتقدم عليّ محزونة مکروبة مغمومة مغصوبة مقتولة» را نقل میکند.
این نقلها نشان میدهد اصل ماجرا حتی در حافظه تاریخی اهل سنت نیز حضور داشته است.
بخش دوم: پاسخ حلی؛ اثبات با روش علمی
۱. اصل روش: تواتر و استفاضه
پیش از هر چیز، شهادت حضرت زهرا (س) نزد شیعه متواتر یا مستفیض است. کاشف الغطاء در «جنة المأوى» میگوید کتابهای شیعه از صدر اسلام تاکنون، ماجرای ضرب، سقط جنین، شکستن پهلو و آتش زدن خانه را نقل کردهاند و شاعران اهل بیت نیز آن را به نظم کشیدهاند. بنابراین، اصل واقعه نیازمند بررسی تکتک سندها نیست.
۲. روایت صحیح اول: «صدیقة شهیدة»
کلینی در «کافی» (ج۱، ص۴۵۸) از امام کاظم (ع) نقل میکند: «إِنَّ فَاطِمَةَ ع صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ». سند این روایتهم از نظز نجاشی، هم شیخ طوسی هم علامه مجلسی در «مرآة العقول» (ج۵، ص۳۱۵) هم آیتالله خویی و آیتالله جواد تبریزی نیز در «صراط النجاة» (ج۳، ص۴۴۱) آن را «بسند معتبر» دانسته و نوشتهاند: «وهو ظاهر فی مظلومیتها وشهادتها». پس دستکم یک روایت صحیح السند وجود دارد.
۳. روایت صحیح دوم: «ملعون ملعون...»
کراجکی در «کنز الفوائد» (ج۱، ص۱۵۰) از پیامبر (ص) نقل میکند: «ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتي و یغصبها حقها و یقتلها». سند این روایت نیز با توثیق راویانی مانند کراجکی، ابن شاذان، محمد بن حسن ولید، محمد بن حسن صفار، ابن ابی عمیر، مفضل بن عمر و یونس بن یعقوب معتبر است. به قاعده شیخ طوسی در «العدة» (ج۱، ص۱۵۴)، ابن ابی عمیر جز از ثقه نقل نمیکند. بنابراین این روایت نیز از نظر سندی قابل دفاع است.
۴. مؤیدات فراوان
علاوه بر این دو، روایات مؤید بسیاری وجود دارد:
- امالی صدوق (ص۱۱۳): پیامبر میفرماید فاطمه «مقتولة» از دنیا میرود.
- سلیم بن قیس (ج۲، ص۹۰۷): «ستَرین بعدی ظلماً و غیظاً حتی تُضربی و یکسر ضلع من أضلاعک».
- کامل الزیارات (ص۳۳۲): «تطرح ما فی بطنها من الضرب و تموت من ذلک الضرب».
- و روایتی که از «قاتل فاطمة و محسن» سخن میگوید.
۵. رفع تعارض ظاهری «وفات» و «شهادت»
برخی میگویند اگر فاطمه (س) شهید شده، چرا در برخی منابع «وفات» آمده است؟ پاسخ روشن است: «موت» و «توفی» به معنای انتقال از دنیاست، خواه طبیعی باشد خواه شهادت. در منابع اهل سنت نیز درباره امام علی (ع) عبارت «بعد وفاة علی» (فضائل الصحابة، ج۲، ص۶۰۰)، درباره حمزه «بعد وفاة حمزة» و درباره خلیفه دوم «بعد وفاة عمر» (أنساب الأشراف، ج۲، ص۲۵۷) آمده است، در حالی که همه آنان را شهید میدانند. پس «وفات» با «شهادت» منافاتی ندارد.
جمعبندی
شبهه «شیعه روایت صحیح برای شهادت حضرت فاطمه (س) ندارد» از سه جهت بیپایه است:
1. روشی: برای واقعه متواتر و مستفیض، درخواست تکسند صحیح خلاف منهج علمی است.
2. مصداقی: روایات صحیح السند — مانند روایت کافی و کنز الفوائد — وجود دارد.
3. نقضی: منابع اهل سنت خودشان ماجرا را نقل کردهاند و در تاریخ به ضعیف عمل میکنند.
بنابراین، بهتر است جایزهها را برای خودشان نگه دارند؛ زیرا ادعایشان نه با روش علمی سازگار است و نه با منابع خودشان. شهادت حضرت زهرا (س) نه افسانه است و نه بیسند؛ بلکه در تواتر و استفاضه منابع شیعه و در نقلهای متعدد اهل سنت، جایگاهی روشن دارد.
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.