حجتالاسلاموالمسلمین دكتر محمدعلی میرزایی متولد 1350 میباشند. ایشان در سال ۱۳۶۷ وارد حوزۀ علمیۀ قم و سپس تحصیلاتشان را در مقاطع مختلف حوزوی ادامه دادند و از محضر آیات عظام و علمای اعلام بهره بردند. ایشان مدیر و مؤسس حوزۀ اهلالبیت(علیهم السلام) و مركز ثقلین در كشور نیجریه در سال ۱۳۷۳ به مدت ۴ سال؛ همچنین مدیر حوزۀ علمیه الرسولالاكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و الزهرا(علیها السلام) و سردبیری مجلۀ علمی پژوهشی الحیاة الطیبة در لبنان از ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۵؛ و نیز مدیر مركز تحقیقاتی تمدنی الحضاره در لبنان از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۶ بودهاند و هم اكنون عضو هیئت علمی و رئیس اندیشكده جامعةالمصطفی(صلی الله علیه وآله وسلم) میباشند.
وی در سال 1396 از دانشگاه ادیان و مذاهب، موفق به اخذ مدرك دكتری مذاهب كلامی شدند، علاوه بر این، موفق به تألیف ده كتاب و یك صد مقاله به زبان عربی و فارسی بوده كه كتاب مرجعیة القرآن المعرفیة به زبان عربی و فرهنگ اصطلاحات معاصر( عربی به فارسی) از جمله آثار ایشان است.
مجلۀ پاسخ: در خدمت دكتر میرزایی، استاد دانشگاه، محقق و تحلیلگر مسائل فرهنگی هستیم. موضوع گفتگوی ما زیارت و پیاده روی اربعین است. ضمن خوش آمدگویی خدمت جنابعالی، از اینكه وقت خود را در اختیار مجله پاسخ گذاشتهاید سپاسگزارم. در آغاز گفتوگو به منظور سیر منطقی بحث از این پرسش شروع میكنم كه اصل زیارت در فرهنگ اسلامی چه جایگاهی دارد؟ آیا میتوان ریشۀ این رفتار فرهنگی را در متون دینی و سیره پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، امامان (علیهم السلام) و صحابه یافت؟
♦اگر مسئلۀ اهمیت شبهههای جریانهای سلفی و وهابی و نفوذ این شبهات در میان شیعیان نبود ، شاید چنین پرسشی را اصلاً مطرح نمیكردیم. در ابتدا لازم است به چند نكته تأكید كنم. اولاً خود زیارت یك بار معنوی و روحی و تأثیرگذار در مایههای اخلاقی زائر دارد. این اختصاصی به زیارت ائمه(علیهم السلام) ندارد شما هر انسان والایی را زیارت كنید، از نظر روحی و معنوی دست خالی بر نمیگردید. همنشینی با اولیاء خدا در هر سطح باشد، نتیجه بخش است و انسان، احساس سرمستی و شادی و انبساط روحی میكند. این نیاز به استدلال ندارد و روشن و مبرهن است. وقتی كه ما صحبت از زیارت اولیای الهی و انبیاء و بزرگان میكنیم، به طریق اولی عمیقتر و ماندگارتر و تأثیرگذارتر است. در طول تاریخ قبور بزرگان، محل زیارت بوده اگر از قبر خود پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) شروع بكنید میبینید كه اهلبیت(علیهم السلام)و حضرت فاطمه(عليها السلام)و حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) و دیگران چگونه قبر حضرت را زیارت میكردند؛ قبر یك خاصیتی دارد، مخصوصاً قبور اولیاءالله و در آن عتبۀ بزرگان دین و ائمۀ دین، كه محلِ تجلی نور الهی و حضور ملائكه مقرب خدا میباشد؛ حتی قبور اهالی مردم و خاندان و رفتگان آنها نیز محل رفت و آمد و زیارت بوده است و این حضور و دیدار با اهل قبور در طول تاریخ مستمراً اتفاق افتاده است. منتهی غالب زیارت قبور در بین مؤمنان، به خاطر ارسال ثواب سورۀ فاتحه بوده و كمتر با انگیزه بركات بوده است. به معنای دقیق كلمه اولیاءالله، وسائل الهی برای قرب بودند، یعنی مصداقهای اكمل«وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ» (مائده: 35) میباشند. اینها بهعنوان دروازهها و مداخل اصلی نزول بركات الهیاند. در نتیجه یك خصوصیتی در زیارت قبور بزرگان و ائمه(علیهم السلام) مشاهده میشود. بنابراین اصل زیارت، در ارتباط با روح و جان انسانها، فلسفههای متعدد دارد؛ از جمله عهد و میثاقی كه انسان به نوعی مدام در سایۀ این زیارتها وضعیت خود را بازبینی میكند. البته این صورت مطلوب زیارت است و اینگونه نیست كه هر كسی كه زیارت میكند با این نگاه و رویكرد زیارت بكند. خیلی از اشخاص زیارت را از روی عادت و احساس انجام میدهند هرچند این هم بد نیست اما فلسفۀ زیارت نیست. لذا اگر نگاهی به فلسفۀ زیارت داشته باشیم، زیارت نوعی تلاقی روحی و معرفتی با مزار و با كسی كه به دیدار و زیارتش میرویم، است. زیارت، به معنی نقطۀ عالی و افق دور در بصیرت انسان است. شما وقتی از اسوۀ حسنۀ كه در قرآنكریم، از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به اسوه تعبیر شده، زیارت میكنید. «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب: 21) از آن نمونۀ عالی كه قرار است مستقیماً قبلۀ عملی در زندگی شما باشد زیارت میكنی. به تعبیری تو فردای خودت را زیارت میكنی! مسیر رو به آیندهتان را زیارت میكنی! ما قرار است حسینی زندگی كنیم و به سمت امام حسین(علیه السلام)، زندگی بكنیم. نقطۀ اوج حركت جهادی ما همین نقطهای است كه زیارتش میكنیم. این یك نوع نگاه آیندهنگرانه و دور اندیشانه است و یك تفسیر وجودی از زیارت است و وقتی انسان زیارت میكند دنبال تجارت نیست. خط سیر طبیعی زندگی خودش را سیر میكند، انگار نقشهای در پیش روی اوست و به آن سمت حركت میكند؛ یعنی ای اباعبدالله(علیه السلام) من میخواهم، پا جای پایی كه شما گذاشتید بگذارم و در مسیری پا بگذارم كه شما حركت كردید! به گونهای برائت جویی كنم، ولایتگری كنم و ولایت بپذیرم و ولایت را مبنا قرار بدهم كه شما حركت كردید! و حرب و سلم برای تو باشد و به خاطر شما و در راه شما و معطوف به ارادۀ شما، زندگی كنم! بجنگم و كارزار كنم و با سبك زندگی حسینی، مسالمت كنم و سفیر و رسول صلح و آرامش و منطق و عقلانیت و انسانیت و آزادی باشم. همۀ اینها، در زیارت وجود دارد. یعنی وقتی به زیارت اربعین میروید یا هر وقت و هر زیارتی، ما همۀ اینها را باید داشته باشیم. البته اینها و هزاران برابر این حرفها چیزهایی نیست كه همه داشته باشند. باید كتاب نوشت و ادبیاتهای كودكانه و عامیانه و متخصصانه تولید كرد. البته این موارد كه ذكر میكنیم، عناوین كلی و سر فصلهای فلسفههای زیارت است. بُعد دیگر آن، اجتماعی ـ سیاسی است. در زیارت، چه در اربعین و غیر اربعین فرقی نمیكند، اما این بُعد و اراده نیز پشت همۀ تأكیدات در زیارت بوده است، كه جامعۀ حقمدار، چه شیعه و چه غیر شیعه ـ چون واقعاً غیر شیعه، هم میتوانند در این جامعه جا بگیرند ـ جامعۀ طرفدار حق و الهی و جامعۀ صراط المستقیم، باید نقطۀ كانونی داشته باشند؛ یعنی این اجتماعیت، الهی تشكیل میشود. الان هیچ گاه در زیارت اربعین، مسئلۀ اصلی ما این نیست كه ما و شما با هم باشیم. مسئلۀ اصلی امام حسین(علیه السلام) و این منطق است؛ لكن این با هم بودن و این اجتماعیت و این تشكل كلان بشری شكل میگیرد؛ حال در هر سطحی كه میتوانیم از سطح یك كاروان خانوادگی همراه هم و به سمت امام حسین(علیه السلام) حركت كردن را شروع كنیم، تا یك حركت جهانی و امت و تمدن.
نكتۀ دیگر اینكه، زیارت از قدیم، اصلش ثابت شده است. تاریخ زیارتهای بزرگان اسلام از پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و از ائمه(علیهم السلام) را نقل میكند، منتهی نكتۀ كلیدی كه وجود دارد، این است كه ما بدون توجه به شرائط ائمه(علیهم السلام)، نباید سیرۀ ائمه(علیهم السلام) را خوانش كنیم؛ یعنی اگر از ائمه(علیهم السلام) اخباری را دال بر پیاده روی یا زیارت در اربعین در دسترس نیست این دلیل نیست كه این كار را نمیكردند. به دو دلیل نباید به دنبال انبوه متن روایی بود؛ به دو دلیل اساسی: دلیل اول این هست كه ما باید اینقدر متوجه باشیم، وقتی كه ائمه(علیهم السلام) جامعۀ بشری را به یك امر خیری دعوت میكنند، خودشان در آن امر پیشرو هستند؛ یعنی امكان ندارد كه ائمه خودشان به شیعیان بگویند كه به زیارت امام حسین(علیه السلام) بروید با این همۀ ثواب و این عظمت كه خدای متعال این حادثه را برای جبرئیل و جبرئیل برای آدم تا خاتم فرموده است. اهلسنت این روایات را از امه سلمه نقل كردند، چنین حادثهای كه فرازمان و مكان و كاملاً ملكوتی است، یك وقت امام به همه میگوید این كار را انجام دهید، به طور حتم خودشان این كار را میكند. بنابراین نباید فراموش كنیم كه ائمه(علیهم السلام) ما را به یك عظمتی فراخواندند. دلیل دوم، شرایط خاص، پیچیده و امنیتی و قهر و اختناق آمیز دوران اموی و عباسی است. شما میدانید كه جریان امویت نیاز به تحلیل ندارد و روشن است كه نمیگذاشت جریان امام حسین(علیه السلام) و زیارت ایشان، در آن شرایط به صورت علنی انجام شود؛ ولی ائمۀ(علیهم السلام)، قبور همدیگر را میشناختند و میدانستند. مثلاً قبر حضرت فاطمه(علیها السلام) برای ما مخفی است؛ لكن قطعاً امام میبیند و سر قبر حضرت میرود، ولی به روشی كه باعث تحریك و به همریختگی وضعیت اجتماعی، سیاسی و امنیتی خودشان نشود. در تقیّه همه چیز در یك منطق خاص خودش قرار میگیرد، زندگی تقیهمند یا تقیهای، یك سبك زندگی خاصی میباشد. این مسئله مهم است كه ائمه(علیهم السلام) ما این كارها را میكردند. در دوران اموی شرایط روشن است و در دوران عباسی، نیز معروف است كه بارها، قبر اباعبدالله(علیه السلام) را چه كینه ورزانه و چه توطئهگرایانه، به آب بستند و میخواستند نابود كنند، گاهی سالها كسی نمیدانست كه قبر حضرت كجاست؛ البته خود ائمه(علیهم السلام) میدانستند. در نتیجه شرایط ائمه(علیهم السلام) مانند دوران ما نبوده كه براحتی سر قبر امام حسین(علیه السلام) برویم و زیارت كنیم. ما باید یك مقداری در جستجوی روایات، ملتفت این خصوصیتها و شرایط باشیم. اما زیارت اباعبدالله(علیه السلام) خاص است؛ یعنی هیچ زیارتی مثل زیارت اباعبدالله(علیه السلام) اینگونه تأكید نشده است.
مجلۀ پاسخ: میخواهم یك مقدار به خود بحث اربعین بپردازیم. به اصطلاح اصل زیارت كه چنانكه فرمودید در روایات ما و سیرۀ عموم مسلمانها بوده و الان هم اهلسنت به قبور پیشوایان خود میروند و چیزی نیست كه بشود آن را انكار كرد. جز وهابیها، كه آنها با یك مشی عملی و نظری خاصی به این قضیه نگاه میكنند. آنچه كه در دوران ما مهم است این نكته است كه بحث زیارت اربعین و پیاده روی اربعین، یك شكوه و جلوۀ خاصی پیدا كرده است. ظاهراً در گذشته بین عراقیها هم زیارت اربعین بوده؛ اما نه به این شكل و با این هیبت و این جلوهای كه در سالهای اخیر اتفاق افتاد و در اكثر نقاط جهان میآیند و در این پیاده روی شركت میكنند و شرایط جدیدی را ایجاد كردهاند. لذا سوالات و شبهاتی هم كه در برخی رسانهها بویژه رسانههای اهلسنت در شبكههای ماهوارهای وجود دارد كه به ابعاد مختلف این مسئله توجه كردند و نكاتی را مطرح كردند كه جای تأمل دارد. اولین بحث این است كه این واژۀ اربعین از كجا پیدا شده است؟ و میگویند كه این واژۀ اربعین بهعنوان یك نماد زبانی، به اصطلاح، یك امر جعلی است و هیچ ریشۀ دینی و فرهنگی ندارد و این شكل، ساختۀ تاریخی است. حالا چه كسی این را ساخته و بعد شیوع پیدا كرده است، باز نكتۀ دیگری است. میخواستم بدانم كه این واژۀ اربعین آیا تبار فرهنگی دارد یا در اسلام و در فرهنگ شیعی ریشه دارد و اگر هست كاركردهای نظری و عملی این نماد چیست؟ میتوانیم این جریان را استناد به قرآن و روایت بدهیم و بعد بگوییم كه در نزد امامان ما و پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) روی این واژۀ اربعین و عدد اربعین توجه داشتند و در آن سری وجود داشته است یا نه؟
♦ بدون تردید، مسئلۀ نمادین با مسئله اسرار داشتن متفاوت است. نمادین یك بحث فرمیك است؛ یعنی شكلی و سوری. لكن مسئلۀ اسرار اینگونه نیست. اسرار لایههای پنهان و تأثیرگذار است. علماء، در خصوص اعداد و مخصوصاً عدد اربعین و عدد هفت زیاد تحلیل كردند، شما مطمئن باشید كه اربعین و عدد چهل، یك سرّی است. انسان در 40 سالگی طبق دهها روایت، به یك پختگی خاصی میرسد. انسان در روز چهلم لیاقت این را پیدا میكند كه محل تجلی و نفخ روح قرار بگیرد. حضرت موسی(علیه السلام) یك موعد چهل روزه دارد. در بحثهای عرفانی، صحبت از سرّ اخلاص چهل روزه بسیار شده است. علماء همین را تعمیم دادند، آنجا كه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً» (شیخ تاجالدین، محمدبنحیدر شعیرى، جامع الأخبار, ج1, ص94) این به یك مطلبی به نام چله نشینی تبدیل شد؛ یعنی معلوم شده كه چهل در عالم معنا، اوج پختگی است. ما باید اقرار بكنیم كه اطلاع از سرّ این امور و چرایی اینها نداریم؛ مثل حروف مقطعه قرآن كه ائمه(علیهم السلام) میفرمایند: اسراری بین خدای متعال و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) است؛ ولی در هر صورت اربعین تا دلتان بخواهد در متون و تراث اسلامی مصداق دارد. بیجهت نیست كه عالمان ما و اساتید اخلاق بهعنوان یك سنت اربعین حدیث نوشتند. مانند حضرت امام(رحمه الله) و شیخ بهایی و خیلیهای دیگر.
مجلۀ پاسخ: روایتی كه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ حَدِیثاً» (شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج2، ص37)، هم وجود دارد؟
♦ بله، اربعین حدیث، هم كه معلوم است. اصلاً اربعین حدیثها را به خاطر این مینویسند. به هر حال عدد اربعین و شمارۀ اربعین، یكی از اعداد مورد توجه است. بعضی از علما، روایاتی كه به نوعی اعداد در آن به كار برده شده است را جمع آوری كردهاند، كه باید مورد توجه باشد، مثلاً كسی كه باید فلان كار را بكند و بهتر است پنج بار آن را انجام دهد تا به نتیجه برسد، یا اعداد هفت یا چهل یا دوازده! خلاصه اینكه اصولش اصول مستحكم و روایی، موجود است. منتهی یك نكته هم عرض كنم، ببینید ما خیلی نباید روی این اعداد توجهی بكنیم. ممكن است كه این اعداد نشان دهندۀ سطحی از كم و كیف یك عمل باشد. معمول انسانها با مرور چهل حدیث اساسی یك تحولی در آنها پیدا بشود؛ یعنی ناظر به وجودشناسی و بعد انتولوژیك روحی انسانها باشد كه وقتی میگوییم انسانها در چهل سالگی پخته میشوند، ممكن است كسی در سی سالگی پخته شود، بالاخره پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) كه در چهل سالگی پخته نشده است. پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، در اوجهایی بودند كه ممكن است انسانهای عادی در چهل سالگی به او نرسند. ممكن است یك امامی در چهل سالگی عمرش به او نرسد. نمیشود كه بگوییم او پخته نشده است. ممكن است كه یك ولی اللهای در سی سالگی از دنیا برود و در اوج اوج پختگیاش هم بوده، ولی فرم انسانهای معمولی در سن چهل سالگی، بر اثر تجربه و احتكاك با مكاتب فكری اساتید و بزرگان و نهادهای آموزشی و تربیتی و...، پخته میشوند. ممكن است یك همچنین معنایی داشته باشند. بهتر است، خیلی وارد عمق این اعداد نشویم، اما اصولش در متون ما زیاد است.
برای بحث اربعین، باز ما دلیل خاص هم داریم. اما عین كلمۀ «زیارت اربعین» در یكی دو تا روایت داریم.
مجلۀ پاسخ: گفته میشود كه ما اگر اصل زیارت را كه به عنوان چیزی كه در روایات شیعه و سنی وجود دارد، بپذیریم و سیرۀ متشرعان شیعه به این صورت بوده كه چه در زمان حیاتشان و چه در زمان مماتشان به زیارت اولیاء خدا میرفتند، اما اینكه ما یك زیارت خاص را در یك زمان خاصی و آثار خاصی برای آن زیارت در نظر بگیریم، حتماً یك پایه و اساس شرعی و دینی نیاز دارد؛ یعنی ما نمیتوانیم بگوییم در فلان روز و فلان ساعت بروید كه فلان آثار را دارد. این نیاز به مستند شرعی دارد. حالا آنچه به صورت معمول به عنوان مستند شرعی مطرح میشود دو تا چیز است. یكی آنچه مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار مطرح میكند، یعنی موضوع «تأسی به جابربنعبدالله انصاری»، و یكی هم روایتی كه مرحوم شیخ طوسی در تهذیب از امام حسن عسكری(علیه السلام) نقل كرده كه «عَلاَمَاتُ اَلْمُؤْمِنِ خَمْسٌ...» كه یكی زیارت اربعین است. مستند اول كه شرعی نیست چون جابربنعبدالله انصاری، معصوم نیست تا عملش حجت باشد، از طرفی روایتی كه در تهذیب الاحكام نقل شده آن هم مرسل است و این مستندها چنان قوی و معتبر نیستند تا بتوان حركت عظیمی مثل پیاده روی اربعین را براساس آن بنا نهاد. حال پرسش این است كه آیا مستندات زیارت اربعین و اینكه ما اینچنین حركتی را پایهگذاری كنیم، مستندات دیگری هم دارد؟ آیا میتوانیم این حركت را به دلائل عامی كه در قرآن و سنت است، مستند كنیم؟
♦ بنده با یك نگاه آسیبشناسانه به مسئلۀ روایتخواهی برای هر كاری نگاه میكنم؛ یعنی این را یك آسیب میدانم، كه بخواهیم برای هر كار خوبی، روایت خاص و روایتی مستقیم و نه روایت عام، به آن اشاره بكند. آسیب در اینجا این است كه یك نفر بخواهد به استناد روایات، كاری را انجام بدهد. اینكه چون ائمه(علیهم السلام) دستور دادهاند كه اربعین زیارت كنید، زیارت میكنیم و به استناد این باشد. به طور طبیعی شما باید ببینید، استناد شما ضعیف است و خبر، خبر واحد است و خبر واحد صحیح نیست و منابع اصلی ما نقل نكردند، در نتیجه دیگر به زیارت اربعین نرویم! ولی این طور نیست. آیا در اینكه زیارت امام حسین (علیه السلام)در هر زمانی كه بتوان زیارت كرد، مستحب است، شكی هست یا نه؟ هیچ وقت در تمام طول سال، در تمام روزها، استحباب زیارت امام حسین(علیه السلام) قابل اسقاط نیست. اما شاید برای شخص شما، در شرایط خاصی، زیارت امام حسین(علیه السلام) حرام باشد. مثلاً من مسئول نجات جان بیماران در بیمارستان هستم كارم را رها كنم. كاری به حالات خاص نداریم؛ اما زیارت امام حسین(علیه السلام) عنوان مطلقش استحباب دارد و این منافی با این نیست كه در بعضی از لحاظ استحباب خاص و تأكید خاص بشود. اینها حكمهای واحد نیستند، مثل واجب و حلال و حرام. بنابراین ما اصل زیارت كه مستحب است را یقین داریم. اگر خانوادگی با همدیگر قرار بگذاریم كه ما طایفهای هستیم، ایلی هستیم، صد نفریم، برادرها و عموها و عموزاده، در فلان مناسبت جعل بكنیم، بگوییم در آن مناسبت، همه در روز اربعین، به زیارت امام حسین(علیه السلام) برویم. هیچ اشكالی نیست. این همان «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا» (الكافی, جلد5, صفحه 9) است كه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود و ائمه(علیهم السلام) هم گفتهاند. كسی كه سنت حسنهای را قانونگذاری و جعل كند، پس میشود سنتسازی كرد. این خیلی مهم است ما میتوانیم دربارهاش كتاب بنویسیم. سنتسازی این نیست كه سنت یك چیزی باشد كه نشود كاریاش كرد. یك لایهای از سنت است كه مؤمن میتواند، سنت بسازد. پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) سنت ساخت. مؤمن هم میتواند سنت بسازد. عالمان دین هم هر كدام میتوانند سنت بسازند. مثلاً من در یك استانی زندگی میكنم عرف آن منطقه را میدانم، مطابق عرف آن منطقه یك سنت حسنه میگذارم میگویم در روز عاشورا، همه خون بدهیم. این یك سنت حسنه است. اصلاً اختیار به ما داده شده كه جعل سنت حسنه كنیم. پس این را دقت داشته باشیم كه اصل زیارت در همۀ ایام مستحب است. اربعین یك عدد قدسی است. ما میتوانیم بگوییم اربعین، همۀ امامها برویم، عیبی ندارد و كسی هم كه نمیرود توبیخ نمیكنیم و یك سنت حسنه گذاشتیم. ما میتوانیم مثلاً ما هر سال، ۷ روز بعد از شهادت فلان امام به زیارت میرویم، این مستحب است. شرایط ما و فرهنگ ما و عرف ما بگونهای است كه ما این روز را قرار دادیم. ادعا نداریم كه حتماً ثواب این روز به خاطر صرف روز بیشتر است. ثواب برای زیارت است و برای اینكه با هم هستیم. این هم خود ثوابی دارد. حالا من اگر روز هفتم را به تنهایی بروم، ممكن است فقط ثواب زیارت نصیبم شود، اما اینكه روزهای دیگر را تأخیر میاندازم كه با شما و جمعی رهسپار شویم، یك حركت ایمانی و تكافل و تعاون علی الخیر میشود و این یك سنت حسنه اجتماعی میشود؛ چون خدا خیلی دوست دارد كه انسانها به جای اینكه تك تك بروند، جمعی بروند. برای همین است كه بالای ده نفر نماز گزار دیگر قابلیت نرخ گذاری روی آن نیست. برای اینكه خیلی فرق دارد شما ده نفری به سمت خدا رو كنید یا تنهایی. در قرآن هم اگر دقت كنید همهاش صیغه جمع است. «یا ایها الناس، یاایها الذین آمنوا، اتقوا» همهاش صیغۀ جمع است. «یا ایها الانسان» آن را هم گفته اما برای فطرتها و انسانشناسیهای فردی است؛ اما در بحثهای اجتماعی خطابها همه خطابهای اجتماعی است. پس معلوم است در اجتماعیت ثواب و خیر بركاتی برای جامعه است. منافعی است، مثل حج « لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ » (حج: 28) این حج از تمام جهان میآیند، كنگرۀ جهانیست و این یك اتفاق بزرگی است. لذا بنده در یكی از این رسانهها گفتم كه اربعین باز تولید كنگرۀ حج است. شما اگر دقت كنید، امام حسین(علیه السلام) با شهادت خودش حج را تكمیل كرد؛ چون حج حسینی، ابراهیمی بود و در آن شرایط اجازۀ تحقق ابراهیمیت در آن ایام نبود. امام(علیه السلام) تكمیلش نمود.كربلا تتمیم الحج بود. این نبود كه امام(علیه السلام) حج را رها كرد و به سراغ كار دیگری رفت. واقعاً امام ادامه داد؛ یعنی تتمیم حج بود. وقتی كه زیارت مستحب شد، میآییم روی بحث اربعین. در بحث اربعین واقعیت این است كه یك سنت حسنهای در طول زمان توسط اولیاء دین ایجاد شده، چرا آن را بهم بزنیم؟! وقتی كه مراجع ما، بزرگان ما، چنین عملی را انجام میدادند؟
یك شواهدی هم داریم كه البته آن روایاتی كه اشاره داشتید به آن خیلی محدود است و روایت خیلی محكم و دارای اعتباری نیستند، ولی روایاتاند، مؤیداند، اما یك سنت حسنهای مبتنی بر اصل تزلزل ناپذیری تأكیدی و استحباب زیارت امام حسین(علیه السلام) هستند. آن اصل است و در آن خللی وارد نمیشود، پس اگر ما در روز اربعین هم زیارت كنیم، خللی وارد نمیشود، چون آن اصل است. عدد اربعین، یك عدد قدسی دارای اعتبار و اهمیت و دارای رمز و راز خودش است. رفتار عالمان دینی و عرف متشرعه در كنار هم قرار گرفته و یك سنت و عرف عالمان، مجتهدان، مراجع دین و اصحاب ائمه درست شده است و همه اینها را كنار هم بگذارید، یك واقعیتی است و بنده میتوانم بگویم این یك سنت حسنه است، كه جمع اینها باعث بركت میشود. نكتۀ دیگر، اینكه برخی از ابعاد شگرف رضای خدای متعال در اجتماعیت انسانهاست. برخی از ثوابها مثل نماز كه عرض كردم؛ یعنی ده نفر میخواهند نماز را جماعت بخوانند، آن عظمت برای این است كه ده نفر با هماند؛ یعنی اگر شما به تنهایی و در اول وقت، نماز بخوانید كجا!! و اینكه ده نفری نماز بخوانید كجا!! این نشان میدهد كه با هم بودن جامعۀ اسلامی، موضوعیت دارد. و اگر آسیبشناسانه بخواهم نگاه كنم؛ چرا ما از اسلام بُعد اجتماعیت را با عظمت و با قدسیّت و با اولویت نگاه نمیكنیم؟ چرا ما این را نمیدانیم كه جامعه و امت اسلامی در هر حادثهای كه با هم حركت جمعی داشته باشند در راستای اهداف اسلامی آن روز میشود یوم الله؟! امام(رحمه الله) كه میگوید كه ۲۲ بهمن از ایام الله است، مگر روز ۲۲ بهمن در سیرۀ بوده یا پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، در آن روز تظاهرات میكردند؟ هیچ چیز كه نبوده است، اینجا درست شد. چرا امام میگوید كه از ایام الله است؟ چون در این روز حوادث مختلفی به نفع سرنوشت بشریت رغم خورده است. از این طرف شروع كنیم. چرا ما نمیتوانیم مستحبسازی كنیم؟ وقتی كه میگوید كسی كه سنت حسنه درست كند اجر فلان دارد؛ این یعنی مستحبسازی، چرا ما فكر میكنیم كه مستحبات توقیفیاند؟ از كجا میگوییم؟ مستحبات ارتباط با منافع دنیوی و اخروی انسان مومن دارند. البته عنوان عمومی استحباب، همین روایت «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ» است كه باید یك مصداقهای جدیدی تولید كرد. لازم نیست كه حتماً روایتی باشد، كه آن روایت گفته باشد، باید روز اربعین این كار را بكنید. جامعۀ ایمانی میتواند سبك زندگی مبتنی بر كلیات و اصول مستحبات و احكام اسلامی درست كند و آن رفتار آنها، مطلوبیت درگاه خداوند متعال باشد. مقام معظم رهبری راجع به 9 دی و مناسبتهایی اهمیت قائلند، نه اینكه 9 دی مهم است، چون اتفاقی مهم در آن روز افتاده است، در ۲۲ بهمن این اتفاق خاص افتاد.
استقبال ملت از حضرت امام(رحمه الله)، استقبال از یك ولی الله، از ایام الله است. وقتی كه خداوند متعال راجع به تأكید بر تكافل فرمود:«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ» (مائده: 2)؛ اصل تعاون، یك عمل مستحب میشود و این تعاون را اگر به صور مختلفی و موضوعات مختلفی و زمان مختلفی به آن بدهید، كنشهای اجتماعی، كنشهای خانوادگی پدید میآید. شما در خانوادهتان و طایفۀتان میگویید دوشنبههای آخر هر ماه، جمع میشویم و برای فقرا پول جمع میكنیم، یك كتاب دینی بخوانیم یا گذشتگان ما این كارها را میكردند و من هم ادامه میدهم. شما دنبال روایت برای این نباید باشید.
مجلۀ پاسخ: این باید یك منفعت عقلائی داشته باشد و مخالف با اصول ما نباشد و بدعت در دین نشود و مخالف با یك واجب یا موافق حرامی نباشد؟
♦ بله، در بحث عاشورا، كه ده روز اول محرم، اولین روز را اینگونه اسم بگذارید و آن روز فلان و یا اینكه این گونه سینه بزنید، در روایات نداریم. وقتی كه حقایق دینی در داخل فرهنگ و جامعه میآید، صور متنوع و متعدد پیدا میكند. ممكن است شیعیان یك كشوری مانند آرژانتین، این روش سینه زدن ما را كنار بزنند و بگویند ما كه نمیتوانیم به سرمان بزنیم، مثلاً میگویند دیوانهاند یا نمیتوانیم گِل به بدنمان بمالیم، میگویند چه كار كنیم؟ آنچه كه در اسلام وجود دارد، این است كه برای اباعبدالله(علیه السلام) مراسم بگذارید و مناسبت داشته باشد و گریه كنید و اشك بریزید، ذكر مصیبت اباعبدالله(علیه السلام) بكنید و السلام. حال این همان هستهای است كه اگر شما حكیمانه رفتار كنید و این هسته را بكارید؛ انقلاب اسلامی ایران از آن بیرون میآید. یك كس دیگری همین هسته را میكارد و چیز كوچكی بیرون میآید كه با طوفانی این طرف و آن طرف میرود، این یك هسته است، انسان یك طرف همۀ ماجراهای دین است. انسان یك ظرف تو خالی كه كسی درونش روایت بریزد، نیست. امام(علیه السلام) یك روایتی میفرمایند، در جهان تحولی درست میكند و همان روایت را بنده میگویم، همان را با تكفیر و فتنه همراه میكنم، بدون اینكه حتی بدانم. مسئلۀ اصلی این است. اربعین امام حسین(علیه السلام)، زیارتش كه هست و اربعینش هم هست، همیشه هم هست و قید هم ندارد و حادثۀ خاصی است. حالا اینكه یك ملت و یا چند ملت در كنار هم، در چنین حادثهای شركت كنند؛ فوق العاده خوب است.
مجلۀ پاسخ: حركت راهپیمایی اربعین با ابعاد جدیدی كه پیدا كرده است حقیقتاً یك حركت بینظیر در تاریخ اسلام و تاریخ تشیع است؛ هم برای كشور ما و هم كشور عراق و اصلاً برای جهان اسلام یك پدیدۀ بسیار عجیب و به اصطلاح شگفت انگیز است. ما پدیدۀ دیگر اجتماعی داریم مثل مناسك حج كه از اقصی نقاط جهان مسلمانها میآیند، حالا درگذشته كه خیلی كمتر، الان كه شرایط خیلی بهتر شده است و ابزارهای جدید و تكنولوژیهای جدید وجود دارد. نهایتاً ۳ الی ۴میلیون نفر، گرد هم جمع میشوند و یك مناسكی را انجام میدهند و از هم جدا میشوند. ما در پیاده روی اربعین و زیارت اربعین میبینیم، قریب به ۲۰ میلیون نفر از اقصی نقاط جهان، در این حركت و همایش شركت میكنند. این رویداد مسلماً ابعاد جهانی و بینالمللی دارد و میتواند برای كشورهای اسلامی ظرفیتهای زیادی را ایجاد كند. ظرفیتهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و ظرفیتهای فرهنگی ـ معنوی، یك مقدار از این ظرفیتها صحبت بفرمایید. البته هر كدام كه علاقهمند بودید به صورت خاصتر و مفصلتر بپردازید. اگر هم به همۀ این ابعاد اشارههایی داشته باشید كه این ظرفیتها چیست و اگر ما این ظرفیتها را بشناسیم، برای ملتها و دولتهای اسلامی تبیین كنیم، چه اتفاقی روی خواهد داد؟ چه میتوان كرد تا این ظرفیتها به سود جهان اسلام و به سود بشریت استفاده شود؟
♦ ظرفیتهای اربعین دو دسته و دو مجموعه ظرفیت هستند، یك مجموعه ظرفیتهای مرتبط با حادثه كربلا، امام حسین(علیه السلام)، عاشورا و این نهضت، در حقیقت این اربعین، یك مناسبتی برای جهان اسلام میشود كه بهتر است ظرفیتهای حسینی و ظرفیتهای عاشورایی را شناسایی كنند. صرف نظر از این كه كی هستند؟ چی هستند؟ كجا میآیند؟ چندتا هستند؟ چند میلیوناند؟ نكته در این است كه باید در مناسبت اربعین، یك كنگرۀ جهانی نهضت امام حسین(علیه السلام) تأسیس كنیم. اربعین بزرگترین منبر بیانی و تبلیغی تاریخ بشریت است، تا جایی كه بنده مطالعه كردم ما منبری به عظمت اربعین در تاریخ بشر نداشتیم، این چنین منبری با این تعداد از مخاطبین و شنونده و حضار سراغ ندارم، وقتی كه خصائص این حضار را بیان میكنید، آن منحصر به فرد بودنش بیشتر جلوه میكند. در آنجا نه تنها بزرگترین جمعیت متراكم در یك زمان هستند؛ بلكه متنوعترین جمعیت هم هستند. ممكن است یك نفر بگوید: بوداییها هم در هندوستان توانستند، جمعیتی ۱۰ الی ۲۰ میلیونی را جمع كنند؛ ولی این یونیك و منحصر به فرد میماند، چون این كاملاً متكثر و متنوع و جهان شمول است. در حالی كه آن جهان شمول نیست. آن یك مذهب است. شاید از مذاهب داخل خود كشورشان هم نباشند، یك شاخهای باشد. اگر بحثهای سیاسی ـ اجتماعی و تنوع موضوع اضافه كنید، اربعین خصائصی دارد كه مناسبتها و جمعیتهای دیگر هرچه قدر هم زیاد باشند، این خصائص را ندارند. ما نتوانستیم حجی با ظرفیتهای اربعین درست كنیم ، این باعث تأسف است، باید در جهان بشریت و اسلام به عظمت و هیبت، هیچ كنگرهای به تأثیرگذاری حج نرسد، باید این طوری باشد ولی مانعی هست و نگذاشتند در این مجموعه، ظرفیتها، جای خود را پیدا كند. این كه ما چگونه باید در پرتو انسان هر زمان؛ یعنی انسانیت هر زمان، دكترینهای انسانساز و جامعهپرداز اباعبدالله(علیه السلام) را بازآفرینی كنیم، یك كار بزرگی است. آیا از یك معاصریت حسینی میشود حرف زد؛ یعنی از یك فهم حسین در زمان، فهم حسین برای زمانهای متعدد و هر زمان خاص، چه كار كنیم كه این ظرفیت به عنصر تغییر و تحول بنیادین انسانیت معاصر بیانجامد؟ بیتردید امام حسین(علیه السلام) به دنبال ارائه یك معماری و ساختن یك بنای سبك زندگی جهانی برای انسان است؛ یعنی امام حسین(علیه السلام)، شاهكارش این است كه تمامیت توحید را در تفاصیل و در ابعاد مختلف حركت خویش، محقق و عملی كرده است. یك نحوه زیستنی است كه این جامع و شامل و كامل و فراگیر است و میشود به جهان گفت كه امام حسین(علیه السلام) و منظومه ارزشی و اخلاقی و علمی حضرت یك مجموعۀ نجاتبخش و به نوعی یك الاهیات رهاییبخش جهانی، قابل استحسان است؛ چون كلمه الاهی و رهاییبخش، یك اصطلاح شده، واژۀ پركاربرد بوده است. در دنیا، كاملترین الاهیات رهاییبخشی ما بعد از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و علی(علیه السلام) در حركت امام حسین(علیه السلام) هست. امام حسین(علیه السلام)، رهایی بخشی میكند؛ انسان را از عقلش، هوای نفس را از جهلش و انسان را از حاكم ظالم.
مجلۀ پاسخ: این جزو آسیبشناسی میباشد؟
♦ دقیقاً، البته آسیب هم نمیخواهم بگویم چون این مراسم به نوعی نوپاست، اما اربعین بهعنوان كنگره جهانی كه نبوده است. زیارتهای فردی بوده است؛ یعنی بزرگانی مثل آیتالله حكیم، آیتالله خویی جمع میشدند، بیست نفر، پنجاه نفر، صدنفر، به زیارت میرفتند. هدف اصلی، بُعد اجتماعی نبود، بلكه معنویت فردی بود، ولی اینكه شما فكر كنید كه چشم جهان را پر میكرده و تشكیلدهنده یك ظرفیت امتساز بوده است، این طور نبوده است. اربعین نیاز به یك راهبری جهانی و راهبردی انسانی دارد. اربعین را باید از قید و بندهای گروهها و طوائف آزاد كرد؛ یعنی همانطور كه در ذیل جریان امام علی(علیه السلام)، مذاهب جهان اسلام، قابلیت بازسازی دارند در واقعه عاشورا نیز اینچنین است؛ یعنی میشود نقشه جدیدی از مكاتب فكری در جهان اسلام و جهان بشریت ارائه كرد. تا اینجا بحث مزار و مزور بود. اما در مورد زائر، این جمعیت چند میلیونی كه هركس از یك نقطهای از جهان، عربستان، مصر، ایران، سودان، پاكستان، از همه جا میآیند، به نوعی میتوان گفت، آینه جهان اسلام نما باشد؛ یعنی میتواند طیف و وضعیت جهان اسلام را به ما نشان دهد. چرا؟ برای اینكه تبدیل به یك مناسبت واحد جهان اسلام شده است؛ یعنی پاكستانی، هندی، اروپایی، آمریكایی، لبنانی و سوری، همه در یك روز واحد در یك هفته در چند روز مشخص در این مناسبت شركت میكنند. این دقیقاً آن لحظۀ اعلای بهرهگیری و استفاده كردن درست و سازنده از این مناسبت، برای جهان اسلام است. شیعه یا غیر شیعی فرقی نمیكند، چون برخیها میخواهند ادعا كنند كه این كنگره جهانی شیعه است، ولی من دوست میدارم كه جریان امام حسین(علیه السلام) یك جریان اسلامی تعریف بشود، نه مذهبی و نه شیعی.
مجلۀ پاسخ: بفرمایید چه مؤلفههایی در سخنان امام حسین(علیه السلام) وجود دارد كه حركت حسینی را بیش از هرچیز اسلامی و انسانی مینمایاند؟
♦ بله، شیعه موضع متأخر از اهلبیت(علیهم السلام) هستند؛ یعنی اهلبیت داخل شیعه كه نمیشوند اما شیعه داخل در اهلبیت(علیهم السلام) میشود؛ یعنی در واقع تابع و متبوعاند. اهلبیت(علیهم السلام) ما به معنایی كه ما الان میگوییم، شیعه كه نبودند، آنها ائمة المسلمین و بلكه ائمة البشریت بودند.
مجلۀ پاسخ: چیزی كه ما برعكس آن را تعریف میكنیم؟
♦ بله، ما تابع آنها شدیم، ما شیعه اهلبیت(علیهم السلام) شدیم. حالا اهلبیت شیعه چی كسی هستند؟ شیعه رسولالله(صلی الله علیه وآله وسلم)، رسولالله شیعه كی است؟ شیعه خدا است.
بنابراین جریان كربلا و جریان امام حسین(علیه السلام)، جریان نجات جهان اسلام است. خودشان فرمودند كه من آمدهام همه را امر به معروف كنم؛ یعنی امام حسین(علیه السلام) آمر بالمعروف و ناهی عن المنكر برای اهلسنت هم است. به آنها باید بگوییم: برادران مسلمان، ما یك بزرگواری داریم، كه ما و شما در نگه داشتن حرمت برایشان احترام قائل هستیم، با هم میگویم سید شباب اهلالجنه، باهم به حرفش گوش بدهیم، چون سنیها برادران و همكیشان و هم دینان ما هستند. ما میگوییم این امام میخواهد امت را اصلاح كند. اصلاً ایشان از ما نیست، ما از او هستیم. امام حسین(علیه السلام) از ما نیست، ازما شیعه نیست، ما از امام حسین(علیه السلام) هستیم؛ زیرا ایشان پدر مشترك ماست. پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ» (بحارالأنوار، ج36، ص11)؛ آنها «اَب» ، پدر همۀ ما هستند. علی(علیه السلام) كه تابع شیعههایش نیست، امّا ما اُبوّت آنان را پذیرفتیم. شما هم بپذیرید. این جریان امام حسین(علیه السلام) میتواند عاملی باشد برای اینكه این زوار چند میلیونی، به قول مولانا یك تكیه آیینهای كه شكسته شده را با خودشان بیاورند، این آینه جهان اسلام را در اربعین تكمیل كنند. این طور نیست كه فكر كنیم، ایرانیها یا عراقیها یا پاكستانیها چه میگویند بلكه هركشوری در جهان اسلام، برای خودش جامعۀ بومی دنیایی و ظرفیتهایی دارد كه باید بعد از ظرفیتشناسی امام حسین(علیه السلام)، در سایه اربعین ظرفیتشناسی انسان معاصر داشته باشیم. الان شیعیان آمریكایی چند نفراند؟ چی كار میكنند؟ برای عرضه چه چیزی دارند؟ آنچه كه ما برای جهان اسلام، بدنبال آن هستیم، اتفاقی نیست كه ایرانیها، به تنهایی باید ایجاد كنند بلكه این اتفاق را همه باید بوجود آورند. اگر حزب الله در لبنان نبود، بنده كه تحلیلگر سیاسی استراتژیك جهانیام، نمیتوانستم در این انقلاب اسلامی دوام محكمی بیاورم. ما در جهان اسلام همه با هم حركت میكنیم. ما اعضای یك نظام واحد با یك پیكره واحد هستیم، ظرفیت تشیع و مسلمان امریكایی و كانادایی و اروپایی، ظرفیتهای سادهای نیست. اساساً ایرانیها و عراقیها بدون وساطت و میانهدار بودن ظرفیتهای اسلامی شیعی اروپا، قدرت تعامل نرم با اروپا را ندارند. اینها پلهای ارتباطی ادبیات ما با جهان هستند. چنانكه الان ایرانیها نمیتوانند با این عربها با جهان عرب رابطه منطقی داشته باشد، به خاطرنبود همین واسطه و استفاده نكردن از این ظرفیتهاست. در ایام اربعین، تمام جهان اسلام، با همۀ بازوها و زاویهها و ضلعها و منشورهایش میتواند خودش را نشان دهد. وقتی یك نفر میخواهد بفهمد در جهان اسلام چه خبر است؟ میگویم امسال اربعین آنجا برویم، تا بفهمیم از جهان اسلام چه خبر است. چون آنجا. گروههایی بزرگ، از نقاط دور میآیند، كه حامل پیامهایی، تصاویر و حامل نگرانیهایی هستند كه در قرآنكریم فرمود: « لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ» (حج: 28) «تا (در آنجا) بر سر منافع (دنیوی و اخروی بسیار) خود حضور یابند»، این (مَنَافِعَ لَهُمْ) باید در كربلا این اتفاق بیافتد. هركسی میآید، اولین اتفاق برایش، شناخت وضعیت جهان اسلام است و آن خیلی اتفاق بزرگی است. بنده ادعاهایم این است كه در جهان معاصر، ما همدیگر را نمیشناسیم و قطعاً نمیتوانیم همدیگر را در مكه بشناسیم. ای كاش میشد، ولی الان نمیشود. چون واقعاً مكه، یك پیچ و خمها و هزینهها و یك استطاعت خاصی میخواهد و فشار جهانی بسیار زیاد است و شما باید یك حج تقیهای انجام دهید. نمیتوانید یك حج ابراهیمی انجام دهید. حج ابراهیمی نه فقط به معنای شعار مرگ بر آمریكا و مرگ بر اسرائیل؛ یعنی شما در آنجا نمیتوانید راحت یك حرف درست با برادر مسلمان خودت بزنید و با این اتفاقات بشدت برخورد میكنند، به شما اجازه نمیدهند با رؤسای مجالس نمایندگان، پارلمانهای كشورهای اسلامی در ایام حج یك همایش برگزار كنید، اجازه نمیدهند، آنجا محدودیت است. در جریان اربعین، حالا برای كسانی كه صحبت از كنگرۀ جهانی تشیع میكنند این كار از آنها بر نمیآید. ولی بنده ادعایم این است كه اربعین میتواند بهعنوان روز و ایام « لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ» جهان اسلام باشد. اطلاعی كه آنجا بدست رسانۀ جهان اسلام و خیرخواه باشد و بدنبال تحقق منافع كل جهان اسلام باشد، از جمله منافع، كاركرد فلسفههای اصلی حج است. یعنی این خلأ را پر كند! اربعین نمیتواند جای حج را بگیرد، چون جایگاه خودش را دارد و این تشبیه در جهان اسلام راجع به بحث حج و اربعین هست و بنده معتقدم باید به این شبهه جواب داد. اصلاً هیچ آدم عاقلی اربعین را بهعنوان جایگزین حج نمیداند. البته وقتی خدای متعال از ما خواسته، مثلاً برائت از مشركین را انجام دهید و افرادی تا حد توان، آن دستور الهی را مانع شدند و برائت را تعطیل كردند. ما میتوانیم در جای دیگر جاری كنیم، یكی از بهترین لحظههای تحققش در كنار مكه، ظهور برائت، در اینجاست. پس این یك مرحله و یك ظرفیت بزرگ در بین زائران است. البته این مدیریت طوری نباشد كه درسال، از پاكستان مثلاً 100 هزار پاكستانی یا افغانستانی بیایند. لیكن هیچ كدام از نخبگان فكریشان نیایند. از آن طرف ما در این مناسبت، با هماهنگی و مدیریت از بزرگان و نخبگان و شخصیتهامان استفاده كنیم. مثلاً از 10 هزار نخبه فكری شیعیان پاكستان هرسال 100 نفرشان بیایند، پس این ظرفیتها، نیاز به یك مدیریت استراتژیك و راهبردی كلان اربعین دارد. این مدیریت میتواند در 2 مدل یا 3 مدل انجام بگیرد كه خودش یك مصاحبه مستقل است. یك مدل مدل مرجعیت دینی است؛ یعنی مراجع قم، نجف، همه كشورهای اسلامی همه یك نهاد مرجعیتی دارند، اینها در یك هماهنگی، این مناسبت را مدیریت كنند. یكی جامعه مدنی نه فقط حوزه بلكه دانشگاه شیعیان اسلام، دانشگاه جهان اسلام و جامعهای مختلف از همه جا، اینها با همدیگر باید مدیریت كنند و یك مسئله مهم، بحث دولتهاست كه واقعاً مناسبت اربعین حادثه با عظمتی است، یك حادثه عجیب و غریبی كه با شراكت چند كشور، حدود 50 كشورند. حالا اگر برخی اروپاییاند و كاری به اینها ندارند و صرفاً شهروندانشان میآیند اما یك سِری كشورها مثل ایران، جمعیت قابل توجهی دارند كه اگر دولت نبود، این 3 میلیون، رفت و آمدشان، كشور را مختل میكرد. البته دولت ایران و تا حدی هم دولت عراق قویاً پشت ماجرای اربعین است. حالا به دلایل امنیتی و غیره؛ یعنی الان دو تا دولت همكاری و مدیریت میكنند. همین دو تا دولت تا این لحظه یك كمیته مشترك در سطح عالی وزارت خانهای دولت ندارند. در حد دیدار و زیارت، تصیمهایی میگیرند اما هنوز ساختار پیدا نكردهاند. بنده فكر میكنم باید یك نهاد قانونی افغانستانی، پاكستانی و آذربایجانی، كه یك نهاد بینالمللی با مشاركت نهادهای دولتی، برای راهبری این اتفاق بیافتد. البته هر سه لایه و مدل با یك منطقی در كنار هم، تقسیم كار شود، دولتها در فلان كارها، كارهای كنسولی امنیتی؛ دولتها هماهنگ باشند. مبادله اطلاعات كنند. بالاخره این مسئله هم مهم است كه متأسفانه در برخی، ما را بهعنوان یك تهدید استراتژیك تلقی میكنند و این تهدیدها چون بسیار گسترده است، حضور دولتها برای خنثی كردن این تهدیدها ضروری است. دستگاههای مرجعیتی ما میتوانند وارد عناصر و عنصرهای نرم بشوند، عنصرهای فكری جهان تشیع، همیشه عراقی یا ایرانی بوده است. این فرق دارد تا اینكه یك دفعه همه باهم باشند و همه فرهنگ خاص خودشان را داشته باشند و همه نسبت به فرهنگ خودشان تعصب داشته باشند و همه نسبت به فرهنگ دیگری دافعه داشته باشند؛ یعنی این خیلی مهم است كه چكار كنیم، اربعین آرام آرام به سمت برخورد با انحرافات برود.
مجلۀ پاسخ: این بحث مدیریتی یك نیاز شناختی است؟
♦ بله، در حقیقت این حادثه چون خیلی بزرگ است و اگر مدیریت مناسب با این ظرفیت را نداشته باشیم، از دست میدهیم. شما میدانید مثلاً بنده با 10 نفر كار میكنم، یك دفعه به هر دلیلی این 10 نفر، 100 هزار نفر شدند. این میتواند هم فرصت شود و هم تهدید، هرچه ظرفیت بیشتر شود، امكان لغزش و ریزش هم هست. پس باید یك مدیریت قوی صورت پذیرد. آن مدیریت در سه لایه، لایۀ مرجعیت، لایۀ جامعه مدنی اسلامی؛ یعنی امت و لایه دولت؛ كه با یك تقسیم كاری میتوانند این ظرفیتها را مدیریت كنند.
مجلۀ پاسخ: یعنی اینكه یك ستاد عالی این ظرفیتها را مدیریت و شكوفا كند؟
♦ بله، یك ستاد بینالمللی كه مدیریت ظرفیتها، چالشها و تهدیدها را انجام دهد. پس اینها ظرفیتهای مناسبی هستند كه تا حد زیادی به عناصری برمیگردد كه یكی عنصر دین است، كه خیلی مهم است. برای هیچ كاری نمیتوانید این مقدار جمعیت بیاورید، برای هیچ كاری! شما همین ایران، برای مقدسترین مناسبتها و مهمترین مناسبتهای انقلاب هم نمیتوانید این جمعیت را بیاورید. این همان اتفاق مباركی هست كه بودن اینها باعث میشود، اختلافاتمان را حل كنیم، با یكدیگر صحبت كنیم و این عنصر دین و ایدئولوژی و عنصر ایمان است.
مجلۀ پاسخ: همین طور صمیمیت و گفتوگو برای رفع كدورتها و شناخت مشتركات بین گروهها و افرادی كه به نوعی نگرش و باورهای متفاوتی دارند؛ اینجا ایجاد میشود؟ چون مشاهده میكنیم، هنرمندان، بازیگران، ورزشكاران، از آن طرف طلبهها و دانشجویان و اصناف مختلف، اصولگرا و اصلاح طلب، از طیفهای مختلف، گاهی خیلی هم متضاد و متفاوت هستند، اینجا یك اشتراكاتی میان خودشان پیدا میكنند؟
♦ دقیقاً، در واقع جریان امام حسین(علیه السلام)، یك مغناطیسی است كه همه را جذب میكند ولی اینها را به طرف خودش، جذب میكند، نه به طرف همدیگر، ولی وقتی به طرف او میرویم، همدیگر را میبینیم مثلاً یك اصلاحگرا و با یك شخصی كه در كشور خودشان با هم فاصله دارند در اینجا ـ چون امام حسین(علیه السلام) است ـ با هم میروند. اتفاقهای بزرگی میافتد. لذا این شعار (الحسین(علیه السلام) یجمعنا) كه جهانی شده، شعار سادهای نیست؛ این جمله (الحسین(علیه السلام) یجمعنا ) یك سرّی است؛ یعنی اگر نبود این ماجرای امام حسین(علیه السلام)، شاید بعد از جنگ 8 ساله ایران و عراق درگیر میشدند. همین الان كه داریم مصاحبه میكنیم، شرائط عراق در كینهورزی علیه ایران به اوجترین نقطه رسیده است، ولی جریان امام حسین(علیه السلام) و اربعین یك ظرفیتی است برای اینكه از درگیری و فتنه و هدر رفتن امكانات و فرصتهای جهان اسلام جلوگیری میكند. یك ظرفیت وحدتبخشی و انسجام آفرینی و از خود گذشتگی وجود دارد؛ یعنی شما در این صحنهها، بُعد اخلاق و تعالی را میبینید و از خود و رفتارتان خجالت میكشید، حتی ظرفیت شما را بالا میبرد. یك عراقی با آن وضع، از خود گذشتگی نشان میدهد. یك سال تمام با تلاش و كوشش بدنبال این است كه بتواند در ایام اربعین ده تا جعبه پرتقال یا چند گونی نخود یا فلافل درست كند؛ به دست زائر بدهد. اینها اتفاقهای تعالیبخش و انسجام آفرین و نزدیككنندۀ قلبهای فاصله ودور افتاده است. این ظرفیتهای بسیار گستردهای است كه درمورد بحثهای سیاسی ـ اجتماعی میتواند، اتفاق بیفتد. به نظر بنده در جریان سیاست و جامعه، اتفاقی مهمتر از وجود مبانی نظری مشترك یا ایدئولوژی مشترك و حضور اجتماعی و مردمی نداریم. در جریان كربلا، به راحتی این فرصت را پیدا میكنید كه فلسفههای بنیادین، مفهوم «امت»، مفهوم «انقلاب»، مفهوم «ولایت»، را بیان كنید بدون اینكه بخواهید به صورت مصداقهای ایرانیاش یا با الفاظ بومی ایرانی حرف بزنید. به تعبیر قرآن، در این جریان باید یك تعالی پیدا كنند، به سمت یك كلمه سواء كه فرمود« تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ» (آلعمران: 64)، این تعالوا یعنی بیاید بالا، همه شما، همه مجبورند به هم نزدیك شوند ولی این نزدیك شدنی است كه صعود هم داخلش است؛ یعنی میرسند به یك نقطهای، كه نه نقطۀ چپ است، نه راست. یك نقطه متعالی است. این یك وحدت تعالیبخش و تعالیمحور قرآنی است كه در اربعین شاهد آن هستیم. مردمی كه بایستی از خصوصیتهایشان، فرهنگهایشان، رسم و رسومشان، كوتاه بیایند. البته در بحث سیاسی ـ اجتماعی، وجود یك جمعیت جهانی، بزرگترین فرصت خنثیسازی شبههها و شیطنتها و دروغهایی است كه تخریب كنندۀ رسانههای جهانی هم هست. الان افراد و شبكههایی، درهمین عراق، ماهوارههای عراقی خارجی، مستقلّه، حره، كه صبح تا شب، به دنبال این هستند كه دین جوانان را تضعیف كنند. ممكن است نسبت به من آخوند بدبین باشند اما ارادت جوانان عراقی و ایرانی به امام حسین(علیه السلام) چطور؟ آیا كم شده است؟ خیلی بعید است. در جریان اربعین یك دفعه 3 میلیون نفر میآیند و اكثراً هم جوان و نوجواناند. یك آقایی میگفت در عربستان آنقدر كشته میشود، در اینجا فلانه! بنده گفتم برای اینكه اینها ماشاالله یك نسل جوان، البته پیرها هم میرود ولی بالاخره جواناند، اغلب سرحالاند. این كنگره با عظمت و با هیبت نشان دهندۀ این است كه مردم نسبت به اباعبدالله(علیه السلام)، ارادت دارند و این ارادت در حال افزایش و رشد هست. لذا شعارها و شبهه پراكنیها علیه جمهوری اسلامی و ولایت كه آن را به مردم نسبت میدهند، خنثی میشود. البته ما نمیخواهیم ظرفیت اربعین را در پاسخگویی به دشمن بدانیم بلكه برای سیراب نمودن افراد تشنه حق و حقیقت میباشد. این جریان اربعین است، كه مسئلۀ امام حسین(علیه السلام) را جهان شمول میكند؛ یعنی صدای یا حسین(علیه السلام)، در همۀ عالم در این ایام به گوش میرسد. قبل از ایام اربعین به ندرت مردم در سراسر دنیا از این ماجرا خبر داشتند. این هم یك ظرفیت بزرگ است و آخرین ظرفیتی كه بنده، بهعنوان نمونه، اشاره میكنم، مسئله مدیریت جهان تشیع است. جهان تشیع، یك جهان متكثر، متنوع و پرچالش است. الان درجهان تشیع، شیعیان پاكستان با آسیبهای تعریف شدۀیی روبهرو هستند، شیعیان در اروپا یك وضعیت خاصی، شیعیان در بحرین و عربستان سعودی، وضعیت بسیار خاصتر، در سوریه، لبنان، یمن، عراق؛ یعنی پر از مشكلات و تهدیدها و در یك شرایط بسیار بحرانی پیچیده و خطرناك مواجهاند. اربعین میتواند به یك مناسبتی برای هماندیشیهای تخصصی و ارتباطات بسیار گسترده بین نخبگان سیاسی و فرهنگی و علمی و امنیتی باشد. اینها بتوانند همدیگر را ببینند، دربارۀ وضعیتهای تشیّع، در جاهای مختلف هماندیشی كنند. احتمال اینكه بتوان به شیعیان پاكستان كمك نمود تا از این وضعیت بحرانی خارج بشوند، بسیار بالا است. شیعیان لبنان میتوانند به الان تشیّع در ایران كمك كنند. این اشتباه است كه فكر كنیم كه ما فقط كمك كننده هستیم و انقلاب ما، یك انقلاب صمد(بینیاز) است؛ یعنی اینكه همه به ما نیاز دارند و ما به هیچ كس نیاز نداریم.
مجلۀ پاسخ: برای اینكه سیر منطقی حفظ شود، سوالی را مطرح كنم. شبهاتی كه خیلی مطرح میشود این است كه اربعین به یك عاملی برای واگرایی در جهان اسلام تبدیل میشود، چون به هرشكل امام حسین(علیه السلام)، نماد شیعهگری است و حج و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) نماد اسلام است و اهلسنت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) را خیلی بزرگ و برجسته میكنند، بعد شیعیان امام حسین(علیه السلام) را خیلی بزرگ كردند. و این میتواند زمینه واگرایی بسیار شدیدی را در زمانی كه جهان اسلام به اتحاد و به همگرایی خیلی مهمی نیاز دارد، ایجاد كند! من میخواهم بدانم واقعاً چنین زمینههایی وجود دارد؟ آیا اربعین ممكن است به این سمت برود؟ و تبدیل به یك حركت واگرا بشود؟ یا اینكه این یك شبهه است، یك شایعه است و در اربعین چنین ظرفیتی وجود ندارد؛ بلكه ظرفیت اربعین برای همگرایی بین فرقهها و مذاهب جهان اسلام و كلیت جهان اسلام است؟
♦ وضعیت اربعین و نقشهایی كه اربعین ایفاء میكند، تابعی از روح حاكم بر مرجعیتهای فعلی شیعه است. پس اربعین، تابعی است. اربعین به نوعی مناسبتی است كه از اندیشهها و تفكرات ما، مصرف میكند. شما اگر بتوانید جریان امام حسین(علیه السلام)، را از یك جریان مذهب محور به یك جریان دین محور و اسلام محور و در مرحلۀ سوم، انسان محور تبدیل كنید. حالا بحث جهان اسلام را مطرح میكنیم اگر بتوانید به مسلمانی بگویید امام حسین(علیه السلام)، اساساً برای دفاع از یك مذهب نیامد، اصلاً برای امام حسین(علیه السلام)، مذهب مطرح نبود. امام حسین(علیه السلام) امام المسلمین بود. الان ما سنی نداریم كه بگوید امام حسن(علیه السلام)، امام نبود. همۀ آنها میگویند كه امام حسن(علیه السلام)، امام بود و با معاویه صلح كرد و باعث صلح و صفا شد. از مسلمانها، كسی امام حسن(علیه السلام)، را شیعه نمیداند،. امام علی(علیه السلام) را هم همینطور.
مجلۀ پاسخ: الان وهابیون، شبهاتی را دامن میزنند كه این باور را ایجاد كنند تا بگویند اصلاً شیعه ربطی به اهلبیت(علیهم السلام) ندارد!
♦ دقیقاً، آنها به نوعی میخواهند جریان اهلبیت(علیهم السلام) را به نفع خودشان، مصادره كنند. در ماجرای امام علی(علیه السلام) هم همین طور است. این اشتباه است كه كسی فكر كند كه امام علی(علیه السلام)، مال شیعه هست. امام وقتی كه خلیفه كل مسلمانهاست. چرا باید او را امام اقلیت بدانیم. وقتی كه ایشان امام اكثریت است، باید قبول كنیم. اگر شیعیان بتوانند امام حسین(علیه السلام) را كه چهرۀ واقعی امت است نه امام یك مذهب و چهرۀ نجاتبخش انسان و زمین و زمان است و در مرحلۀ بعد محدودتر، نجاتبخش امت اسلامی است. فلسفۀ خروج اباعبدالله(علیه السلام) اصلاح دین پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و دین امت پیامبر و اصلاح حال امت پیغمبر بود. اگر این تثبیت شود، اربعین میتواند محل التقاء و محل تلاقی باشد. بنده، یك مقایسهای میخواهم بكنم. اباعبدالله(علیه السلام)، جایگاهش را در پروژۀ مقاومت، با جایگاهش در جریانهایی كه از شیعه، فقط اسمش را بردهاند، مقایسه كنید. در یك جا، عامل فتنه و تفرقه و لعن و اینها تبیین میشود و در یك جای دیگر، با لبیك یا حسین(علیه السلام)، زمینهای كشورهای اشغال شده را آزاد میكنند. جوامع مستضعف را نجات میدهند. كانونیترین مسئله برای دفاع از اطلاق اسلامی، جریان امام حسین(علیه السلام) بود. طبق نص حضرت امام(رحمه الله)، امام حسین(علیه السلام) كانونیترین عنوان برای پیروزیهای جریان مقاومت بود. شما شهدای مدافع حرم و شهدای حزب الله و مقاومت را ببینید، محور امام حسین(علیه السلام) است. پس اینگونه نیست كه چون حسینی و كربلایی و اربعین است ضرورتاً این ظرفیت واگرایی داشته باشد، نه اتفاقاً این ظرفیت ظرفیت همگرا است. منتهی به خاطر برخی، تعصبها نتوانستیم. در واقع اربعین، مدلش و محتوایش همین گونه است. اخیراً آقای سیدحسن نصرالله، دستور داده كه در حج، هیچ كس حق ندارد، پرچم حزب الله را بالا بگیرد. و این خیلی اتفاق مباركی است، چنانچه كه هیچ كس نباید پرچم ایران را بلند كند مگر برای راهنمایی. آنجا قرار است امت باشد. همه باهم است. آنجا پرچم لا اله الله و پرچم توحید است. ما اینجا میخواهیم بگوییم امت هستیم، چرا میخواهید دولتها را بررسی كنید. جلوی هر كدام یك نماد بگذارید، كه مردم بدانند این مال ایران است و این مال پاكستان. علتش این است كه وقتی شما این كار را بكنید، او هم میخواهد پرچم اَمل را بالا بیاورد و او هم میخواهد پرچم شیرازی را بالا بیاورد، پرچم سرخی و پرچم حیدری را بالا بیاورد. هر كه میخواهد پرچمی را بلند كند. شما باید یك عَلَم داشته باشید و همه تحت آن باشید و آن عَلَم در اربعین، یا حسین(علیه السلام) است. پس این به دست ماست، اینكه در واقع شبههای كه الان طرح میشود درست است. وقتی كه اربعین را به تهدید تبدیل كنیم، سوال بعدی این است كه میتوان این مناسبت را به تهدید بزرگی برای جهان اسلام تبدیل كنیم. این هنر را داریم كه بیشتر تهدید آفرینی میسازیم تا فرصت سازی. باید در این كار، یك روش حكیمانهای پیش ببریم. گاهی در بیكفایتی، در مدیریت یك ماجرای جهانی و این جریان اربعین اتفاق میافتد، برای همین در جامعه، یك اتاق عملیات فوق العاده تشكیل بشود، برای اینكه دولتها و مرجعیتها، البته مرجعیتها، متأسفانه خیلی نقش آن چنانی ایفا نمیكنند. بار این جریان به دوش نهادهای رسمی افتاده است. ولی به هر صورت ما همه از اربعین عقبیم و اگر هم چنان عقب بمانیم، آن مشكلی كه شما اشاره داشتید، حل نمیشود و باقی میماند. حوزۀ علمیه باید برای اربعین امام حسین(علیه السلام)، به زبانهای مختلف، محتوا تولید كند. در كل اربعین، یك جزوۀ توسط حوزه نمیبینید كه به زبان جهانی كیفیتدار تولید شده باشد، در صورتی كه خود این یك منبر است. شما باید با یك ادبیات مناسب، آبرومند، درست و دقیق و سازنده و انسجام آفرین، امام حسین(علیه السلام) را به زبانهای مختلف با كیفیت خوب معرفی كنید، خب چه كسی باید معرفی بكند؟ وزارت ارشاد، حوزه علمیه و نهادهای فكری فرهنگی دانشگاهی با ظرفیتهای تولید ادبیات و تولید زبانهای زنده دنیا مراكزی باید درست شود و با طرح وقف خاص برای اربعین، یك نهضتی ایجاد شود تا خیرین فرهنگی بتوانند وارد شوند تا این ظرفیتها شكوفا شود.
مجلۀ پاسخ: به همین مناسب وارد تهدیدها میشویم. این حركت عظیم و به تعبیر شما حركتی كه از ما جلو افتاده و ما هرچه بدویم فعلاً به آن نمیرسیم، میتواند تهدیدهای بزرگی هم ایجاد كند. نیاز است كه این تهدیدها را بشناسیم و برای جلوگیری از این تهدیدها چارهای بیندیشیم. راجع به این تهدیدها و راههای جلوگیری یا بعضی از این تهدیدهایی كه الان هم درسطح امت شیعه یا امت اسلامی وجود دارد، چه كنیم؟ مثلاً یكی از مسائلی كه با عنوان شبهه و یا گاهی بهعنوان آسیب مطرح میشود این است كه این گروهها وقتی كه وارد كشور عراق میشوند، چون ساماندهی وجود ندارد، همه چیز مردمی جریان مییابد، اتلاف منابع خیلی اتفاق میافتد. مثلاً میبینید كه در این مسیر انواع خوراكیها و غذاها توزیع میشود، اما تبذیر میشود. گاهی غذاها را در سطل زباله ریختهاند؛ در كشوری كه خودش تعداد زیادی فقیر دارد. این تبذیرها و اسرافها و این بیبرنامهگیها هر كسی از هر جایی، گروهی یا فردی یك مسیری را طی میكند، یك سلامی میدهد و بر میگردد، یك هزینۀ مادی و هزینۀ انسانی شده است. ولی بهرۀ آن چنانی از این حركت نصیب افراد نمیشود. این ظرفیت، این تهدیدها و این آسیبها را باید با آن چه كار كرد؟ چه راههای درست و عاقلانهای میتوان برای اینها اندیشید؟
♦ این مجموعۀ مهمی را كه اشاره كردید، همۀ اینها مهم است و واقعاً آسیب هست و راههایش روشن است. بنده فكر میكنم كه اگر تهدید را خوب بشناسیم، بهترین راه این است كه راه حل ارائه بدهیم و شناخت تهدید و قبول اینكه تهدید است. وقتی كه یك جمعیت جهانی چند میلیوینی در یك زمانی خیلی محدود و در یك جغرافیای نسبتاً كوچكی قرار است، جمع بشوند با این امكانات مالی و حساسیتهایی كه در داخل خود عراق است؛ یعنی امكان آسیبها بسیار بالا میرود و باید این آسیبها را دسته بندی كرد. مجموعهای از آسیبهای فرهنگی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی، بهداشت تغذیه، خیلی زیاد است؛ یعنی آسیبشناسی جریان اربعین مثل یك كتاب ۳۰۰ صفحهای است و همه اینها یك به یك تبیین میخواهد. انواع آسیبها، بحث تغذیه و بهداشت، بحث اقتصادی اربعین، از جهت تمول و حمایت و مدیریت ممكن است شما در سالهای بعد نیازمند به یك صندوق بینالمللی اربعین باشد كه این صندوق خزینۀ اصلی مدیریت اقتصاد اربعین بشود. این طور نباشد كه مردم فقیر و مستضعف، شكم من سیر را پر كنند. ادامۀ این روند اصلاً صلاح نیست. قرار نیست كه اربعین چند صد هزار عراقی در این مسیرها در سال مضیقه بكشند، به بچههایشان و به خودشان تا به من و شما موز و سیب و فلافل و شربت و گوشت بدهند. این منطق، قابلیت دوام ندارد. عمداً این را میگویم.
مجلۀ پاسخ: در مسئلۀ حج خداوند میفرماید: شما كه به حج میروی، قربانی كن و به فقرا بده. الان عكس این قضیه در اربعین اتفاق میافتد!
♦ بنده این را چند بار خصوصی گفتهام اما این اولین بار است كه علنی میگویم كه منتشر شود. باید كاری انجام دهیم كه درجۀ مظلومیت و استضعاف این اشخاصی كه از دهها نسل قبل، خادم الحسین بودند باید استضعاف اینها رفع شود؛ یعنی هر ایرانی، به اینها كمك بكند. اینكه میلیونها نفر بروند و ده روز بخورند، كه صحیح نمیباشد. نكتۀ دیگر این است كه بدون تردید تبدیل شدن اربعین به مانور قدرت مذهب شیعه صلاح نیست. بدون تردید صلاح نیست، شك نكنید. این عرض بنده به این معنی هست كه، هر كاری كنید بالاخره اربعین عظمت تشیّع را نشان میدهد. اما ما كه نباید این كار را بكنیم، كه این عظمت را نشان بدهد. شاید نتیجه باشد اما هدف ما نباید باشد. بر عكس هدف ما این باشد كه این اباعبدالله(علیه السلام)، مال همۀ شماست و آمده است تا نجاتتان بدهد. حضرت اباعبدالله(علیه السلام) یا حضرات معصومین(علیهم السلام) چه فرقی میكنند، اینها منجی بشریتاند. منجی شیعه نیستند. اما اینكه سیاستمدار شیعی در ایران و سیاستمدار عراقی و نخست وزیر، در بحث اربعین بگویند كعبه همین جاست، با اربعین عكس و سلفی بگیرند. بخواهند رأی جمع كنند و در واقع اربعین را به نفع یك عنانیت مذهبی و سیاسی، عنانیت آلوده به سیاست مذهبی، استفاده كنند. یا مثلاً یكی از مسئولین بگوید ما پارسال این قدر كار انجام دادیدم، امسال این قدر. این رفتارها، رفتارهای درستی نیست. این قضایا، مناسبت اربعین را تهدید میكند. مردم عاشق اهلبیت(علیهم السلام) و امام حسین(علیهم السلام) هستند. عرضم این است كه تبدیل كردن جریان اربعین بهعنوان جولانگاه مانور اقتدار یك مذهب، خطرناك است. ما باید با اربعین، از مذهبگرایی جهان اسلام عبور كنیم. ما دیگر هیچ كس را نداریم، یك علیبنابیطالب(علیه السلام) و یك امام حسین(علیه السلام) داریم. دیگر ما امام دیگری نداریم كه بتوانیم ظرفیتش را برای آزادسازی جهان اسلام و مبارزه و غیره، معرفی كنیم. ما وقتی كه یك سخن راجع به سخن امام صادق(علیه السلام) ... برداشت میكنیم، مهم است اما شرایط قعودی و اختناق خاص و شرایط تقیهای در نظر داشته باشیم ولی حضرت علی(علیه السلام) تقیه نكرد و امام حسین(علیه السلام) هم تقیه نكرد؛ یعنی عنوان عدم تقیه پیدا كردند. امام حسین(علیه السلام) منجی بشریت است. نباید ما این مناسبت را به جولانگاه اقتدار مذهبی تبدیل كنیم، این را چرا تأكید و تكرار میكنم، چون در تلویزیون میبینیم كه این كار را میكنند. یك وقتی در اوایل جریان بحرین كه شروع شده بود. تلویزیونهای ایران، العالم، الكوثر، داخلیها ۳۰ الی۴۰ تا تلویزیون یك سره میگفتند شیعیان بحرین، شیعیان مظلوم، از همان وقت میگفتم تو رو خدا بس كنید! بگویید ملت مظلوم بحرین مگر این انقلاب بحرین، انقلاب شیعی است. فكر كنید كه دیكتاتوری آنجا هست. فكر كنید محمدرضا پهلوی. حالا امام آمد، محمدرضا هم شیعه بود. شما بگویید این ملت مظلوم بحرین كه به آنها دارد ظلم میشود چه فرقی میكند محمدرضا باشد، رضا شاه باشد، هویدا باشد فرق نمیكند. این قدر بحث را مذهبی كردیم، خود ما كه واقعاً در آن ماندیم و آسیبهای جدی با همین رفتارمان بوجود آوردیم.
مجلۀ پاسخ: آنها دنبال همین بودند كه دو قطبیسازی باشد تا بتوانند سركوب بكنند!
♦ جریان اربعین، میتواند در نزد هر سنیای فرصت جهان اسلام، تلقی شود، البته وقتی كه من در رفتارم و در مدیریتم و در شعارهایم رعایت كنم. اربعین باید یك مدیریت تخصصی شعارهای اربعین داشته باشد. نباید یك شعاری بدهیم كه فردا یك تظاهرات چند هزار نفری عراقیهای سنی، در مقابل كنسولگری ما در كربلا یا نجف ایجاد شود. این یك تهدید است. بالاخره كاری كنیم، این اربعین را محل اشعار و پرتو افكنی انسانی و اسلامی كنیم. نكتۀ دوم این است كه همین الان جریان اربعین توسط اسرائیل و آمریكا و همۀ نهادهای نظام جهانی سلطه، با دقیقترین ابزار و مهمترین روشها رصد میشود و آنها نگرانند كه این جریان اربعین به یك بیداری اسلامی منتهی شود؛ یعنی پروژۀ بیداری اسلامی كه در مصر و تونس شكست خورد، اینها نگرانند كه این یك چیزی شبیه به روز قدس شود و این خیلی با عظمت است و جنبۀ جهانی پیدا كند. روز قدس همان وجۀ جهانی و بینالمللی و سیاسی خاص است كه انسانها، تظاهرات میكنند، ولی جریان اربعین میتواند محل تلاقی ملتهای جهان اسلام باشد كه ما در بخش ظرفیتها به آن اشاره كردیم. این یعنی دشمن تهدیدانگاری و چالشانگاری را مدّ نظر دارد. به محض اینكه دشمن شما یعنی آمریكا، اسرائیل، عربستان، این سه لایه و غرب، این سه طیف، در تخریب اربعین حتی نیروهای نفوذی توسط روحانیون و معممین و دفاتر برخی از نهادهای با آبرو در حوزهها ممكن است كه از همۀ اینها برای طرح نفوذ استفاده كنند. برای اینكه اینها از اربعین آسیبهای اساسی دیدند، اینها تلاش كردند كه مانع ائتلاف بشوند. این همه گفتند: شیعه ایرانی و عربی؛ ایرانی عجم و عرب؛ شیعه و سنی، حتی غیر مسلمانها، در حالی كه اینها، در اربعین، كنار هماند. در واقع او دارد همۀ اسلام هراسیاش، شیعه هراسیاش، ایران هراسیاش و همۀ اینها را دارد، بر باد رفته میبیند. در نتیجه او با نگاه دوراندیشانه و آیندهنگرانه برای اربعین خوابها دیده است. برای اینكه اربعین برای او، یك تهدید است. حالا این خواب ممكن است از یك سری شعائرهای انحرافی شروع بشود تا بلند كردن یك سری پرچمها، هر اقدامی كه باعث درگیری بشود عملاً وارد یك بن بست و تهدیدهای جدی شدید. پس این هم یك مسئلهای است كه ما باید بدانیم كه دشمن، برای اینكه این مناسبت را با چالش روبهرو كند، دارد طراحی میكند كه تا با استحاله و ایجاد اختلاف و فتنه یا منحرفش كند و یا جلویش را بگیرد. در این راستا جریانهایی از تشیع شكل گرفتند؛ یعنی اصالتاً نطفۀ این جریانها برای همچنین كاری منعقد شده است، كه الان، آن هم به دلایلی، كم بروز و ظهور دارند اما اینكه احتمال فعال شدنشان و این كه این مناسبت را به نفع تندرویهای خودشان مصادره كنند، احتمالش خیلی زیاد است به خصوص اینكه مدیریت استراتژیك و ستادی نیست. شرایط فتنهخیز عراق احتمال هر حادثهای از این نوع میدهد. آمریكاییها این اربعین را با هواپیماهای بدون سرنشینشان ذره ذره زیر نظر دارند. آن وقت آمریكاییها و بعثیها و بعضی از جریانهای شیعه كه نام نمیبرم، افراد زیادی كه مثل بمبهای آماده برای انفجار و مینها و بشكههای باروت آماده برای انفجار و تخریبگری هستند. اصلاً نباید خیالمان راحت باشد، كه جمعیت را بفرستیم و برگردانیم، آن كار لجستیك و مهم و باعظمتی است اما تهدیدها را خوب بشناسید. باید پیش بینی كرد. شما نمیتوانی با یك مسئله با عنوان تهدید، همان لحظه، برخورد بكنید. آمادگیاش را ندارید. شما یك دفعه در برابر یك وضعیت غیر قابل پیش بینی قرار میگیرید. آنجا فقط باید تسلیم شوید. بنابراین باید یك گزارش سالانه استراتژیك از اربعین تهیه بكنید. كه چه بود و به كجا رسید و پیش بینی چیست. نهادهای مدیریتی از الان تا اربعین بعدی باید پیش بینی كنند، كه با توجه با وضعیت ایران، عربستان، عراق، آمریكا و با توجه به این جریانها و آن نقاط كور و دارای خلا و التهاب خود شیعیان چه احتمالاتی هست؟ جریان ارتجاع و اسرائیل و جریان غرب، مشتركاً در اینكه اربعین را با مانع روبهرو بكنند، وارد شدهاند. مهمترین سبب ورود این سه طرف، این مثلث نحس ارتجاع و اشغالگری و اسكتبار و استثمار مهمترین دلیل مشتركشان و ائتلاف جهانیشان، وجود ایران در این ماجراست. آنها میدانند اگر ایرانیها نمیبودند، اینكه عراقیها، یك چنین جریانی را در سطح جهانی ایجاد كنند، وجود نداشت. زود به فتنه تبدیل میشد. اما ایران وارد شده و میخواهد این جریان را به یك جریان جهانی و تمدنی تبدیل كند. به یك كارخانۀ باز تولید تمدن سیاسی دینی تبدیلشكند. او از این اتفاق به شدت نگران است. لذا آنها این فعالیتها را در این حد دارند. به نظر بنده، آنها باید این حركتها را رصد كنند. ما تصور درستی از نگاه غربیها و واحدهای دشمن به ویژه عربستان و اسرائیل به جریان اربعین نداریم و آنها این را پنهان میكنند. شما این همه اصرار برخی جریانهای شیعه بر قمه زنی را كه مورد حمایت جهانی است، تصادفی فرض نكنید. هر تصویری كه چهره تشیّع را تخریب كند، تولید كنید، جایزه میگیرید. هر چیز تخریب، شما یك منبر برو، به خلفاء فحش بده و لعن و سب كن، كلی پول به شما میدهند. وقتی كه آقای اللهیاری، این كارها را میكند. یك گوشۀ دیگر دنیا، سر شیعه را میبرند. این هم در خانۀ خود آنهاست. مثلاً تلویزیون فدك و امام حسین(علیه السلام) را چرا جلویش را نمیگیرند؟ برای اینكه خودشان درست كردهاند. او فقط داعش را برای سنی درست نمیكند، اینها را هم برای شیعه درست میكند، حالا اسم نمیبریم ولی جریانهای خاص شیعه را درست میكند و این مسئله نشان میدهد كه مسئلۀ تشیّع، برایشان اساسی هست و شیعیان تا این لحظه، نتوانستند، یك مناسبت جهانی حسینی واحد با پرچم اباعبدالله(علیه السلام) درست كنند، مگر این اربعین كه بزرگترین آن هست و احتمال خطر دارد. در نتیجه این آسیبها خیلی وسیع هست. آسیبهای مدیریت غذا و بهداشت یا فرهنگی كه تخصص ماست. از نظر فرهنگی، مواجههای بین طیفهای وسیع شیعیان میشود. اما از اینكه چه چیزی و چه مدلهایی رد و بدل میشود غافلیم. الان ایرانیها یك ابتكاری به خرج دادند كه رادیویی برای اطلاعرسانی لجستیكی درست كردند. ولی مناسبت اربعین با این عظمت نیازمند به یك شبكۀ ماهوارهای است كه اینها را راهنماییهای محتوایی و فكری كنند و این هم یك مقوله از مقولههای فرهنگی است. از نظر سیاسی هم بالاخره دشمن چون به دنبال تفرقه هست. باید یك نهادی، نیروهای نفوذی را كه به دنبال بهرهبندیهای سیاسی به نفع جناحهای خاص هستند، رصد كند. جناحهای طرفدار آمریكا كه در عراق خیلی زیاد هستند. در هر صورت میشود این تهدیدها را در مرحلۀ شناختش كار كرد؛ مطالعه كرد؛ مقاله نوشت؛ واحدهای تحقیقاتی درست كرد؛ سفر و هیئت اعزام كرد؛ مصاحبه كرد، تاریخ شفاهی درست كرد. واقعیت این است كه هر تهدیدی راه معالجۀ خودش را دارد و نیروی انسانی خاص خودش را میطلبد. الان باید در آنجا مسئلۀ غذا در اربعین و مدیریت مسكن، مسئلۀ حضور جامعۀ زنان و دختران و وجود این جمعیت با این عظمت صلاح هست یا نه؟ جدی طرح بشود. نباید ما فكر كنیم كه جمعیت هر چه بیشتر بركتش بیشتر. این را نمیدانم كه اساسش از كجاست؟ آیا اگر یك جمیعیت ده میلیونی ۷ یا ۸ میلیونی در یك جای خیلی كوچكی مثل كربلا را میشود همیشه در هر شرایطی كنترل كرد؟ یعنی شما میدانید در بحث آسیبهای فرهنگی شما یك دفعه این حجم آدم به آنجا بفرستید قطعاً اینها آمادگی ندارند و آن كشور را نمیشناسند و همه گونه رفتار میبینند. آیا یك حضور صرفاً كمیت مدار به نفع ماست یا نیست؟ خیلی ساده است، بنده میگویم هست و شما میگویید نیست. باید مطالعه شود. ممكن است كه به این نتیجه برسیم، كه در مناسبت اربعین، جمعیت را نگذاریم كه از ۵ میلیون، بالاتر برود. بالاخره آنچه كه تهدید كننده هست، جمعیت كه نیست، كیفیت هم هست؛ یعنی ممكن است به این نتیجه برسید كه ظرفیت عراق از نظرهای مختلف اجازه به همچنین حضوری نمیدهد.
مجلۀ پاسخ: ممكن است در آینده مشكلاتی ایجاد بشود و خود عراقیها مانع شوند؟
♦ همین را میخواهم عرض بكنم كه از نظر امنیتی آیا درست است كه چند میلیون وارد عراق بشوند و میدانید كه عراق اصلاً زیر ساخت امنیتی كنترلی ندارد. همین الان یك كشور واقعاً رها است. هنوز جریان داعش آنجا هست. شما این تظاهرات در كربلا و نجف را ببینید. الان دولت در وضعیت خوبی نیست. اینها یكی از كانونهای مخالفتشان ایران است. حالا برگردیم به ایران، ما تا به حال تهدیدها و آسیبهای ناشی از مناسبت اربعین برای داخل كشور را احصا نكردیم كه باید احصا كنیم.
مجلۀ پاسخ: الان در حج میخواهیم كاروان بفرستیم، جلسات توجیهی دارند، موارد بهداشتی و مذهبی و اجتماعی توضیح داده میشود؟
♦ بله، اینجا بدون توجیه، چند میلیون آدم وارد كشوری میشوند. این باید به لحاظ ایدئولوژی بررسی شود.
مجلۀ پاسخ: جالب هست كه نیروهای جوان و علاقهمند و زبده و گاهی نخبگان ما بلند میشوند، آنجا میروند و گاهی شخصیتهای مهم، كه میتوانند تهدیدهای مهم امنیتی بوجود بیاورند؟
♦ بله، باید اینها دیده شود. بحث یك نوع مهاجرت دسته جمعی ایرانیان در موقعیتهای مختلف، اینكه مجموعه ۱۰ روز تعطیل شود، اداره تطعیل شد. آیا كشور ما ظرفیت یك چنین تعطیل كردنی به این حجم دارد یا نه؟
بالاخره دانشگاه یك گونه و نهادهای دولتی و حوزه و... عملاً شما با اینها هم روبرو هستید. ما بركات و عظمت و هیبت و همه چیزش را احصاء كردیم و گفتیم. ولی این طرف باید بگوییم كه الان یك تبعات مدیریتی فرهنگی حتی در كشورمان وجود دارد كه باید به اینها هم پرداخت.
مجلۀ پاسخ: از اینكه وقت ارزشمندتان را در اختیار مجله قراردادید مجدداً سپاسگزاری میكنم.
]]>
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.