اگر از همان پدربزرگ و مادربزرگها که چنین مطالبی میگویند، سؤال کنید که آیا ماشین شخصی یا تلفن داشتهاند؟ در شهر آنها چند بیمارستان وجود داشته؟ وضعیت بهداشت چگونه بوده؟ وضعیت راهها چطور بوده؟ چقدر در سال میتوانستند غذای خوب بخورند یا لباس خوب بپوشند؟ چند خانواده در یک خانه زندگی میکردهاند؟ پاسخهایی خواهند داد که وضعیت اقتصادی آن دوره را به روشنی ترسیم میکند.
ادعاهای این دسته از افراد و تصویری که شبکههای معاند از آن رژیم ارائه میدهند، در حالی است که مردم از ابتداییترین امکانات اولیه زندگی؛ آب آشامیدنی سالم، بهداشت، تحصیلات، تغذیه و... محروم بودند. اشاره به برخی گزارشها درباره وضعیت کشور در رژیم گذشته، گویای همه چیز است.
گزارشهای تاریخی از وضعیت ایران در دوره پهلوی:
فریدون هویدا در کتاب خاطراتش مینویسد: «علیرغم برکناری زاهدی، اوضاع اقتصادی کشور روز به روز بدتر میشد. گرچه بعد از سقوط مصدق، بهرهبرداری از نفت ایران را کنسرسیومی متشکل از کمپانیهای غربی به عهده گرفت و درآمد ایران از بابت فروش نفت (به صورت دریافت ۵۰٪ سود)، به مراتب بیشتر از گذشته شد؛ ولی به خاطر فساد گسترده و عدم کارایی در امور کشور، تمام درآمد نفتی به هدر میرفت و یک بار دیگر، ایران در معرض تهدید ورشکستگی قرار گرفته بود».
علینقی عالیخانی، از مقامات عالیرتبه اقتصادی رژیم پهلوی که در اغلب سالهای دهه ۴۰ وزارت اقتصاد را برعهده داشت، در مقدمهای بر یادداشتهای اسدالله علم مینویسد: «در ۱۳۵۵ تنها ۷۵٪ از کودکان به آموزش دسترسی داشتند، آن هم در شرایطی که حتی در پایتخت مدارس تا سه نوبت کار میکردند و شمار شاگردان هر کلاس به ۷۰-۸۰ نفر میرسید. بر پایه گزارش سال ۱۹۷۹ بانک جهانی، درصد اشخاص بالغ باسواد در ۱۹۷۵، در تانزانیا ۶۶، در ترکیه ۶۰ و در ایران ۵۰ بیش نبود. همچنین در ۱۹۷۷ امید به زندگی در ترکیه ۶۰، در ایران ۵۲ و در هندوستان و تانزانیا ۵۱ سال بود. به زبان دیگر، چه در زمینه آموزشی و چه در زمینه بهداشتی، وضع ایران از کشورهایی که درآمد کمتر یا خیلی کمتر داشتند، بهتر نبود»[i].
با وجود فروش بیسابقه نفت در دهه پنجاه، از اوایل سال ۱۳۵۴ شاهد افزایش بیرویه و بیسابقه قیمتها بودیم. نرخ تورم با وجود درآمد سرشار نفت به حدود ۲۵ درصد رسید و در نیمه دوم سال ۱۳۵۶ تورم به ۴۰ درصد رسید. این در حالی بود که ایران در دهه ۵۰ روزانه ۶ میلیون بشکه نفت میفروخت؛ رقمی که هرگز در دوران پس از انقلاب سابقه نداشته است[ii].
طبق گزارش بانک جهانی، ۵۰ درصد مردم ایران در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) زیر خط فقر زندگی میکردند[iii]. اعتراف خود شاه به افزایش سرسامآور قیمت کالاها نیز جایی برای این افسانهسراییها باقی نمیگذارد[iv].
2. با وجود همه مشکلات، کمبودها و فشارهای اقتصادی و معیشتی کنونی، شاخصهای توسعه در کشور و سطح و شرایط زندگی مردم قابل مقایسه با وضعیت اسفناک پهلوی نیست.
مشکلات اقتصادی، گرانی و تورم وجود دارد، اما امکانات رفاهی و سطح زندگی مردم ما - از جمله میزان سفرهای زیارتی و سیاحتی داخلی و خارجی، بهرهمندی اکثر خانوادهها از ماشین شخصی، استفاده از لوازم خانگی مدرن و کالاهای لوکس، و برگزاری مراسمات و مهمانیها - نشان میدهد که اگر مشکل و کمبودی هست، در کنار آن رفاه نسبی، پیشرفت و امنیت نیز وجود دارد.
اگر روزگاری گرد محرومیت و عقبماندگی بر چهره رژیم گذشته گسترده بود، نظام جمهوری اسلامی با تکیه بر توان جوانان و نخبگان این مرز و بوم که در آن دوره توجهی به آنان نمیشد، و با دمیدن روحیه خودباوری و اعتمادبهنفس در آنان، در عرصههای مختلف علمی، پزشکی، نانو، هوا و فضا، هستهای و نظامی به دستاوردها و پیشرفتهای خیرهکنندهای دست یافته که کشور ما را در میان چند کشور برتر دنیا در این زمینهها قرار داده است. در عرصه رفع محرومیت و خدماترسانی در بخش آبرسانی، برق، گاز، تلفن، راهسازی و بهداشت نیز تحول عظیمی در کشور به وجود آمده است. ارزش این دستاوردها هنگامی بیشتر آشکار میشود که توجه داشته باشیم همه اینها با وجود دشمنیها، مانعتراشیها، کارشکنیها، فشارها و تحریمهای نظام سلطه صورت گرفته است.
روزگاری برای درمان نیاز به پزشک خارجی داشتیم، اما امروز پزشکی ایران در سطح بینالمللی حرف برای گفتن دارد و بیمارانی از کشورهای همسایه برای معالجه به ایران سفر میکنند. البته این به معنای نادیده گرفتن مشکلات و ضعفها نیست، اما نشاندهنده تحول و راه فراوان طیشده است، هرچند تا رسیدن به نقطه قابل قبول، فاصله وجود دارد.
3. یرواند آبراهامیان، تاریخنگار برجسته، میگوید:
«دستاوردهای انقلاب اغلب نادیده گرفته میشود... برای نمونه برنامههای مبارزه با بیسوادی و احداث مدارس و دانشگاهها، همچنین توسعه جادههای روستایی و خانههای بهداشت و مراکز سلامت در روستاها. بنابراین اگرچه اغلب افراد از لحاظ رفاه اقتصادی و مسائل اجتماعی مشکلاتی دارند، اما رژیم جمهوری اسلامی به نسبت رژیم شاه واقعاً در این زمینه کارنامه بهتری داشته است. بنابراین اگر دو رژیم را مقایسه کنید، گرچه نارضایتیهای اقتصادی وجود دارد، رژیم کنونی در برنامههای رفاه اجتماعی بسیار خوب عمل کرده است»[v].
4. مقالهای در مجله معتبر علمی «نیچر» (Nature) در سال ۲۰۰۵ با اشاره به پیشرفتهای ایران چنین مینویسد:
«تعالی علمی در ایران در حال بازسازی است، مگر اینکه با اغتشاشات یا تحریمهای بیشتر جلوی آن گرفته شود... ایرانیان میدانند چه کسانی هستند و از سابقه تمدن و علمیشان بهخوبی آگاهند. در چند سال گذشته، این کشور پول بیشتری را در علم سرمایهگذاری کرده است، حتی آیتالله خامنهای برای علم صحبت کرده و از کشور خود خواسته است تا "اعتمادبهنفس در تمامی زمینههای علمی" را توسعه دهند. این فراخوانی درون یک جامعه دانشگاهی کوچک است که بهشدت از میراث غنی و باستانی پیشرفت علمی ایران آگاه است»[vi].
بنابراین، تصور بهتر بودن وضعیت زندگی قبل از انقلاب، با واقعیات تاریخی و آماری در تضاد است و بیشتر تحت تأثیر فراموشی، بزرگنمایی مشکلات کنونی و تبلیغات رسانههای معاند شکل گرفته است.
[i]. یادداشتهای امیراسدالله علم، ویراستار علینقی عالیخانی، تهران، انتشارات مازیار و معین، ، 1380، ج 1، ص121-120.
[ii]. آمارهای بانک مرکزی: https://www.isna.ir/news/93012005846.
[iii]. https://financialtribune.com/articles/economy-business-and-markets/59289/economic-progress-post-islamic-revolution.
[iv]. https://www.yjc.ir/fa/news/7442052.
[v]. https://www.farsnews.ir/news/14001118000082.
[vi]. همان.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.