فتنه 1404

شبهه: اگر مذاکره با آمریکا می‌تواند گره‌گشای مشکلات باشد، چرا رهبری از این مسیر استقبال نمی‌کند؟

  • نشان کردن

تجربه بدعهدی چندباره این کشور در مذاکرات با ایران در جریان مذاکرات الجزایر برای آزادی گروگان‌های لانه جاسوسی، تجربه برجام و همچنین تجربه مذاکرات سایر کشورها از جمله لیبی و وضعیت امروز آن، در دسترس همگان است و مسئله‌ای بسیار روشن و غیرقابل تردید است.

شبهه: اگر مذاکره با آمریکا می‌تواند گره‌گشای مشکلات باشد، چرا رهبری از این مسیر استقبال نمی‌کند؟مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات (حوزه‌های علمیه)1. مجموعه مذاکرات در سال‌های متمادی در دولت‌های مختلف، نادرستی این ادعا را ثابت می‌کند که رهبری اجازه مذاکره به دولت نمی‌دهد.

با وجود تأکیدات مکرر رهبری بر بی‌فایده و بی‌نتیجه بودن مذاکرات با آمریکا، حل نکردن مشکلات و حتی غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه دانستن آن به دلیل تجربه کشور خودمان و سایر کشورها، باز هم شاهد ادامه مذاکره با آمریکا بوده‌ایم. چگونه می‌توان ادعا کرد که رهبری اجازه مذاکره به دولت نداده است؟

برجام با وجود رعایت نشدن برخی خطوط قرمز ایشان امضا شد و با وجود عمل به تمامی تعهدات از سوی ایران، طرف‌های مقابل به تعهدات خود عمل نکردند و آمریکا نیز از برجام خارج شد و با کمال وقاحت و زیاده‌خواهی، خواستار مذاکره درباره توان نظامی و موشکی کشور و سیاست منطقه‌ای ایران شد. در مذاکرات اخیر نیز که به صورت غیرمستقیم انجام می‌گرفت، در میانه مذاکرات به کشور ما حمله کردند.

رهبری برای تجربه‌آموزی، رشد آگاهی و بینش سیاسی مردم، آشکار شدن ماهیت دشمنان، خنثی کردن تبلیغات دروغین برخی جریان‌های سیاسی که حل مشکلات را به مذاکره گره زده بودند، و گرفتن بهانه‌های مختلف، جلوی مذاکرات را نگرفتند. در همه این سال‌ها و فرازونشیب‌ها، با استدلال و منطق روشن، دلایل غیرمنطقی بودن مذاکره با آمریکا را تبیین کردند و نشان دادند که آنچه آمریکا به دنبال آن است، مذاکره واقعی نیست، بلکه درصدد تحمیل خواسته‌ها و تسلیم کردن کشور است که هیچ ملت شرافتمند و سیاستمدار خردمندی زیر بار آن نخواهد رفت.

مهمترین محورها و دلایل غیرمنطقی بودن مذاکره با آمریکا از منظر رهبری:

الف) تجربه بدعهدی‌های مکرر آمریکا در مذاکرات: رهبری دلیل غیرعاقلانه بودن مذاکره با آمریکا را نه به یک تحلیل پیچیده، بلکه به امر روشن و قابل فهم برای همه یعنی «تجربه» ارجاع دادند. تجربه بدعهدی چندباره این کشور در مذاکرات با ایران در جریان مذاکرات الجزایر برای آزادی گروگان‌های لانه جاسوسی، تجربه نزدیک برجام و همچنین تجربه مذاکرات سایر کشورها از جمله لیبی و وضعیت امروز آن، در دسترس همگان است و مسئله‌ای بسیار روشن و غیرقابل تردید است.

تا جایی که آقای روحانی که بیشترین تلاش را برای مذاکره و توافق برجام انجام داد و با خروج آمریکا از آن مواجه شد، به غیرعاقلانه بودن مذاکره با چنین کشوری اذعان کرد و گفت: «امروز آمریکایی‌ها به بعضی از کشورهای شرق آسیا پیغام مذاکره می‌دهند که با ما مذاکره کن؛ مگر دیوانه شدند که با شما مذاکره کنند؟ شما مذاکره دیروز را علنی زیر پا می‌گذارید و به مذاکره امضا شده‌ای که به تأیید شورای امنیت سازمان ملل رسیده بی‌اعتنا هستید»[i].

مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «برخی وانمود می‌کنند اگر پشت میز مذاکره بنشینیم فلان مشکل حل می‌شود اما واقعیتی که باید درست بفهمیم این است که مذاکره با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد. دلیل: تجربه... ما در دهه ۹۰ نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم. دولت آن روز ما، با آنها نشست، رفت و آمد و مذاکره کرد، خندیدند، دست دادند و رفاقت و همه کار کردند و معاهده‌ای تشکیل شد که در آن، طرف ایرانی با سخاوت بسیار زیاد، امتیازهای زیادی به طرف مقابل داد، اما آمریکایی‌ها به آن معاهده عمل نکردند... با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست»[ii].

ب) آمریکا در مذاکره به دنبال تحمیل خواسته‌های خود است، نه مذاکره عادلانه: ما با مذاکره عادلانه مخالفتی نداریم، اما آمریکا در مذاکرات در پی تحمیل خواسته‌ها و نظرات خود بر ماست. فشار، تهدید و طرح خواسته‌های متعدد نشان از این رویکرد آمریکا داشته و قطعاً هیچ انسان عزتمند و شرافتمندی که برای عزت و استقلال کشورش ارزش قائل است، چنین مذاکره‌ای را نخواهد پذیرفت.

مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «بعضی دولت‌ها و شخصیت‌های قلدر خارجی اصرار به مذاکره می‌کنند در حالی که هدف آنها از مذاکره حل مسائل نیست، بلکه از مذاکره به دنبال تحکّم و تحمیل مسائل مورد نظرشان هستند که اگر طرف مقابل قبول کرد چه بهتر، اما اگر قبول نکرد، جنجال راه بیندازند و او را به ترک مذاکره متهم کنند. مسئله آنها فقط مسئله هسته‌ای نیست، بلکه مذاکره برای آنها راه و مسیری برای طرح توقعات جدید از جمله در زمینه امکانات دفاعی و توانایی‌های بین‌المللی و بیان انتظاراتی از این قبیل است که فلان کار را نکنید، با فلان کس دیدار نکنید، برد موشک را از فلان قدر بیشتر نکنید که قطعاً این موارد از طرف ایران پذیرفته و برآورده نمی‌شود. می‌خواهند در افکار عمومی تردید ایجاد کنند که چرا با وجود اعلام آمادگی آنها برای مذاکره، ما حاضر به مذاکره نیستیم در حالی که هدف آنها مذاکره نیست بلکه تحکّم و تحمیل است»[iii].

ایشان با اشاره به سخنان یک مقام آمریکایی که گفته بود باید با ایران سر میز مذاکره بنشینیم و ما فلان چیزها را بگوییم و ایران قبول کند، خاطرنشان کردند: «برای این نوع مذاکره باید به سراغ همان کسانی بروند که به‌عنوان گاو شیرده آنها عمل می‌کنند. جمهوری اسلامی، جمهوری مؤمنین، جمهوری مسلمین‌لله و جمهوری عزت است»[iv].

ج) آمریکا به دنبال باج‌خواهی است، نه مذاکره: مطالبات و خواسته‌های آمریکا بیانگر آن است که این کشور به دنبال باج‌خواهی است، نه مذاکره. رهبر معظم انقلاب در این خصوص فرمودند: «یک عده‌ای ادعای فهم سیاسی هم می‌کنند لکن تحلیل‌هایشان در بعضی از روزنامه‌ها یا در بعضی از بخش‌های فضای مجازی واقعاً انسان را متأسف می‌کند... بله، مشکل ما را با آمریکا یک چیز حل می‌کند؛ چه چیزی؟ به آمریکا باج بدهیم؛ نه یک بار؛ آمریکایی‌ها به یک بار باج هم قانع نیستند... امروز می‌گویند هسته‌ای را تعطیل کنید... بعد می‌گویند قانون اساسی را عوض کنید، بعد می‌گویند شورای نگهبان را بردارید؛ آمریکایی‌ها باج می‌گیرند. اگر بخواهید مشکلتان با آمریکا حل بشود، باید این کار را بکنید؛ مرتب باج بدهید... کدام ایرانی با غیرتی حاضر است که یک چنین باجی بدهد؟»[v].

د) مذاکره مشکلات را حل نخواهد کرد: مقام معظم رهبری فرمودند: «اگر وضع اقتصاد بد است، منشأ آن صرفاً تحریم نیست، بلکه انجام ندادن برخی کارها در وضع فعلی مؤثر است... مذاکره با این دولت آمریکا، نه تنها تحریم را رفع نمی‌کند، بلکه باعث کور شدن گره تحریم‌ها و افزایش فشارها می‌شود و به مطالبات و زیاده‌خواهی جدید امکان مطرح شدن می‌دهد»[vi].

همچنین فرمودند: «آنچه را در سال‌های متمادی فهمیده و دیده‌ایم به ملت عزیز عرض می‌کنم و از مسئولان و فعالان سیاسی نیز می‌خواهم که در خصوص این مطالب، فکر و تأمل و بر اساس آگاهی قضاوت کنند... در وضعیت کنونی، مذاکره با آمریکا کاری است بدون سود که مطلقاً هیچ کمکی به منافع ملی نمی‌کند و هیچ ضرری را هم از کشور دفع نمی‌کند، بلکه ضررهای بزرگ و بعضاً جبران‌ناپذیری در پی دارد. طرف آمریکایی پیشاپیش نتایج مذاکرات را از نگاه خود معیّن و اعلام کرده، مذاکره‌ای را می‌خواهد که نتیجه آن تعطیل شدن فعالیت‌های هسته‌ای و غنی‌سازی در داخل ایران باشد... هیچ ملت با شرفی، مذاکره همراه با تهدید را قبول نمی‌کند و هیچ سیاستمدار خردمندی آن را تصدیق نمی‌کند»[vii].

ه) مشکل آمریکا با موجودیت جمهوری اسلامی است: مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «دشمنی آمریکا و استکبار با ایران اسلامی به خاطر این حرکت قدرتمندانه مردمی است، چون ایمان مردم، علاقه مردم به استقلال و اطمینان به نفس مردم، به ضرر آنهاست. آنها می‌خواهند کشور ما را همیشه وابسته نگه دارند... وقتی کشوری مستقل است، وقتی اطمینان به نفس دارد و با اعتماد به خود در راهی که او را به سمت اهداف والا می‌رساند حرکت می‌کند، طبعاً اینها ناراضی می‌شوند. نارضایتی دشمنان جهانی ما به این خاطر است. آنها وقتی راضی می‌شوند که ملت ایران اختیار دین و دنیا و فرهنگ و اقتصاد خود را یکسره به آنها بسپارد. ملت ایران امروز بیدار شده است و زیر بار چنین زورگویی‌ها و قلدری‌هایی نمی‌رود»[viii].

2. این تصور که مشکلات کشور تنها با مذاکره با آمریکا حل خواهد شد و مشکلات و فشارهای به‌وجودآمده در کشور صرفاً ناشی از مقاومت است، نادرست و بر خلاف واقعیت است.

پیشرفت‌ها و دستاوردهای خیره‌کننده در بخش‌های مختلف علمی، پزشکی، سلول‌های بنیادی، داروسازی، نانو، هوافضا، الکترونیک، صنعتی، هسته‌ای و نظامی که با وجود همه تحریم‌ها و فشارها به دست جوانان این مرز و بوم رقم خورده و کشور ما را در این حوزه‌ها در میان چند کشور برتر دنیا قرار داده است، بیانگر آن است که می‌توان با تلاش و برنامه‌ریزی درست و تفکر و روحیه جهادی و انقلابی، پیشرفت شایسته کشور را رقم زد. به‌ویژه آنکه در برخی از این بخش‌ها همچون حوزه دفاعی و هسته‌ای با شدیدترین تحریم‌ها و فشارها روبه‌رو بوده‌ایم.

مشکلات موجود کشور ناشی از برخی مشکلات ساختاری اقتصادی از جمله وابستگی به نفت، فقدان خصوصی‌سازی واقعی، ساختار معیوب بودجه، مشکلات نظام مالیاتی، بانکی، گمرک، بوروکراسی دست‌وپاگیر، فقدان شفافیت، ضعف برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌های نادرست، ضعف مدیریت‌ها، نادیده گرفتن ظرفیت‌های داخلی و فقدان باورمندی به ظرفیت الگوی بومی پیشرفت است.

3. اینکه رهبری اجازه کار به دولت نمی‌دهد، ادعایی نادرست است.

مسئولان اختیارات لازم را برای انجام مسئولیت‌های خود دارا هستند و رهبری بر اساس جایگاه و نقشی که در هدایت و رهبری کشور بر عهده دارند، همواره از همه رؤسای جمهوری و دولت‌هایی که مسئولیت اجرایی کشور را بر عهده گرفته‌اند، حمایت کرده و می‌کنند. حتی گاهی بیش از انتظار مردم، از دولت‌ها حمایت کرده‌اند.

خود مسئولان نیز بارها از حمایت و پشتیبانی رهبری تشکر کرده‌اند و هیچ‌گاه ادعا نکرده‌اند که رهبری جلوی کار آن‌ها را گرفته است. کجا مسئولان تصمیمی برای حل مشکلات گرفته‌اند و رهبری مانع شده است؟ این همه تأکید و مطالبه و پیگیری از مسئولان نسبت به حل مشکلات، با ادعای مانع شدن برای انجام مسئولیت‌ها و حل مشکلات کشور همخوانی ندارد.

 


[i]. . https:/www.mashreghnews.ir/amp/987325؛ تاریخ انتشار: ۴ شهریور ۱۳۹۸.

[ii]. بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش؛۱۹ بهمن ۱۴۰۳.

[iii]. بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام؛۱۸ اسفند ۱۴۰۳.

[iv]. بیانات در ابتدای جلسه درس خارج فقه؛۲۶ شهریور ۱۳۹۸.

[v]. بیانات در دیدار بسیجیان؛۵ آذر ۱۴۰۱.

[vi]. بیانات در دیدار هزاران نفر از دانشجویان سراسر کشور؛۲۲ اسفند ۱۴۰۳.

[vii]. بیانات در سخنرانی تلویزیونی با ملت ایران؛ 1 مهر 1404.

[viii]. بيانات در اجتماع مردم رفسنجان , 18اردیبهشت 1384.

]]>
گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.