در جريان غدير نيز، بر اساس دليل و شواهدي که وجود دارد، يک عده به آن باور نداشته بر خلاف آن عمل مي کنند. و برخي هم، بر اساس لجاجت و تعصب هاي نادرست آن را انکار مي کنند. با اين وصف، اين پرسش از چند زاويه تشکيل شده که بايد به پاسخ هر کدام جداگانه پرداخته شود.
1. غدير و وحي الهي: واقعه غدير، واقعه اي است که با اين گونه پاسخ ها کاملا قابل بيان نمي باشد «اين گونه پاسخ ها فقط فهرست وار و منبع شناسي که در اختيار پرسش گر محترم قرار داده مي شود اميد است که با تحقيق و مطالعه به حقيقت پي ببرند. از آن ميان جريان غدير در قرآن کريم و وحي الهي است.
آيه تبليغ: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْک مِن رَّبِّک وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرِينَ».[1] از نظر مفسرّين اماميه و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ و هم چنين از نظر ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ بالاتفاق مربوط به جانشيني امير المومنان علي ـ عليه السلام ـ است. اگر پرسش گر محترم فرصت مختصري هم داشته باشد، به تفاسير شيعه مراجعه نمايد، به خوبي مي تواند ديدگاه ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ و مفسرين شيعه را دريابد.
امّا آنچه مهم در اين مورد است، ديدگاه محدّثين،مورخين و مفسرّين برادران اهل سنت است در اين مورد نيز جز اينکه مدرک معرفي کنم راه ديگري نمي باشد. بهترين مدرک و منبعي که اين حقيقت را بيان داشته، «الغدير» علامه اميني (ره) است که تمام مورخين محدثين و مفسرّين اهل سنت را بر اساس سال تولّد و تاريخ اسلام دسته بندي کرده و با تمام کتب شان اسناد و سلسله راويان را بررسي نموده ارائه داده است.
که در مجموع بيش از صد و بيست راوي، و هفتاد پنج محدث، مورخ و مفسرّ به اين مطلب پرداخته اند که آيه «تبليغ» در روز غدير درباره علي ـ عليه السلام ـ وارد شده است.[2]
2. چرا امام علي ـ عليه السلام ـ براي حقش قيام نکرد؟ و براي انجام خلافت توجيه مي کرد؟!: پاسخ اين فراز، نيازمند تبيين چند نکته است:
بر اساس روايات و دلايلي که در منابع اسلامي وجود دارد، امام علي ـ عليه السلام ـ خليفه پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بعد از آن حضرت است. دليلي که آن حضرت به آن اشاره کرده که چرا بعد از رحلت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به آن اقدام نکرده و دست به شمشير نبرده است، نداشتن يار و ياور مي باشد؛ چون تنها امام علي ـ عليه السلام ـ در برابر آن همه دشمن، اگر اقدام مي کردند، مساوي با نابودي اصل دين و خاندان پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و اهل بيت عصمت بود چنان که در اين باره فرموده است: «... من نگاه کردم و ديدم براي گرفتن اين حق ياوري به جز خاندان خويش ندارم... چشم هاي پر از خاشاک را فرو بستم و با گلويي که گويي استخوان در آن گير کرده بود جرعه حوادث تلخ را نوشيدم».[3]
بدين جهت امام علي ـ عليه السلام ـ اقدام به عمل مسلحانه نکرده و دست به شمشير نبرده است؛ زيرا نابودي آن حضرت و خاندانش با توجه به دشمني و توطئه مخالفان مساوي با نابودي اسلام و سنت راستين حضرت خاتم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بود.
همين سئوالي که امروز براي پرسشگر محترم پيدا شده است، در زمان امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز براي عده اي پيدا شده از امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين باره پاسخ آن را مي خواهد تا حضرت حقيقت مطلب را بيان کنند، مي گويند: چرا امام علي ـ عليه السلام ـ (25) سال صبر کرد و قيام براي حق نکرد، مگر ائمه ـ عليهم السلام ـ بر حق نيستند؟ آن حضرت در پاسخ مي فرمايد: «ما خاندان پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ يار و ياور به مقدار کافي براي اين کار نداريم». حتي يک بار «ابو مسلم خراساني» پيشنهاد خلافت را به امام صادق ـ عليه السلام ـ مي دهد، حضرت همين چيز را در پاسخ او مي فرمايد.[4]بنابراين، اين گونه نيست که امام علي ـ عليه السلام ـ بر حق نبوده و يا ترديدي در اين باره داشته است؛ بلکه شرايط و روزگار آن گونه بود که اگر دست به قيام بزند تنها مي ماند. چنان که امام حسن ـ عليه السلام ـ قيام کرد و تنها ماند ب: امامت و خلافت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ يک واقعيتي است که از طرف خدا و رسولش تعيين مي شود.
ولي ظهور و بروز آن و تدبير و تصرّف در امور مسلمين و جامعه اسلامي، منوط به اين است که در مردم آمادگي وجود داشته باشد و يار و ياوراني براي حمايت از آن بپاخيزند و اين بدون بيعت و پذيرش مردم امکان پذير نيست. به همين دليل امام علي ـ عليه السلام ـ در دوران خلفاء، 25 سال خانه نشين شد، در عين اينکه مقام امامت او از سوي خدا بود، تا اينکه روزي فرا رسيد که با مردم بيعت کرد و آن حضرت فرمود: «اگر بيعت مردم نبود، ريسمان خلافت را به پشتش مي انداختم و رهايش مي کردم».[5] چون اگر اطاعت در کار نباشد، تنها نام خلافت دردي را از جامعه مسلمين درمان نمي کند.
ج): تاريخ به خوبي گواهي مي دهد که منافقان و دشمنان اسلام براي رحلت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ دقيقه شماري مي کردند که با رفتن آن حضرت اسلام نو پا را به آساني مي تواند در هم شکسته و جمع کند. در چنين شرايطي اگر امام علي ـ عليه السلام ـ براي گرفتن حق خويش قيام مي کرد و دست به شمشير مي برد، با توجه به توطئه دشمنان اسلام و منافقان، صحنه اي به وجود مي آمد که راه نابودي اسلام براي مخالفان به آساني باز شده و اين صحنه آشفته به نفع آنان تمام مي گرديد با اين وصف، امام علي ـ عليه السلام ـ تمام جوانب اسلام و دشمنان آن را ملاحظه کرده، بدون يار و ياور قيام را مصلحت نديده و صبر کرد.
د: اينکه امام علي ـ عليه السلام ـ فرموده است که مرا رها کنيد و به سراغ ديگري برويد، خود آن حضرت دليل آن را اين گونه مي فرمايد: «اينکه مي گوييم مرا رها کنيد و به سراغ ديگري برويد، براي اين است که ما به استقبال چيزي مي رويم که چهره هاي مختلف و جهات گوناگوني دارد. دل ها در برابر آن استوار و عقل ها ثابت نمي ماند چهره حق را ابرهاي تيره (باطل) فرا گرفته و راه مستقيم حق، گم شده و ناشناخته مانده است.بدانيد اگر من دعوت شما را قبول کنم، طبق آنچه مي دانم با شما رفتار مي کنم و به سخن اين و آن و سرزنش سرزنش کنندگان گوش فرا نخواهم داد».[6] بنابراين کلام امام اين است که بيعت با من براي شما بسيار سنگين و طاقت عدالت من را شما نداريد، اگر آمادگي نداريد، به سراغ ديگري برويد. در حالي که بعد از خلافت آن حضرت چنين شد و حضرت آنچه را حق مي دانست اجرا مي کرد، و عده اي طاقت نياورده و بر عليه آن حضرت قيام کردند. در حقيقت اين کلام امام اعتراضي به عملکرد مردم در بيعت با خلفاي پيشين و پيروي از آنان است و اينکه مردم با حمايت از خلفاي پيشين فرصت هاي اصلي را از دست داده اند.
3. امام علي ـ عليه السلام ـ صبر نمود، سکوت نکرد: سکوت با صبر از دو مقوله است، يعني صبر غير از سکوت هست. امام علي ـ عليه السلام ـ هيچ گاه نسبت به ضايع شدن حقشان سکوت نکرد و در هر جايي که مناسب مي ديد و شرايط آماده بود سخن مي گفت و فضيلت خود را به زبان مي آورد، امّا اينکه زمينه نبود که حق را باز گرداند، صبر مي کرد. از جمله مواردي که دليل بسيار روشن بر خلافت امام علي ـ عليه السلام ـ بود، همين جريان غدير و حديث غدير است. امام علي ـ عليه السلام ـ در برابر اين حديث سکوت نکرد. از آن جمله در مسجد پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بعد از رحلت آن حضرت در موضوع بيعت با ابوبکر به حديث غدير به حقانيت خود استدلال فرمود. و هم چنين فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ به اين حديث در مسجد پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ با ابوبکر احتجاج فرمود. در روز شوراي شش نفره در تعين خليفه بعد از خليفه دوم و روزي به بنام «رحبه» و «رکبان» امام علي ـ عليه السلام ـ به حديث غدير استدلال کرده که در «رحبه و رکبان» (35) نفر به حقانيت آن حضرت شهادت داده و سخنان آن حضرت را تأييد کردند.
تمام اين موارد، مستند به کتب و منابع اهل سنت است که علامه اميني با تمام مشخصات شان بيان داشته است.[7]
در نتيجه اينکه: روز غدير، روز جانشيني امام علي ـ عليه السلام ـ به دستور خداوند است. صبر و مداراي آن حضرت نظر به مصالحي بوده است که به نمونه هايي از آن اشاره شد، ولي آن حضرت هيچ گاه سکوت نکرد، در زمان ها و مناسبات مختلف به حديث غدير استدلال کرده و به آن مدعي حق شده است. اما اينکه چرا دست به شمشير نبرد، دليلش همان است که بيان گرديد.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ ترجمه الغدير، علامه اميني، ج1 و 2.
2ـ نرم افزار غدیر ،مرکز مطالعاتا وپاسخگویی به شبهات .
3-قرآن ومعصومان درآئینه علوی ،امیر علی حسنلو
]]>
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.