با توجه به گستردگی نارضایتی ها و اعتراضات و تداوم آن آیا نمی تواند نوید و یا خبر از یک انقلاب و یا تغییر بزرگ در سال 1401 همانند انقلاب سال 57 را بدهد؟
این اغتشاشات به دلیل نداشتن هدف مشخص و فقدان برنامه روشن و قابل دفاع عقلانی و منطقی، فاقد نیروی محرکه و لازم برای ایجاد یک تغییر و دگرگونی بزرگ و یا انقلاب است.
با توجه به گستردگی نارضایتی ها و اعتراضات و تداوم آن آیا نمی تواند نوید و یا خبر از یک انقلاب و یا تغییر بزرگ در سال 1401 همانند انقلاب سال 57 را بدهد؟ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزههای علمیه)گرچه این اغتشاشات نسبت به دامنه فعالیت ها و تلاش های دشمنان بسیار با فتنه و آشوبهای گذشته متفاوت بوده و شاهد یک جنگ ترکیبی و تمام عیار علیه نظام و استفاده دشمنان از بیشتر ظرفیت های خود بودیم، اما به چند دلیل در حد و قواره یک انقلاب و تغییر بزرگ نبوده و به هیچ وجه قابل مقایسه با انقلاب اسلامی در سال 57 نیست.
1.نخست آنکه هر تغییر بزرگ و انقلابی نیازمند هدف مشخص، برنامه و نیروی محرکه و پیش برنده دارد که این اغتشاشات فاقد آن بود زیرا هدف مشخصی برای آن تعریف نشد و تنها شعار «زن، زندگی، آزادی» آن هم با خاستگاه بیرونی و پیشینه تاریک یک گروه معاند که تناسبی با خواست و مطالبه اصلی مردم که مشکلات اقتصادی و معیشتی بود، نداشته و هیچ افق و آینده روشنی را برای مردم ترسیم نمی کرد.
حرکت ها و اقدامات انجام شده در اغتشاشات نیز نشانگر آشفتگی و بی برنامه گی بوده و این اقدامات، را در حد اقدامات خرابکارانه نشان می دهد نه تغییر بزرگ یا انقلاب
این اغتشاشات به دلیل نداشتن هدف مشخص و فقدان برنامه روشن و قابل دفاع عقلانی و منطقی، فاقد نیروی محرکه و لازم برای ایجاد یک تغییر و دگرگونی بزرگ و یا انقلاب است.
دوم آنکه هر انقلاب و تغییر گسترده نیازمند رهبری و محور هدایت کننده است که این اغتشاشات فاقد آن بوده و هر جریانی به دنبال تحکیم دیدگاههای خود و نفی دیگر جریان ها بود. فقدان رهبری مشخص و تشتت جریان ها و گروههای دخیل در اغتشاشات و اختلاف و درگیری آنها، از عوامل شکست آن است.
2. انقلاب و یک تغییر گسترده و بزرگ نیاز به همراهی مردم و بدنه جامعه و به میدان آوردن آنها دارد. اما این اغتشاشات به دلیل جدا بودن از باورها و خواست اصلی مردم و وابستگی و خط گیری از دشمنان و بدخواهان این مرزوبوم، نتوانست توده مردم و بدنه اجتماعی را با خود همراه نماید و در نقطه مقابل شاهد بی اعتنایی مردم به فراخوان های مختلف آن و حضور حماسی در محکومیت چنین رفتارهایی بودیم.
3. طرح شعارهای تجزیه طلبانه که از نظر هر ایرانی دوستدار و دلسوز کشور مردود است، این حرکت را در حد حرکتهای تجزیه طلبانه فروکاست و ظرفیت آن را در ایجاد یک تغییر بزرگ و یا انقلاب از زیر سؤال برد. همچنین کاربرد خشونت و رفتارهای غیر انسانی بر ریزش افراد تأثیر داشت.
با توجه به این دلایل این جریان را نه در حد یک انقلاب و تغییر بزرگ، بلکه در حد یک جنبش نیز نمی توان ارزیابی کرد و یک شورش و آشوب است نه یک جنبش معقول و موجه با رهبری واحد یا حداقل رهبریهای مشخص و اهداف از پیش تعیین شده.
]]>
اطلاعات مطلب
تاریخ انتشار
12 دی 01
بازدید
۵۹
ویژه نامه هافتنه 1401
با توجه به گستردگی نارضایتی ها و اعتراضات و تداوم آن آیا نمی تواند نوید و یا خبر از یک انقلاب و یا تغییر بزرگ در سال 1401 همانند انقلاب سال 57 را بدهد؟
نشان کردن
این اغتشاشات به دلیل نداشتن هدف مشخص و فقدان برنامه روشن و قابل دفاع عقلانی و منطقی، فاقد نیروی محرکه و لازم برای ایجاد یک تغییر و دگرگونی بزرگ و یا انقلاب است.
با توجه به گستردگی نارضایتی ها و اعتراضات و تداوم آن آیا نمی تواند نوید و یا خبر از یک انقلاب و یا تغییر بزرگ در سال 1401 همانند انقلاب سال 57 را بدهد؟ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزههای علمیه)گرچه این اغتشاشات نسبت به دامنه فعالیت ها و تلاش های دشمنان بسیار با فتنه و آشوبهای گذشته متفاوت بوده و شاهد یک جنگ ترکیبی و تمام عیار علیه نظام و استفاده دشمنان از بیشتر ظرفیت های خود بودیم، اما به چند دلیل در حد و قواره یک انقلاب و تغییر بزرگ نبوده و به هیچ وجه قابل مقایسه با انقلاب اسلامی در سال 57 نیست.
1.نخست آنکه هر تغییر بزرگ و انقلابی نیازمند هدف مشخص، برنامه و نیروی محرکه و پیش برنده دارد که این اغتشاشات فاقد آن بود زیرا هدف مشخصی برای آن تعریف نشد و تنها شعار «زن، زندگی، آزادی» آن هم با خاستگاه بیرونی و پیشینه تاریک یک گروه معاند که تناسبی با خواست و مطالبه اصلی مردم که مشکلات اقتصادی و معیشتی بود، نداشته و هیچ افق و آینده روشنی را برای مردم ترسیم نمی کرد.
حرکت ها و اقدامات انجام شده در اغتشاشات نیز نشانگر آشفتگی و بی برنامه گی بوده و این اقدامات، را در حد اقدامات خرابکارانه نشان می دهد نه تغییر بزرگ یا انقلاب
این اغتشاشات به دلیل نداشتن هدف مشخص و فقدان برنامه روشن و قابل دفاع عقلانی و منطقی، فاقد نیروی محرکه و لازم برای ایجاد یک تغییر و دگرگونی بزرگ و یا انقلاب است.
دوم آنکه هر انقلاب و تغییر گسترده نیازمند رهبری و محور هدایت کننده است که این اغتشاشات فاقد آن بوده و هر جریانی به دنبال تحکیم دیدگاههای خود و نفی دیگر جریان ها بود. فقدان رهبری مشخص و تشتت جریان ها و گروههای دخیل در اغتشاشات و اختلاف و درگیری آنها، از عوامل شکست آن است.
2. انقلاب و یک تغییر گسترده و بزرگ نیاز به همراهی مردم و بدنه جامعه و به میدان آوردن آنها دارد. اما این اغتشاشات به دلیل جدا بودن از باورها و خواست اصلی مردم و وابستگی و خط گیری از دشمنان و بدخواهان این مرزوبوم، نتوانست توده مردم و بدنه اجتماعی را با خود همراه نماید و در نقطه مقابل شاهد بی اعتنایی مردم به فراخوان های مختلف آن و حضور حماسی در محکومیت چنین رفتارهایی بودیم.
3. طرح شعارهای تجزیه طلبانه که از نظر هر ایرانی دوستدار و دلسوز کشور مردود است، این حرکت را در حد حرکتهای تجزیه طلبانه فروکاست و ظرفیت آن را در ایجاد یک تغییر بزرگ و یا انقلاب از زیر سؤال برد. همچنین کاربرد خشونت و رفتارهای غیر انسانی بر ریزش افراد تأثیر داشت.
با توجه به این دلایل این جریان را نه در حد یک انقلاب و تغییر بزرگ، بلکه در حد یک جنبش نیز نمی توان ارزیابی کرد و یک شورش و آشوب است نه یک جنبش معقول و موجه با رهبری واحد یا حداقل رهبریهای مشخص و اهداف از پیش تعیین شده.
]]>
گفتوگو
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.
با توجه به گستردگی نارضایتی ها و اعتراضات و تداوم آن آیا نمی | پایگاه پاسخ به شبهات
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.