آیتالله علیرضا اعرافی در بخش علمی چهلمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی که پیش از ظهر روز شنبه 7 شهریور ماه 1405 در سالن همایش پژوهشگاه مطالعات تقریبی قم برگزار شد با اشاره به پیشینه تاریخی و علمی شهر مقدس قم بیان کرد: قم به یک معنا، حدود ۱۲۰۰ سال سابقه نشر و تبلیغ معارف اسلام و اهلبیت(ع) را در کارنامه خود دارد و در طول این تاریخ، همواره یکی از کانونهای مهم علمی و معرفتی جهان اسلام به شمار میآید.
تقریب مذاهب؛ کدام نظریه درست و کدام نظریه نادرست است؟
آیتالله اعرافی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح موضوع تقریب مذاهب اسلامی و وحدت امت اسلام اظهار کرد: هنگامی که از تقریب، وحدت و هویت واحد امت اسلامی سخن میگوییم، باید روشن کنیم که کدام نظریه را باید پذیرفت و کدام دیدگاهها را باید نفی کرد. در این زمینه، چهار نظریه نادرست وجود دارد که از منظر گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشه امام راحل و امام شهید، قابل پذیرش نیستند. شناخت دقیق این نظریهها اهمیت فراوانی دارد، زیرا مفهوم وحدت اسلامی نباید به گونهای تفسیر شود که با مبانی اعتقادی، فقهی و هویتی مذاهب اسلامی تعارض پیدا کند.
نظریه نخست؛ ادغام و یکسانسازی مذاهب
آیتالله اعرافی نخستین نظریه نادرست در زمینه وحدت اسلامی را «ترکیب، ادغام و یکدستسازی مذاهب» عنوان کرد و گفت: این فرضیه، از اساس فرضیهای اولیه و بسیار ضعیف است؛ چرا که مستلزم جمع میان امور متضاد و حتی متناقض است. مذاهب اسلامی در حوزههای مختلفی همچون کلام، عقاید، اخلاق و فقه دارای دیدگاهها و مبانی متفاوتی هستند که در مواردی قابل جمع و یکسانسازی نیستند. بنابراین، تلاش برای ترکیب یا ادغام این مذاهب و رسیدن به یک مذهب واحد، با واقعیت موجود در اندیشه و میراث علمی مذاهب اسلامی سازگار نیست.
مدیر حوزههای علمیه ادامه داد: هر یک از مذاهب اسلامی دارای پیشینه علمی، مبانی فکری، اصول و دیدگاههای خاص خود هستند و نمیتوان با حذف تفاوتهای واقعی و موجود، مفهوم وحدت اسلامی را به معنای یکسانسازی کامل مذاهب تفسیر کرد.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه خاطرنشان کرد: افزون بر مسئله تفاوتهای اعتقادی و فقهی، چنین رویکردی با اشکالات نظری و عملی متعددی مواجه است، زیرا برای ایجاد یک ساختار واحد از مذاهب مختلف، ناگزیر باید بخشهایی از مبانی و آموزههای هر مذهب کنار گذاشته یا در یکدیگر ادغام شود که نتیجه آن، نه تقریب واقعی، بلکه تغییر ماهیت مذاهب خواهد بود.
وی در ادامه تأکید کرد: از منظر گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشه امام راحل و امام شهید، وحدت اسلامی به معنای نفی هویتهای مذهبی و یکسانسازی اعتقادات و احکام مذاهب نیست، بلکه باید بر مبنایی تعریف شود که ضمن حفظ اصول و هویتهای مذهبی، زمینه همکاری، همدلی و همافزایی امت اسلامی را فراهم کند.
مدیر حوزههای علمیه در ادامه اظهار کرد: بنابراین، نظریه ترکیب و ادغام مذاهب، به دلیل نادیده گرفتن تفاوتهای واقعی و بنیادین میان مذاهب اسلامی و نیز به سبب اشکالات نظری ناشی از تلاش برای جمع میان امور متضاد، نمیتواند مبنای صحیحی برای تحقق تقریب و وحدت اسلامی باشد.
وی در ادامه نظریه نادرست دوم را «حذف ممیزات و مفترقات و بسنده کردن به مشترکات» یا ایده «اسلام بدون مذاهب» دانست و اظهار کرد: در این دیدگاه تلاش میشود با کنار گذاشتن تفاوتها و ویژگیهای متمایزکننده مذاهب، تنها بر نقاط مشترک میان مسلمانان تمرکز شود.
نمیتوان ممیزات مذاهب را نادیده گرفت
آیتالله اعرافی با نقد این نظریه گفت: این دیدگاه نیز به نوعی مستلزم ارتفاع نقیضین است؛ چرا که نمیتوان تفاوتها و ممیزات موجود میان دیدگاههای مختلف را بهسادگی کنار گذاشت. در بسیاری از مسائل، دیدگاههای متفاوت و گاه متعارضی وجود دارد و نمیتوان همزمان هر دو دیدگاه را پذیرفت یا اساساً صورت مسئله را با حذف تفاوتها از میان برداشت.
وی افزود: شما نمیتوانید ممیزات را کنار بگذارید؛ زیرا در نهایت باید میان دو دیدگاه و دو گزاره متفاوت، یکی را انتخاب کرد. وجود اختلافنظر در برخی مسائل، واقعیتی است که با صرف تأکید بر مشترکات نمیتوان آن را نادیده گرفت.
عضو فقهای شورای نگهبان همچنین با اشاره به جایگاه استدلال و برهان در مباحث اعتقادی و علمی تصریح کرد: استدلال و برهان را نمیتوان از طرف مقابل گرفت. اگر در یک مسئله میان دو دیدگاه تفاوت وجود دارد، باید امکان طرح استدلال و بررسی ادله هر دو طرف به رسمیت شناخته شود و نمیتوان با حذف تفاوتها، زمینه گفتوگوی علمی و اعتقادی را از میان برد.
کنار گذاشتن اختلافات، خود میتواند به شکلگیری جریان جدید منجر شود
عضو فقهای شورای نگهبان در ادامه، به اشکال مشترک دو نظریه نخست اشاره کرد و گفت: یکی از اشکالات مشترک این دو نظریه آن است که همین دیدگاه نیز میتواند در عالم اسلام به یک فرقه یا جریان جدید تبدیل شود.
وی توضیح داد: اگر فرد یا جریانی با ارائه یک نظریه جدید بخواهد اختلافات موجود را کنار بگذارد و همه مسلمانان را حول آن دیدگاه جمع کند، خود این دیدگاه میتواند به یک جریان مستقل تبدیل شود و در نتیجه، مسئله اختلاف و چنددستگی همچنان باقی بماند.
مدیر حوزههای علمیه در ادامه خاطرنشان کرد: بنابراین، صرف ارائه یک نظریه جدید برای عبور از اختلافات مذهبی، لزوماً به وحدت منتهی نمیشود؛ چرا که ممکن است همان نظریه جدید، خود منشأ شکلگیری یک جریان یا قرائت تازه در جهان اسلام شود.
رد نظریه «پلورالیسم معرفتی و حقانیت همه مذاهب»
آیتالله اعرافی در ادامه به نظریه سوم پرداخت و آن را «پلورالیسم معرفتی و حقانیت همه مذاهب» عنوان کرد. ما مطمئناً در برابر این نظریه قائل هستیم که چنین دیدگاهی صحت ندارد؛ زیرا نمیتوان حقانیتهای متعدد و متعارض را در اموری که با یکدیگر تناقض دارند، بهصورت همزمان پذیرفت.
وی ادامه داد: اگر دو گزاره یا دو دیدگاه در یک موضوع مشخص، متناقض و نقیض یکدیگر باشند، نمیتوان بهصورت مطلق قائل شد که هر دو در یک سطح از حقانیت قرار دارند. پذیرش همزمان حقانیت امور متناقض، با اصول منطقی و مبانی معرفتشناختی سازگار نیست.
تأکید بر واقعیت نفسالامری و امکان صدق و کذب
آیتالله اعرافی با تبیین مبنای معرفتشناختی مورد قبول خود گفت: ما قائل به وجود «نفسالامر واقعی» و استحاله اجتماع و ارتفاع نقیضین هستیم و بر این اساس، صدق و کذب واقعی و انطباق گزارهها با نفسالامر را میپذیریم.
وی افزود: بر مبنای این نگاه، حقیقت امری نیست که صرفاً به برداشتها، قرائتها یا تلقیهای مختلف افراد وابسته باشد؛ بلکه برای گزارهها و شناختهای بشری، واقعیتی در نفسالامر وجود دارد که میتوان نسبت آن گزاره با واقع را مورد ارزیابی قرار داد و از صدق یا کذب آن سخن گفت.
مدیر حوزههای علمیه تأکید کرد: نظریه پلورالیسم معرفتی، با مبانی فلسفی و معرفتشناختی ما در تعارض است؛ بنابراین نمیتوان از منظر این مبانی، حقانیت مطلق و همزمان همه مذاهب را پذیرفت، بهویژه در مواردی که گزارهها و مبانی آنها با یکدیگر در تعارض قرار دارند.
«پلورالیسم نجات»؛ پذیرش مشروط معذوریت
آیتالله اعرافی در ادامه به نظریه چهارم، یعنی پلورالیسم نجات اشاره کرد و آن را از سه نظریه پیشین متمایز دانست. این نظریه برخلاف سه نظریه قبلی، فیالجمله مورد قبول ماست؛ اما نه به شکل مطلق. اگر فردی با وجود فراهم بودن شرایط معذوریت، در مسیری قرار گرفته باشد، ممکن است معذور باشد. این اصل، فیالجمله قابل قبول است؛ اما نمیتوان آن را بهصورت مطلق و بدون هیچ قید و شرطی پذیرفت.
عضو فقهای شورای نگهبان تأکید کرد: اینکه گفته شود هر فردی، صرفنظر از شرایط و مبانی و بدون توجه به وضعیت معرفتی و امکان دسترسی او به حقیقت، بهطور مطلق مشمول نجات یا معذوریت است، قابل پذیرش نیست. این مسئله نیازمند توجه به مجموعهای از قیود و شرایط است.
معذوریت نیازمند احراز شرایط و قیود است
وی در جمعبندی این بخش اظهار کرد: اصل این جمله که «اگر کسی با شرایط معذوریت در مسیری قرار گرفت، ممکن است معذور باشد» درست است؛ اما اگر گفته شود این حکم بهصورت مطلق درباره همه افراد و در همه شرایط صدق میکند، صحیح نیست.
آیتالله اعرافی خاطرنشان کرد: بنابراین، در بحث پلورالیسم نجات باید میان حقانیت یک دیدگاه و معذور بودن فرد در پیروی از یک دیدگاه تفکیک کرد. ممکن است در مواردی، فرد به دلیل شرایط خاص معرفتی و عدم دسترسی به حقیقت یا وجود موانع خاص، معذور شناخته شود، اما این امر به معنای پذیرش حقانیت همزمان و مطلق همه دیدگاهها و مذاهب نیست. ازاینرو، بحث نجات و معذوریت باید با دقت و بر اساس قیود و شرایط مربوط به آن بررسی شود و نمیتوان از یک اصل مشروط، حکمی مطلق و بدون قید استخراج کرد.
مشترکات عمیق هویتساز، حفظ ممیزات علمی و فقه روابط اجتماعی؛ از ارکان نظریه وحدت امت اسلامی
آیتالله اعرافی با تشریح «نظریه پنجم» در مسئله وحدت امت اسلامی، آن را نظریه انقلاب اسلامی و امام شهید دانست و گفت: این نظریه بر پنج عنصر اساسی استوار است که در کنار یکدیگر میتوانند زمینه شکلگیری هویت واحد فکری، اجتماعی و سیاسی در میان مسلمانان را فراهم کنند.
وی اظهار کرد: نخستین عنصر این نظریه، وجود مشترکات کثیر، عمیق و هویتساز میان مسلمانان است؛ به این معنا که امت اسلامی از ظرفیت گستردهای از باورها، اصول، ارزشها و عناصر مشترک برخوردار است که میتواند مبنای شکلگیری یک هویت واحد فکری، اجتماعی و سیاسی قرار گیرد.
مشترکات عمیق؛ نخ تسبیح وحدت امت اسلامی
عضو فقهای شورای نگهبان با تأکید بر عمق معرفتی مشترکات میان مسلمانان افزود: این مشترکات صرفاً در سطح ظاهری و اجتماعی محدود نمیشود، بلکه از عمق معرفتی برخوردار است و در عرصههای هویتی و تمدنی نیز جلوه پیدا میکند. مجموعه این مشترکات گسترده، عمیق، هویتساز و تمدنساز، همچون نخ تسبیحی است که میتواند اجزای مختلف امت اسلامی را در کنار یکدیگر قرار دهد و آنان را زیر یک خیمه واحد گرد آورد.
مدیر حوزههای علمیه تأکید کرد: بر اساس این نگاه، وحدت اسلامی به معنای نادیده گرفتن تفاوتها و حذف هویتهای مذهبی نیست، بلکه بر شناسایی و تقویت عناصر مشترکی استوار است که ظرفیت ایجاد یک هویت بزرگتر و فراگیرتر را در میان مسلمانان دارد.
حفظ ممیزات و تفاوتها در فضای آزاد علمی
وی دومین عنصر این نظریه را حفظ ممیزات و تفاوتهای مذهبی در کرسیهای علمی عنوان کرد و گفت: در حوزه ممیزات و مفترقات، نفی و اثبات دیدگاهها باید در کرسیهای علمی محفوظ بماند و فضای مباحثات و گفتوگوهای علمی میان مذاهب اسلامی نباید بسته شود.
عضو فقهای شورای نگهبان افزود: امکان بحث، نقد، بررسی و بیان دیدگاههای مختلف در عرصههای علمی باید وجود داشته باشد؛ چرا که وحدت به معنای تعطیل کردن مباحثات علمی یا چشمپوشی از تفاوتهای اعتقادی و فقهی نیست. ممیزات و تفاوتهای مذهبی نباید به هویت واحد و جریان یگانه امت اسلامی لطمه وارد کند. به بیان دیگر، میتوان در حوزههای علمی درباره اختلافات و تفاوتها بحث کرد، اما این اختلافات نباید به عاملی برای گسست اجتماعی، سیاسی و تمدنی مسلمانان تبدیل شود.
مرزهای قطعی اسلام؛ توحید، رسالت و معاد
آیتالله اعرافی سومین عنصر نظریه مورد اشاره را مرزهای قطعی اسلام دانست و اظهار کرد: آنچه مرز اسلام و کفر را مشخص میکند، بر چند اصل اساسی از جمله توحید، رسالت و معاد استوار است. این مرز، مرزی روشن و قطعی است و عبور از آن، همان افراطگرایی است که ما آن را نفی میکنیم.
وی افزود: بنابراین، در عین پذیرش تنوع و تفاوتهای مذهبی در درون امت اسلامی، باید خطوط اساسی و قطعی اسلام مورد توجه قرار گیرد و از هرگونه رویکرد افراطی که موجب خروج از چارچوبهای بنیادین اسلام یا ایجاد شکاف میان مسلمانان میشود، پرهیز کرد.
فقه روابط اجتماعی؛ ظرفیت گسترده برای تحقق اخوت اسلامی
عضو فقهای شورای نگهبان، فقه روابط اجتماعی میان مسلمانان را چهارمین عنصر این نظریه برشمرد و گفت: در روابط اجتماعی میان مسلمانان، منظومهای از احکام، بایدها و نبایدها وجود دارد که اختصاص به روابط درون جامعه اسلامی دارد. این مجموعه گسترده از روابط اخلاقی و اجتماعی، شامل ایجابیات و سلبیات است و میتواند زمینه شکلگیری و تقویت روابط بههمپیوسته اجتماعی و سیاسی میان مسلمانان را فراهم کند.
وی با اشاره به ظرفیت فقه اسلامی برای تحقق این مسئله اظهار کرد: فقه ما و همچنین فقه مذاهب دیگر نیز عمدتاً این ظرفیت را به رسمیت میشناسد و راه را برای تجلی همان اخوت اسلامی که مورد تأکید قرار گرفته است، باز میکند. بر این اساس، روابط میان مسلمانان تنها به اشتراک در برخی باورهای نظری محدود نیست، بلکه در عرصه اجتماعی، اخلاقی و سیاسی نیز میتوان مجموعهای از مناسبات و حقوق متقابل را تعریف کرد که به انسجام و همبستگی بیشتر امت اسلامی منجر شود.
مصالح و منافع مشترک؛ ظرفیتی برای همکاری امت اسلامی
آیتالله اعرافی در ادامه، مصالح و منافع مشترک را از دیگر عناصر مهم این نظریه دانست و گفت: نظریه پنجم علاوه بر عناصر پیشگفته، بر وجود مصالح و منافع مشترک میان مسلمانان نیز تأکید دارد.
وی تصریح کرد: حتی اگر چهار عنصر پیشین به آن اندازه که باید و شاید دارای شدت و حدت هویتساز و تمدنساز نبودند، باز هم قرار گرفتن مسلمانان در یک منطقه جغرافیایی، در کنار یکدیگر بودن، برخورداری از مصالح مشترک، ظرفیتهای گسترده و استعدادهای عظیم، اقتضا میکند که این ظرفیتها در کنار یکدیگر قرار گیرند و برای تأمین مصالح مشترک مورد استفاده قرار گیرند.
مدیر حوزههای علمیه ادامه داد: حکم عقل نیز این است که مجموعهای از جوامع و ملتهایی که دارای منافع، ظرفیتها و مصالح مشترک هستند، به جای پراکندگی و تقابل، این ظرفیتها را در مسیر تأمین منافع مشترک و تقویت جایگاه امت اسلامی به کار گیرند.
دشمنان مشترک و احترام به مقدسات؛ مکملهای نظریه وحدت
آیتالله اعرافی همچنین وجود دشمنان مشترک را از ظرفیتهای مهم برای همگرایی مسلمانان برشمرد و گفت: امت اسلامی در کنار اشتراکات اعتقادی، هویتی، اجتماعی و تمدنی، در برخی عرصهها با تهدیدها و دشمنان مشترکی نیز مواجه است و این مسئله میتواند ضرورت همکاری و همگرایی میان مسلمانان را بیش از پیش آشکار کند.
عضو فقهای شورای نگهبان در ادامه بر نفی تعرض به مقدسات دیگران تأکید کرد و افزود: در مسیر تحقق وحدت اسلامی، نباید به مقدسات دیگر مسلمانان تعرض شود. رعایت حرمت مقدسات و پرهیز از اقداماتی که موجب تحریک اختلافات مذهبی و ایجاد شکاف میان پیروان مذاهب اسلامی میشود، از الزامات همزیستی و وحدت امت اسلامی است.
محبت اهلبیت(ع)؛ اصلی مشترک در میان مسلمانان
وی همچنین تأکید بر محبت اهلبیت(ع) را به عنوان یکی دیگر از عناصر مورد توجه در این نظریه مطرح کرد و گفت: محبت اهلبیت(ع) میتواند به عنوان یک اصل مشترک مورد تأکید قرار گیرد و ظرفیت مهمی برای تقویت پیوندهای میان مسلمانان فراهم آورد.
آیتالله اعرافی در جمعبندی این دیدگاه اظهار کرد: نظریه انقلاب اسلامی و امام شهید درباره وحدت، بر مجموعهای از عناصر بههمپیوسته استوار است؛ از یک سو بر مشترکات گسترده و عمیق هویتساز و تمدنساز تأکید دارد و از سوی دیگر، حفظ تفاوتها و ممیزات در چارچوب کرسیهای علمی را به رسمیت میشناسد.
وی افزود: در این منظومه، مرزهای قطعی اسلام حفظ میشود، فقه روابط اجتماعی میان مسلمانان ظرفیت لازم برای تحقق اخوت و همکاری را فراهم میکند و مصالح و منافع مشترک، وجود دشمنان مشترک، نفی تعرض به مقدسات و تأکید بر محبت اهلبیت(ع) نیز میتواند زمینههای همگرایی و همکاری هرچه بیشتر امت اسلامی را تقویت کند.
جهان اسلام باید به سمت همگرایی کلان تمدنی و فوقراهبردی حرکت کند
مدیر حوزههای علمیه با تأکید بر ظرفیتهای جدید ایجادشده در جهان اسلام گفت: امروز شرایط عالم اسلام اقتضا میکند که کشورهای اسلامی و جریانهای اثرگذار جهان اسلام به سمت یک همگرایی کلان تمدنی و فوقراهبردی حرکت کنند؛ ظرفیتی که به اعتقاد وی در قرنهای گذشته به این شکل وجود نداشته است.
آیتالله اعرافی با اشاره به تحولات تاریخی دو قرن اخیر اظهار کرد: در دو قرن گذشته، جهان اسلام با دورهای طولانی از عقبماندگی، جنگ، اشغال و سلطه قدرتهای استکباری مواجه بوده است که از جمله نمونههای آن میتوان به اشغال فلسطین عزیز اشاره کرد. در این دوره، سیطره استکبار و صهیونیسم شرایطی را بر کشورهای اسلامی تحمیل کرده بود که عملاً راه نفس کشیدن و حرکت مستقل را بر بسیاری از ملتهای مسلمان بسته بود.
ظرفیت همگرایی جهان اسلام در قرنهای گذشته وجود نداشت
عضو فقهای شورای نگهبان با بیان اینکه شرایط امروز جهان اسلام با گذشته متفاوت است، ادامه داد: به برکت گفتمان انقلاب اسلامی، امت اسلام یک تکان و تحول تاریخی را تجربه کرده است و زمینههای جدیدی برای بیداری، مقاومت و همگرایی در جهان اسلام شکل گرفته است.
آیتالله اعرافی با اشاره به تحولات و درگیریهای اخیر منطقه گفت: در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و همچنین جنگ ۴۰ روزه رمضان و با شهادت «قائد عظیمالشأن حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای»، جهان جدیدی پدید آمده و معادلات عالم دچار تغییر شده است. آنچه امروز در جهان اسلام شکل گرفته، صرفاً یک تحول مقطعی یا محدود به یک عرصه خاص نیست، بلکه میتواند زمینهساز تغییرات گستردهتر در مناسبات منطقهای و بینالمللی باشد.
گفتمان انقلاب اسلامی موجب شکلگیری تحولی تاریخی در امت اسلام شده است
عضو فقهای شورای نگهبان با تأکید بر اهمیت بهرهگیری از شرایط جدید افزود: اگر از این ظرفیت جدید که به برکت خون شهدا، مقاومت ایران، ملت ایران و رهبری معظم ایران پدید آمده است، استفاده نکنیم، به تاریخ آینده خیانت کردهایم. شرایط کنونی یک فرصت تاریخی برای جهان اسلام ایجاد کرده است و حفظ و تقویت این ظرفیت نیازمند هوشیاری، انسجام، همگرایی و حرکت در سطحی فراتر از ملاحظات کوتاهمدت سیاسی است.
وی با اشاره به جایگاه مقاومت در تحولات اخیر گفت: امروز باید این واقعیت را مورد توجه قرار داد که معادلات منطقهای و جهانی نسبت به گذشته تغییر کرده و جریان مقاومت توانسته است در برابر فشارها و قدرتهای بزرگ، ظرفیتهای جدیدی از ایستادگی و اثرگذاری را به نمایش بگذارد.
معادلات جدید منطقهای حاصل مقاومت ایران و محور مقاومت است
مدیر حوزههای علمیه با اشاره به شرایط پیش از تحولات اخیر اظهار کرد: هرگز در مخیله جریانهای سیاسی عالم نمیآمد که بتوان در برابر بزرگترین قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی عالم و دستنشانده آن در منطقه، حتی برای یک روز مقاومت کرد. ایران و محور مقاومت توانستند معادله جدیدی را برپا کنند؛ معادلهای که نباید آن را یک رخداد عادی یا گذرا تلقی کرد.
وی تأکید کرد: این معادله جدید شوخی نیست و باید ابعاد و پیامدهای آن را در سطح منطقهای و جهانی بهدرستی شناخت و برای بهرهگیری از ظرفیتهای ایجادشده در مسیر تقویت همگرایی جهان اسلام برنامهریزی کرد.
مدیر حوزههای علمیه در ادامه بر ضرورت توجه به این فرصت تاریخی تأکید کرد و گفت: امروز عالم اسلام بیش از هر زمان دیگری ظرفیت آن را دارد که با تکیه بر تجربه مقاومت و تحولات جدید، به سمت یک همگرایی کلان تمدنی و فوقراهبردی حرکت کند و از ظرفیتهای موجود برای ساختن آیندهای متفاوت برای جهان اسلام بهره بگیرد.
حوزه علمیه باید برای تحقق امت واحده اسلامی تولید نظریه کند
عضو شورای عالی حوزههای علمیه با تأکید بر ضرورت تقویت گفتمان مقاومت و تقریب مذاهب اسلامی گفت: شکلگیری یک منظومه بههمپیوسته از کشورهای اسلامی میتوانست زمینهساز قدرت تمدنی امت اسلام باشد و امروز نیز تحولات منطقه میتواند به سرمایهای برای تحقق وحدت اسلامی تبدیل شود.
مدیر حوزههای علمیه با اشاره به تحولات منطقه و ضرورت بازخوانی مناسبات جهان اسلام اظهار کرد: در ذهن دولتمردان کشورهای منطقه خلیج فارس که در مقاطعی با دشمن همراهی کردهاند، باید این واقعیت شکل گرفته باشد که امنیت و آسایشی که بر پایه حمایت قدرتهای خارجی ایجاد شده، امنیتی عاریتی است و نمیتواند پایدار و تضمینشده باشد.
وی افزود: تجربه تحولات منطقه نشان داده است که اتکا به قدرتهای خارج از جهان اسلام نمیتواند تأمینکننده امنیت پایدار ملتها و دولتهای منطقه باشد و کشورها باید در مناسبات خود، بیش از گذشته بر ظرفیتهای درونی، همکاریهای منطقهای و پیوندهای میان ملتهای اسلامی تکیه کنند.
گفتمان مقاومت؛ زمینهساز وحدت تمدنی جهان اسلام
عضو فقهای شورای نگهبان با تأکید بر ظرفیت گفتمان مقاومت در شکلدهی به آینده جهان اسلام تصریح کرد: اگر در گذشته توانسته بودیم یک منظومه بههمپیوسته و منسجم بر پایه گفتمان مقاومت و انقلاب اسلامی شکل دهیم، امروز شرایط جهان اسلام متفاوت بود و حتی رژیم صهیونیستی نمیتوانست چنین جایگاهی در منطقه پیدا کند.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه ادامه داد: در چنین شرایطی، امت اسلامی میتوانست به جایگاه واقعی خود در عرصه علم، فرهنگ و تمدن جهانی دست یابد و به عنوان یک مجموعه تمدنی اثرگذار در تحولات عالم حضور داشته باشد.
وی با اشاره به تحولات و درگیریهای اخیر منطقه گفت: گاهی این تصور شکل میگیرد که جنگی رخ داده، پایگاههایی در منطقه مورد هدف قرار گرفتهاند و در صورت تکرار تعرض، پاسخهای محکمتری نیز داده خواهد شد؛ اما نباید این تحولات را صرفاً در چارچوب درگیریهای نظامی و امنیتی تحلیل کرد.
تحولات منطقه میتواند سرمایهای برای وحدت امت اسلامی باشد
مدیر حوزههای علمیه تأکید کرد: هیچکس نباید تصور کند این تحولات، وحدت و یکپارچهسازی امت اسلامی را دشوار یا ناممکن میکند؛ بلکه برعکس، همین تحولات میتواند در صورت مدیریت صحیح، به سرمایهای برای شکلگیری وحدت تمدنی و سرنوشتساز در جهان اسلام تبدیل شود.
آیتالله اعرافی خاطرنشان کرد: آنچه امروز در منطقه در حال وقوع است، میتواند زمینهای برای بازاندیشی در مناسبات میان کشورهای اسلامی و تقویت احساس هویت مشترک در میان ملتهای مسلمان باشد. از این منظر، تحولات منطقه صرفاً یک مسئله سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه میتواند ابعاد عمیق فرهنگی، اجتماعی، فکری و تمدنی داشته باشد.
ضرورت توسعه مباحث علمی در حوزه تقریب مذاهب
وی در ادامه با تأکید بر مسئولیت حوزههای علمیه در زمینهسازی فکری برای وحدت جهان اسلام گفت: ما باید در حوزه فلسفه تقریب، کلام تقریب، فقه تقریب و اخلاق تقریب، گامهای بزرگتری برداریم و همزمان در زمینه فلسفه، کلام و فقه مربوط به «امت واحده اسلامی» نیز باید حرکتهای جدیتر و عمیقتری انجام شود.
وی افزود: تحقق وحدت اسلامی صرفاً با توصیه و طرح شعار امکانپذیر نیست، بلکه این هدف نیازمند پشتوانه علمی، فکری و نظری است و باید در رشتههای مختلف علمی و فکری، تدابیر جدیتر و برنامهریزی دقیقتری صورت گیرد. حوزههای علمیه باید بتوانند مبانی نظری لازم برای همگرایی امت اسلامی را تبیین کنند و در حوزههای مختلف فقهی، کلامی، فلسفی، اخلاقی و اجتماعی، پاسخهای علمی و روزآمدی برای مسائل جهان اسلام ارائه دهند.
«فقه روابط اجتماعی میان مسلمانان»؛ یکی از عرصههای جدید پژوهشی
آیتالله اعرافی با اشاره به ضرورت گسترش قلمروهای پژوهشی حوزههای علمیه اظهار کرد: حوزه باید در این مسیر تولید نظریه کند و در عرصههای جدید علمی و فقهی، پاسخگوی نیازهای روز جامعه و جهان اسلام باشد. ما در حدود ۲۰ قلمرو جدید فقهی نیازمند کار و پژوهش هستیم که یکی از این عرصهها، «فقه روابط اجتماعی و روابط میان مسلمانان» است.
مدیر حوزههای علمیه تأکید کرد: مسائل مربوط به روابط میان مسلمانان، تعامل جوامع اسلامی با یکدیگر، نحوه مواجهه با تفاوتهای مذهبی و اجتماعی و همچنین سازوکارهای تقویت همگرایی میان مسلمانان، نیازمند بررسیهای عمیق و نظاممند فقهی و علمی است.
آیتالله اعرافی در پایان خاطرنشان کرد: حوزههای علمیه با ورود جدیتر به این عرصهها، ضمن پاسخگویی به مسائل جدید جهان اسلام، زمینههای نظری و علمی لازم را برای تقویت تقریب مذاهب، شکلگیری امت واحده اسلامی و حرکت جهان اسلام به سوی یک تمدن نوین فراهم کنند.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.