مدخل ورودی در جنوب بیروت در منطقه ای به نام خلده، شاهد اولین مقابله و مقاومت جدی با تجاوز صهیونیستها بود، عده ای از جوانان مذهبی شیعه با اسلحه سبک و با شعار الله اکبر توانستند راه را بر صهیونیست ها ببندند. مقاومت هایی در درون بیروت و حومه جنوبی آن نیز مشاهده شد و برای مدت 42 روز ادامه پیدا کرد، این دوره 42 روزه تجارب زیادی را برای رزمندگان لبنانی در برداشت و نحوه جنگیدن با یک ارتش کلاسیک و نیز سازماندهی و ارتباط با فرماندهی در پشت جبهه را مشخص می کرد. ضاحیه سومین نقطه درگیری اسلام گرایان با صهیونیست ها بعد از خلده و دانشکده علوم بود. پیامد مقاومت لبنان، این بود که اسرائیلی ها مجبور به مذاکره شدند، در نتیجه از طرف رونالد ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا یکی از سیاست مداران آمریکایی به نام « فیلیپ حبیب » که از مسیحیان عرب تبار بود، برای انجام مذاکرات به لبنان اعزام شد.
«الیاس سرکیس» رئیس جمهور وقت لبنان نیز هیئتی 5 نفره تشکیل داد تا به مذاکره با حبیب و صهیونیست ها بپردازد که در این هیئت «نبيه بري » رهبر جنبش امل نیز حضور داشت، پس از مذاکره طرح حبیب مورد قبول واقع شد و به موجب آن مقرر گردید تا آتش بس برقرار شده و مبارزان فلسطینی در سیزده مرحله از 30 مرداد تا 12 شهریور 1391 لبنان را ترک کنند، این توافق اعتراضات گسترده ای را در میان مسلمانان در پی داشت و باعث به وجود آمدن انشعاب در جنبش أمل نیز گردید چرا که اعضای آن به کار «نبيه بري» رهبر جنبش امل اعتراض داشتند.
با اشغال بیروت و جنوب لبنان توسط ارتش صهیونیست ها، تنها دو منطقه شمال و بقاع خارج از منطقه اشغالی قرار گرفتند. شمال لبنان عمدتاً سنی نشین و منطقه بقاع و مرکز آن یعنی شهر بعلبک عمدتاً شیعه نشین است. لذا اسلام گرایان سنی در شهر طرابلس در شمال لبنان مستقر گردیده و به رهبری شیخ سعید شعبان جنبش توحید اسلامی را به وجود آورد، مجموعه های اسلامگرای شیعه نیز در شهر بعلبک مستقر گردیدند، در نیمه دوم خرداد 21/3/1361 اولین گروه از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد دمشق گردیدند تا به تقاضای لبنان برای کمک به آن ها پاسخ گوید
امّا به دلایلی تداوم اعزام این نیروها به لبنان انجام نگرفت لذا پس از سخنرانی امام که ده روز بعد از اعزام اولين نیروها صورت پذیرفت مأموریت نیروهای اعزامی سپاه پاسداران تغییر پیدا کرد و از مشارکت مستقیم در عملیات نظامي به آموزش شیعیان لبنان تبدیل شد.
این نیروها به آموزش شیعیان در بعلبک و شهر هرمل و بسیاری از شهرک ها و روستاهای دشت بقاع پرداختند، با این کار علاوه بر اين که آمادگی نظامی برای رزمندگان لبنانی فراهم نمود، در واقع افکار و دیدگاه های انقلاب اسلامی و امام خمینی را نیز به صورت گسترده ای به آن جا انتقال داد.
سرانجام مجموعه های متفرق اسلام گرایی که در بعلبک گرد هم آمده بودند، علی رغم این واقعیت که هر یک درک خاصی از نحوه برخورد با جامعه و رویدادهای لبنان داشتند با هم ادغام شدند، این مجموعه های متفرق اسلام گرا در دو موضوع اشتراک نظر داشتند و آن اعتقاد به ولایت فقیه و پیروی از امام خمینی و مقابله با رژيم صهيونيستی بود. جوانانی که در بعلبک گرد هم آمده بودند، در این موضوع نیز هم عقیده بودند که احزاب و سازمان های موجود در عرصه لبنانی نمی توانند تئوری های سیاسی و اهداف مورد نظر را تحقق بخشند و آنان باید با بهره گیری از تجارب و موفقیت های انقلاب اسلامی ایران در فکر ایجاد تشکیلاتی جدید برای تحقق بخشیدن به تئوری های اسلامی و اهداف مورد نظر خود باشند. این عوامل باعث گردید تا این نیروهای متفرق، در یک تشکیلات واحد و جدید ادغام شوند.
پس از مذاکرات لازم بین گروه های مذکور، یک کمیته 9 نفره متشکل از روحانیون شیعه لبنانی و شخصیت های وابسته به أمل اسلامی، حزب الدعوه لبنان، کمیته های یاری انقلاب اسلامی و بعضی از شخصیت های مستقل تشکیل گردید.
کمیته 9 نفره مأموریت داشت تا برای این جریان های اسلامی متفرق، یک تشکیلات سیاسی جدید را بر اساس پایبندی به ولایت فقیه و نبرد با رژيم صهيونيستی پی ریزی کند، کميته مذکور پس از چندین ماه فعالیّت، توانست، چارچوب سیاسی مورد نظر را پیریزی کرده به گونه ای که این تشکیلات جدید، فراگیر بوده و همه جناح های اسلام گرای وقت را در بر گیرد.
پس از اتمام مأموریت کمیته 9 نفره یک شورای پنج نفره از میان آنان انتخاب گردید که ریاست تشکیلات جدید را بر عهده گرفت، این شورای جدید، شورای لبنان نامگذاری و اولین جلسه آن در زمستان 1361 برگزار شد این شورا مورد موافقت اسلام گرایان لبنان و حمایت رهبران ایران قرار گرفت لذا نیروهای اسلام گرای لبنان به اعتبار این که این شورا مرجع همه مسلمانان لبنان می باشد به همکاری با آن برخاستند، شورای لبنان شیوه رهبری دسته جمعی و اصل اکثریت آراء در تصمیم گیری ها را در پیش گرفت، فعالیّت این شورا به صورت پنهانی صورت می گرفت؛ چرا که دست اندر کاران تشکیلات جدید از این حقیقت آگاه بودند که ظهور علنی و زود هنگام خصوصاً در اول راه، بهای سنگینی را در پی خواهد داشت به همین خاطر وقایعی که در بقاع روی می داد به عنوان بخشی از فعالیت های سپاه که گروهی از شخصیت های روحانی و غیر روحانی لبنان در آن حضور دارند، تلقی می شد با گذشت زمان گسترش فعالیت های شورای لبنان به تدریج اصطلاح شورا در میان محافل اسلام گرا مشهور گردید، نکته مهم دیگر پیوستن شیعیانی که عضو گروه های فلسطینی بودند به تشکیلات جدید بود، آنها با شور و حماسه زیادی به صفوف این تشکیلات پیوستند و در فاصله زمانی نسبتاً کوتاه به رهبران نظامی و امنیتی آن تبدیل شدند، همزمان با گسترش عملیات مقاومت علیه اشغال گران توسط شورای لبنان شعار های حاوی عبارت حزب الله در لبنان ظهور یافت و سرانجام این که شورای لبنان در اردیبهشت 1363 تصمیم گرفت نام ثابتی برای تشکیلات خود انتخاب کند و بیانیه های خود را با آن نام صادر کند لذا نام حزب الله انقلاب اسلامی در لبنان را انتخاب و دفتر سیاسی حزب را راه اندازی کرده و طی بیانیهای رسمی ایدئولوژی و استراتژی خود مبنی بر مقابله با اسرائیل را رسما اعلام کرد.
اولین کنگره سراسری حزبالله در تهران تشکیل و شیخ صبحی طفیلی به عنوان دبیرکل انتخاب شد؛ ولی به دلیل اختلافات متعدد، دو سال بعد سید عباس موسوی به عنوان دبیرکل جدید این حزب انتخاب شد. سید عباس موسوی کمتر از یک سال بعد توسط رژیم صهیونیستی ترور شد و شورای حزبالله، سید حسن نصرالله را به عنوان دبیرکل حزب تعیین کرد.
این حزب در ابتدا با عملیاتهای استشهادی و سپس توسط موشکهای کاتیوشا و جنگهای چریکی، به مقابله با اسرائیل پرداخت. حزبالله پس از عملیاتهای مختلف توانست در سال ۲۰۰۰م موجب خروج اسرائیل از لبنان شود. در سال ۲۰۰۶م نیز جنگ ۳۳روزه مهمترین جنگ میان اسرائیل و حزبالله در گرفت که هدف آن نابودی حزبالله بود؛ ولی پس از ۳۳ روز با توافق میان دو طرف پایان یافت. حزبالله در موارد متعدد توانسته است اسرائیل را مجبور به آزاد کردن اسیران لبنانی و غیر لبنانی کند.
حزبالله در کنار فعالیتهای نظامی، به فعالیتهای مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز دست زد و رسانههای مختلف همچون تلویزیون المنار، رادیو النور، پایگاه اینترنتی قاوم، جنوب لبنان و واحد ارتباطات رسانهای حزبالله را تأسیس کرد.
حزبالله با ایجاد مؤسسات مختلف کوشیده است در عرصه خدمترسانی به مردم لبنان نیز حضور داشته باشد. برخی از این اقدامات عبارتند از:
ایجاد مؤسسه جهاد سازندگی؛ وظیفه این مؤسسه بازسازی خرابیهای ناشی از تجاوزات اسرائیل و ویرانیهای ناشی از بلایای طبیعی است.
جمع آوری زبالههای شهری حومه جنوب بیروت در سالهای ۱۹۸۸ میلادی تا ۱۹۹۱ میلادی
تأمین آب آشامیدنی حاشیهٔ جنوبی بیروت
فعالیتهای کشاورزی
توجه به امور بهداشتی و درمانی با احداث جمعیت اسلامی بهداشت و مراکز درمانی و بیمارستانی متعدد
فعالیتهای آموزشی و ارائه خدمات کمک آموزشی به دانشآموزان
تأسیس بنیاد شهید در جهت ارائه خدمات متنوع به خانوادههای شهدا
تأسیس کمیته امداد خیریه اسلامی در جهت حمایت از محرومان
جایگاه سیاسی
در سال ۲۰۰۵ همزمان با ترور حریری التهاب گسترده ای در عرصه سیاسی لبنان پدید آمد که نتیجه آن دسته بندی های جدید دو قطبی فراتر از الگوهای مذهبی سابق در کشور بود. این تغییرات در نوع خود بی سابقه بود. گروه ۸ مارس درپی گردهمایی سال ۲۰۰۵ حزبالله در بیروت و بدنبال مخالفت با خلع سلاح این گروه مقاومت اسلامی، حمایت از سوریه و مقاومت در برابر اسرائیل، شکل گرفت. جبهه متحدی که برگرفته از حزبالله ، حزب امل و حزب مسیحی آزاد بود و بعدها جریان های دیگری نیز به آن اضافه شدند. همزمان با این ترور و با کمک کشورهایی چون آمریکا، فرانسه، عربستان سعودی و مصر، جریانی با نام ۱۴ مارس در درون لبنان شکل گرفت که خواستار خروج سوریه از لبنان و خلع سلاح مقاومت شد.
البته در طی این سالها این دستهبندیها تا حدودی تغییر کرده است اما به طور کلی میتوان گفت که جریان المستقبل(سنی)، حزب الکتائب و نیروهای لبنانی(مسیحی) و جریان سوسیالیست ترقی خواه لبنان(دروزی) اصلیترین گروههای طرفدار جریان ۱۴ مارس و جنبش اَمَل و حزبالله لبنان(شیعی)، جریان آزاد ملی لبنان (مسیحی)، جماعت اسلامی لبنان و جنبش توحید اسلامی(اهل تسنن) و حزب دموکرات لبنان (دروزی) عضو ۸ مارس هستند.
حزبالله برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ در انتخابات لبنان شرکت جست و ۱۲ کرسی کسب کرد. در سال ۱۹۹۶، ۱۰ کرسی و در سال ۲۰۰۰، ۸ کرسی از ۱۲۸ کرسی مجلس لبنان را به دست آورد و در انتخابات عمومی سال ۲۰۰۵ در سطح کشور به تنهایی ۱۴ کرسی و در جنوب لبنان تمام ۲۳ کرسی را در ائتلاف با جنبش امل کسب نمود و برای اولین بار محمد فنیش را به عنوان وزیر آب و انرژی به کابینه فرستاد.
]]>
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.