مطلب روز

معرفی کتاب «استاد فکر»

  • نشان کردن

نیاز به استاد فکر؛ استاد فکر برای جوان امروز، نه یک مرجع تقلید صرف، که مربی انسانیت و استاد روش است. او به جوان می آموزد که چگونه از انبار انباشته اطلاعات خود، بهره برداری کند و ذهنی پویا و نقاد داشته باشد. در عصری که «حافظه ها» به سادگی در اختیار همگان است، تنها کسی به پیشرفت و سعادت دست می یابد که پردازگر قوی ای داشته باشد. استاد فکر، این پردازگر را در جوان می سازد و او را از خسرانِ تفکرِ بدونِ فکر رهایی می بخشد تا به قول قرآن، از ظلمات به نور هدایت شود و با بصیرتی نافذ، راه حق را از باطل بازشناسد.

در روزگاری که هر گوشی هوشمند، یک کتابخانه سیار و هر شبکه اجتماعی، میدان نبردی از ایده‎های متضاد است، جوان امروزی بیش از هر نسلی با انفجار اطلاعات و تزاحم آرا مواجه است. در چنین وضعیتی، صرف دانش اندوزی نه تنها کافی نیست، که گاهی خود به آفت بدل میشود؛ زیرا علم بدون تفکر، همچون شمشیری در دست دیوانه است که میتواند بنیانها را ویران کند. اینجاست که پرسش از «نیاز به استاد فکر» به حیاتی ترین سؤال یک جوان اهل فکر و مطالعه تبدیل میشود. کتاب «ویژگی‎ها و بایسته های استاد فکر» از جمله کتاب های چاپ شده مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات است.این کتاب ، به ویژه در پیش‎گفتار به قلم استاد محمدرضا عابدینی، پاسخی دقیق و عالمانه به این ضرورت می دهد.

نخستین و مهمترین نیازی که استاد عابدینی بر آن انگشت می گذارد، پرهیز از سرگشتگی در بحر آراء است. جوان امروزی در فضای مجازی و دانشگاه، با دهها مکتب، ایده و نظریه مواجه میشود که هریک با زبانی شیوا، خود را یگانه راه نجات معرفی میکنند. تشخیص سره از ناسره در این میدان، کاری مجتهدانه و فراتر از توان یک ذهن تازهکار است. استاد عابدینی تأکید میکند که رجوع به یک متفکر محوری که دارای نظام فکری منسجم و جامع است، نه برای تقلید کورکورانه، بلکه برای دستیابی به یک قطب نمای معرفتی ضروری است. همانگونه که در نجوم برای حرکت در آسمان پهناور، به یک ستاره قطبی نیاز داریم، در فضای پرابهام اندیشه نیز برای جهت گیری صحیح، نیازمند استاد فکری هستیم که افقها را به ما بنمایاند. این نیاز، با حفظ استقلال فکری و نشاط علمی جوان، ناسازگار نیست؛ بلکه برعکس، پس از استوار شدن بر منظومه فکری یک استاد راهبر است که میتوان با اطمینان، به نقد و بررسی دیگر آرا پرداخت و به قول استاد عابدینی، دیگر متفکران را در یک نظام کلنگر نسبت‌یابی کرد.

نیاز دوم، ناظر به مقوله «شبهه» است. جوان امروز در معرض شبهات فکری، اعتقادی و فرهنگی قرار دارد که با لباسی نو و روشهایی مدرن، بنیادهای ایمان و یقین را نشانه رفته اند. مقام معظم رهبری در این کتاب فرمودند: «العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس» (کسی که زمانه خود را بشناسد، شبهات بر او هجوم نمی آورند). استاد عابدینی این نکته را به الگوی «هرم عالمان دینی» پیوند میزند. در این الگو، استاد فکر، نه یک عالِمِ مروّج صرف که صرفاً سخن را به زیور بیان میآراید، بلکه یک متفکر نظام ساز یا شارحِ تواناست که میتواند در مواجهه با شبهات مستحدثه، تحلیلی ریشه‎ای و برآمده از ژرفای نظام اندیشه اسلامی ارائه دهد. بدون چنین راهنمایی، جوان در بهترین حالت، به شبهه پژوهی سطحی دچار میشود؛ یعنی صرفاً در پی پاسخهای موردی برای شبهات میرود، بی‎آنکه به منطق حاکم بر دین و هندسه معرفتی آن دست یابد. اما استاد فکر، به او می‎آموزد که چگونه خود به سرچشمه ها برود و از آنجا، پاسخ مسائل نوپدید را استنباط کند.

سومین نیاز، به بُعد عملی و اسوه بودن استاد فکر بازمی گردد. کتاب به صراحت بیان میکند که استاد فکر، تنها نظریه پرداز نیست، بلکه مجسمه تفکر و اسوه عمل است. جوان امروز که در فضایی مملو از ریا، تناقض و دورویی زیست می کند، تشنه الگوهایی است که بتواند میان گفتار و کردار آنها پیوستگی ببیند. تجربه شاگردان علامه طباطبایی که در این کتاب روایت شده، نشان می دهد که خودِ وجود و سلوک این استادان، چه تأثیر ژرفی در تربیت روحی و فکری آنان داشته است. استاد عابدینی با اشاره به لایه های سه گانه عالمان (نظام ساز، شارح و مروج)، این نکته را روشن میکند که در مسیر رشد، عبور از مرحله ترویج عمومی به فهم شارحانه و در نهایت، دستیابی به نگاه نظام ساز، جز با شاگردی در مکتب یک استاد فکر ممکن نیست. این، فراتر از انتقال دانش، نوعی انتقال عقلانیت و حکمت و الگوسازی برای زندگی توحیدی است.

در نهایت، استاد فکر برای جوان امروز، نه یک مرجع تقلید صرف، که مربی انسانیت و استاد روش است. او به جوان می آموزد که چگونه از انبار انباشته اطلاعات خود، بهره برداری کند و ذهنی پویا و نقاد داشته باشد. در عصری که «حافظه ها» به سادگی در اختیار همگان است، تنها کسی به پیشرفت و سعادت دست می یابد که پردازگر قوی ای داشته باشد. استاد فکر، این پردازگر را در جوان می سازد و او را از خسرانِ تفکرِ بدونِ فکر رهایی می بخشد تا به قول قرآن، از ظلمات به نور هدایت شود و با بصیرتی نافذ، راه حق را از باطل بازشناسد.

گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

حداقل ۵ کاراکتر؛ دیدگاه پس از بررسی نمایش داده می‌شود.

هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.