مطلب روز

شهادت امام جواد علیه السلام

  • نشان کردن

مهمترین مناظره ای که از امام درتاریخ گزارش شده است واز نظر علمی واخلاقی وفضایل انسانی بسیار مورد توجه است مناظره امام با قاضی درباری عباسیان است که این مناظره به درخواست مامون و با حضور عباسيان و خود مأمون,انجام گرفت ؛ مناظره از سوی یحیی با طرح سئوالی برگزار گردید ؛ يحيي بن اكثم از حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ درباره احکام حج سئوالاتی پرسيد وحضرت جوابهای خیره کننده به آنان داد وآنان را درحیرت وشگفتی فروبرد.

شهادت امام جواد علیه السلاممرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات (حوزه‌های علمیه)امام محمد تقی، جواد الائمه فرزند امام رضا (ـ عليهما السّلام ـ) که ایرانیان دلباخته ی حرم او در خطه خراسان اند؛ در دهم ماه رجب سال 195 هـ.ق در شهر مدينه ديده به جهان گشود[1].

«امام جواد ـ عليه السّلام ـ پيشواي نهم شيعيان در سال 203 ‍ ه.ق؛ پس از شهادت پدر بزرگوارش امام رضا ـ عليه السّلام ـ در سن هشت سالگي، به تصريح پيشوايان و با تعيين امام رضا ـ عليه السّلام ـ عهده‏دار منصب امامت و خلافت خدا در زمين شد.

بيشتر عمر 25 ساله حضرت يعني 17 سال دوران امامت او با زمامداري مأمون (218- 203) و معتصم (220- 218) مصادف بود»1

از آنجا كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ در سن كودكي به امامت رسيد بعضي از شيعيان, در امامت آن جناب دچار دو دلی وتردید بودند تا آنكه علما و دانشمندان و بزرگان شيعه از اطراف عالم متوجه حج گرديدند و بعد از مناسك حج به خدمت آن حضرت شرفياب شده و از مشاهده فضائل و معجزات و كرامات ايشان به امامت آن حضرت اعتراف نموده و رنگ شبهه از آيينه خاطرات خود زدودند، در اينجا به برخي از فضائل و كرامات آن حضرت اشاره مي‏كنيم.

فضائل امام جواد ـ عليه السّلام ـ را مي‏توان به دو دسته تقسيم كرد: 1. فضائل علمي 2. فضائل اخلاقي

برتری های علمی امام با همه   که از سوی حاکمان ونویسندگان درباری درحق اهل بیت وجود داشته چونان نور خورشید نتوانستند پوشیده دارند بلکه برخی از ابعاد آنرا حتی دشمنان اهل بیت ثبت وگزارش نمودند که به برخی از آن ها اشاره می گردد:

  1. فضائل علمي :

 امام جواد ـ عليه السّلام ـ از دو جهت به مناظرات علمي كشانده مي‏شد.

نخست: از طرف شيعيان خود كه با توجه به سن كم آن حضرت مي‏خواستند علم الهي را دريابند.

دوم: از طرف حكومت، به ويژه مأمون و معتصم، دو خليفه معاصر آن حضرت. خلفا مي‏كوشيدند با تشكيل مناظره، شيعيان را رو در روي برخي از دانشمندان بنام آن زمان قرار دهند تا شايد در پاسخ برخي از پرسشها درمانده شوند و شيعيان از اين رهگذر, در اعتقاد خود (وجود علم الهي نزد ائمه اهل بيت عليهم السلام) دچار مشكل شده و از پيروي آنها دست بردارند ولي در همه اين بحثها و مناظرات علمي, حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ با پاسخهاي قاطع و روشنگر, اعتقاد و اطمينان كامل شيعيان به امامت آن حضرت را تثبيت كرد و ابرهاي تيره ابهام و شبهه را از فضاي فكر و ذهن آنان كنار زد و خورشيد حقيقت را آشكار ساخت.

  1. مناظره با يحيي بن اكثم[2].

مهمترین مناظره ای که از امام درتاریخ گزارش شده است واز نظر علمی واخلاقی وفضایل انسانی بسیار مورد توجه است مناظره امام با قاضی درباری عباسیان است که این مناظره به درخواست مامون و با حضور عباسيان و خود مأمون,انجام گرفت ؛ مناظره از سوی یحیی با طرح سئوالی برگزار گردید ؛  يحيي بن اكثم از حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ درباره احکام حج سئوالاتی پرسيد وحضرت جوابهای خیره کننده به آنان داد وآنان را درحیرت وشگفتی فروبرد:

یحیی پرسید: مُحرِمي كه حيواني را كشته, وظيفه‏اش چيست؟ امام در جواب از وي پرسيد:

«آيا فرد مُحرِم, صيد را در حرم كشته يا بيرون از آن؟ آيا مُحرِم جاهل به حكم بوده يا عالم به حكم؟ آيا عمداً آن را كشته يا به خطا؟ آيا مُحرِم آزاد بوده يا برده؟ آيا بالغ بوده يا نابالغ؟ هنگام رفتن به مكه آن را كشته يا در موقع بازگشت؟ صيد از پرندگان بوده يا غير از آن؟ صيد كوچك بوده يا بزرگ؟ مُحرِم اصرار بر عمل خود دارد يا از كرده خود پشيمان است؟ در شب صيد را كشته يا در روز؟ مُحرِم در حال عمره بوده يا حج؟»[3]

با اين فروضي كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ براي مسأله طرح كرد, يحيي حيرت زده و درمانده شد تا جايي كه همه حضار از رنگ باختن چهره‏اش شكست او را به وضوح دريافتند. آنگاه امام از يحيي بن اكثم پرسيد: مرا از مردي خبر بده كه زني در اوايل صبح بر او حرام بود, روز كه بالا آمد آن زن بر وي حلال شد و در هنگام ظهر دوباره بر او حرام گرديد و در موقع عصر حلال شد و در موقع عشاء حلال و در نيمه شب باز بر او حرام و در هنگام طلوع آفتاب حلال شد؛ مسأله اين زن چيست؟ و چگونه بر او حلال و حرام مي‏شود؟ - يحيي گفت: به خدا سوگند كه من جواب اين مسأله را نمي‏دانم شما بفرماييد تا ياد بگيرم.

حضرت فرمود: اين زن كنيز شخص ديگري بوده كه بر اين مرد حرام بود, روز كه بالا آمد كنيز را از صاحبش خريداري كرد و حلال شد. ظهر او را آزاد كرد و بدين جهت بر او حرام شد. عصر با او ازدواج كرد و حلال شد. هنگام غروب او را ظهار[4] كرد و در نتيجه بر او حرام شد و در وقت عشاء كفاره ظهار داد و دوباره بر وي حلال شد, نيمه شب او را طلاق داد و به اين علت حرام شد؛ صبح رجوع كرد و دوباره بر او حلال شد.

مأمون بار ديگر در مقابل دانش امام اظهار شگفتي كرد و گفت: كمي سن مانع از كمال عقل براي اين خاندان نمي‏شود.»[5] اعترافی که مامون درباره امام جواد ومنزلت علمی حضرت داشت در حقیقت اعتراف به حقانیت حاکمیت اهل بیت بود چون مامون دردوره امامت امام رضا نیز از این مجالس برگزار وبه برتری امام عملا اعتراف کرد؛

  1. فضائل اخلاقي :

از ميان القاب امام جواد عليه اسلام دو لقب «التقي و الجواد» مشهورترين القاب است كه اين خود دليل بر اين است كه آن حضرت در دوران نوجواني و دوران پذيرش مسئوليت امامت و جوان بودن در هنگام شهادت, به صفت پارسايي آراسته بوده و خدمت‏رساني و سخاوتمندي نسبت به مردم و اطرافيان كار هميشگي او بوده است.

كارنامه امام در سه سال حاضر نبودن پدر در مدينه و ارجاع امور ديني و اجتماعي و خانوادگي توسط امام هشتم به وي, گواه كارداني و جامعيت و فضيلت امام نهم مي‏باشد.

«امام هشتم به آن حضرت توصيه كرد ورود و خروج تو از درب بزرگ باشد, به همراه خود طلا و نقره داشته باش و كمتر از پنجاه دينار به عموهاي خود عطا نكن، انفاق كن و از فقر هراسناك مباش كه قدرت الهي با تو است و امام جواد ـ عليه السّلام ـ طبق توصيه پدر بزرگوارش عمل مي‏كرد.»[6]

بهره‎گيري از فرصت براي رفع مشكلات مردم و گره‏گشايي ازكار آنان از مسلمات سيره امام جواد ـ عليه السّلام ـ است.

« مردي از اهالي سجستان خراسان در سفر حج به محضر امام رسيد و از بدهي خود در ديوان والي شهر خود صحبت كرد و اعلام داشت كه والي سرزمين ما, شما خاندان پيامبر را دوست دارد, با نامه‏اي از وي بخواهيد در خراج (ماليات) به من احسان نمايد حضرت كاغذي گرفت و مكتوب نمود «رساننده نامه مدعي است شما عقيده شايسته‏اي داريد, پس به وي احسان‎نما» با ورود به سجستان، والي به دليل اطلاع از نامه امام به استقبال وي آمد و پس از پرسش از مشكل او, ماليات را بخشيد و كمك مناسبي نيز به او كرد.»[7] باتوجه به این گزارشها توصیه شده هرکس مشکل مادی دارد برای رفع آن از توسل به ساحت قدسی جواد الائمه غافل نباشد ؛ بارها تجربه شده است که حضرت در حل این مشکلات در درگاه ربوبی جایگاه ویژه دارند .

3- شمه ای از كرامات

کرامات اهل بیت دارای ابعاد وسیع است؛ علوم الهی واخلاق عملی وسیره آنان همواره بیان گر گوشه ای از کرامات آنان است ؛ اگرچه زندگی در حصر وشرایط خاص که حاکمان جور برای آنان ایجاد کردند مانع از ضبط وثبت حقایق بی شماری درباره آنان شده است ؛ اما به هرروی فضایل آنان به حدی برجسته بوده است که دشمنان هم نتوانستند پنهان کنند لذا گوشه هایی از آنرا بیان کرده اند. گزیده ای از کرامات حضرت دراینجا بازگو می شود:

1. «هنگامي كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ با ام الفضل همسر خود از بغداد به مدينه مراجعت مي‏فرمود در كوفه به خانه مسيّب رسيد و آن هنگام غروب آفتاب بود پس حضرت داخل مسجد شد و در صحن مسجد درخت سدري بود كه ميوه نمي‏داد, حضرت كوزه آبي طلبيد و در زير آن درخت وضو گرفت و نماز مغرب را به صورت جماعت به جا آورد كه در ركعت اول بعد از حمد سورة نصر و در ركعت دوم توحيد را خواند و پيش از ركوع قنوت را خواند. پس ركعت سوم را به جا آورد و تشهد و سلام گفت و از نماز فارغ شد و .... سپس وقتي كه مردم كنار درخت آمدند و ديدند كه ميوه بسيار خوبي دارد تعجب كردند و از سدر آن خوردند, ديدند كه شيرين است و دانه ندارد, سپس مردم با آن حضرت وداع كردند و ايشان به مدينه تشريف بردند.»[8]

2. از حسين مكاري نقل شده كه گفت زمانيكه امام محمد تقي ــ عليه السّلام ــ در بغداد بود وارد بغداد شدم, ديدم كه حضرت نزد خليفه در نهايت جلالت است با خودم گفتم كه حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ با اين مقام و مرتبه‏اي كه اينجا دارد و از حيث جلال و طعامهاي لذيذي كه در اختيار دارد, ديگر به مدينه بر نخواهد گشت, همين كه اين خيال در خاطر من گذشت ديدم آنجناب سر به زير افكند, سپس سر بلند كرد در حالي كه رنگ مباركش زرد شده بود فرمود: اي حسين نان جو با نمك نيم‏كوب در حرم رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نزد من  بهتر است از آنچه كه در اينجا مشاهده مي‏كني»[9]

3. «از اسماعيل بن عباس هاشمي نقل شده كه گفت: روز عيدي خدمت حضرت جواد ـ عليه السّلام ـ رفتم و از تنگي معاش خود نزد حضرت شكايت كردم, آن حضرت از محل نماز خود يك مشت خاك برداشت, خاك به بركت دست آن حضرت پاره ‏طلايي گداخته شد پس آن را به من عطا كرد و من به بازار بردم كه 16 مثقال بود.»[10]

4- شهادت

شهادت آن بزرگوار در سال 220 هـ.ق واقع شده است و سن ايشان 25 سال بوده است.[11] امام جواد جوان ترین امام شهید است که به دست عباسیان به شهادت رسید ؛ قول مشهور در ارتباط با شهادت  اين امام بزرگوار اين است كه ايشان توسط معتصم خليفه عباسي مسموم شده و به شهادت رسيده اند. ابن شهر آشوب مي نويسد: «امام جواد ـ عليه السّلام ـ در آخر ذي القعده در بغداد مسموم شد»[12] ابن فتال نيشابوري مي نويسد: «امام جواد ـ عليه السّلام ـ در آخر ذي القعده به واسطه سم به شهادت رسيد»[13] سيد محمد كاظم قزويني مي نويسد: «چيزي كه واضح است و شكي در آن نيست اين است كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ به مرگ طبيعي از دنيا نرفته است. هيچ يك از مورخين نگفته اند كه امام به واسطه مرضي يا دردي از دنيا رفته است. بلكه قول صحيح آن است كه بگوئيم: مورخين و محدثين (جزبرخی) اتفاق بر اين دارند كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ را معتصم مسموم كرد.[14]

مسعودي مي نويسد: «هنگامي كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ به عراق (بغداد) آمد معتصم و جعفر (پسر مأمون) در فكر كشتن امام جواد ـ عليه السّلام ـ بودند، جعفر خواهرش ام الفضل را وسيله اجراي نيرنگ خود قرار داد، زيرا مي دانست كه ام الفضل، با اينكه علاقه شديدي به امام جواد داشته، از آن حضرت روي گردانده است. زيرا ام الفضل داراي فرزند نشد ولي سمانه (همسر ديگر امام) داراي فرزند گرديد. بر همين اساس ام الفضل جواب مثبت به برادرش جعفر داد و آنها مقداري زهر در درون انگور رازقي نمودند. امام جواد ـ عليه السّلام ـ انگور رازقي را دوست مي داشت وقتي آن حضرت از آن انگور خورد مسموم گرديد...»[15]. طبري نيز مي نويسد: «سبب وفات امام جواد ـ عليه السّلام ـ اين بود كه ام الفضل دختر مأمون وقتي ديد خداوند از همسر ديگري فرزندي به امام جواد ـ عليه السّلام ـ داده است با سمي كه در دانه هاي انگور وارد كرد امام ـ عليه السّلام ـ را به شهادت رساند.[16]» مرحوم مجلسي نقل كرده شهادت آن حضرت به واسطه سعايت ابي داود، قاضي وقت در نزد خليفه و با دست كاتب معتصم انجام گرفته است.[17] در اين روايت نيز شهادت آن حضرت را به واسطه سمّي مي داند كه كاتب معتصم به امام جواد ـ عليه السّلام ـ داده است. شیخ مفید به نقل از اسماعيل بن مهران روايت مي كند كه گفت: هنگامي كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ بار اول (دوران مأمون) از مدينه به بغداد آمد، به آن حضرت عرض كردم: فدايت گردم من در مورد شما در اين سفري كه در پيش داريد ترس دارم (مي ترسم شما را بكشند) بعد از شما چه كسي عهده دار امامت مي شود؟ آن حضرت فرمود: آنچه را گمان مي كني در اين سال رخ نمي دهد. هنگامي كه معتصم در سال 220 هـ.ق آن حضرت را از مدينه به بغداد طلبيد، باز به محضرش رفتم و عرض كردم: فدايت گردم، شما از مدينه مي رويد، امام بعد از شما كيست؟ آن حضرت گريست سپس فرمود: در اين سال بر من نگران باش امامت بعد از من از آن پسرم علي (امام هادي ـ عليه السّلام ـ) است.[18]

علاوه بر اينكه حديثي هم از ائمه شيعه روايت شده كه قول مشهور را تأييد مي كند. در حديثي امام حسن ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: «ما منّا الّا مسموم او مقتول»[19] هيچ يك از ما ائمه نيست مگر اينكه يا مسموم مي شويم و يا (با غير سم) كشته مي شويم.

بعد از شهادت امام جواد ـ عليه السّلام ـ فرزندشان امام هادي ـ عليه السّلام ـ به تغسيل و تكفين و نماز بر ايشان پرداخت.[20] و هر چند معتصم خواستار اين بود كه امام جواد ـ عليه السّلام ـ مخفيانه دفن شود و كسي در تشييع جنازه ايشان حاضر نشود، ليكن شيعيان به اين امر آگاه شدند، از منازل خويش خارج شدند و حدود 12000 نفر آن حضرت را تشييع كردند و به خاك سپردند.[21]»

رمق نمانده دگر در تني كه من دارم         زجور همسر نا ايمني كه من دارم
براي مرد بود خانه مأمنش ليكن              نه جاي امن بود مسكني كه من دارم
گل رياض خليلم ولي به عكس خليل       شراره خيز بود گلشني كه من دارم
چنان كسيكه ورا اندر استين ماراست        درون خانه بود دشمني كه من دارم
به پاكدامنيم حق بود گواه ولي               زخون دل شده تر دامني كه من دارم
ززهر دختر مأمون چنان روانم وسخت       كه غير پوست نماند از تني كه من دارم
نواي العطشم بر فلك رسد اما                در او اثر نكند شيوني كه من دارم
مسلم است كه داد مرا ازاو گيرد              خداي دادگر ذوالمني كه من دارم
مقيم درگه قدس رضا مؤيد گفت             كه جاي أمن بود مأمني كه من دارم[22]

 


[1] . عبدالرزاق موسوي مقرم، وفاة الامام الجواد(ع)، قم، انتشارات الشريف الرضي، چاپ اول، 1412ق، ص7.

1. يحيي يكي از دانشمندان نامدار زمان مأمون, خليفه عباسي, بود كه شهرت علمي او در رشته‏هاي گوناگون علوم آن زمان زبان ‏زد خاص و عام بود.

2. شيخ مفيد, الارشاد, كنگره جهاني شيخ مفيد, چاپ اول 1413 ه‍،

 ج 2 ص 283.

3. ظهار, عبارت از اين است كه مردي به زن خود بگويد: پشت تو براي من مانند پشت مادرم يا خواهرم يا دخترم است, در اين صورت بايد كفاره ظهار بدهد تا همسرش مجدداً بر او حلال گردد.

1. فضل بن حسن طبرسي, إعلام الوري, دارالكتب الاسلاميه، قم، چاپ سوم، ص 353.

3. محمد بن يعقوب كليني, الكافي, دارالكتب الاسلاميه، تهران، چاپ چهارم 1365 ه‍، ج4، ص43.

1. محمد بن يعقوب كليني, الكافي, دارالكتب الاسلاميه تهران چاپ چهارم 1365 هـ،‍ ج 5، ص 111.

2. علي بن عيسي إربلي, كشف النعمه, مكتبه بني هاشمي، تبريز 1381 ه‍ ش، ج2، ص 357.

3. قطب‏الدين راوندي, الخرائج و الجرائح, مؤسسه امام مهدي قم، چاپ اول 1409 ق، ج 1، ص 383.

4. قطب‏الدين راوندي, الخرائج و الجرائح, مؤسسه امام مهدي قم، چاپ اول 1409 ق، ج 1، ص 383.

[11] . شيخ مفيد، الإرشاد، قم، نشر الموتمر العالمي لالفيه الشيخ المفيد، 1413ق، ج2، ص273.

[12] . محمد بن علي بن شهر آشوب، مناقب آل ابيطالب، قم، علامه، بي تا، ج 4، ص 382.

[13] . محمد بن فتال نيشابوري، روضة الواعظين، قم، منشورات الرضي، بي تا، ج 1، ص 243.

[14] . قزويني، سيد محمد كاظم، الامام الجواد من المهد الي اللحد، تهران، مؤسسه الرساله، چاپ اول، 1414ق، ص399.

[15] . علي بن حسين بن علي المسعودي، اثبات الوصيه، بيروت، دارالاضواء، چاپ دوم، 1409ق، ص242ـ241.

[16] . محمد بن جرير بن رستم طبرسي، دلائل الامامه، قم، منشورات الرضي، 1363، ص 209.

[17] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج50، ص5.

[18] . همان، ص298.

[19] . بحارالانوار، همان، ج 27، ص 217.

[20] . الامام الجواد من المهد الي اللحد، همان، ص405.

[21] . همان، ص407.

[22] . شاعرسيد رضا مؤيد

]]>
امیر علی حسنلو
گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.