مدیریت توانمند فکری و علمی امام هادی
امام هادی علیهالسلام در دوره خطیر خود که از لحاظ علمی که برای آینده جهان اسلام اهمیت خاص داشت، باید به گونهای بنیانهای علمی مکتب اهل بیت علیهمالسلام را سازماندهی میکرد که تا قرنهای آینده این بنیانگذاری نیازهای فکری و سیاسی را پاسخ دهد. از این رو امام هادی علیهالسلام آیندهای بسیار دور را مدنظر داشت و از نظر فکری و سیاسی برای صیانت و استمرار امامت، مدبرانه، برنامه ریزی کرد.
اوضاع فرهنگی زمانه امام هادی علیه السلام
وضع فرهنگی تابع وضع سیاسی است. سیاستمداران یک جامعه هر روشی را به کار بگیرند، این روش در وضع فرهنگ تأثیر دارد. «الناس علی دین ملوکهم» مردم به دین حاکمان خود میروند و از آن استقبال و تقلید میکنند. گفتهها و کارها و نوع زندگی سیاست مداران در فرهنگ تأثیر دارد لذا وضع فرهنگی تابعی از وضع سیاسی است.
وضع فرهنگی جهان اسلام در دوره زندگی امام هادی به گونهای بود که مردم گرفتار اندیشههای التقاطی و منحرف نوظهور بودند. فرقههای بهائییت و شیطان پرستی و ... که ما الآن شاهد هستیم، آن دوران نیز با اسم دیگر وجود داشت. لذا اگر چراغ پرنوری در این گردابها و امواج شبهات نباشد، مردم گمراه میشوند.
ائمه با همه حد و حصری که داشتند، چراغ هدایتگری مردم بودند و نور هدایت و امامت آنها مردم را جذب میکرد. امام هادی علیه السلام که به سامرا منتقل شد، مردم سامرا شناختی نسبت به ایشان نداشتند و عده کمی از شیعیان آنجا بودند که ایشان را میشناختند. بقیه مردم، حتی سربازان نظامی عباسیان که مسلمان نیز نبودند با دیدن رفتار امام، جذب ایشان میشدند.
نور امامت اینگونه است که جذب میکند و لو آنها را به جای غریب ببرند. مثلا امام رضا علیه السلام را که به ایران آوردند ایشان هم غریب بود، ولی شما ببینید ایشان چه شعاع نوری ایجاد کرد و چقدر به بحث تشیع در ایران کمک کرد.
امام هادی علیه السلام نیز با حضور کم و محدودیتهایی که داشت ولی پرفروغ بود و همه دلها را جذب کرد.
اوضاع اجتماعی و سیاسی دوره امام هادی علیه السلام
بعد از دوران امام رضا علیه السلام و مرگ مأمون عباسی، سختگیریهای حکومت عباسی نسبت به امامان بیشتر شود. ما میبینیم که پس از امام رضا علیه السلام، سه امام دیگر یعنی امام جواد و امام هادی و امام عسکری علیهمالسلام در حصار بودند و در پادگانهای نظامی عباسیان زندگی میکردند.
هر چه حکومت عباسیان از دوران استقرار و ثبات آن فاصله میگرفت، از نظر سیاسی اقتدار آنها کاهش مییافت. این تنزل قدرت و حاکمیت، از علل مختلف ناشی میشد که از جمله آنها نارضایتی اجتماعی و گسترش قیامهای علویان و مفاسد هیأت حاکمه و شیوع فساد در اجتماع از سوی درباریان بود.
نفوذ عناصر ناشایست در هرم قدرت و حاکمیت از جمله عوامل کاهش اقتدار سیاسی سلاطین عباسی بود. عباسیان در آغاز کار خود برای سرکوب امویان و به دست آوردن منزلت اجتماعی شعار «الرضا من آل محمد» را سرلوحه برنامه های سیاسی خود قرار دادند، اما پس از قدرت یافتن با کشتار علویان از این شعار فاصله گرفتند. بسیاری از سادات حسنی و زیدی را به شهادت رساندند.
مدیریت شایسته عناصر و خاندانهای اصیل ایرانی در تشکیلات حکومتی عباسیان غیر قابل انکار است.
دشمنی برخی سلاطین عباسی مثل متوکل با خاندان امامت و علویان تا حدی بود که امنیت مالی و جانی آنان در مخاطره بود. از این رو، امام هادی علیه السلام با توجه به این اختناق و نبود امنیت برای صیانت از جان و مال پیروان اهل بیت علیهم السلام، فعالیتهای کاملاً سری و پنهانی داشت.
امام هادی علیه السلام قبل از اینکه توسط مأموران عباسی به سامرا احضار شود، در مدینه سکونت داشت که مرکز علمی و فقهی بزرگ جهان اسلام شمرده میشد. فعالیتهای علمی مناسب با جو علمی مدینه برقرار بود. به طوری که وقتی امام از مدینه به سامرا میآمد، مردم مدینه شیون و زاری میکردند. براساس اظهار شیخ مفید، امام مدت ده سال آخر دوره امامت را در سامرا سکونت اجباری و تحت نظر داشت.
اختناق شدید سیاسی و شیوع شبهات فکری دو پدیده مهم دوره امام هادی
اختناق شدید سیاسی و شیوع شبهات فکری و عقیدتی دو پدیده مهم دوره امام هادی علیه السلام بود که اگر مواضع و تدابیر امام نبود، اساس فکری مکتب اسلام و عقاید بنیانی آن مثل توحید گرفتار آشفتگی و در معرض تهدید جدی واقع میشد.
اختناق شدید سیاسی از سوی حاکمان، دسترسی به امام را برای مردم مشکل کرده بود. از این رو، عدم حضور امام در جامعه، مشکلات بزرگ عقیدتی را در پیداشت که به بروز فرقههای مختلف مذهبی و کلامی و شیوع عقاید و آرای فکری سست در جامعه منجر میشد و به همین جهت بود که دین اسلام در معرض خطرهای جدی قرار داشت.
از پیامدهای تلخ سیطره اختناق سیاسی، تفرقه بین پیروان اهل بیت علیه السلام بود. فرقههای مختلفی از شیعه در این دوره گزارش شده که به مرور زمان در گرد شمع وجودی امامان بعدی این اختلافها برچیده شد و از این فرقهها جز نامی در تاریخ نماند.
مدیریت جو سیاسی و فرهنگی زمان توسط امام هادی علیهالسلام
امام هادی علیهالسلام با تدابیر اساسی، سیاسی و علمی، زمینههای افزایش این گونه پیامدها را از بین برد، تدبیر خاص امام برای ایجاد هماهنگی و همبستگی بین جمعیت پیروان اهل بیت علیهمالسلام که در شهرهای مختلف جهان اسلام بودند، با مؤلفه (وکالت) صدها نتیجه زود بازده و آینده ساز داشت.
در دوره امام هادی علیه السلام این سازمان وسیع علمی و فکری و سیاسی از نمود خاص و برجستگی ویژهای برخوردار شد و فواید مهمی را در پیداشت که اولا پیوند مستمر بین امام و پیروان در همه نقاط جهان اسلام بود که میتوانست پیام امام را مثل ابزار ارتباطی امروزی به سرعت و به طور نظاممند به شیعیان از یک کانال موثق و معتبر برساند، بدون این که از لحاظ امنیتی برای پیروان اهل بیت علیهمالسلام مشکل ساز باشد و از نظر جغرافیایی مکان آنها را برای دیگران معلوم سازد.
ثانیا این عملیات و شبکه مهم وکالت، میتوانست از نظر علمی و فقهی نیازهای مردم را از منبع اصلی در دسترس قرار دهد که رفع شبهات عقیدتی و فکری از نتایج بدیهی و اولیه آن بود و ثالثا شبکه گسترده وکالت تنها سازمان اقتصادی نبود بلکه سازمان بزرگ علمی نیز شمرده میشد که الگویی برای تشکیل حوزههای علمی امروز بود. منشأ علمی سازمان، امام معصوم بود و نیازها را رفع میکرد. استمرار این شبکه به مراکز علمی و حدیثی بزرگ مثل مکتب قم و ... تبدیل شد.
شبکه وکالت در حقیقت به منزله یک دانشگاه بزرگ زنجیرهای بود که پیروان اهل بیت علیهم السلام را از نظر فکری و نیازهای علمی روزمره با مرکز به صورت نامحسوس و سریع مرتبط میکرد.
برخی گمان کردهاند سازمان وکالت تنها فعالیتهای مالی داشته، در حالی که تدبیری کاملاً اساسی و بنیانی برای سامان سازی علمی و فرهنگی برای حفظ اسلام ناب بود.
زیارت جامعه کبیره، بهترین منبع امام شناسی از سوی امام هادی (ع) مطرح شد
امام هادی علیهالسلام اقدام بسیار اساسی برای تبیین جایگاه امامت انجام داد و بارزترین و بهترین سند شناسایی امامت یعنی زیارت جامعه کبیره را بیان فرمود.
معرفی اهل بیت علیهم السلام به عنوان معدن و سرچشمه علم در این زیارت، رد ضمنی عقاید فرقههای مختلفی است که به امامت حاکمان اموی و عباسی و دیگران معتقد بودند و حدیث نبوی «من لم یعرف امام زمانه ماته میتة جاهلیة» را به سلاطین تأویل میکردند و آنها را امام مفترض الطاعة میشمردند.
این میراث گرانسنگ امامت یعنی زیارت جامعه کبیره، بهترین شیوه برای ساماندهی فکری جامعه اسلامی در آن مقطع و در حال حاضر است که سبب ثبات فکری و عدم انحراف پیروان راستین اهل بیت علیهم السلام از گرد شمع روشن امامت شده است که با مراجعه به متن و شرحهای نوشته شده به آن، میتوان جایگاه امامت و خلیفة اللهی را در زمین روشن کند.
این فرهنگ سازی از طرف امام هادی علیهالسلام در زیارت جامعه کبیره، دو جنبه اثباتی و سلبی دارد: جنبه اثباتی، دفاع از منزلت اجتماعی و هدایتی ائمه و برقراری حلقه اتصال امت با امام و برتری اهل بیت علیهم السلام از جهات فراوانی که هرگز قابل مقایسه با دیگران نیستند و... و جنبه سلبی، نیز اندیشه غلات را درباره امامت منتفی و مردود میشمارد و شهادت بر وحدانیت خداوند و نفی شرک از ذات او را در آغاز و در ضمن زیارت، در پاسخ غالیان به مردم القا میکند: «و المخلصین فی توحید الله و التامین فی محبة الله و المظهرین لامر الله و نهیه»
آن حضرت در این زیارت، عصمت امامت را برای ابطال عقاید معتقدان به امامت حاکمان اموی و عباسی و دیگران مطرح می فرماید.
امام هادی (ع) از حریم قرآن کریم دفاع کرد
همان طور که توحید، مهمترین دستاورد پیامبران و پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و با افکار انحرافی مورد هجوم و تحریف قرار گرفت، قرآن کریم نیز با عنوانهای مختلف و افکار التقاطی مورد هجوم واقع شد.
آن حضرت به شدت از حریم قرآن که بزرگترین میراث نبوت است و تنها امامت میتواند به بهترین وجه از آن دفاع نماید، دفاع کرد و شبهات مطرح را پاسخ داد.
امام هادی علیه السلام شبهه تحریف قرآن را با استناد به آیات مختلف در مسائل کلامی پاسخ داد.
امام هادی (ع) جبرگرایی را از دامان جامعه تشیع زدود
از مباحث فکری و عقلی مهم دوره امام هادی علیه السلام رشد گرایش به جبر در میان فرقههای مختلف بود، اساس این اندیشه در قرن اول پایه گذاری شده و در جهان اسلام توسط امویان ترویج گردید.
در دوره امام هادی علیه السلام جبرگرایی (نفی اختیار) و اعتقاد به تفویض (اختیار کامل) دوباره اوج گرفته و عقاید و افکار پیروان اهل بیت علیه السلام را دچار آشفتگی و سرگردانی کرد. از این رو، شیعیان و بزرگان قوم در این باره از طریق نامه نگاری کسب آگاهی کردند.
امام هادی علیه السلام نامه ای نسبتاً طولانی در رد این شبهه های فکری به آنها نوشت و از هر دو اندیشه و ابتلای به آن بر حذر نمود. درباره مردود بودن جبر فرمود: «جبری که لازمه آن نسبت دادن ظلم به خداوند است در حالی که خداوند صریحاً در کتاب خود می فرماید: «خداوند به احدی ظلم نمیکند، اعمال انسان توسط خود انسان کسب میشود و خداوند هرگز ظلم کننده به بندگان نیست.» آیا سزاوار است انسان گناه کند و آن را به خداوند نسبت دهد، در حالی که ذات حق بری از گناهان است؟
طرفداران جبر برای حفظ حکومتهای باطل خود به ترویج این اندیشه ها میپرداختند تا قدرت انتخاب را از انسان گرفته و او را در مقابل تصمیم پادشاهان منفعل و مغلوب نمایند و قدرت اعتراض و قیام در برابر ظالم از او سلب شود.
امام هادی علیهالسلام اسلام واقعی را حفظ و به آیندگان منتقل کرد
ائمه(ع) با زدودن این افکار از مکتب اهل بیت علیهمالسلام، پیروان خود را نسبت به سرنوشت خود آگاه و در تمام امور تصمیم گیرنده و تأثیرگذار میدانستند و هرگز آنها را در برابر ستمگران تسلیم و سازشگر نمیخواستند بلکه به شیعه میآموختند که زندگی متعادلی داشته باشد و از جبر که توجهی برای حاکمیت ظالمان بود، برحذر باشند. از طرفی، از ترویج اباحیگری در سایه تفویض نیز گرفتار افراط نشوند. پس امام هادی علیه السلام، اسلام واقعی را با ساماندهی فکری بسیار مدبرانه، از انحرافها پاسداری نمود.
نتیجهای که از سیره این امام بزرگوار میتوان گرفت این است که در ساماندهی تحولات فکری، مهمترین مؤلفه و کارکرد پاسخ دادن به شبههها و سؤالها در جامعه اسلامی است که با استناد به قرآن و سیره نبوی و اهل بیت علیهم السلام می توان به آن جامه عمل پوشید.
]]>
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.