به طور قطع ميتوان گفت: شهر قم اولين مركز تشيع در ايران بوده است. چون سابقة تشيع آن به آخر قرن اوّل هجري باز ميگردد و تا آن موقع، ايران هنوز گرفتار كشمكش بين پذيرش اسلام و باقي ماندن بر دين اجدادي خود بودند. مردم قم بدون پروا مذهب خود را آشكار ميكردند و با خلفا در ميافتادند و والي غير شيعه را نميپذيرفتند.
قم از همان آغاز اسلام مورد توجه ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ بوده و در مورد اين شهر و فضايل آن از زبان علي ـ عليه السّلام ـ رواياتي وارد شده است و اين شهر به عنوان حرم و پناهگاه اهل بيت شمرده شده است. و با توجه به سير تاريخي اين شهر اين مطلب كاملاً ثابت ميشود چون قم اولين شهر در ايران است كه مذهب حق تشيع را ميپذيرد و تنها شهري است كه در آن از نام ابوبكر، عمر و عثمان خبري نيست و اين امر و نظائر آن باعث شد كه مورد اتهام قرار گيرند، قتل عام و شكنجه شوند، شهرشان ويران گردد، مورد طعن و ناسزا قرار گيرند، و هر نوع صدمهاي به آنان وارد آيد. ولي مردمان اين شهر چون كوه در راه ايمان و عقيده خود استوار ماندند و تمامي اين بلايا را به جان خريدند و از حمايت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ دست برنداشتند.
به طور كلي هر علوي و شيعي مذهبي كه از دست حكام جبار عباسي ميگريخت اميدش شهر مقدس قم بود و بدانجا پناه ميبرد و سخت مورد حمايت مردم قرار ميگرفتند، كه با ورود حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ فرزند بلافصل امام موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ به قم و دفن آن حضرت در آن شهر شهرت پيدا كرد.
علت ورود حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ، به مسئله مهاجرت برادر بزرگوارش حضرت امام رضا ـ عليه السّلام ـ به ايران مربوط است. يعني در راستاي سفر آنحضرت انجام گرفته است.
مأمون در سال 200 هـ .ق امام رضا ـ عليه السّلام ـ را به مرو فرا خواند و بنا به نقلي بعد از استقرار آن حضرت در ايران نامهاي خطاب به خواهر گرامياش حضرت فاطمهمعصومه ـ سلام الله عليها ـ مرقوم فرمودند و آن را توسط يكي از غلامانش به مدينه منوره ارسال فرموده است. امام ـ عليه السّلام ـ به غلامش دستور داد كه در هيچ منزلي توقف نكند تا در اندك زمان ممكن آن نوشته را به مدينه برساند. غلام خود را به مدينه منوره رسانيد و نامه امام هشتم را به خدمت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ تسليم نمود. و آن حضرت به مجرد رسيدن نامه برادرش خود را آماده سفر نمود. اين روايت در كتابهاي دست اول و قديمي ذكر نشده است.[1]
بنا به نقل ديگر حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ بعد از يك سال از ورود حضرت رضا ـ عليه السّلام ـ به سرزمين خراسان به قصد زيارت و ديدار با برادر خود از مدينه به قصد خراسان حركت كرد. اين روايت معتبر تر است.[2]
طبق اين دو نقل حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ به شوق ديدار برادر و امام زمان خود در سال 201 هـ با گروهي از اطرافيان خود از مدينه حركت كرد و وقتي به ساوه رسيد مريض شد. سؤال فرمود: تا قم چقدر راه است» گفتند: ده فرسخ، فرمود مرا به قم برسانيد. او را به قم رسانيدند.[3] بنا به نقل ديگر وقتي آن حضرت به ساوه رسيدند عدهاي از دشمنان اهل بيت ـ عليهم السلام ـ با اشاره مأمون عباسي راه را بر آنان بستند و در يك درگيري نابرابر، همه برادران و اكثر همراهان مرد آن حضرت را به شهادت رساندند و حضرت معصومه از شدت تأثر و تألمات به سختي بيمار گشتند به نحوي كه ادامه سفر برايشان ناممكن گرديد.[4]
اگرچه برخي نقلهاي ضعيف اين جريان را نقل ميكنند ولي اين مطالب در منابع معتبري به چشم نميخورد و هيچ يك از منابع معتبر تاريخي چنين درگيري را گزارش نكردند و همچنين اين مطالب با توجه به موقعيت امام رضا ـ عليه السّلام ـ در آن موقع بعيد به نظر ميرسد.
حال اين سؤال مطرح ميشود كه آيا مردم قم از آمدن حضرت معصومه به ساوه اطلاع يافته و به استقبال آن حضرت رفتهاند و با تجليل و احترام به قم آوردند، يا خود او به طرف قم حركت كرده است؟ طبق نقل كتاب معتبر تاريخ قم، روايت صحيح اين است كه چون خبر به آل سعد رسيد با هم اتفاق كردند كه از آن حضرت درخواست كنند به قم بيايد و موسي بن خزرج بن سعد اشعري بيرون آمد و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسيد زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بكشيد و به در سراي خود فرود آورد. محل و سراي موسي بن خزرج و حجرهاي كه حضرت معصومه در آن به عبادت پرداخته، اكنون مشخص و زيارتگاه است.[5]
بنابراين آنچه از منابع معتبر بر مي آيد اينست كه حضرت معصومه براي ديدن برادر خود به طرف ايران حركت كرده است. شايد وضع نامطلوب مدينه براي زندگي (از جهت آزار و اذيت علويان توسط حكومت) و محدوديتهاي آن در مصمم شدن حضرت معصومه تاثير داشته باشد. همچنين در طول مسير ايشان به تبليغ امامت و تشيع نيز پر داخته باشد. ولي عمده دليل مسافرت حضرت معصومه، زيارت برادر بوده است.
در زبان ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ بر شهر قم، آشيانه آل محمد و مأواي فاطميون، و جايگاه شيعيان ايشان، اطلاق شده است[6]. و در روايتي اهل قم انصار و ياوران اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ خوانده شدهاند، شهري با اين صفات، طبيعي است كه در عصر عباسي كه اولاد علي ـ عليه السّلام ـ در شكنجه و فشار قرار ميگرفتند، يكي از پناهگاههاي عمدة علويان واقع شود.
بعد از دفن حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ توجه علويان و سادات نسبت به قم فزوني يافت و در فاصلة كوتاهي عدة بسياري از فرزندان امامان از اطراف به قم رو آوردند و به تدريج يكي از مراكز عمدة سادات قرار گرفت و امروز شايد بتوان گفت كه از نظر كثرت سادات شهري كم نظير است. [7] و اين كثرت باعث شده بود كه در شهر قم هم تشكيلاتي بنام «نقابت» عهدهدار امور سادات بشود.
پس از آنچه گفته شد به خوبي روشن ميشود كه شهر قم از همان سدههاي اوليه اسلام اميد و پناهگاه شيعيان و آل علي ـ عليه السّلام ـ بوده و قلب جهان تشيع در قم ميتپيد و علوم مختلف اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در آن شهر تدريس و تبليغ ميشد.
امروز هم شهر مقدس قم بسان ستارهاي درخشان در آسمان تشيع ميدرخشد و در هيچ جاي دنيا شهري به اين ويژگي وجود ندارد. وجود باثمر هزاران عالم و دانشمند تراز اوّل شيعي، حوزة عظيم، گسترده و پربار براي بسط، و گسترش علوم مختلف شيعي، توجه هر ساله ميليونها عاشق اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ از اقصي نقاط جهان به اين شهر، برگزاري مراسم مذهبي ناب شيعي، اين شهر را به قلب تپندة جهان تشيع در دنيا تبديل كرده است.
پینوشتها:
[1] . ميرعظيمي، بارگاه فاطمه معصومه، انتشارات نهضت، ص 24.
[2] . ناصرالشريعه، تاريخ قم، كتابفروشي اسلامي، ص 50.
[3] . همان.
[4] . فقيه، محمدمهدي، انوار پراكنده، انتشارات مسجدجمكران، ج 6، ص 123.
[5] . قمي، حسن بن محمد، تاريخ قم، تهران، انتشارات توس، ص 213؛ اعيان الشيعه، چاپ بيروت، ج 8، ص 391.
[6] .بحارالانوار، ج57، ص214.
[7] . تاريخ قم، ج 1، ص 82؛ مجالس المؤمنين، ج 1، ص 146.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.