خطیب بغدادی از سنّیهای خیلی متعصّب و مخالف شیعه است. او به قدری با شیعه مخالف است که علمای شیعه را با تعابیر تند و ناروا یاد میکند.
وی با این همه تعصّب و کینه، وقتی به سرگذشت حضرت امام کاظم علیه السلام میرسد، مفصّلاً به ذکر فضائل آن حضرت میپردازد. از جمله مینویسد: «موسی بن جعفر علیهماالسّلام به علت عبادات و اجتهادش، عبد صالح خوانده میشد. و بسیار کریم و بخشنده بود.»
این گواهی از زبان دشمنی سرسخت، آینه تمامنمای عظمت مردی است که زهد و عبادت و کَرَمِ او، حتی خصم را به تحسین واداشت. «عبد صالح» لقبی نیست که از روی محبت و شیفتگی داده شده باشد؛ بلکه لقبی است که دشمن ناچار به بیان آن میشود. موسی بن جعفر علیهالسلام در سختترین شرایط زندانهای هارونالرشید، شبها را به سجده و روزها را به روزه و گرهگشایی از درماندگان میگذرانید. کرامت و بخشندگیاش به حدی بود که در مدینه به «باب الحوائج» شهرت یافت؛ چراکه هیچ نیازمندی از در خانه او ناامید بازنمیگشت. این اعتراف خطیب متعصب بغدادی، بزرگترین سند بر این حقیقت است که نور امامت هرگز در پشت دیوارهای زندان تاریک نمیماند و فضیلت اهل بیت علیهمالسلام بر قلب هر بیغرضی، حتی اگر دشمن باشد، حاکم است.
ایمنی روز قیامت به پاس خدمتگذاری مردم
قَالَ أَبُواْلحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً فِي اَلْأَرْضِ يَسْعَوْنَ فِي حَوَائِجِ اَلنَّاسِ هُمُ اَلْآمِنُونَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ».(الکافى، ج ۲، ص ۱۹۷) امام كاظم عليه السلام فرمودند: «خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى رفع نيازهاى مردم مى كوشند؛ اينان در روز قیامت در امان هستند.»
این حدیث شریف، فلسفه وجودی «باب الحوائج» بودن امام هفتم را به روشنی تبیین میکند. آن حضرت نه تنها خود در رفع حوائج مردم میکوشید، بلکه این سیره را به عنوان راهی برای نجات در قیامت به پیروانش آموخت. معیار امنیت در آن روز هولناک، صِرف عبادت فردی نیست؛ بلکه تلاش برای گشودن گره از کار دیگران است. چه زیباست که ثمره خدمت به خلق، امنیت جاودان معرفی میشود. در جامعه امروز که بسیاری از مردم در تنهایی و سختی به سر میبرند، این کلام نورانی امام کاظم علیهالسلام نسخهای شفابخش است: اگر میخواهی در قیامت از وحشت بزرگ در امان باشی، امروز دست نیازمندی را بگیر، به فکر درماندگی همسایه باش، برای رفع مشکل برادری قدم بردار. این همان ایمنیای است که نه با ثروت و مقام، که با خدمت بیمنت به دست میآید.
توصیه به دعا در هنگام بلا
حضرت امام کاظم علیهالسلام فرمودند:«ما مِن بَلاءٍ یَنزِلُ عَلى عَبدٍ مُؤمِنٍ فَیُلهِمُهُ اللّهُ عز و جل الدُّعاءَ، إلّا کانَ کَشفُ ذلِکَ البَلاءِ وَشِيكاً، و ما مِن بَلاءٍ یَنزِلُ عَلى عَبدٍ مُؤمِنٍ فَیُمسِکُ عَنِ الدُّعاءِ إلّا کانَ ذلِکَ البَلاءُ طَویلًا؛ فَإذا نَزَلَ البَلاءُ فَعَلَیکُم بِالدُّعاءِ وَ التَّضَرُّعِ إِلَى اللّهِ عز و جل» (کافی، ج ۲، ص۴۷۲، ح۲) «هیچ بلایى نیست که بندۀ مؤمنى بدان گرفتار آید و خداوند به او توفیق دعا کردن دهد، مگر این که آن بلا، بهزودى برطرف شود، و هیچ بلایى نیست که بنده مؤمن بدان گرفتار آید و از دعا کردن خوددارى ورزد، مگر این که آن بلا به درازا کشد. پس هرگاه بلا فرود آمد، به درگاه خداوند دعا و التماس کنید.»
این سخن گهربار، درس بزرگ توکل و نیایش را از مکتب امام کاظم علیهالسلام به ما میآموزد. آن حضرت که سالیان دراز در زندانهای هارون به سر برد و هرگز زنجیرها مانع از ذکر و دعای او نشد، به ما میگوید که بلا آزمونی الهی است، اما خداوند همزمان با نزول بلا، کلید گشایش را نیز در اختیار بنده میگذارد: همان دعا و تضرع. دعا نه یک طلب ساده، بلکه «الهام الهی» است؛ یعنی خودِ توفیق دعا کردن، نشانه آن است که خدا میخواهد آن بلا را زودتر برطرف کند. برعکس، کسی که از دعا روی میگرداند، گویی درِ رحمت را به روی خود میبندد و بلا بر او طولانی میشود. در این میان، نقش امام کاظم علیهالسلام به عنوان «باب الحوائج» معنا مییابد؛ چراکه او واسطه فیض الهی و آموزگار دعا کردن است. هر که در گرفتاری به درگاه خدا روی آورد و توسل به این امام همام را وسیله قرار دهد، در حقیقت از همان الهامی بهره برده که فرمود: «پس هرگاه بلا فرود آمد، به درگاه خداوند دعا و التماس کنید.»
این سه نکته از کلام و سیره امام موسی بن جعفر علیهالسلام، تصویری کامل از یک انسان کامل را ترسیم میکند: مقامی چنان والا که دشمن به فضیلتش اعتراف میکند، سیرهای چنان خدمتگزار که ضامن امنیت قیامت است، و آموزهای چنان عمیق که بلا را با دعا به گشایش تبدیل میکند. باب الحوائج بودن او نه یک لقب، که حقیقتی است که از دل عبادت، کرامت و خدمت به مردم برخاسته است.
]]>

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.