تفسير نمونه ج : 27ص :134
تفسير نمونه ج : 27ص :135
( 95 )سوره تين اين سوره در مكه نازل شده و داراى 8 آيه است
تفسير نمونه ج : 27ص :136
محتوى و فضيلت سوره تين
اين سوره در حقيقت بر محور آفرينش زيباى انسان ، و مراحل تكامل ، و انحطاط او دور مىزند ، و اين مطلب با سوگندهاى پر معنائى در آغاز سوره شروع شده است ، و بعد از شمردن عوامل پيروزى و نجات انسان ، سرانجام با تاكيد بر مساله معاد و حاكميت مطلقه خداوند پايان مىگيرد.
در حديثى از پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) آمده است : من قرأها اعطاه الله خصلتين : العافية و اليقين ما دام فى دار الدنيا ، فاذا مات اعطاه الله من الاجر بعدد من قرأ هذه السورة صيام يوم ! : هر كس اين سوره را بخواند خداوند دو نعمت را مادامى كه در دنيا است به او مىبخشد : سلامت و يقين ، و هنگامى كه از دنيا برود به تعداد تمام كسانى كه اين سوره را خواندهاند ثواب يك روز روزه به عنوان پاداش به او مىبخشد .
اين سوره در مكه نازل و آيه و هذا البلد الامين كه در آن سوگند به شهر مكه با اسم اشاره نزديك ياد شده دليل بر آن است.
تفسير نمونه ج : 27ص :137
سورة التين
بِّسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ(1) وَ طورِ سِينِينَ(2) وَ هَذَا الْبَلَدِ الأَمِينِ(3) لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ فى أَحْسنِ تَقْوِيمٍ(4) ثُمَّ رَدَدْنَهُ أَسفَلَ سفِلِينَ(5) إِلا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيرُ ممْنُونٍ(6) فَمَا يُكَذِّبُك بَعْدُ بِالدِّينِ(7) أَ لَيْس اللَّهُ بِأَحْكمِ الحَْكِمِينَ(8)
تفسير نمونه ج : 27ص :138
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده مهربان
1 -قسم به انجير و زيتون ( يا قسم به سرزمين شام و بيت المقدس).
2 -و سوگند به طور سينين.
3 -و قسم به اين شهر أمن ( مكه).
4 -كه ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريدهايم.
5 -سپس او را به پائينترين مرحله باز گردانديم.
6 -مگر كسانى كه ايمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند كه براى آنها پاداشى است قطع ناشدنى!
7 -پس چه چيز سبب مىشود كه تو بعد از اين همه ، روز جزا را تكذيب كنى ؟!
8 -آيا خداوند بهترين حكم كنندگان نيست ؟
تفسير : ما انسان را در بهترين صورت آفريديم
در آغاز اين سوره نيز به چهار سوگند پر معنى برخورد مىكنيم كه مقدمه براى بيان معنى پر اهميتى است .
مىفرمايد : قسم به تين ، و زيتون ( و التين و الزيتون).
و سوگند به طور سينين ( و طور سينين).
تفسير نمونه ج : 27ص :139
و سوگند به اين شهر امن و امان ( و هذا البلد الامين).
تين در لغت به معنى انجير و زيتون همان زيتون معروف است ماده روغنى مفيدى از آن مىگيرند.
در اينكه آيا منظور سوگند به همين دو ميوه معروف است يا چيز ديگر ؟ مفسران سخنان گوناگونى دارند.
در حالى كه بعضى آن را اشاره به همان دو ميوه معروف مىدانند كه خواص غذائى و درمانى فوق العاده زيادى دارد ، بعضى ديگر معتقدند كه منظور از آن ، دو كوهى است كه شهر دمشق و بيت المقدس بر آنها قرار گرفته ، چرا كه اين دو محل سرزمين قيام بسيارى از انبياء و پيامبران بزرگ خدا است ، و اين دو قسم با سوگندهاى سوم و چهارم كه از سرزمينهاى مقدسى ياد مىكند هماهنگ است .
بعضى نيز گفتهاند نامگذارى اين دو كوه بنام تين و زيتون به خاطر اين است كه بر يكى از آنها درختان انجير مىرويد ، و بر ديگرى درختان زيتون.
بعضى نيز تين را اشاره به دوران آدم دانستهاند ، چرا كه لباسى كه آدم و حوا در بهشت پوشيدند از برگ درختان انجير بود ، و زيتون را اشاره به دوران نوح مىدانند ، زيرا در آخرين مراحل طوفان نوح كبوترى را رها كرد تا در باره پيدا شدن خشكى از زير آب جستجو كند او با شاخه زيتونى بازگشت ، و نوح فهميد كه طوفان پايان گرفته و خشكى از زير آب ظاهر شده است ( لذا شاخه زيتون رمز صلح و امنيت است ) .
بعضى نيز تين را اشاره به مسجد نوح كه بر كوه جودى بنا شد مىدانند
تفسير نمونه ج : 27ص :140
و زيتون را اشاره به بيت المقدس.
ولى ظاهر آيه در بدو نظر همان دو ميوه معروف است ، اما با توجه به سوگندهاى بعد مناسب دو كوه يا دو مركز مقدس و مورد احترام مىباشد .
لذا در حديثى از پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) مىخوانيم كه خداوند از ميان شهرها چهار شهر را برگزيد ، و در باره آنها فرمود : و التين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين : تين مدينه است و زيتون بيت المقدس و طور سينين كوفه و هذا البلد الامين مكه است.
منظور از طور سينين ظاهرا همان طور سيناء است كه مفسران آن را اشاره به كوه طور معروف كه در صحراى سيناء است دانستهاند ، و در آنجا درختان پر بار زيتون وجود دارد.
سينا را به معنى كوه پر بركت ، يا پر درخت ، يا زيبا ، مىدانند ، و همان كوهى است كه موسى به هنگام مناجات به آنجا مىرفت .
بعضى نيز آن را كوهى در نزديك كوفه و سرزمين نجف دانستهاند.
بعضى تصريح كردهاند كه سينين و سيناء يكى است و معناى آن پر بركت است.
و اما هذا البلد الامين مسلما اشاره به سرزمين مكه است سرزمينى كه حتى در عصر جاهليت به عنوان منطقه أمن و حرم خدا شمرده مىشد ، و كسى در آنجا حق تعرض به ديگرى نداشت ، حتى مجرمان و قاتلان وقتى به آن
تفسير نمونه ج : 27ص :141
سرزمين مىرسيدند در امنيت بودند.
اين سرزمين در اسلام اهميت فوق العادهاى دارد ، حيوانات و درختان و پرندگان او ، تا چه رسد به انسانها ، از امنيت خاصى بايد در آنجا برخوردار باشند .
اين نكته نيز قابل دقت است كه واژه تين در قرآن مجيد تنها در اينجا ذكر شده ، در حالى كه كلمه زيتون شش بار صريحا در قرآن مجيد آمده ، و يك بار هم به صورت اشاره ، در آنجا كه مىفرمايد و شجرة تخرج من طور سيناء تنبت بالدهن و صبغ للاكلين و درختى كه از طور سينا مىرويد و از آن روغن و نانخورش براى خورندگان فراهم مىگردد ( مؤمنون - 20).
و هر گاه اين دو قسم ( تين و زيتون ) را بر معنى ابتدائى آنها حمل كنيم يعنى انجير و زيتون معروف ، باز سوگند پر معنائى است زيرا : انجير داراى ارزش غذائى فراوانى است و لقمهاى است مغذى و مقوى براى هر سن و سال و خالى از پوست و هسته و زوائد .
غذا شناسان مىگويند : از انجير مىتوان بعنوان قند طبيعى جهت كودكان استفاده نمود ، ورزشكاران و آنها كه گرفتار ضعف و پيرىاند مىتوانند از انجير براى تغذيه خود استفاده كنند.
مىگويند افلاطون به قدرى انجير را دوست مىداشت كه بعضى آن را دوست فيلسوفان ناميدهاند ، و سقراط انجير را جذب كننده مواد نافع و دفع
تفسير نمونه ج : 27ص :142
كننده مضار مىدانسته.
جالينوس رژيم مخصوصى از انجير براى پهلوانان تنظيم كرده بود ، به پهلوانان روم و يونان قديم نيز انجير داده مىشد .
دانشمندان غذاشناس مىگويند انجير سرشار است از ويتامينهاى مختلف و قند ، و در بسيارى از بيماريها از آن به عنوان يك دارو مىتوان استفاده كرد ، مخصوصا هر گاه انجير و عسل را به طور مساوى مخلوط كنند براى زخم معده بسيار مفيد است ، خوردن انجير خشك فكر را تقويت مىكند ، خلاصه به علت وجود عناصر معدنى در انجير كه سبب تعادل قواى بدن و خون مىگردد انجير را غذاى هر سن و شرائطى معرفى كردهاند.
در حديثى از امامعلى بن موسى الرضا (عليهماالسلام) آمده است التين يذهب بالبخر و يشد الفم و العظم ، و ينبت الشعر ، و يذهب بالداء و لا يحتاج معه الى دواء و قال (عليهالسلام) : التين اشبه شىء بنبات الجنة : انجير بوى دهان را مىبرد ، لثهها و استخوانها را محكم مىكند ، مو را مىروياند درد را برطرف مىسازد ، و با وجود آن نياز به دارو نيست ، و نيز فرمود انجير شبيهترين اشياء به ميوه بهشتى است.
و اما در باره زيتون غذاشناسان و دانشمندان بزرگى كه ساليان دراز از عمر خود را در راه مطالعه خواص گوناگون ميوهها صرف كردهاند براى زيتون و روغن آن اهميت فوق العادهاى قائلند ، و معتقدند كسانى كه مىخواهند همواره سالم باشند بايد از اين اكسير حياتى استفاده كند .
روغن زيتون دوست صميمى كبد آدمى ، و براى رفع عوارض كليهها
تفسير نمونه ج : 27ص :143
و سنگهاى صفراوى ، و قولنجهاى كليوى ، و كبدى ، و رفع يبوست بسيار مؤثر است.
به همين دليل از درخت زيتون به عنوان شجره مباركه در قرآن مجيد ياد شده است.
روغن زيتون نيز سرشار از انواع ويتامينها است و داراى فسفور و گوگرد و كلسيوم و آهن و پتاسيوم و منگنز است.
مرهمهائى را كه از روغن زيتونو سير تهيه مىشود براى انواع دردهاى رماتيسمى مفيد دانستهاند ، سنگهاى كيسه صفرا وسيله خوردن روغن زيتون از بين مىروند.
در خبرى از امير مؤمنان على (عليهالسلام) مىخوانيم : ما افقر بيت ياتدمون بالخل و الزيت و ذلك ادام الانبياء : خانهاى كه در آن از سر كه و روغن زيتون به عنوان نان خورش استفاده مىكنند هرگز خالى از طعام نمىشود ، و اين غذاى پيامبران است.
و در حديثى از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام) آمده است : نعم الطعام الزيت : يطيب النكهة ، و يذهب بالبلغم ، و يصفى اللون ، و يشد العصب ، و يذهب بالوصب ، و يطفىء الغضب : روغن زيتون غذاى خوبى است ، دهان را خوشبو ، و بلغم را برطرف مىسازد ، رنگ صورت را صفا و طراوت مىبخشد ، اعصاب را تقويت كرده ، بيمارى و درد و ضعف را از ميان مىبرد و آتش خشم را فرو مىنشاند .
اين بحث را با حديثى از پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) پايان مىدهيم ، فرمود:
تفسير نمونه ج : 27ص :144
كلوا الزيت و ادهنوا به فانه من شجرة مباركة : روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد كه از درخت مباركى است.
بعد از ذكر اين قسمهاى پر محتواى چهارگانه به جواب قسم پرداخته چنين مىفرمايد : مسلما ما انسان را در بهترين شكل و نظام آفريديم ( لقد خلقنا الانسان فى احسن تقويم ) .
تقويم به معنى در آوردن چيزى به صورت مناسب ، و نظام معتدل و كيفيت شايسته است ، و گستردگى مفهوم آن اشاره به اين است كه خداوند انسان را از هر نظر موزون و شايسته آفريد ، هم از نظر جسمى ، و هم از نظر روحى و عقلى ، چرا كه هر گونه استعدادى را در وجود او قرار داده ، و او را براى پيمودن قوس صعودى بسيار عظيمى آماده ساخته ، و با اينكه انسان جرم صغيرى است ، عالم كبير را در او جا داده و آنقدر شايستگيها به او بخشيده كه لايق خلعت و لقد كرمنا بنى آدم ما فرزندان آدم را كرامت و عظمت بخشيديم ( سوره اسراء آيه 70 ) شده است همان انسانى كه بعد از اتمام خلقتش مىفرمايد : فتبارك الله احسن الخالقين پس بزرگ و پر بركت است خدائى كه بهترين خلق كنندگان است ! ولى همين انسان با تمام اين امتيازات اگر از مسير حق منحرف گردد چنان سقوط مىكند كه به اسفل السافلين كشيده مىشود ، لذا در آيه بعد مىفرمايد سپس ما او را بپائينترين مراحل باز گردانديم ( ثم رددناه اسفل سافلين ) .
تفسير نمونه ج : 27ص :145
مىگويند هميشه در كنار كوههاى بلند درههاى بسيار عميق وجود دارد ، و در برابر آن قوس صعودى تكامل انسان ، قوس نزولى وحشتناكى ديده مىشود ، چرا چنين نباشد در حالى كه موجودى است مملو از استعدادهاى سرشار كه اگر در طريق صلاح از آن استفاده كند بر بالاترين قله افتخار قرار مىگيرد ، و اگر اين همه هوش و استعداد را در طريق فساد به كار اندازد بزرگترين مفسده را مىآفريند و طبيعى است كه به اسفل السافلين كشيده شود .
ولى در آيه بعد مىافزايد : مگر كسانى كه ايمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند كه براى آنها پاداشى است قطع نشدنى ( الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غير ممنون ) .
ممنون از ماده من در اينجا به معنى قطع يا نقص است ، بنابر اين غير ممنون اشاره به پاداشى دائمى و خالى از هر گونه نقص است ، و بعضى گفتهاند منظور خالى از منت بودن است اما معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.
بعضى جمله ثم رددناه اسفل سافلين را به معنى ضعف و ناتوانى و كم هوشى فوق العاده دوران پيرى تفسير كردهاند ، ولى در اين صورت با استثناء آيه بعد سازگار نيست ، بنابر اين با توجه به مجموع آيات قبل و بعد همان تفسير اول درست به نظر مىرسد.
در آيه بعد اين انسان ناسپاس و بى اعتنا به دلائل و نشانههاى معاد را مخاطب ساخته ، مىگويد : چه چيز سبب مىشود كه تو بعد از اين همه دلائل روز جزا را تكذيب كنى ؟ ! ( فما يكذبك بعد بالدين ) .
ساختمان وجود تو از يكسو ، و ساختمان اين جهان پهناور از سوى ديگر ، نشان مىدهد كه زندگى چند روزه دنيا نمىتواند هدف نهائى آفرينش تو و اين
تفسير نمونه ج : 27ص :146
عالم بزرگ باشد.
اينها همه مقدمهاى است براى جهانى وسيعتر و كاملتر ، و به تعبير قرآن نشاه اولى خود خبر از نشاه اخرى مىدهد ، چرا انسان متذكر نمىشود ( و لقد علمتم النشاة الاولى فلو لا تذكرون ) ( واقعه 62 ) .
عالم گياهان پيوسته و در هر سال منظره مرگ و حيات مجدد را در برابر چشم انسان مجسم مىسازند ، و آفرينشهاى پى در پى دوران جنينى هر كدام معاد و حيات مجددى محسوب مىشود با اينهمه چگونه اين انسان روز جزا را انكار مىكند ؟ از آنچه گفتيم روشن مىشود كه مخاطب در اين آيه نوع انسان است ، و اين احتمال كه مخاطب شخص پيامبر اسلام (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) باشد و منظور اين است كه با وجود دلائل معاد چه كسى يا چه چيزى مىتواند تو را تكذيب كند بعيد به نظر مىرسد.
و نيز روشن شد كه منظور از دين در اينجا آئين و شريعت نيست بلكه همان جزا و روز جزا است ، آيه بعد نيز گواه بر اين معنى است .
چنانكه مىفرمايد : آيا خداوند بهترين حكم كنندگان و داوران نيست ؟ ! ( اليس الله باحكم الحاكمين).
و اگر دين را به معنى كل شريعت و آئين بگيريم معنى اين آيه چنين مىشود : آيا خداوند احكام و فرمانهايش از همه حكيمانهتر و متقنتر نيست ؟ يا اينكه آفرينش پروردگار در مورد انسان از هر نظر آميخته با حكمت و علم و تدبير است.
ولى چنانكه گفتيم معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.
تفسير نمونه ج : 27ص :147
در حديثى آمده است موقعى كه پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) سوره و التين را تلاوت مىفرمود وقتى به آيه ا ليس الله باحكم الحاكمين مىرسيد ، مىفرمود : بلى و انا على ذلك من الشاهدين : آرى خداوند احكم الحاكمين است و من بر اين امر گواهم .
خداوندا ! ما نيز گواهى مىدهيم كه تو احكم الحاكمينى.
پروردگارا ! خلقت ما را در بهترين صورت قرار دادهاى ، توفيقى مرحمت كن تا عمل و اخلاق ما نيز در بهترين صورت باشد.
بارالها ! پيمودن راه ايمان و عمل صالح جز به لطف تو ميسر نيست ، ما را در اين راه مشمول الطافت فرما.
آمين يارب العالمين .
پايان سوره تين.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.