هم اعلم خلقك بك، و اخوفهم لك، و اقربهم منك .(خطبه 109)
فرشتگان داناترين مخلوقات به مقام ربوبي تو هستند و بيمناك ترين موجودات از تو و نزديك ترين مخلوقات به بارگاه قدس و كبريايي ات.
2. فاضل ترين بندگان
ان افضل الناس عند الله من كان العمل بالحق احب اليه و ان نقصه و كرثه من الباطل و ان جر اليه فائده و زاده .(خطبه 125)
همانا با فضيلت ترين مردم نزد خداوند كسي است كه براي او عمل به حق، اگر چه موجب كاهش (ظاهري) و سختي باشد، محبوب تر از باطل بوده است، اگر چه آن باطل براي او فايده را جلب كند و موجب افزايش وي گردد.
3. محبوب ترين بندگان نزد خدا
عباد الله! ان من احب عباد الله اليه عبدا اعانه الله علي نفسه ... قد خلع سرابيل الشهوات، و تخلي من الهموم، الا هما واحدا انفردبه، فخرج من صفه العمي، و مشاركه اهل الهوي .(خطبه 87)
اي بندگان خدا! از محبوب ترين بندگان خدا در پيشگاه ربوبي بنده اي است كه خداوند (سبحان) او را در شناخت نفس خود و ساختن آن ياري فرمايد، پيراهن هاي شهوات را از خود بركند و جز يك غم، از تمام غم ها خود را مي رهاند و از صف كوردلان و مشاركت با هواپرستان خارج شد.
4. خيرخواه ترين مردم
ان انصح الناس لنفسه اطوعهم لربه؛ و ان اغشهم لنفسه اعصاهم لربه .(خطبه 86)
همانا خيرخواه ترين مردم درباره خويشتن مطيع ترين مردم بر پروردگارش و خائن ترين مردم درباره خويشتن معصيت كارترين آنان به خدايش مي باشد.
5. دودستگي مردم
انما الناس رجلان: متبع شرعه، و مبتدع بدعه، ليس معه من الله سبحانه برهان سنه، و لا ضيا حجه .(خطبه 176)
مردم بر دو صفت اند: پيرو قانون شرع، يا بدعت گزار و پيرو بدعت كه با او هيچ قانوني و روشنايي دليل از خداوند وجود ندارد.
6. بدترين خلق نزد خالق
ان ابغض الخلائق الي الله رجلان: رجل و كله الله الي نفسه؛ فهو جائر عن قصد السبيل، مشغوف بكلام بدعه، و دعا ضلاله، فهو فتنه لمن افتتن به، ضال عن هدي من كان قبله، مضل لمن اقتدي به في حياته و بعد وفاته، حمال خطايا غيره، رهن بخطيئته .(خطبه 17)
بدترين مردم در نظر خدا دو دسته اند:
فردي كه خدا او را به خودش واگذار كرده (و به او كمك فكري نمي كند) چنين فردي از راه راست منحرف مي گردد، به بدعت و مطالب انحرافي علاقه مند و آلوده مي شود. چنين فردي به وسيله آشوبگري گمراه گرديده، موجب انحراف كساني است كه در زمان زندگي و مرگ او، از وي پيروي كنند، اشتباهات ديگران را به دوش مي گيرد و گرو گناهان خويش است.
7. برترين مؤمنان
من كتاب له الي الحارث الهمداني: اعلم ان افضل المومنين افضلهم تقدمه من نفسه و اهله و ماله، فانك ما تقدم من خير يبق لك ذخره، و ما توخره يكن لغيرك خيره .(نامه 69)
در نامه خود به حارث همداني چنين نوشت: توجه داشته باش كه بهترين مومنين كساني هستند كه بيشتر از ديگران از شخص خود، بستگان و مال خويش را در راه خدا پيشكش كنند و هر چه پيش از خود براي قيامت از كارهاي خير بفرستي برايت ذخيره مي گردد و هر چه از مال و ثروت براي وارث بگذاري سودش براي ديگران است .
8. مبغوض ترين بندگان نزد خدا
ان من ابغض الرجال الي الله تعالي لعبدا و كله الله الي نفسه، جائرا عن قصد السبيل، سائرا بغير ذليل؛ ان دعي الي حرث الدنيا عمل، و ان دعي الي حرث الاخره كسل!. (خطبه 103)
همانا قعطا از مبغوض ترين مردان در نزد خدا، آن بنده اي است كه خدا او را به خود او واگذاشته است، اين بنده (رها شده به حال خود) از راه حق متجاوز و بدون رهبري كه دليل راه است در حركت است. اگر اين بنده (رها شده به حال خود) به كشت و كار دنيوي خوانده شود به كار مي افتد و اگر به كشت و كار اخروي خوانده شود كسل و افسرده مي گردد.
9. برترين بنده
اعلم ان افضل عباد الله عند الله امام عادل ، هدي و هدي .(خطبه 164)
بدان برترين بندگان در نزد خداوند سبحان، امامي است عادل، كه هدايت شده و مردم به وسيله او هدايت شوند.
10. شايسته ترين خلق
اولي الناس بالكرم من عرفت به الكرام .(حكمت 436)
شايسته ترين مردم به كرامت كسي است كه مردمان با كرامت به وسيله او شناخته مي شوند.
11. بهترين بندگان خدا
عباد الله! ان من احب عباد الله اليه عبدا اعانه علي نفسه ... مصباح ظلمات، كشاف عشوات، مفتاح مبهمات، دفاع معضلات، دليل فلوات ، يقول فيفهم ، و يسكت فيسلم ... و اخر قد تسمي عالما و ليس به ، فاقتبس جهائل من جهال، و اضاليل من ضلال، و نصب للناس اشراكا من حبائل غرور، و قول زور ... يقول: اقف عند الشبهات، و فيها وقع؛ و يقول: اعتزل البدع، و بينها اضطجع، فالصوره صوره انسان، و القلب قلب حيوان، لا يعرف باب الهدي فيتبعه، و لا باب العمي فيصد عنه. و ذلك ميت الاحيا .(خطبه 87)
همانا از محبوب ترين بندگان خدا، نزد او بنده اي است كه خداوند او را در برابر نفسش ياري رسانده است ... چراغ تاريكي هاست، برطرف كننده كوري ها، كليد مبهمات ، زداينده مشكلات و راهنماي بيابان ها. مي گويد و مي فهماند و به موقع خاموش مي شود و سالم مي ماند...
و ديگري كه خود را دانشمند مي نامد، ولي دانشمند نيست، او از نادان ها و گمراهان، ناداني ها و گمراهي ها را فرا گرفته و دام هايي از ريسمان هاي فريب و گفتار دروغ براي مردم گسترده است ...
مي گويد: به گاه شبهات درنگ مي كنم در حالي كه در آن ها فرو افتاده است، مي گويد از بدعت ها كناره مي گيرم، در حالي كه ميان آن ها خفته است، چهره اش نه چهره انسان را مي شناسد تا به دنبال آن برود و نه باب كوري دل را تا از آن جلوگيري كند. او مرده اي است در ميان زندگان.
12. هر كه بر اساس آنچه خدا نازل كرده است داوري نكند
ان ابغض الخلائق الي الله رجلان: و رجل جلس بين الناس قاضيا ضامنا لتخليص ما التبس علي غيره، فان نزلت به احدي المبهمات هيا لها حشوا رثا من رايه، ثم قطع به، فهو من لبس الشبهات في مثل نسج العنكبوت. لا يدري اصاب ام اخطا ... تصرخ من جور قضائه الدما، و تعج منه المواريث .(خطبه 17)
بدترين مردم در نظر خدا دو دسته اند:
مردي كه در ميان مردم به قضاوت و حل مشكلات كه ضامن آن گرديده مي نشيند، اگر مطلب مبهمي پيش آمد، راي ضعيف و نظر بي ارزشي مي دهد و از روي قطع هم نظر خود را صادر مي كند، چنين فردي در مسائل مبهم مثل تنيدن عنكبوت است، نمي داند عملش صحيح است يا غلط! ...
خون هاي ريخته شده از ظلم قضاوتش به فرياد آمده و فرياد ميراث بر باد رفتگان (كه به ناحق تقسيم شده) بلند است.
13. حال محبوب ترين بندگان
ان من احب عباد الله اليه عبدا اعانه الله علي نفسه، فاستشعر الحزن، و تجلبب الخوف؛ فزهر مصباح الهدي في قلبه .(خطبه 87)
همانا از محبوب ترين بندگان خدا نزد او، بنده اي است كه خداوند او را در پيكار با نفسش ياري كرده است، پس جامه رويينش ترس (از خدا) و چراغ هدايت در دلش فروزان است.
14. بدترين مردم از ديدگاه علي ـ عليه السلام ـ
ان شر الناس عند الله امام جائر ضل و ضل به، فامات سنه ماخوذه، و احيا بدعه متروكه .(خطبه 164)
همانا بدترين مردم نزد پروردگار، پيشواي ستمگري است كه خود را گمراه و ديگران هم به وسيله او گمراه شوند و سنت هاي برگرفته از دين را نابود كند و نوآوري هاي ترك شده خلاف دين را زنده سازد.
15. بدبخت حقيقي
ان الشقي من حرم نفع ما اوتي من العقل، و التجربه .(نامه 78)
همانا بدبخت كسي است كه از عقل و تجربه خود بهره نگيرد.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.