امام علي ـ عليه السلام ـ (از کنار اين مسائل سياسي بي تفاوت رد نشد، و نگفت بگذار من هم مانند سايرين تماشاچي باشم) به درخواست آن ها احترام گذاشت و نزد عثمان رفت و به نصيحت او پرداخت.
در اين نصيحت، پس از ذکر شکايات و اعتراضات مردم و ... فرمود: بدان که بهترين بندگان خدا، در پيشگاه او، رهبر عادلي است که خود هدايت يافته و ديگران را هدايت مي کند، سنّت معلوم اسلامي را بر پا و استوار مي دارد و سنت مجهول را مي ميراند. سنت هاي اسلام، روشن و مشخص مي باشند، و بدعت ها نيز با نشانه هائي که دارند آشکارند.
«و انّ شرّ النّاس عند الله امام جائر ضلّ و ضلّ به، فامات سنّة مأخوذة، و احيا بدعة متروکة ...؛ بدترين انسان ها در پيشگاه خدا، رهبر ستمگري است که هم خودش گمراه است و هم ديگران را گمراه مي کند، سنّت هاي صحيح را نابود مي کند و بدعت هاي متروک را زنده مي نمايد، رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ فرمود: پيشواي ظالم را در روز قيامت حاضر مي کنند، در حالي که نه ياوري دارد و نه عذر خواهي، او را به آتش دوزخ مي افکنند و او هم چون سنگ آسياب در آتش، به چرخش مي افتد، سپس او را در قعر جهنّم به زنجير مي کشند، نکند تو همان پيشواي مقتول باشي که پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ همواره مي فرمود: «در اين امّت، پيشوائي کشته مي شود، و پس از او تا قيامت، درهاي کشت و کشتار به روي آن ها باز مي گردد ...».
و پس از گفتاري فرمود: تو را به خدا سوگند مي دهم مبادا زمام امور خود را بدست مروان بدهي، تا هر جا که بخواهد، آن را بکشد...
عثمان گفت: «از مردم بخواه به من مهلتي بدهند، تا حقوق از دست رفته آن ها را تأمين کنم».
امام فرمود: در مورد مدينه، مهلتي در آن نيست، و بايد فوري اقدام کرد، و در مورد خارج از مدينه، مهلتش به اندازه رسيدن دستور تو، به آن ها است.[1]
به اين ترتيب: در اين تابلو نيز مي نگريم، که امام علي ـ عليه السلام ـ به عالي ترين اصول اخلاقي و سياسي، که نصيحت براي اصلاح امور مي باشد، اقدام مي کند و با کمال منطق و ادب به رسيدگي امور مي پردازد.
[1] . نگاه کنيد به خطبه 164 نهج البلاغه.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.