مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم
نخستین گام برای پاسخگویی به هنگام، مناسب و متناسب به شبهات منتشر شده در فضای فکری جامعه، شناسایی خطوط خبری – رسانهای دشمن و تحلیل آن است. مطالعه و بررسی محتواهای منتشرشده در رسانههای فارسی زبان معاند خارج از کشور و رسانههای غربگرای داخلی، نشان میدهد که دشمنان، در آرایش تبلیغاتی خود علیه ملت و نظام اسلامی، با هدف ایجاد انفعال، سردرگمی و ناامیدی در میان بخش طرفدار نظام و قشر خاکستری و ایجاد امید و انگیزه به قشر مخالف و خواهان براندازی در داخل کشور، خطوط گوناگون خبری را به صورت موازی به پیش میبردند. رصد رسانههای گوناگون فعال علیه جمهوری اسلامی در بازه 29 اسفند سال گذشته تا 6 فروردین سال جاری، از تولید و انتشار 5 خط خبریِ همزمان حکایت دارد. این خطوط خبری به صورتی پرفشار و در تکمیل یک جورچین شناختی – روانی عمل کرده و یکدیگر را تکمیل میکند. بدیهی است که بیتوجهی و عدم واکنش و مقابله مؤثر در برابر این خطوط خبری میتواند به مخاطبان انبوه این رسانهها، آسیبهای شناختی و در پی آن، آسیبهای رفتاری گوناگونی را وارد سازد. هدف دشمن در این جنگ شناختی ایجاد و استمرار چرخهای از آسیبهای شناختی – احساسی – رفتاری است که کمترین آن انفعال، ناامیدی، خشم و نفرت معطوف به نظام اسلامی و جریان انقلابی طرفدار نظام (به جای جهتگیری به سمت متجاوزان)، از خودبیگانگی ملی و پذیرش تجاوز دشمن است. در ادامه به خط خبری – رسانهای اصلی دشمن اشاره شده است.
خطوط خبری رسانههای معاند علیه جمهوری اسلامی
خط اول:
هراسافکنی: در این خط خبری، رسانههای معاند خارج از کشور (مانند اینترنشنال، بی بی سی و ایندپندنت فارسی) و خرده رسانههای جریان غربگرا و مزدور (اعم از کانالهای تلگرامی و انسان رسانهها در شبکه X) در داخل و خارج از کشور، به دنبال بزرگنمایی از حملات هوایی دشمن، فاجعه بار توصیف کردن عملی شدن تهدیدهای ترامپ در هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی و خدماتی، به ویژه نیروگاههای برق، و در مقابل، کوچکنمایی پدافند ارتش جمهوری اسلامی و حملات آفندی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و توانمندی زیرساختی مهندسی جمهوری اسلامی در مهار پیامدهای حملات به زیرساختهای خود هستند. این خط خبری، تابآوری روانی جامعه را نشانه گرفته و به دنبال ایجاد امواج نارضایتی و شورش اجتماعی است.
خط دوم:
مشروعیتبخشی به تجاوز: این خط خبری، همچون گذشته، با شدت و گستردگی زیادی دنبال میشود و در صدد مشروعیت دادن به تجاوز دشمن به ایران برای اقشار خاکستری و جلوگیری از واکنش روانی این اقشار در مقابل تجاوز آمریکا و اسرائیل است. در این خط خبری، همچنان از راهبرد تمایز میان جمهوری اسلامی و مردم ایران استفاده میشود. در این راستا تیترها، گزارشها، تبیینها و تحلیلها، به گونهای تنظیم میشود که مخاطبان این رسانهها همواره باور داشته باشند که ائتلاف آمریکایی – اسرائیلی – عربی در حال هجوم به جمهوری اسلامی و زیرساختهای آن و آزادسازی مردم از سلطه جمهوری اسلامی است! در امتداد همین خط خبری، سیاهنمایی از وضعیت کشور در 47 سال گذشته، اهریمنسازی از جمهوری اسلامی، سفیدشویی دشمنان و وطن فروشان و ترسیم یک آینده رؤیایی و جذاب و در عین حال، بسیار کلی، مبهم و نامعلوم، برای مخاطبان در دستور کار رسانههای دشمن است.
خط سوم:
سازش – تسلیم: در این خط خبری، رسانههای وابسته به دشمن، تقریبا همزمان با تهدید قرارگاه خاتم الانبیاء علیه السلام در هدف قرار دادن زیرساختهای برق، آب و گاز اسرائیل و کشورهای کمک کننده به پایگاههای آمریکا در منطقه در صورت حمله دشمن به زیرساختهای کشور، آغاز شد. در این خط خبری، به شکلهای گوناگون از مردم خواسته میشود که مقامات جمهوری اسلامی، بویژه نیروهای مسلح را برای تسلیم در برابر خواسته آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز، تحت فشار قرار دهند. این خط خبری از درماندگی دشمن در رسیدن به هدف خود از تهدید زیرساختهای کشور حکایت میکند.
برخی از موضعگیریهای سیاسی از سوی جریان غربگرای داخلی در طرح مکرر موضوع مذاکره با آمریکا در امتداد همین خط خبری قابل ارزیابی است.
خط چهارم:
تطمیع: در این خط خبری دشمن به دنبال نفوذ به سیستم امنیتی کشور از طریق تطمیع افراد سست عنصر داخلی است. تعیین جوایز چند ملیون دلاری برای دادن اطلاعاتی از مکانهای امن مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی در این راستا مطرح میشود. این خط خبری بیش از هرچیز از تمام شدن بانک اهداف دشمن در ترور شخصیتهای مؤثر و تغییرات تاکتیکی سیستم امنیتی کشور در حفاظت از مقامات کشور نشان دارد.
در امتداد این خط روانی، خط خبری دیگری دنبال میشود که در صدد تحریک سیستم امنیتی برای ارائه ناخواسته و واکنشی اطلاعات برای رفع ابهامات دشمن درباره محل اختفا و وضعیت جسمی و سلامتی مقامات کشور است. انتشار تبیینهای گوناگون با استفاده از تیترهای خاص («سرنوشت نامعلوم مجتبی خامنهای»، «کارشناسان در انتساب پیامهای سید مجتبی خامنهای به وی تردید دارند» و مانند آن)، اگرچه به ظاهر با هدف القای مبهم بودن وضعیت حیاتی و سلامتی رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای دامت برکاته و تردید در توانمندی ایشان برای اداره کشور به خاطر صدمات ناشی از ترور و به تبع آن، وارد کردن خدشه در صحت انتساب پیامهای معظم له به ایشان مطرح میشود، اما در حقیقت به دنبال تحریک سیستم امنیتی به ارائه اطلاعاتی درباره وضعیت ایشان برای رفع ابهامات دشمن درباره وضعیت ایشان است.
خط پنجم:
تزویر: در این خط خبری برخی از جریانهای فکری و شخصیتهای شناخته شده سیاسی مذهبی و نیز دولتهای خائن عربی، تلاش کردند تا در قالب تحلیلها و موضعگیریهای سیاسی و فتاوای مذهبی، روایتی وارونه از دفاع مشروع جمهوری اسلامی ایران در حمله به پایگاههای آمریکایی در کشورهای عربی غرب آسیا ارائه کنند. نمونه بارز این خط خبری، در بیانیه ضداسلامی و مزورانه الازهر نمود پیدا کرد که حمله جمهوری اسلامی به پایگاههای آمریکایی در کشورهای اسلامی را حمله به کشورهای عربی و همسایه و به زعم آنان، بیگناه، را محکوم و خواستار پایان چنین حملاتی شد. همچنین موضعگیریهای مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جماعت مسجد مکی زاهدان، نیز در ذیل همین خط خبری قابل تحلیل و ارزیابی است. وی در سه هفته اخیر، بدون آنکه حملات تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل و کمکهای کشورهای همسایه به آنها را با صراحت محکوم کند، از جمهوری اسلامی خواست که حملات دشمنان از مبدأ کشورهای عربی را بدون پاسخ بگذارد و عدم واکنش ایران را موجب خیر و برکت برای کشور دانست! همچنین برخی از شخصیتهای غربگرای داخلی مانند عباس آخوندی، وزیر اسبق مسکن و شهرسازی در دولت یازدهم و دوازدهم و علی اصغر شفیعیان، مشاور رئیس جمهوری دولت سیزدهم، نیز از جمله کسانی بودند که با سخنان دو پهلو و مزورانه تلاش کردند، موضوع آتشبس و صلح را برجسته کرده و به پندار خودشان، مطالبه به حق مردم و اکثریت مسؤولان کشور را در ادامه دفاع نظامی تا حصول انتقام شهیدان والامقام و بازدارندگی کافی برای کشور، تحت تأثیر قرار دهند.
راهبردشناسی دشمن در تعقیب خطوط رسانهای
مطالعه محتواهای منتشر شده نشان میدهد که دشمن در پیگیری اهداف خود از راهبردهای چندگانه استفاده میکند. مشروعیتبخشی به تجاوز، مشروعیتزدایی از دفاع نیروهای مسلح، القای ترس و ناامیدی، تطمیع، تزویر (سردرگمسازی شناختی مردم در قالب روایتهای جعلی) و تحریک سیستم امنیتی با هدف واداشتن سیستم به رفتارهای واکنشی (چنین راهبردی را در رابطه با وضعیت سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی مشاهده میکنیم)، مهمترین راهبردهای دشمن در جنگ شناختی روانی علیه مردم ایران است.
تاکتیکهای خبری به کار گرفته شده
- بزرگنمایی حملات نظامی دشمن،
- فاجعهسازی،
- تهدیدهای خاص و حساس،
- تطمیع افراد ضعیف النفس یا اتباع،
- استفاده از تیترهای احساسی،
- استفاده از تیترهای ارزشی،
- استفاده از استعارههای منفی، واژههای کلی، مبهم و تفسیرپذیر،
- کوچکنمایی حملات آفندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی،
- نشر اخبار جعلی، دروغ، تحریف شده، بویژه درباره رهبران نظام،
- تفسیرهای سوگیرانه و حاکی از ضعف و درماندگی از رویدادها و موضعگیریهای مقامات سیاسی کشور،
- ارعاب،
- تمسخر،
- برچسب زنی (راهپیماییهای حکومتی، ...)
- استفاده از واژههای مبهم، (مانند استفاده از واژه مردم برای اقلیت معاند و برانداز، ...)
- استفاده از واژهها و اصطلاحات مثبت برای توصیف رفتارهای دشمن (مانند: حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع سپاه) و استفاده از واژهها و اصطلاحات منفی برای توصیف رفتارهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و فعالیتهای مردمی (تجاوز ایران به کشورهای همسایه، تجمعات حکومتی)
- تولید انبوه تحلیلهای سوگیرانه از سخنان و موضعگیریهای ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی و اسرائیلی با هدف نشان دادن دست برتر آنها.
راهبردها و تاکتیکهای پیشنهادی
به نظر میرسد بهترین راهبرد در مقابله با راهبردهای و تاکتیکهای دشمن در جنگ شناختی، استفاده از راهبردها و تاکتیکهای رسانهای دشمن است. در این راستا تمرکز بر مشروعیتزدایی شدید از تجاوز آمریکا و اسرائیل، با استناد به قوانین بینالملل، منشور حقوق بشر و ارزشهای اخلاق انسانی، همچنین تمرکز بر پیامدهای جهانی و منطقههای چنین تجاوزی برای دیگر کشورها در آینده، برجستهسازی مواضع شجاعانه دفاعی ملت ایران، بویژه نیروهای مسلح در دفاع از کشور و حمله به مواضع دشمنان، تقویت روحیه ملیگرایی مثبت و حس غیرت و شجاعت ملی، تصویرسازی همزمان از مظلومیت و ظلمستیزی ملت ایران و پاسخگویی به پرسشها و شبهات عموم مردم، تفرقه اندازی میان دولتهی خائن عربی و ملتهایشان. در این راستا روشها و تاکتیکهای زیر پیشنهاد میشود:
1. کوچکنمایی از دستاوردهای دشمن،
2. تصویرسازی پررنگ از دستاوردهای نیروهای مسلح،
3. تهدید متقابل، بلکه با یک پله بالاتر دشمن،
4. رعبافکنی از پیامدهای ادامه جنگ برای دشمنان، خصوصا برای کشورهای منطقه،
5. استفاده از واژهای منفی، احساسی و جهتدار برای توصیف رفتارهای دشمنان،
6. ارسال پیامهای متناقض برای گیجکردن دشمن،
7. استمرار بخشیدن به فضای حماسی و شورانگیز راهپیماییها و تجمعات شبانه در سراسر کشور،
8. ساماندهی گروههای تبلیغی و تبیینی برای گفتگوی چهره به چهره با قشر خاکستری،
9. انبوهسازی تحلیلهای جهتدار علیه موضعگیرها و کنشهای مقامات سیاسی و نظامی دشمن در رسانه ملی و شبکه اجتماعی داخلی،
10. تولید و انتشار انواع محتواهای تبلیغی و تبیینی در پاسخ به شبهات و پرسشهای مرتبط با جنگ و دفاع، برای گروههای سنی مختلف در پلتفرمهای داخلی، رسانه ملی و حتی رساندن پیام از طریق بلندگوهای سیار در کوچهها و خیابانهای شهرها.
]]>
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.