بسم الله الرحمن الرحیم
نخستین گام برای پاسخگویی به هنگام، مناسب و متناسب به شبهات منتشر شده در فضای فکری جامعه، شناسایی خطوط خبری – رسانهای دشمن و تحلیل آن است. مطالعه و بررسی محتواهای منتشرشده در رسانههای فارسی زبان معاند خارج از کشور و رسانههای غربگرای داخلی، نشان میدهد که دشمنان، در آرایش تبلیغاتی خود علیه ملت و نظام اسلامی، با هدف ایجاد انفعال، سردرگمی و ناامیدی در میان بخش طرفدار نظام و قشر خاکستری و ایجاد امید و انگیزه به قشر مخالف و خواهان براندازی در داخل کشور، خطوط گوناگون خبری را به صورت موازی به پیش میبردند. رصد رسانههای گوناگون فعال علیه جمهوری اسلامی در بازه 9 تا 25 اسفندماه جاری از تولید و انتشار هشت خط خبری همزمان حکایت دارد. این خطوط خبری به صورتی پرفشار و در تکمیل یک جورچین شناختی – روانی عمل کرده و یکدیگر را تکمیل میکند. بدیهی است که بیتوجهی و عدم واکنش و مقابله مؤثر در برابر این خطوط خبری میتواند به مخاطبان انبوه این رسانهها، آسیبهای شناختی و در پی آن، آسیبهای رفتاری گوناگونی را وارد سازد. هدف دشمن در این جنگ شناختی ایجاد و استمرار چرخهای از آسیبهای شناختی – احساسی – رفتاری است که کمترین آن انفعال، ناامیدی، خشم و نفرت معطوف به نظام اسلامی و جریان انقلابی طرفدار نظام (به جای جهتگیری به سمت متجاوزان)، از خودبیگانگی ملی و پذیرش تجاوز دشمن است. در ادامه به هشت خط خبری – رسانهای اصلی دشمن اشاره شده است.
خطوط خبری رسانههای معاند علیه جمهوری اسلامی
خط اول:
تخریب شخصیت رهبر شهید و سیاهنمایی از دوران پرشکوه رهبری ایشان: در این خط خبری، که از طریق تولید و انتشار انبوهی از مقالات، مصاحبهها، یاداشتها و محتواهای شنیداری – دیداری دنبال میشود، دشمن تلاش میکند تا دوران رهبری و زعامت رهبر شهید را دورانی سیاه، تاریک، پرخطا و ضد منافع ملی و خطرناک برای نظام بین الملل، بویژه برای امنیت و ثبات منطقه غرب آسیا معرفی کند. این خط خبری با دو هدف دنیال میشود: یک: مشروعیتبخشی به تجاوز دشمن، بویژه جنایت هولناک و ضد انسانی ترور رهبر شهید و دوم: مشروعیتزدایی از دفاع نیروهای نظامی کشور در مقابله با تجاوز آمریکا و اسرائیل. مخاطبان این گونه محتواها ناخودآگاه تسلیم خواهند شد که آمریکا و اسرائیل برای دفاع از منافع خودشان و ثبات و امنیت منطقه و جهان، راهی جز ترور رهبر شهید و حمله به ایران نداشتهاند و تجاوز آنها در راستای دفاع از صلح و ثبات منطقه بوده است.
خط دوم:
تخریب شخصیت رهبر معظم انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنهای: انتخاب خلف صالح رهبر شهید از سوی مجلس خبرگان، به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، هرچند از گذشته جزء پیشبینیهای محافل سیاسی – امنیتی غرب بوده است و از همین رو از سالهای پیش، رسانههای معاند، تصویر سازی منفی از ایشان را همواره به عنوان یک خط خبری دنبال کردهاند، لیکن در دو هفته اخبر و بویژه پس از اعلام نظر مجلس خبرگان، خط خبری پرفشاری با هدف تخریب شخصیت و القای عدم مشروعیت انتخاب ایشان و نیز القای نوعی هراس از آینده کشور در دوران رهبری ایشان، به عنوان یک خط خبری مستقل دنبال میشود.
خط سوم:
بزرگنمایی از حملات متجاوزانه دشمن و رعبانگیز بودن قدرت نظامی و گستردگی و حجم حملات، باهدف ترساندن مردم و القای هراس شدید و ایجاد انفعال در عزم و اراده ملی: در این خط خبری رسانههای معاند با تمرکز بر تهدیدهای ترامپ و دیگر سران آمریکا و رژیم صهیونیستی، انعکاس گسترده تصاویر مربوط به حملات متجاوزان و ظرفیتهای بالفعل و بالقوه آنان در زدن ضربات بیشتر به جمهوری اسلامی است.
خط چهارم:
کوچکنمایی و کم ارزش نشان دادن دستاورهای نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و القای ضعف پدافندی و آفندی ایران در برابر دشمنان: رسانههای دشمن در این خط خبری با سانسور شدید حملات نیروهای مسلح ایران از یک سو و ادعای ساخت تصاویر اصابتهای موشکی و پهبادی ایران، توسط هوش مصنوعی به دنبال بیارزش جلوه دادن این حملات تضعیف امید ملی و انگیزه مردن در دفاع از نیروهای مسلح و مقابله با تجاوز دشمنان است.
خط پنجم:
کاستن از اهمیت جایگاه رهبری سوم: این خط عمدتا در رسانههای غربگرای داخلی دنبال میشود به دنبال کاستن از اهمیت انتخاب خبرگان و نقش آیت الله سید مجتبی خامنهای در آینده کشور و تحولات پیش رو است. در این خط خبری به جای توجه به اهمیت انتخاب خبرگان و صلاحیتهای شخصیتی و شخصی رهبر معظم انقلاب، صرفا به چالشهای پیشرو و راهبردهایی که ایشان باید برای اثرگذاری بر تحولات کنونی و آینده کشور انجام دهد، متمرکز است. مطالب به گونهای است که گویی ایشان نه تنها اشراف مطلوبی بر مسائل کشور ندارد، بلکه از نوعی ناتوانی راهبردی برای مدیریت کلان کشور رنج خواهد برد. این رسانههای همچنین به صورت تلویحی و ظریفانه، انتخاب ایشان را نوعی انتخاب احساسی ناشی از شهادت پدر و شرایط جنگی ترسیم میکنند.
خط ششم:
آتش بس، مذاکره و صلح: این خط نیز توسط رسانههای غربگرای داخلی دنبال میشود و به دنبال القای وجود شرایط بحرانی در کشور و ضرورت استفاده از همه اهرمهای موجود برای پایان جنگ و رسیدن به صلح، بویژه اهرم مذاکره با آمریکا است. در این خط خبری، اگرچه تجاوز آمریکا و اسرائیل به ظاهر محکوم میشود، لیکن تمرکز بر ضرورت پایان سریع جنگ و برقراری صلح بدون توجه به الزامات منطقی و مشروع آن، از نوعی پروپاگاندای رسانه ای برای ایجاد زمینه سازی برای صلح تحمیلی به جمهوری اسلامی حکایت میکند.
خط هفتم:
حمله به اعتقادات شیعه: شبکههای وهابی و کانالهای فعال آنان نیز در این دو هفته به دنبال تکمیل پازل جنگ ترکیبی دشمن بودهاند. از مصاحبه با رضا پهلوی و بازتاب دادن رسانهای به آن، تا تمسخر اعتقادات شیعه در توسل و استمداد به ائمه و یاری جستن از امام زمان علیهم السلام.
خط هشتم:
واگرایی ملی: در این خط خبری، که عمدتا توسط رسانههای معاند فارسی زبان خارج از کشور دنبال میشود، دشمن به دنبال برجستهسازی واگرایی بخشی اندک از ایرانیان خارج و داخل کشور در حمایت از تجاوز دشمن و خشنودی از حملات آنها، بویژه ترور رهبر شهید انقلاب است. این خط خبری با هدف تشدید دو قطبی موجود و دامن زدن به نفرت و خشم طرفین و ایجاد و تقویت زمینههای جنگ داخلی دنبال میشود. رسانه تروریستی اینترنشنال با گشودن یک خط رسانهای برای پیامهای مخاطبان، علاوه بر ایجاد زمینه جاسوسی از مراکز مهم نظامی و امنیتی کشور، به دنبال القای این ذهنیت به مخاطبان خود است که مردم ایران نه تنها از تجاوز آمریکا و اسرائیل ناراضی نیستند، بلکه در حال کمک به متجاوزین برای انجام حملاتی دقیقتر و هدفمندتر هستند.
راهبردشناسی دشمن در تعقیب خطوط رسانهای
مطالعه محتواهای منتشر شده نشان میدهد که راهبردهای اصلی دشمن در پیگیری خطوط خبری بالا عبارت است از: مشروعیتبخشی به تجاوز و جنایات دشمنان، شکست مقاومت مردم از طریق القای ترس و ناامیدی، مشروعیتزدایی و بی اهمیت جلوهدادن آرایش چندگانه پدافندی و آفندی جمهوری اسلامی در برابر تجاوز دشمنان و برسازی تصویری ضعیف و منفعل از ملت در برابر دشمن.
تاکتیکهای خبری به کار گرفته شده
- بزرگنمایی حملات نظامی دشمن،
- کوچکنمایی حملات آفندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی،
- نشر اخبار جعلی، دروغ، تحریف شده، بویژه درباره رهبران نظام،
- تفسیرهای سوگیرانه و حاکی از ضعف و درماندگی از رویدادها و موضعگیریهای مقامات سیاسی کشور،
- تهدید و ارعاب،
- تمسخر،
- برچسب زنی (راهپیماییهای حکومتی، ...)
- استفاده از عکسها و کلیپهای تکراری متعلق به گذشته،
- استفاده از واژههای مبهم، (مانند استفاده از واژه مردم برای اقلیت معاند و برانداز، ...)
- استفاده از واژهها و اصطلاحات مثبت برای توصیف رفتارهای دشمن (مانند: حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع سپاه) و استفاده از واژهها و اصطلاحات منفی برای توصیف رفتارهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و فعالیتهای مردمی (تجاوز ایران به کشورهای همسایه، تجمعات حکومتی)
- تولید انبوه تحلیلهای سوگیرانه از سخنان و موضعگیریهای ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی و اسرائیلی با هدف نشان دادن دست برتر آنها،
راهبردها و تاکتیکهای پیشنهادی
به نظر میرسد بهترین راهبرد در مقابله با راهبردهای و تاکتیکهای دشمن در جنگ شناختی، استفاده از راهبردها و تاکتیکهای رسانهای دشمن است. در این راستا تمرکز بر مشروعیتزدایی شدید از تجاوز آمریکا و اسرائیل، با استناد به قوانین بینالملل، منشور حقوق بشر و اخلاقی انسانی، برجستهسازی مواضع کاملا دفاعی و شجاعانه ملت ایران بویژه نیروهای مسلح، در دفاع از کشور و حمله به مواضع دشمنان، تقویت روحیه ملیگرایی مثبت و حس غیرت و شجاعت ملی، تصویرسازی همزمان از مظلومیت و ظلمستیزی ملت ایران و پاسخگویی به پرسشها و شبهات عموم مردم. در این راستا روشها و تاکتیکهای زیر پیشنهاد میشود:
- کوچکنمایی از دستاوردهای دشمن،
- تصویرسازی پررنگ از دستاوردهای نیروهای مسلح،
- تهدید و رعبافکنی از پیامدهای ادامه جنگ برای دشمنان، خصوصا برای کشورهای منطقه،
- استفاده از واژهای منفی و جهتدار برای توصیف رفتارهای دشمنان،
- ارسال پیامهای متناقض برای گیجکردن دشمن،
- استمرار بخشیدن به فضای حماسی و شورانگیز راهپیماییها و تجمعات شبانه در سراسر کشور،
- ساماندهی گروههای تبلیغی و تبیینی برای گفتگوی چهره به چهره با قشر خاکستری،
- انبوهسازی تحلیلهای جهتدار علیه موضعگیرها و کنشهای مقامات سیاسی و نظامی دشمن در رسانه ملی و شبکه اجتماعی داخلی،
- تولید و انتشار انواع محتواهای تبلیغی و تبیینی در پاسخ به شبهات و پرسشهای مرتبط با جنگ و دفاع، برای گروههای سنی مختلف در پلتفرمهای داخلی و رسانه ملی.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.