یادداشت‌ها

ولایت فقیه؛ کارآمدترین نظریه حکمرانی در عصر غیبت

  • نشان کردن

نظریه ولایت فقیه با مؤلفه‌های سه‌گانه (دانایی، اخلاق، توانایی) کامل‌ترین الگوی حکمرانی پس از حکومت معصوم است. کارآمدی آن در تجربه زیسته نظام جمهوری اسلامی به اثبات رسیده است. مخالفت‌ها عمدتاً ناشی از بررسی‌های ناقص، مقایسه‌های جزئی، نادیده گرفتن موفقیت‌ها و انتظارات بیش از حد است. رهبری نیازی به جامعیت همه علوم ندارد، بلکه مدیریت کلان و آگاهی سیاسی در کنار فقه گسترده شیعی کافی است. مردم همچنان محور نظام هستند و در تشکیل، صیانت، پیشبرد و تصحیح مسیر نظام نقش اساسی دارند.

1. ارزیابی نظریه ولایت فقیه از دو منظر تحلیلی و تاریخی

برای ارزیابی یک نظریه یا مدل سیاسی حکمرانی، دو روش وجود دارد:

الف) ارزیابی تحلیلی: بررسی مؤلفه‌های نظریه و پیش‌بینی نتایج طبیعی آن.

ب) ارزیابی تاریخی: بررسی تجربه تحقق آن نظریه در عمل.

وقتی ولایت فقیه را از منظر مؤلفه‌ها بررسی می‌کنیم، هیچ گونه کم و کاستی مشاهده نمی‌شود. در مقایسه با سایر نظریه‌های سیاسی، ولایت فقیه کامل‌ترین الگوی ممکن (پس از حکومت معصوم) است که می‌تواند کارآمد، مفید و مؤثر باشد.

 

2. سه دسته مؤلفه ولایت فقیه در قانون اساسی

مؤلفه‌های ولایت فقیه در سه دسته طبقه‌بندی می‌شوند و هر سه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دقیقاً دیده شده است:

الف) مؤلفه‌های دانایی و دانش: تسلط کافی بر احکام الهی در حوزه حکمرانی (در ریز و درشت مسائل)؛ توانایی کشف حکم الهی به عنوان بهترین و مناسب‌ترین حکم.

ب) مؤلفه‌های اخلاقی: عدالت، تقوا، عدم خودخواهی (در مقابل حاکمانی که جامعه را به کام خود می‌کشند).

ج) مؤلفه‌های توانایی: قدرت مدیریت جامعه (کفایت).

این مؤلفه‌ها اساسی‌ترین بنیادهای لازم برای حکمرانی صحیح هستند. در مقایسه با ویژگی‌هایی که برای رهبران جهان در نظام‌های سیاسی مختلف (چه در قانون اساسی و چه در قانون عادی کشورهایی مانند انگلستان) پیش‌بینی شده، نظریه ولایت فقیه بسیار برتر و قوی‌تر است.

 

3. کارآمدی ولایت فقیه از منظر جامعه‌شناسی سیاسی

جامعه‌شناسی سیاسی به این نتیجه رسیده است که کارآمدی یک نظام سیاسی ارتباط وثیقی با فرهنگ و نظام ارزشی حاکم بر جامعه دارد. حکومتی که با ارزش‌های مسلط جامعه همخوانی دارد، کارآمد است؛ زیرا جامعه به آن رغبت دارد، فرمانبری می‌کند، همراهی می‌کند، تعاون دارد و مشارکت سیاسی می‌کند. اما جامعه‌ای که نظام حاکم بر آن با ارزش‌های مسلط اجتماعی سازگار نباشد، دچار مخالفت مدنی می‌شود.

در جامعه دینی، بهترین حکومت، حکومتی است که مبتنی بر ارزش‌ها و فرهنگ دینی باشد. بهترین قالب حکومت دینی در درجه اول حکومت امام معصوم و در غیاب او، ولایت فقیه است. تجربه زیسته در نظام جمهوری اسلامی ایران به خوبی کارآمدی ولایت فقیه را نشان می‌دهد، به ویژه وقتی با نظام‌های حاکم پیش از انقلاب مقایسه شود.

 

4. علل مخالفت‌ها با نظریه ولایت فقیه

مخالفت‌ها با ولایت فقیه سطوح و علل مختلفی دارد:

الف) نگرش جامع در مقابل نگرش ناقص: برخی افراد بررسی‌های بسیار ناقص انجام می‌دهند و با دیدن یک نقطه ضعف (و نادیده گرفتن نقاط قوت متعدد) نتیجه می‌گیرند که این مدل کارآمد نیست.

ب) مقایسه‌های جزئی و ناقص: مانند مقایسه ضعف یک دانش‌آموز در یک درس با قوت دانش‌آموز دیگر در درس دیگر که به خطا در قضاوت می‌انجامد.

ج) نادیده گرفتن موفقیت‌ها: بسیاری از موفقیت‌های نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفته می‌شود یا به «پیشرفت زمان» نسبت داده می‌شود، در حالی که:

پیشرفت زمان برای همه هست، اما چرا بسیاری از جوامع حرکت نمی‌کنند و جلو نمی‌روند؟

پیشرفت‌های زمانه از ۱۰۰ سال پیش از انقلاب در ایران وجود داشت، اما در خودشان نشان ندادند و عقب‌ماندگی‌های فوق‌العاده‌ای داشتیم.

د) انتظارات بیش از حد واقع بینانه: مشکلات اقتصادی موجود ریشه در سه عامل دارد:

مشکلات ساختاری به‌جا مانده از گذشته (ریشه‌دار و زمان‌بر)

تحریم‌های دشمنان (که هر جامعه دیگری را از پا درآورده بود)

مشکلات رفتاری داخلی (کوتاهی‌ها، کم‌کاری‌ها یا پیروی از سیاست‌های نادرست)

برای ارزیابی کارنامه ولایت فقیه باید دید اگر ولایت فقیه نبود، در جامعه‌ای با این همه مسائل، چه می‌شد. بسیاری از گردنه‌های سخت که می‌توانست منجر به شکست و ناکامی بزرگ شود، از طریق رهنمودها و هدایت‌های ولی فقیه به نتایج مطلوب رسیده است.

هـ) مقایسه سطح زندگی امروز با گذشته: سطح زندگی امروز بسیار بالاتر از دوران پیش از انقلاب است. حتی همان فقری که امروز می‌بینیم، در مدل حکومت قبلی جزو اقشار مرفه محسوب می‌شد. امکانات رفاهی، خیابان‌ها، نظام بهداشتی، نظام آموزشی و دیگر بهره‌مندی‌ها امروز بسیار بالاتر است. به عنوان نمونه:

در استان سیستان و بلوچستان، پیش از انقلاب شش ماه یک بار چند کارتن دارو می‌آمد.

آزمایش یک نمونه خون نیاز به بلیط تهران و ارسال به خارج از کشور داشت و چند ماه طول می‌کشید.

امروز در همه جای کشور بهترین امکانات، متخصصان و مکان‌های درمانی وجود دارد.

بنابراین، با وجود برخی مشکلات و کاستی‌ها، ولایت فقیه همچنان بهترین الگو برای جامعه است.

 

5. آیا رهبر باید جامع علوم مختلف باشد؟

اولاً، در هیچ کجای دنیا از رهبران عالی سیاسی (رئیس‌جمهور، صدراعظم، پادشاه) جامعیت علوم مختلف انتظار نمی‌رود. مدیریت کلان نیازمند مدیریت استراتژیک است؛ هر چه دایره مدیریت بالاتر و کلان‌تر می‌رود، نیاز به تخصص‌های خرد کمتر و نگاه کلان‌نگر بیشتر می‌شود.

ثانیاً، فقه شیعی فقط به احکام طهارت و نجاست و نماز محدود نیست. فقه شامل احکام حقوقی، قضایی، اقتصادی و همه حوزه‌های مورد نیاز انسان می‌شود. یک فقیه مجتهد مطلق، به تعبیری اقتصاددان اسلامی و حقوقدان اسلامی است.

ثالثاً، در قانون اساسی شرط شده است که رهبر باید از شعور سیاسی و درک بالای مسائل سیاسی-اجتماعی برخوردار باشد و توان مدیریت کلان جامعه را داشته باشد. این به این معنا نیست که یک نفر را از گوشه حجره بردارند و در رأس جامعه بگذارند.

نمونه بارز، امام خمینی (ره) است. ایشان پیش از رهبری، مشاور سیاسی آیت‌الله بروجردی بودند و در فضای سیاست و اجتماع حضور داشتند. در دوران جنگ، هنگامی که ارتشبد ظهیرنژاد (بالاترین مقام نظامی کشور) گزارش داد که مهمات و تسلیحات فقط برای چند هفته کافی است، امام فرمود: «مگر آمریکا ایران را ژاندارم منطقه در برابر شوروی قرار نداده بود؟ مگر می‌شود یک نظامی که آمریکا ساخته باشد در برابر شوروی، چنین امکانات محدودی داشته باشد؟ بروید بگردید پیدا کنید.» پس از جستجو، تجهیزات پنهانی کشف شد که حتی سران ارتش از آن بی‌خبر بودند.

ولی فقیه کسی است که با مسائل سیاسی آشناست و در عین حال، از گستره علمی فقه نیز بهره می‌برد.

 

6. جایگاه و محوریت مردم در نظام ولایت فقیه

آیا در ساختار حکمرانی مبتنی بر ولایت فقیه، مردم همچنان محور هستند؟

اگر محوریت به معنای دموکراسی ایدئولوژیک مبتنی بر اومانیسم (انسان‌مداری و کنار گذاشتن خدا) باشد، قطعاً این معنا مراد نیست. اما محوریت به این معنا که نظام اسلامی با حضور مردم شکل می‌گیرد، با همراهی مردم تداوم پیدا می‌کند و مردم در آن نقش دارند، قطعاً وجود دارد. نظام جمهوری اسلامی از دموکراتیک‌ترین نظام‌های سیاسی دنیاست.

اگرچه بنیاد مشروعیت الهی است، اما مردم در طول مشروعیت الهی سهم دارند (مردم‌سالاری دینی به تعبیر رهبر شهید). وجوه محوریت مردم عبارت است از:

تشکیل نظام: نظام با حضور مردم شکل گرفته است.

صیانت از نظام: از ابتدا تاکنون، مردم پای کار نظام ایستاده‌اند و از آن حراست کرده‌اند.

کمک به نظام در رسیدن به اهداف عالی: حضور مردم در صحنه‌های مختلف.

تصحیح مسیر نظام در صورت خطا: اگر مسئولانی دچار کم‌کاری، اشتباه یا انحراف شوند، مردم با مطالبات به حق خود، به عنوان نیروی کنترل کننده نظام، جلوی انحراف قطار انقلاب را می‌گیرند و آن را به ریل خود بازمی‌گردانند.

نمونه روشن این محوریت، حضور مردم در ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۳ پس از شهادت رهبر عزیز بود که خیابان‌ها همچنان پر از جمعیت بود و مردم حضور داشتند.

 

7. جمع‌بندی

نظریه ولایت فقیه با مؤلفه‌های سه‌گانه (دانایی، اخلاق، توانایی) کامل‌ترین الگوی حکمرانی پس از حکومت معصوم است. کارآمدی آن در تجربه زیسته نظام جمهوری اسلامی به اثبات رسیده است. مخالفت‌ها عمدتاً ناشی از بررسی‌های ناقص، مقایسه‌های جزئی، نادیده گرفتن موفقیت‌ها و انتظارات بیش از حد است. رهبری نیازی به جامعیت همه علوم ندارد، بلکه مدیریت کلان و آگاهی سیاسی در کنار فقه گسترده شیعی کافی است. مردم همچنان محور نظام هستند و در تشکیل، صیانت، پیشبرد و تصحیح مسیر نظام نقش اساسی دارند.

گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.