1. درآمد: هدایت دلها و جواز سکوت رهبر شهید
خداوند دلها را هدایت میکند. حدود بیست سال پیش از شهادت، دشمنان هجمههای زیادی به امام عزیز، حضرت آیتالله خامنهای (ره) وارد میکردند. آنها با بررسیهایی که در اندیشکدههای خود انجام داده بودند، گمان میکردند ادامه مسیر انقلاب توسط شخصیتی مثل ایشان میتواند برای جبهه استکبار خطرناک باشد و عامل قوت جبهه انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت گردد.
افراد زیادی در مظان مسئله جانشینی بودند، ولی در این بیست سال بیشترین هجمه به ایشان شد. رهبر شهید انقلاب (امام خمینی) فرزندان دیگری نیز داشتند که همه آن بزرگواران با چشم روشنی هستند و اهل فضل میباشند، اما در میان چهار فرزند، ایشان بیشتر مورد هجمه قرار گرفت. امام شهید هرگز اشارهای به این مباحث نمیکردند و اجازه طرح چنین مباحثی را نمیدادند.
نکتهای در برخی رسانهها مطرح شده بود که رهبر انقلاب (آیتالله خامنهای) با مطرح شدن نام فرزندانشان در کمیسیون خبرگان مخالفت کردهاند، اما وقتی از ایشان سؤال شد فرمودند: «نه، چنین چیزی نگفتم.» ایشان سکوت کردند؛ نه توصیهای کردند و نه منعی، زیرا جامعه در مقطعی مانند زمان ما مضطر به یک رهبر حی میشود و اگر ایشان منع میکردند، عملاً جامعه دچار انسداد میشد.
2. هدایت دلها به سوی رهبر جدید
دل همه مردم و خبرگان (که بخشی از مردم هستند) هدایت شد. همانطور که در سال ۱۳۵۷ پس از پیروزی انقلاب و سرنگونی رژیم ستمشاهی، همه اقشار مردم به دنبال امام خمینی (ره) بودند و شعار «رهبر خمینی» میدادند، همین اتفاق در بازه زمانی دهم اسفند (روز شهادت امام شهید) تا هفدهم اسفند رخ داد. در این بازه، مردم آرامآرام احساس کردند که آن کسی که میتواند راه امام شهید را بدون کوچکترین تغییری، با همان سرعت و دقت ادامه دهد، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای است؛ دلها هدایت شد.
3. بررسی شرایط رهبری توسط خبرگان
الف) وظیفه شرعی و قانونی خبرگان
خبرگان بر اساس قسمی که مقابل قرآن کریم خوردهاند، وظیفه داشتند با دقت تمام شرایط رهبری مندرج در قانون اساسی را بررسی کنند. در خبرگان کمیسیونی وجود دارد که افرادی را که در مظان رهبری و جانشینی هستند بررسی کرده و برایشان پروندههای مجزایی تشکیل میدهد. یقیناً رهبر عزیز انقلاب (آیتالله مجتبی خامنهای) نیز یکی از آن افراد بود و تحقیقات لازم درباره ایشان انجام شده بود.
ب) ابعاد بررسی شده
تحقیقات از جهتهای زیر انجام شده بود:
اول. علمیت و اجتهاد (که باید احراز میشد)
دوم. مدیریت و تدبیر
سوم. شجاعت
چهارم. سلامت مالی و زهد (که ولی جامعه باید داشته باشد)
ج) تأیید ویژگیها توسط امام شهید
همه این شرایط که هم در قانون اساسی آمده و هم در بیان امام شهید و امام راحل بر لزوم دارا بودن آنها برای ولی فقیه تأکید شده، در ایشان وجود داشت. آخرین دیدار با امام شهید در دوازدهم آبان ۱۴۰۳ بود. ایشان در آنجا برخی از ویژگیهای کسی را که باید پس از ایشان مسئولیت را بر عهده بگیرد تصریح کردند. همچنین در جلسات با کمیسیون تحقیق به آن بزرگواران فرموده بودند که روی این ویژگیها بیشتر دقت کنند. بنابراین ایشان بررسی شده بودند و پروندهای مفتوح در مقام بررسی داشتند.
4. شرایط سخت امنیتی و تهدیدهای دشمن
الف) واکنش به شهادت امام شهید
پس از اعلام رسمی شهادت امام عزیز، اعضای محترم هیئت رئیسه خبرگان جلسات متعددی برگزار کردند. شرایط بسیار سخت بود. تجمعات مختلفی از جمله تجمعات نظامیان شکل میگرفت و مجموعههای مختلف مورد ضربه قرار میگرفتند.
ب) زبان پیام با دشمن
از بچههای حزبالله یاد گرفته شده که با اسرائیل حرف نمیزنیم، بلکه با زبان سلاح و موشک پیام مبادله میکنیم. برای نمونه، اگر اسرائیل پروژهای را شروع میکرد و ما متوجه میشدیم، موشکی در اطراف آنجا میزدیم تا بفهمد در جریان هستیم. آنها نیز همین کار را میکردند. گاهی اوقات اخطارها به همین شکل بود.
ج) حملات به ساختمانهای خبرگان
پس از اصابت به بیت رهبری، یکی دو روز بعد دو ساختمان متعلق به مجلس خبرگان در تهران مورد ضرب قرار گرفت. خود ترامپ ملعون نیز در فضای مجازی پیام میداد که «جمهوری اسلامی حتماً باید یک رهبر میانهرو انتخاب کند» (تعبیر میانهرو از نظر آنها کسی است که انقلابی نباشد). این اخطارها همراه با تخریب ساختمانها داده میشد.
یکی از جلسات قرار بود سهشنبه ۱۲ اسفند در قم، در ساختمان مرکزی دبیرخانه خبرگان برگزار شود. آنجا نیز مورد اصابت قرار گرفت و ۱۳ نفر به شهادت رسیدند: سه نفر از کارمندان دبیرخانه، چند نفر از پاسداران حفاظت، برخی از عابران، یک خانم و دو کارگر ساختمانی در ساختمان مجاور.
د) لغو جلسات به دلیل تهدیدات امنیتی
کار دشوار شد. از یک سو قانون و آییننامه داخلی خبرگان بر برگزاری حضوری جلسه تأکید داشت. دو بار برای جلسه دعوت شدیم، ولی هر بار با تهدید مواجه شدیم و مسئولان امنیتی اعلام کردند جلسه لغو شود. تا این که به یکشنبه هفدهم رسیدیم. صبح یکشنبه حدود ساعت ۴:۳۰، یک دفتر قدیمی دیگر از خبرگان مورد اصابت قرار گرفت. این چهارمین اخطاری بود که آنها میدادند.
هـ) ایثار و شجاعت اعضا
هیأت رئیسه در این فضا هم برای تشکیل جلسه تلاش میکرد و هم مسئولان امنیتی، پاسداران عزیز حفاظت و استانهای مختلف کوشیدند جلسه به صورت حضوری برگزار شود. واقعاً یک عملیات استشهادی به وقوع پیوست. همه بچههای سپاه و اعضای محترم مجلس خبرگان با وجود تهدیدها میگفتند: «ما باید برویم.» قطعی بود که هر لحظه امکان حمله وجود داشت، اما خداوند سکینهای بر قلب حاضران جلسه انداخته بود. به چهرهها نگاه میشد و هیچ ترسی دیده نمیشد. تنها نگرانی این بود که مبادا پیش از پایان جلسه، جلسه زیر ضربه برود و آن نتیجهای که ملت در انتظارش بود حاصل نشود.
5. برگزاری جلسه تاریخی و انتخاب رهبر
الف) تشکیل جلسه و رأیگیری
به لطف خدا، جلسه به خوبی و با همان وزانت اداره شد. بیش از ۹۱ درصد حاضران (چون جلسه به نصاب دو سوم رسیده بود) دقیقاً طبق آییننامه به رهبر عزیز انقلاب رأی دادند. سپس ایشان توسط دبیرخانه محترم مجلس خبرگان به جامعه معرفی شدند.
ب) تدابیر احتیاطی
کار احتیاطی نیز انجام شده بود: همان روز یکشنبه، آرای مکتوب آقایان جمعآوری شد تا اگر خدای نکرده در حین انتقال اعضای خبرگان به جلسه حادثهای رخ داد، این آرا حداقل موجود باشد و تصمیمگیری برای مسئولان نظام راحتتر شود. از همه اعضا با امضا رأی گرفته بودند. به محض آغاز جلسه، همه مطالبه داشتند که هرچه زودتر تعرفهها در اختیار دوستان قرار گیرد و رأی نوشته شود، زیرا دوستان امنیتی مدت کوتاهی را برای جلسه در نظر گرفته بودند.
ج) اجماع و هدایت قلبی
چند نفر کاندیدا بودند؟ همه اجماع داشتند که ایشان باید باشد؛ یعنی گزینههای دیگری مطرح نبود. آن یک هفته فرصتی بود که اگر کسی نظر یا بحثی دارد مطرح کند. افراد همدیگر را در مکانهای خاص میدیدند و گفتگوهای پیش از جلسه انجام شده بود. همه آماده بودند که رأی را فقط به صورت رسمی بنویسند و تقدیم کنند. قلبها به گونهای هدایت شده بود؛ همه منتظر بودند که این کار فقط از نظر شکلی رسمیت پیدا کند.
6. لحظه اعلام نتیجه و واکنش مردم
الف) فضای جلسه پس از رأیگیری
به محض شمارش آرا و اعلام نتیجه، نمایندهها برخاستند و همه تکبیر میفرستادند. حالت حماسی به وجود آمد، شبیه میدان و خیابان که برای مردم اتفاق میافتد. در درون مجلس خبرگان نیز اعضا تکبیر گفتند و همه یک تسفی خاطری یافتند. آن هفت، هشت روز نگرانی که آیا میتوان این مسئولیت را به انجام رساند و پیش از شهادت، آنچه بر عهده بود انجام داد، اکنون احساس میشد که الحمدلله این کار انجام شد و ذمّه از این زحمت و مأموریت فارغ گشت.
ب) اعلام خبر به مردم و واکنش
پس از پایان جلسه، تا محل اسکان رسیده و تلویزیون روشن شد. زیرنویس نوشته بود: «به زودی بیانیه خبرگان برای انتخاب رهبر سوم جمهوری اسلامی اعلام میشود». سپس پخش زنده نشان میداد که مردم دعای جوشن میخوانند. ناگهان خبر اعلام شد. وقتی مردم شنیدند، همه با وجود حُزن و اندوه ناشی از شهادتها، قلبشان تشفی خاطری یافت و آرامش پیدا کرد. همه تکبیر گفتند. این التیامی بود بر آن داغ بزرگ و عظیم از دست دادن امام شهید.
ج) اطلاع رهبر جدید از طریق تلویزیون
نکته جالب در نخستین پیام رهبر عزیز این بود که ایشان فرمودند: «من از تلویزیون خبر را مطلع شدم.» یعنی به ایشان اعلام نشده بود و بدین شکل آگاه شدند. فاصله زمانی پایان رأیگیری تا اعلام خبر حدود چهل و پنج دقیقه بود. جلسه نزدیک یازده و ربع صبح تمام شد. نه چند ساعت بعد، بلکه حدود چهل و پنج دقیقه صبر کردند تا اعضا متفرق شوند و به مکانهای امن برسند (شاید یک ربع یا بیست دقیقه) و سپس خبر تنظیم و به صداوسیما منتقل شد. به همین دلیل آن فاصله اجازه نمیداد که به ایشان دسترسی پیدا کنند.
7. پاسخ به شبهه تأخیر در اعلام
الف) چرا دو بار اقدام و با تهدید مواجه شدیم
دو بار اقدام شد و تهدید صورت گرفت. حفظ جان عزیزان اهمیت داشت، زیرا اگر خدای نکرده صدمهای به برخی از آنها میرسید، هنوز به نتیجه نرسیده بودیم و نصاب نیز دچار مشکل میشد. باید مسائل امنیتی رعایت میگردید، همانطور که شورای موقت سهنفره اصل ۱۱۱ تأکید کرده بود. همه این دغدغهها باید لحاظ میشد.
ب) لزوم دقت بیشتر
ساختمان سهشنبه ۱۲ اسفند مورد اصابت قرار گرفت و پس از آن نیز تهدیدهای دیگری وجود داشت. ایجاب میکرد دقت بیشتری به خرج دهیم. همه آماده بودند و مجتمع، فقط باید دوستان امنیتی مجوز برگزاری حضوری را صادر میکردند. پس از جلسه، فیلمبرداری شد و مستند گردید تا بهانهای باقی نماند. همه چیز به صورت مکتوب در صورتجلسه ثبت گردید.
با توجه به شدت مسائل امنیتی، فیلمبردارها با دوربینهای دستی حاضر نشدند، ولی جلسه فیلمبرداری شد. تلاش به بهترین نحو انجام گرفت. الحمدلله خداوند کمک کرد و دشمن را نابینا نمود. هیچ گزندی حاصل نشد و رأیگیری با رأی بالا انجام شد.
8. بررسی علمی صلاحیت رهبر جدید (فراتر از احساسات)
ارادت به خانواده رهبر شهید و خود ایشان و نیز ارادت به امام حی (آیتالله خامنهای) مانع از انجام گفتگوهای کارشناسی نشد. برخی آقایان برای بحث اجتهاد ایشان – با اینکه مورد تأکید بزرگان و مراجع بود و اجتهاد ایشان برای بسیاری از ما محل تردید نبود – باز هم میخواستند دقتی بیشتر به خرج دهند. در همان بازه زمانی، متون فقهی و اصولی ایشان را گرفتند و مطالعه کردند.
الف) شهادت علمی یک استاد
برخی از اساتید مجلس خبرگان، جزوه فقهی «استطاعت حج» را که ایشان نگاشته بودند دیده بودند. این استاد خود بحث استطاعت را کار کرده و نظرات مراجع گذشته و حال را بررسی نموده بود. او شهادت میداد که «من این متن را بررسی کردم؛ اگر از بقیه بزرگان و مراجع بالاتر نباشد، کمتر نیست.»
ب) پیشینه مدیریتی و مشورتی
برخی از کسانی که سالها در کنار رهبری (امام شهید) بودند، گزارش میدادند که در واقع یک کارورزی مدیریتی برای ایشان در کنار امام شهید رقم خورده بود. گاه خود امام شهید مأموریتهایی را به ایشان واگذار میکردند. امام شهید نسبت به ایشان توصیفها، تکریمها و تصدیقهایی داشتند و به معنایی از مدیریت، فعالیت و نظرات مترقی ایشان در زمینههای مختلف «مدح» میفرمودند. همین امر موجب شده بود بسیاری از مسئولان نظامی و بخشهای کشوری احساس نیاز به مشورت با ایشان کنند. خود آن مسئول که بر عرصه کار خود اشراف داشت، بارها میگفت این مشورت و اشراف حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای بسیار ارزشمند است.
ج) تأکید بر تحقیقات دقیق
مبادا کسی گمان کند این مسائل احساسی و مبتنی بر محبت بود. خبرگان در مقابل قرآن قسم یاد کرده بودند و باید به آن قسم عمل میکردند. راهش همین تحقیقات و بحثهای دقیق بود.
9. گریز ایشان از مسئولیت (فرار از قدرت)
ایشان همواره از این امر گریزان بودند. حتی گاهی با اعضای خبرگان جلسه داشته باشند. روزهایی که حضرت آقا (امام شهید) با اعضای خبرگان در بیت جلسه داشتند، ایشان کلاً از منزل خارج نمیشدند تا مبادا در بین راه کسی ایشان را ببیند و شائبهای پیش آید. در بسیاری از جلسات و دیدارهای حضرت آقا دیده شده بود که ایشان مینشستند و از بیان امام شهید استفاده میکردند، اما جلسات خبرگان تنها جلساتی بود که ایشان اصلاً شرکت نمیکرد و حتی از منزل خارج نمیشد. فرموده بودند: «من روزهای دیدار خبرگان اصلاً از منزل خارج نمیشوم.» گاهی پس از دیدار با حضرت آقا میخواستم خدمت ایشان برسم یا پیش از آن، اما ایشان نمیپذیرفتند. همین فرار ایشان از این مسئله، خود یکی از محاسنشان بود؛ نه تنها هیچ تلاشی نکردند، بلکه در این سالها ممانعت نیز داشتند.
10. تمکین پس از تمام شدن حجت
الحمدلله خداوند هدایت کرد و ایشان به جدشان امیرالمؤمنین علیهالسلام اقتدا کردند که وقتی همه از ایشان خواستند خلافت ظاهری را بپذیرد، فرمود: «حجت بر من تمام شد.» برای امام عزیز انقلاب نیز همین اتفاق افتاد. هنگامی که خبرگان آمدند و شهادت دادند «بهترین کسی که میتواند سکان این کشتی انقلاب را به دست گیرد، حضرت عالی هست»، دیگر ایشان به این نظر تمکین کردند. همانطور که پدر شهیدشان امام شهید فرمودند: «حالا که بر عهده من قرار گرفت، خسرو به قوت.» پیامهای ایشان چنان رقیق و بلند بود که یک یا دو بار اشک از شعف جاری شد؛ از اینکه خدا چه لطفی به ملت کرده است.
11. جمعبندی: ارادت و سربازی
خداوند دلها را هدایت کرد و این انتخاب الهی و مردمی، التیامی بر داغ شهادت امام شهید شد. انشاءالله ملت ایران لایق سربازی ایشان باشند و با هدایت ایشان بتوانند زمینهسازی ظهور امام زمان (عج) را انجام دهند. همانطور که گفته میشود: «میخواستند نظام ما را عوض کنند، نتواستند. شعار ما را عوض کنند، نتواستند و همچنان میگوییم: ابوالفضل علمدار ـ خامنهای نگهدار.» اینها همه نعمتهایی است که باید شکرگزار باشیم.
معتقدان به ظهور ولیعصر و وجود ولیعصر (ارواحنا فداه)، هرگز دچار ناامیدی و یأس نمیشوند و میدانند که به درستی این خورشید طلوع خواهد کرد و این تاریکیها و سیاهیها را برطرف خواهد نمود.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.