1. درآمد: سه دوره جنگ تحمیلی علیه ایران
ایران سه دوره جنگ تحمیلی را تجربه کرده است:
جنگ ۸ ساله دفاع مقدس
جنگ ۱۲ روزه
جنگ ۴۰ روزه رمضان (جنگ اخیر)
نکته مهم این است که ایران هیچگاه آغازگر جنگ نبوده، اما هرگز پای خود را از خاک میهن عقب نکشیده است.
اگر نگاه اقتصادی به مسئله داشته باشیم، ایران ۴۷ سال درگیر جنگ اقتصادی بوده است. از ابتدای پیروزی انقلاب، آمریکا و سایر دولتهای غربی تحریمها را علیه ایران آغاز کردند. تحریمهای هستهای، نظامی و انواع دیگر تحریمها که در ۴۷ سال اخیر بر ایران تحمیل شده، در هیچ کشوری سابقه ندارد. کارشناسان شگفتزده بودند که چگونه کشوری با تحریم بانک مرکزی و قطع از سوئیفت، توانسته بر پای خود بماند. این نشاندهنده ظرفیت بالای بالفعل و بالقوه اقتصاد ایران است.
2. ریشههای استعمار ۷۲ ساله آمریکا در ایران
برای درک بهتر، باید به عقبتر برگشت. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که عملاً آمریکا جایگزین انگلیس در ایران شد، یک استعمار ۲۵ ساله آغاز گردید. برجستهترین اقدام آن، اصلاحات ارضی در اواخر دهه ۳۰ و اوایل دهه ۴۰ بود که کشاورزی ایران را نابود کرد. در همان سالهای ۱۳۵۳-۱۳۵۴، ایران بالای ۶ میلیون تن گندم وارد میکرد. تخم مرغ و مرغ از رژیم صهیونیستی، گوشت یخ زده از استرالیا و گوشت گرم از فرانسه وارد میشد. اقتصادی وابسته برای ایران ایجاد کردند. همچنین آمریکا خارک (جزیره نفتی) را تصرف کرد و بلایی که الان سر عراق آوردهاند (نمیداند چقدر نفت صادر کرده و درآمدش کجا میرود) قبلاً سر ایران آورده بودند. جنگ ۴۰ روزه رمضان به نوعی شورش علیه استعمار ۷۲ ساله آمریکا و تحریمهای اقتصادی ۴۷ ساله بود.
3. تجربه مذاکره و برجام (باختبرد)
در دهه ۹۰، ایران از طریق مذاکره و برجام سعی کرد مشکلات را حل کند. آمریکا بازی کرد: یکبار تحریم میکرد، یکبار رفع میکرد. ترامپ در دوره اول خود از برجام خارج شد و هر دستاوردی که ایران داشت (اگر هم بود، فقط کمی شلتر شدن تحریمها بود) از بین رفت.
4. تبدیل ایران به قدرت چهارم جهان (از نگاه کارشناسان غربی)
کارشناسان معتقدند ایران تبدیل به یک قدرت (نه فقط قدرت نظامی، بلکه قدرت ژئوپلیتیک) شده است. نمونهها:
نشریه آتلانتیک: ایران «سلاح آخرالزمانی» کشف کرده و اشاره به تنگه هرمز دارد که به عنوان راهبرد بازدارنده از آن استفاده میشود.
برندگان جایزه نوبل (عجم اوغلو و سایمون جانسون): در یادداشتهای اخیر خود تحلیل جالبی دارند. سایمون جانسون میگوید: قبلاً آمریکا با استفاده از ظرفیت دلار ایران را تحریم میکرد، الان ایران ورق را برگردانده و با استفاده از تنگه هرمز آمریکا را تحریم میکند. جای تحریمکننده و تحریمشونده عوض شده است.
عجم اوغلو (که مشترکاً با جانسون برنده نوبل شده) میگوید: ترامپ در باتلاق این جنگ غرق شده است.
رابرت هانری (استراتژیست نظامی غرب): در مصاحبه اخیر خود گفت: «۳۰ سال است در حوزه جنگ ایران و آمریکا مطالعه میکنم، حتی شبیهسازی کردیم. به این نتیجه رسیدم که حمله به ایران اشتباه است.» او از تعبیر «ایران تبدیل به قطب چهارم قدرت» استفاده کرد.
5. تحقق سند چشمانداز با شهادت رهبری
برخی ممکن است با توجه به تورم و مشکلات اقتصادی این تحلیل را بعید بدانند. اما امام شهید فرمودند: «ما به قله نزدیک میشویم.» سند چشمانداز (که سال ۱۴۰۴، آخرین سال آن بود) میگفت ایران باید به قدرت اول منطقه تبدیل شود. شاید امام شهید با شهادت خود و اتفاقات پس از آن، عملاً این سند چشمانداز را محقق کردند. ایران الان تبدیل به قدرت اول منطقه و قدرت ژئوپلیتیک شده است.
6. جنگ ۴۰ روزه و تنگه هرمز (جایگاه اقتصادی استراتژیک)
پیش از جنگ، نفت حدود ۶۰-۷۰ دلار بود. با وقوع جنگ، قیمت نفت تا ۱۰۰ دلار و ۹۷ دلار بالا رفت. حتی با بحث آتشبس از سوی ترامپ، قیمت نفت همچنان بالاست. ترامپ سعی کرد با بازیهای رسانهای و دستکاری در بازارهای کاغذی نفت، قیمت را کنترل کند، اما گویا «گفتاردرمانی» ترامپ دیگر جواب نمیدهد.
اهمیت تنگه هرمز: روزانه حدود ۱۰۸ میلیون بشکه نفت در جهان صادر میشود؛ ۲۰ میلیون بشکه (۲۰ درصد) از تنگه هرمز عبور میکند. حدود ۲۰ درصد از انرژی گازی جهان از این تنگه عبور میکند. ۲۳ درصد سوخت کشتیها، ۳۵ درصد متانول، نزدیک ۳۰ درصد اوره جهان (که قیمت آن دو برابر شده و به ۹۰۰ دلار در هر تن رسیده)، ۲۰ درصد آمونیاک و فسفات، ۵۰ درصد گوگرد، ۸ درصد آلومینیوم و یک سوم هلیوم جهان از این تنگه عبور میکند. چین (۹۷ میلیارد دلار)، ژاپن و کره جنوبی به شدت به این تنگه وابستهاند. با بسته شدن تنگه هرمز، حتی کانال پاناما نیز دچار صف انتظار ۴۰ روزه شده و هزینه حمل و نقل ۵۰-۶۰ درصد افزایش یافته است.
قیمت اوره دو برابر شده و فشار بر کشاورزی آمریکا آورده است. هلیوم (که در ریزتراشهها و نیمهرساناها و هوش مصنوعی کاربرد دارد) یک سوم جهان در قطر تولید میشود و از تنگه هرمز عبور میکند.
7. درآمدهای جدید ایران از تنگه هرمز
ایران تاکنون از این ظرفیت مغفول استفاده نمیکرد. اما الان:
در یک ماه اول جنگ، ایران بیش از یک و نیم میلیارد دلار درآمد اضافی داشته است.
قبلاً نفت را با تخفیف میدادیم و التماس میکردیم، الان التماس میکنند که نفت بدهیم.
حتی اگر فقط ۱۵۰ کشتی روزانه از تنگه هرمز عبور کند و هر کشتی ۲ میلیون دلار عوارض عبور بگیرد، درآمد سالانه بیش از ۱۱۰ میلیارد دلار خواهد بود (در حالی که کل درآمد نفتی و غیرنفتی ایران حدود ۹۰ میلیارد دلار است).
هزینه بیمه کشتیها از 2.5 درصد به ۳ درصد افزایش یافته. ایران میتواند صنعت بیمه خود را فعال کند و سالانه ۲۲ میلیارد دلار فقط از بیمه کشتیها درآمد داشته باشد.
پیشنهاد شده که جزایر ایران (قشم، کیش، خارک، تنب بزرگ و کوچک) به هاب مالی و انرژی دنیا تبدیل شوند و هر کشوری بخواهد از اینجا عبور کند، معاملات انرژی خود را در این بازار انجام دهد. برآورد درآمد کارمزدی تا ۳۰ میلیارد دلار است. حتی بحث شورش علیه دلار و استفاده از یوان یا ریال مطرح شده است.
8. توییت وزیر خارجه و قدرت دیکته کردن به غرب
وقتی وزیر امور خارجه ایران توییتی درباره تنگه هرمز زد، قیمت نفت ۱۰ دلار کاهش پیدا کرد. یعنی فقط یک خبر (باز شدن موقت تنگه هرمز) ارزشش ۱۰ دلار در هر بشکه بود. اگر این رقم را در ۱۰۰ میلیون بشکه معاملات روزانه ضرب کنید، اهمیت آن مشخص میشود. ایران الان دارد به غرب و آمریکا دیکته میکند. برخی کارشناسان حتی میگویند میتوان از کشتیها غرامت گرفت یا کشورهای متخاصم را موظف به پرداخت خسارت کرد.
9. دستاوردهای جنگ در مقابل مذاکره
دستاوردهایی که ایران با جنگ به دست آورده، قابل مقایسه با دستاوردهای مذاکره نیست. دو بار (در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه) دشمن در میانه مذاکره، ناجوانمردانه حمله کرد. این نشان میدهد که ترامپ و رژیم صهیونیستی فقط زبان زور را میفهمند.
10. چشمانداز: تلاقی قدرت نظامی و اقتصادی در ۱۴۰۴
در سال ۱۴۰۴، ما شاهد تلاقی قدرت نظامی و اقتصادی ایران خواهیم بود. الان داریم از برگهای برنده نیروی نظامی برای حفظ منافع اقتصادی استفاده میکنیم. این همان دیپلماسی اقتصادی است که قبلاً مبهم بود، اما الان واضح شده است. نباید به امید «کدخدا» (آمریکا) ماند که بیاید حق ما را بدهد. ما با اقتدار خود حقمان را میگیریم.
نظم جدیدی پس از جنگ ۴۰ روزه رمضان ایجاد میشود. کشورهای حوزه خلیج فارس دیگر جایگاه سابق خود را در اقتصاد منطقه ندارند. ایران معادلات اقتصاد جهانی را به نفع خود تغییر خواهد داد.
11. نقش مردم (عامل محاسبهنشده دشمن)
دو چیزی که آمریکا روی آن حساب نکرد:
قدرت موشکی ایران
اقتدار مردم (۵۲-۵۳ شب حضور در خیابانها)
به فرموده رهبر شهید، مردم مبعوث شدهاند و دارند مدیریت میکنند. اگر قدر این فرصتها را بدانیم، همانطور که غربیها میگویند «یک ابرقدرت جدید متولد شده» – نه فقط ابرقدرت نظامی، بلکه اقتصادی. یک تمدن جدید ایرانی-اسلامی در حال شکلگیری است و کشورهای دیگر در حال تجدید نظر در اتکای خود به دولتهای استثمارگر هستند.
12. جمعبندی
ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان، با تکیه بر ظرفیت راهبردی تنگه هرمز و حضور مردمی، موفق شد معادلات قدرت را به نفع خود تغییر دهد. از یک سو با اقتدار نظامی از منافع اقتصادی خود دفاع میکند و از سوی دیگر، درآمدهای جدید (عوارض عبور، بیمه، هاب مالی و انرژی) چشمانداز اقتصادی روشنی را ترسیم مینماید. گویا ایران به قدرت اول منطقه و یک ابرقدرت جدید اقتصادی-نظامی تبدیل شده است و نظم جدید جهانی در حال شکلگیری است.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.