کتاب‌ها

اخلاق و عرفان

  • نشان کردن

مركز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه ى علميه نام كتاب: اخلاق و عرفان مؤلف: رضا رمضانى تهيه كننده: مركز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه ى علميه ناشر: انتشارات مركز مديريت حوزه ى علميه ى قم ويراستار: محمد جواد شريفى حروف چين و صفحه آرا: حسن يوسفى چاپ اول: بهار 1383 شمارگان: 2000 نسخه بها: 000/10 ريال قم، صندوق پستى 4466/37185 تلفن: 7737217 شابك: 2 ـ 51 ـ 6918 ـ 964 مراكز پخش: قم: مدرسه ى عالى دارالشفاء، انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم، تلفن: 7748383 واحد 9، مؤسسه ى فرهنگى دانش و انديشه ى معاصر، تلفن: 6492693 كليه ى حقوق چاپ براى ناشر محفوظ است

مقدمه
قال الله تبارك و تعالى فى حديث قدسى: «كنت كنزاً مخفياً فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف».
اخلاق و عرفان، دو دانش مهم اسلامى اند كه با فضايل و رذايل ارزشى، راه رسيدن به خدا را براى بشر هموار مى سازد. با توجه به اين كه عنصر مشترك اخلاق و عرفان، عشق است، در اين مقدمه به اختصار در باب عشق سخن مى گوييم.
بى شك سخن گفتن و بحث و گفتوگو از مقام عشق كه وراى لفظ و بحث و تعقل است، حاوى نوعى تناقض و تهافت است; زيرا عشق بازى عاشقان و سالكان از طريقت كجا و كاوش و گفتوگو كجا.
هرچه گويم عشق را شرح و بيان *** چون به عشق آيم خجل باشم از آن
گرچه تفسير زبان روشنگر است *** ليك عشق بى ريان روشن تر است
چون قلم اندر نوشتن مى شتافت *** چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت
(مثنوى مولوى)
حافظ شيرين سخن نيز چنين مى سرايد:
قلم را آن زبان نبود كه سرّ عشق گويد باز *** وراى حد تقرير است شرح آرزومندى
عاشقان نيز سالكانى هستند كه مجلاى اسما و صفات الهى اند، از فيض اقدس و مقدس در قوس صعود و نزول منور گشتند و از كثرت دنيا و مافيها امان يافتند و مهمان مقام وحدت شدند; ليلة القدرِ آنان رفع حجاب و جذب و شهود و لقاى دوست بود، بستر عشقشان خلوتگاهِ شب و معشوقشان ايزد منان.
حال سخن گفتن از عشق و عاشقى نشايد آن هم با قلمِ اسيرى گوشه نشين كه هنوز در ميان منزل تشبيه و تنزيه در تذبذب است و چون صوفيانِ متحير در حيرت درمانده. چگونه از عاشقان اهل يقين و به مقصد رسيده بنگارد; آنانى كه مقام قاب قوسين را در شب معراج ربودند و مصابيح جان خويش را با خطابات الهى و مأثورات نبويه و ولويه منزه ساختند; از ساحل بحر علم و درياى معرفت حقيقى گذشتند و به درياى فنا قدم نهادند; دريايى كه جز فانيان آتش عشق را سير در آن ميسّر نگردد. از منزلِ يُحبّهم به منزل يُحبّونه رسيدند; با جذبات الوهيت، آلودگى هاى بشريت روبيدند; با ريختن خونشان به «الست بربكم» پاسخ «بلى» دادند.
درس عبوديت را از مولى على(عليه السلام) آموختند كه فرمود: «لا اعبد رباً لم اره» و اشارت «لايزال العبد يتقرب الىّ بالنوافل حتى اَحبه فاذا اَحببتُه كنتُ له سمعاً و بصراً و لساناً و يداً فبى يبصر و بى ينطق و بى يسمع و بى يبطش» را جهت كسب مقام قرب نوافل و فناى الهى يافتند.
عاشقان خواص اند كه به كمند عشق وحدانيت و جذبات الوهيت به مرتبه ى ولايت رسيدند، از ظلمات وجود به كلى خلاص يافتند و به نور عالم بقاى حقيقى منوّر گشتند.
دعوى عشق جانان در هر دهان نگنجد *** وصف جمال رويش در هر زبان نگنجد
نور كمال حسنش در هر نظر نيايد *** شرح صفات ذاتش در هر بيان نگنجد
عِزّ جلال وصلش جبريل در نيايد *** مُنجوق كبريايش در لامكان نگنجد
عكسى ز تاب نورش آفاق بر ندارد *** فيضى ز فضل جودش در بحر و كان نگنجد
سيمرغ قاف عشقش از بيضه چون در آيد *** مرغى است كه آشيانش در جسم و جان نگنجد
يك ذره بار حكمش كونين بر نتابد *** يك نكته راز عشقش در دو جهان نگنجد
در عظمت عشق همين بس كه عقل عاقلان در تحقيق معناى آن ذوب شده و بجاى فرزانگى سر از ديوانگى در آورد.
سخت تر شد بند من از پند تو *** عشق را نشناخت دانشمند تو
آن طرف كه عشق مى افزود درد *** بوحنيفه و شافعى درسى نكرد
زين خرد جاهل همى بايد شدن *** دست در ديوانگى بايد زدن
آزمودم عقل دورانديش را *** بعد از اين ديوانه سازم خويش را
(مثنوى مولوى)
بعد از اين وصف عشق و عاشقى، بر خود لازم مى دانم از نويسنده ى محترم، حضرت حجة الاسلام والمسلمين حاج شيخ رضا رمضانى كه زحمت تدوين اين اثر را به عهده داشتند، تشكر نمايم; هم چنين سپاس گزار همه ى مديران و تلاش گران عرصه ى علم و فرهنگ، به ويژه حجت الاسلام والمسلمين حاج آقاى بوشهرى، مدير محترم مركز مديريت و مركز مطالعات حوزه ى علميه و نيز حجج اسلام سيد محمد على داعى نژاد، معاونت تحقيقات و حميد كريمى، مدير پروژه هاى مركز هستم كه بدون فعاليت خالصانه ى آن عزيزان اين گام ها برداشته نمى شد.
عبدالحسين خسروپناه
جانشين مركز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه ى علميه
4/10/1382
اول ذيقعده 1422
مصادف با ولادت حضرت مسيح(عليه السلام) و حضرت معصومه(س)

گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.

اخلاق و عرفان | پایگاه پاسخ به شبهات