خونخواهی و شعار انتقام، هرگز یک فریاد خشم زودگذر یا التیامی برای دردهای لحظهای نیست؛ بلکه در عمیقترین لایههای معرفت دینی و مکتب عاشورا، این شعار، «ریسمان وثیق» ایمان و محور وحدت جامعه است. وقتی خون پاکترین انسانها بر زمین ریخته میشود، این خون به منزله «ثارالله» در رگهای عالم جاری میشود و سکوت در برابر آن، نه تنها خاموشی یک فاجعه، که خیانت به تمامی ارزشهای الهی و زمینهچینی برای تکرار ظلم است. خونخواهی یعنی ما در برابر «ثلمه» و شکاف عظیمی که بر پیکره عالم و تاریخ وارد شده، نمیتوانیم بیتفاوت باشیم؛ زیرا این خون، تنها خون یک فرد نیست، بلکه جامع تمام خونهای پاک و نماد مظلومیت قلهوار تاریخ است. شهادتِ ولی خدا، به ویژه نائب امام زمان، مفاهیم انتزاعی دین را به امور عینی و ملموس تبدیل میکند و دیگر نمیتوانیم «ثار» را صرفاً واژهای در زیارتنامهها بدانیم، بلکه آن را با تمام وجود و گوشت و پوست خود حس میکنیم. از این رو، سر دادن شعار انتقام، نخستین گام برای «قصاص» است؛ قصاصی که قرآن آن را مایه حیات جامعه میداند و بدون آن، امنیت و بازدارندگی در برابر دشمنان از بین میرود. اگر این فریاد به گوش جهانیان نرسد و هزینه جنایت برای دشمن سنگین نشود، هیچ ضمانتی برای تکرار نشدن این جنایت ها وجود ندارد. دشمن با کشتن سیدالشهداء تصور کرد نور حق را خاموش کرده است، اما خونخواهی بود که امامت را در نسل ایشان تداوم بخشید و کاخ ظلم را به لرزه درآورد. امروز نیز شعار انتقام، تداوم همان «یالثارات الحسین» است تا به دشمن بفهماند که هرگز نباید خود را در امنیت ببیند و خون شهدا، بیحساب و کتاب نخواهد ماند. خونخواهی، فراتر از یک اقدام تنبیهی، یک جریان فرهنگی و تمدنی است؛ و انتقام حقیقی، برچیدن آن «تمدن منحط غرب» و نظم ظالمانه حاکم بر جهان است. این شعار، نه فقط قاتلان را هدف میگیرد، که ریشههای فکری و نظامات استکباری را که زمینهساز چنین فجایعی هستند، نشانه میرود. از سوی دیگر، خونخواهی موتور محرک بعثت مردمی است؛ همان موتوری که اصحاب امام زمان را به قیام وادار میکند و شعارشان را «یالثارات الحسین» قرار میدهد. این خونها، نه تنها هدر نمیروند، بلکه هر کدام تراکمی ایجاد میکنند که میدان را برای ظهور منجی آمادهتر میسازد. هر اندازه فریاد انتقام بلندتر باشد، به تحقق وعده الهی برای اقامه قسط و عدل جهانی نزدیکتر میشویم. در نهایت، خونخواهی تبلور بیقراری و عشق به امام است؛ یعنی لحظهای از یاد مظلومیت و عطش اهلبیت غافل نشدن و هر حرکت و سکنهای را در مسیر جبران آن ضایعه عظیم و رسیدن به قرب الهی معنا کردن. بنابراین، سر دادن شعار انتقام، نه یک تصمیم تاکتیکی، بلکه یک ضرورت هویتی، ایمانی و تاریخی برای پاسداری از خون شهدا، حفظ وحدت جامعه، تحقق امنیت پایدار، زمینهسازی برای ظهور و در نهایت، تقرب به خداوندی است که خود متکفل خونخواهی مظلومان عالم است.
خونخواهی و شعار انتقام

شبهه: واقعا چرا و چه ضرورتی دارد که به دنبال انتقام از قاتلان رهبر باشیم؟
اطلاعات مطلب
- منبع
- مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزههای علمیه)
- تاریخ انتشار
- 10 شهریور 05
- بازدید
- ۵
فایلهای پیوست
خونخواهی و شعار انتقام
- نشان کردن
شبهه: واقعا چرا و چه ضرورتی دارد که به دنبال انتقام از قاتلان رهبر باشیم؟
خونخواهی و شعار انتقام، هرگز یک فریاد خشم زودگذر یا التیامی برای دردهای لحظهای نیست؛ بلکه در عمیقترین لایههای معرفت دینی و مکتب عاشورا، این شعار، «ریسمان وثیق» ایمان و محور وحدت جامعه است. وقتی خون پاکترین انسانها بر زمین ریخته میشود، این خون به منزله «ثارالله» در رگهای عالم جاری میشود و سکوت در برابر آن، نه تنها خاموشی یک فاجعه، که خیانت به تمامی ارزشهای الهی و زمینهچینی برای تکرار ظلم است. خونخواهی یعنی ما در برابر «ثلمه» و شکاف عظیمی که بر پیکره عالم و تاریخ وارد شده، نمیتوانیم بیتفاوت باشیم؛ زیرا این خون، تنها خون یک فرد نیست، بلکه جامع تمام خونهای پاک و نماد مظلومیت قلهوار تاریخ است. شهادتِ ولی خدا، به ویژه نائب امام زمان، مفاهیم انتزاعی دین را به امور عینی و ملموس تبدیل میکند و دیگر نمیتوانیم «ثار» را صرفاً واژهای در زیارتنامهها بدانیم، بلکه آن را با تمام وجود و گوشت و پوست خود حس میکنیم. از این رو، سر دادن شعار انتقام، نخستین گام برای «قصاص» است؛ قصاصی که قرآن آن را مایه حیات جامعه میداند و بدون آن، امنیت و بازدارندگی در برابر دشمنان از بین میرود. اگر این فریاد به گوش جهانیان نرسد و هزینه جنایت برای دشمن سنگین نشود، هیچ ضمانتی برای تکرار نشدن این جنایت ها وجود ندارد. دشمن با کشتن سیدالشهداء تصور کرد نور حق را خاموش کرده است، اما خونخواهی بود که امامت را در نسل ایشان تداوم بخشید و کاخ ظلم را به لرزه درآورد. امروز نیز شعار انتقام، تداوم همان «یالثارات الحسین» است تا به دشمن بفهماند که هرگز نباید خود را در امنیت ببیند و خون شهدا، بیحساب و کتاب نخواهد ماند. خونخواهی، فراتر از یک اقدام تنبیهی، یک جریان فرهنگی و تمدنی است؛ و انتقام حقیقی، برچیدن آن «تمدن منحط غرب» و نظم ظالمانه حاکم بر جهان است. این شعار، نه فقط قاتلان را هدف میگیرد، که ریشههای فکری و نظامات استکباری را که زمینهساز چنین فجایعی هستند، نشانه میرود. از سوی دیگر، خونخواهی موتور محرک بعثت مردمی است؛ همان موتوری که اصحاب امام زمان را به قیام وادار میکند و شعارشان را «یالثارات الحسین» قرار میدهد. این خونها، نه تنها هدر نمیروند، بلکه هر کدام تراکمی ایجاد میکنند که میدان را برای ظهور منجی آمادهتر میسازد. هر اندازه فریاد انتقام بلندتر باشد، به تحقق وعده الهی برای اقامه قسط و عدل جهانی نزدیکتر میشویم. در نهایت، خونخواهی تبلور بیقراری و عشق به امام است؛ یعنی لحظهای از یاد مظلومیت و عطش اهلبیت غافل نشدن و هر حرکت و سکنهای را در مسیر جبران آن ضایعه عظیم و رسیدن به قرب الهی معنا کردن. بنابراین، سر دادن شعار انتقام، نه یک تصمیم تاکتیکی، بلکه یک ضرورت هویتی، ایمانی و تاریخی برای پاسداری از خون شهدا، حفظ وحدت جامعه، تحقق امنیت پایدار، زمینهسازی برای ظهور و در نهایت، تقرب به خداوندی است که خود متکفل خونخواهی مظلومان عالم است.
دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.