شهادتِ مظلومانهٔ پیشوایِ فرزانهٔ انقلاب اسلامی، نه یک تراژدیِ تاریخی، که نقطهٔ عطفی در جریانِ مبارزهٔ حق علیه باطل بود. خونی که از پیکرِ این مردِ الهی بر زمین ریخت، در امتدادِ خونِ پاکِ حسینبنعلی (ع) و تمامیِ اولیایِ الهی، به «ثارالله» پیوست و وعدهٔ خونخواهی را به مرحلهٔ اجرا نزدیکتر کرد.
حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، بهروشنی اعلام کردهاند که این انتقام محقق خواهد شد و بهزودی، آزادگانِ جهان - هر یک بهسهمِ خود - بخشی از این مأموریتِ الهی را بهانجام خواهند رساند. این وعده، نه یک شعارِ عاطفی، که مبتنی بر سنتِ قطعیِ الهی است.
دو سطحِ انتقام؛ از بازدارندگی تا برچیده شدنِ ظلم
سنتِ الهی در خونخواهی از اولیای خود، در دو سطح جریان مییابد:
سطح اول؛ انتقامِ بازدارنده: این سطح، با هدفِ هزینهسازی برای دشمن و عبرتآموزیِ جامعه، صورت میپذیرد. در این مرحله، خونخواهی تنها یک شعار نیست؛ خداوند زمینهٔ نصرت را فراهم میآورد؛ چنان که خونِ حسینبنعلی (ع) با قیامِ توّابین و مختار ثقفی، تا حدی بازخواست شد. گاه این خونخواهی به واسطهٔ «شرارِ خلق» صورت میگیرد؛ همانگونه که خونِ یحییبنزکریا (ع) با بختالنصر، از جوشش افتاد. امام صادق (ع) میفرمایند:
«إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَنْتَصِرَ لِأَوْلِيَائِهِ انْتَصَرَ لَهُمْ بِشِرَارِ خَلْقِهِ، وَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَنْتَصِرَ لِنَفْسِهِ انْتَصَرَ بِأَوْلِيَائِهِ؛ خداوند هنگامی که بخواهد برای اولیای خود یاری کند، به دستِ بدترینِ آفریدگانش آنان را یاری میدهد؛ و هنگامی که بخواهد برای خود (و دینِ خود) یاری کند، به دستِ اولیایِ خود یاری میدهد.»
این انتقام، هرچند مقطعی است، اما هزینهٔ هجوم به اولیای الهی را برای ستمگران بهشدت افزایش میدهد و مانع از تکرارِ شهادتِ ولیخدا در آن برهه میشود.
سطح دوم؛ انتقامِ نهایی و جهانی: این سطح، غایتِ وعدهٔ الهی و تحققِ کاملِ عدل است. در این مرحله، اولیای خاصِ الهی، چون مهدیِ موعود (عج)، ظهور کرده و نظامِ ظلم و استکبار را برای همیشه برچیده میکنند. این همان «حکومتِ عدلِ جهانی» است که در گفتگویِ حضرت فاطمه (س) با جبرئیل، و در دعایِ ندبه، بهعنوانِ وعدهٔ حتمیِ الهی مطرح شده است. در این سطح، دینِ خدا بهطور کامل بر زمین حاکم میگردد.
خونِ رهبرِ شهید؛ محرکی برای جوششِ انتقام
رهبری معظم، با مخاطب قرار دادنِ تمامیِ آزادگانِ عالم، سطح اولِ انتقام را به یک جنبشِ فراگیرِ جهانی تبدیل کردهاند؛ جنبشی که وظیفهٔ هر آزادهٔ مسلمان، مسیحی، یهودی و حتی انسانِ آزادهٔ بیدین را در قبالِ این جنایت، تعیین میکند.
این مأموریت، محدود به یک گروه یا جبههٔ خاص نیست؛ بلکه وظیفهٔ هر انسانِ آزادهای است که به فطرتِ خویش و وعدهٔ الهی ایمان دارد. هر آزاده، در هر نقطهٔ جهان، میتواند با افشای جنایت، قطعِ همکاری با ستمگران، حمایت از جبههٔ مقاومت، و آمادگی برای حضور در صحنهٔ نبردِ حق علیه باطل، سهمِ خود را در این مأموریتِ الهی ادا کند.
ضرورتِ این انتقام، از چند جهت، انکارناپذیر است:
۱. عدالت الهی: خونِ مظلوم، هرگز در نظامِ توحیدی بیپاسخ نمیماند. قرآن، صراحتاً وعدهٔ نصرتِ اولیا را داده و فرموده است: «وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» (سورهٔ حج، آیهٔ ۴۰). انتقام از قاتلانِ رهبرِ شهید، تحققِ عینیِ این وعدهٔ قرآنی است.
۲. بازدارندگی از تکرارِ جنایت: اگر خونِ رهبرِ شهید بیپاسخ بماند، نظامِ سلطه به خود جرئت میدهد که جنایاتِ خود را تکرار کند. چنین انتقامی، بهوضوح، هزینهٔ شهادت را برای دشمن بهشدت بالا میبرد و مانع از تکرارِ آن میشود.
۳. زمینهسازی برای ظهور: خونِ ولی خدا زمینهسازِ تحققِ وعدهٔ الهی در برچیده شدنِ نظامِ سلطه و استقرارِ حکومتِ عدلِ جهانی خواهد بود. آزادگانِ جهان، هم در تحققِ سطح اول (بازدارندگی) و هم در زمینهسازیِ سطح دوم (ظهور)، نقشآفرینند.

دیدگاه کاربران
برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.