ضمائمویژه‌نامه

اهل بیت(ع) و خونخواهی

  • نشان کردن

شبهه: چرا نباید مثل پیامبر که در فتح مکه همه را بخشید ما هم قاتلان رهبر را ببخشیم؟

پاسخ به این شبهه را باید در تفکیک دقیق میان «بخشش از موضع قدرت» و «سکوت در برابر ظلمِ پایمال‌کننده» جست. کسانی که به بخششِ پیامبر در فتحِ مکه تمسک می‌جویند، فراموش می‌کنند که آن عفو بزرگ، در اوج اقتدار و با لشکری فاتح رقم خورد؛ پیامبری که می‌توانست با یک اشاره، تمامِ کینه‌توزانِ قریش را نابود کند، اما رحمتِ الهی را برگزید تا دل‌ها را به اسلام جذب نماید. این، نشانِ عظمتِ اخلاقیِ رسول خداست، اما هرگز به معنایِ کنار گذاشتنِ اصلِ قصاص در نظامِ الهی نبود. اگر در آن فتح، کسی دست به جنایتِ تازه‌ای می‌زد، بدونِ تردید با عدالتِ اسلامی مواجه می‌شد. اما ماجرایِ کربلا، با فتحِ مکه تفاوتی ماهوی دارد؛ آنجا بخشش از موضعِ پیروزی بود، اینجا خونِ مظلوم در اوجِ غربت و تنهایی ریخته شد.

حال، آیا اهل‌بیت در برابرِ قاتلانِ سیدالشهداء سکوت کردند؟ تاریخ، گواهِ روشنی بر خلافِ این ادعاست. برای اثبات، کافی است به نمونه‌ای عینی در خودِ سیرهٔ امامان اشاره کنیم: قاتلِ امیرالمؤمنین، ابن‌ملجمِ مرادی. آیا امام حسنِ مجتبی (ع) در برابرِ او سکوت کرد و او را بخشید؟ هرگز. امامِ مجتبی بلافاصله به عنوانِ ولیِّ دمِ پدر، فرمانِ قصاصِ او را صادر کرد و جامعه را از پلیدیِ وجودِ قاتلِ خلیفهٔ خدا پاک ساخت. این، یک اقدامِ قاطعِ الهی بود که نشان می‌دهد اهل‌بیت هرگز با اصلِ قصاص و اجرایِ عدالت در برابرِ جنایتکاران مخالف نبودند. اگر خونخواهی در سیرهٔ آنان راه نداشت، چرا قصاصِ ابن‌ملجم صورت گرفت؟ این خود، گویاترین پاسخ به شبهه‌افکنان است.

اما در ماجرایِ سیدالشهداء، قصاصِ قاتلانِ مستقیم نیز نه تنها انجام شد، بلکه با تأییدِ خودِ امامان رقم خورد. امام سجاد (ع) که در اوجِ خفقانِ اموی و با تهدیدی جدی برای بقایِ اسلام و نسلِ اهلبیت روبه‌رو بود، نه تنها به صورتِ پنهانی از خونخواهی حمایت کرد، بلکه با صدورِ مجوزی صریح، زمینه‌سازِ قیامِ مختار شد و فرمود: «اگر یک بردهٔ زنگی هم برای ما اهلبیت تعصب به خرج دهد، یاریِ او بر مردم واجب است». پس از قصاصِ سرانِ جنایتکارِ کربلا، امام سجاد (ع) اظهارِ خوشحالی کردند و امام باقر (ع) نیز کارِ مختار را ستودند. این، گامِ نخستِ خونخواهی بود که با اقدامِ مردمی، به سرانجامِ ظاهریِ خود رسید. از این رو، ادعایِ سکوتِ اهل‌بیت، نه تنها نادرست، که با تاریخِ قطعی در تناقض است.

پس چرا می‌گوییم سیدالشهداء هنوز «ثارالله» است و خونخواهیِ او ادامه دارد؟ زیرا خونخواهیِ حقیقی، با قصاصِ قاتلان به پایان نمی‌رسد. قصاص، گامِ نخستین است؛ اما خونخواهیِ جامع، فراتر از کیفرِ چند تن است. دشمنِ کربلا، برای نابودیِ دین و خاموش کردنِ نورِ خدا، به جنگِ امام برخاست؛ از این رو، تا زمانی که ریشه‌هایِ آن اندیشهٔ باطل و ساختارِ ظلمی که چنین جنایتی را ممکن ساخت، از جهان برچیده نشود و حکومتِ عدلِ الهی بر عالم استقرار نیابد، گویی هنوز انتقامِ کاملِ آن خونِ عظیم، گرفته نشده است. اهل‌بیت با درکِ این عمق، پروندهٔ خونخواهی را به دستِ خونخواهِ حقیقی یعنی امامِ زمان (عج) سپردند تا او در ظهورش، بساطِ تمامِ جریان‌هایِ باطل را برچیند. این، سکوتِ از رویِ ضعف نیست؛ بلکه صبرِ هوشمندانهٔ یک رهبریِ فرازمانی است که می‌داند کارزارِ این خون، تا قیامت ادامه دارد.

امروز که خونِ نائبِ امامِ زمان بر زمین ریخته شده، تکرارِ این شبههٔ کهنه، جز تلاشی برای تضعیفِ روحیهٔ امت و ایجادِ رخوت نیست. شبهه‌افکنان می‌خواهند میانِ ما و فریضهٔ الهیِ قصاص، فاصله بیندازند و خونِ شهیدان را پایمال کنند، غافل از اینکه سیرهٔ اهل‌بیت، سرشار از تأکید بر اجرایِ عدالت و خونخواهیِ مظلومان است. ما نه در مقامِ پیامبرِ فاتحِ مکه هستیم که از موضعِ قدرت ببخشیم، بلکه در جایگاهِ امتی مظلوم قرار داریم که خونِ ولیِّ خود را بر زمین دیده و موظف است به تکلیفِ الهیِ خود عمل کند. قصاصِ قاتلانِ رهبرِ شهید، نه تنها یک حقِّ مسلّم، که واجبی الهی برای حفظِ امنیت و بازدارندگیِ جامعه است. هر کس که این فریضه را نادیده بگیرد، نه تنها از سیرهٔ اهل‌بیت فاصله گرفته، که راهِ آنان را نیز در پیش نگرفته است. فریادِ «یا لثارات الحسین» امروز، همان خونخواهیِ جاری در طولِ تاریخ است که با خونِ تازه‌ی شهیدان، جانِ تازه‌ای گرفته و تا برچیده شدنِ بساطِ ظلم، هرگز فروکش نخواهد کرد.

گفت‌وگو

دیدگاه کاربران

برای مشاهده و ارسال دیدگاه وارد حساب خود شوید.